* به نظر شما طرح صلح عربی که از سوی اعراب ارائه شده تا چه اندازه میتواند راهگشای مشکلات منطقه باشد؟
** شیخالاسلام: از ابتدای تشکیل رژیم صهیونیستی مشکل اصلی این بود که چگونه این رژیم میتواند با اعراب زندگی مسالمتآمیز داشته باشد. آنها به دنبال بقای صهیونیسم در منطقه بودند. هدف اصلی طرحهای مختلفی که از ابتدا تا به امروز ارائه شده همین بوده است. متاسفانه گاهی خود اعراب به خاطر وابستگی بعضی از سران در این زمینه منفعل بودند و تحقیر میشدند. برخورد سختی که حضرت امام(ره) با ملک فهد به خاطر طرحی که پیشنهاد داده بود از یاد ما نرفته است. او در این طرح در پی سازش با صهیونیستها بود و وجود این رژیم در منطقه را قبول میکرد. طرح صلح عربی پادشاه سعودی که در سال 2002 مطرح شد نیز در راستای طرح قبلی است. امیر عبدالله نیز در این طرح رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخته است. پادشاهان عربستان با ارائه این طرحها به دنبال تثبیت موقعیت خود در منطقه هستند. این حکومتها پایگاه مردمی ندارند و چیزی به نام مردمسالاری در این کشور معنا ندارد. لذا چشم به خارج از کشور دارند و سعی میکنند خود را به یک کشور قدرتمند جهانی وصل کنند. به همین دلیل سعی میکنند آمریکا را از خود راضی نگه دارند. آمریکا هم براساس مصالح و منافع خودش هر چند وقت یک بار اینها را شارژ میکند تا طرحی را در منطقه که تامینکننده منافع رژیم صهیونیستی باشد راهبری کنند تا بتوانند بر منطقهای که انرژی جهان را تامین میکند تسلط کامل داشته باشند ولی خوشبختانه با مقاومت ملتها بخصوص ملت عراق و فلسطین اینها نتوانستند طرحهای خود را محقق کنند. دلیل ایجاد اسرائیل هم از ابتدا همین بود که آنها میخواستند کاری کنند تا منطقه نیل تا فرات را در دست بگیرند. طرحهای بعدی آنها هم شکست خورد. الان دوباره میخواهند کاری کنند تا با حفظ آبرو قضیه را فیصله بدهند. خوشبختانه ملت فلسطین با بیداری در حال مقاومت است. اگرچه استکبار برای ملت و دولت فلسطین مشکلاتی را آفریدهاند و آنها را تحت فشار قرار دادهاند اما این موانع سد راه مقاومت آنها نخواهد شد. لذا صلح عربی محکوم به شکست است.
* علت اصلی شکست طرحهای گذشته برای حل مسئله فلسطین چیست؟
** شیخالاسلام: مشکل فلسطین ماهیت مردمی ـ اسلامی دارد و راهحلی که قرار است برای حل این مسئله ارائه شود نیز باید از ماهیت مردمی ـ اسلامی برخوردار باشد در غیر این صورت هر راهحلی به شکست منجر خواهد شد. آنها میخواهند این مسئله را حکومتی ـ دستوری حل کنند. مبارزه و مقاومت و مسئله فلسطین ماهیتی دینی و مردمی دارد. از زمانی که صهیونیستها شروع به اشغال کردند، مردم بودند که با آنها به مقابله پرداختند یعنی کسانی مثل عزالدین قسام مقابله میکرد. البته فراز و فرودهایی داشتند ولی در نهایت همواره مردم و دین در مقاومت نقش اصلی را داشتهاند. استکبار و همدستانش میخواستند از طریق زور حکومتها و با سلطه مشکل را حل کنند که هرگز موفق به آن نخواهند شد. اگرچه خائنی مثل سادات کمپ دیوید را امضا میکند اما کمپ دیوید هم به نتیجه نمیرسد.
* از آنجایی که این طرح برای حل مسئله فلسطین ارائه شده تا چه اندازه مورد پذیرش ملت فلسطین و دولت آقای هنیه است و تا چه اندازه از آن استقبال کردهاند؟
** شیخالاسلام: این طرح دارای دو قسمت است. در قسمت اول به حضور اسرائیل در منطقه اعتراف میکند به شرطی که آنها نیز حکومت مستقل فلسیطنی را در منطقه به رسمیت بشناسند. از نظر سیاسی شاید ملت فلسطین این طرح را تا مرحلهای یک دستاورد بداند اما نهایت کار برای ملت فلسطین نیست. کسانی مثل عرفات بازیهای مختلفی کرد که در نهایت به نتیجهای نرسید. حکومت خودگردانی که امروز شاهد آن هستیم مورد تائید ملت فلسطین نیست. بلکه برای فلسطینیها یک مرحله گذراست. عدهای از فلسطینیها این طرح را تا اندازهای یک پیروزی میدانند و میگویند با این طرح ما یک حکومت مستقل فلسطینی را تاسیس میکنیم و بعد به مبارزات خود ادامه میدهیم اما عدهای دیگر هرگونه شناسایی و به رسمیت شناختن اسرائیل را محکوم میکنند و میگویند که به مبارزه و مقاومت خود ادامه میدهند و معتقدند که اگر قرار است طرحی به اجرا درآید و موفقیتآمیز باشد باید در سایه مقاومت صورت بگیرد. به نظر من آنچه که مهم است ادامه مقاومت است.
* با توجه به شکست رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه لبنان پیش کشیده شدن مجدد طرح صلح عربی را چطور ارزیابی میکنید و به نظر شما چه ارتباطی میتواند با این جنگ داشته باشد؟
** شیخالاسلام: این طرح برای آبرو بخشیدن به آمریکا در منطقه است. جنگ 33 روزه را آمریکاییها شروع کردند اما مجری آن رژیم صهیونیستی بود. آمریکا هم قول داده بود که تا آخر از آنها حمایت کند اما دیدیم که هر دو شکست خوردند. آنها سعی دارند با ارائه این طرح آبروی از دست رفته خود را احیا کنند. ما نباید اجازه بدهیم که آبروی آنها ترمیم شود. خیلی از نیروهای مقاومت نیز بر همین عقیدهاند.
* هدف آمریکا از قدرت بخشیدن به کشورهایی مثل مصر و عربستان در این طرح چیست؟
** شیخالاسلام: زیرا هیچ کشور دیگری حاضر نیست این خیانت را مرتکب شود. این رژیمها از آنجا که جایگاهی در میان ملتهای خود ندارند سعی دارند برای تثبیت موقعیت خود به قدرتی بیرونی متکی شوند.
* نظر شما در خصوص طرح صلح عربی چیست و علت طرح مجدد آن را در شرایط فعلی چه میدانید؟
** نعمتزاده: این طرح که از سوی سران کشورهای عربی و در راس آنها عربستان سعودی مطرح شده، نتیجه تحولات مختلفی است که در یک سال گذشته در منطقه خاورمیانه رخ داده است. از یک طرف با توجه به پیروزی چشمگیر حزبالله در جنگ 33 روزه و در نهایت ایجاد بحران در کابینه رژیم صهیونیستی و از طرف دیگر شکست آمریکا در عراق و ناامیدی حزب حاکم بر آمریکا از اینکه بتواند در پایان دوره زمامداری خود دستاورد قابل توجهی به دست آورد باعث شده تا آنها برخلاف سیاستی که نسبت به فلسطین دارند به سمت حل مسئله این منطقه حرکت کنند تا شاید بتوانند دستاوردی را در کارنامه کاری خود در منطقه ثبت کنند. سران کشورهای عربی نیز پس از پیروزی حزبالله به شدت از سوی ملتهای خود تحت فشار قرار گرفتند که چرا آنها نمیتوانند مسئله فلسطین را حل کنند و این ناتوانی کشورهای عربی باعث تشدید بحران مشروعیت در این کشورها شد. به عبارت دیگر در شرایطی که چهره افرادی مانند آقای احمدینژاد، سیدحسن نصرالله و آقای خالد مشعل به عنوان محبوبترین چهرههای جهان اسلام و جهان عرب (به علت حمایت آنان از مقاومت ملت فلسطین) شناخته شده است باعث شده تا رژیمهای عرب حاکم تحت فشار قرار گرفته و به دنبال پیدا کردن راهحلی برای بحران فلسطین باشند. اتفاقا آمریکا را نیز تحت فشار قرار دادند و گفتند تا زمانی که مشکل فلسطین حل نشود ما قادر نیستیم در مقابل بحرانهای دیگری از جمله ایران نقشی ایفا کنیم. لذا حل مسئله فلسطین در دستور کار آمریکا و رژیمهای عرب قرار گرفته است. همچنین به میزانی که اسرائیل دچار بحرانهای شدیدتری در درون خود میشود از جمله گزارش وینوگراد سعی میکند که توجه افکار عمومی را از آن مسئله منحرف و متوجه موضوع دیگری کند که در این شرایط این مسئله طرح صلح عربی است که میخواهند توجه افکار عمومی را به سمت این طرح منحرف کنند.
* آمریکاییها از اولمرت به عنوان کسی که میتواند طرح صلح عربی را به پیش ببرد یاد میکنند. به نظر شما آیا ارائه مجدد طرح صلح عربی میتواند کمکی به ماندن او در قدرت کند؟
** نعمتزاده: در حال حاضر اسرائیل به شدت دچار بحران هویت و امنیت است. در اینجا منظور از امنیت دیگر امنیت زندگی نیست بلکه امنیت بودن یا نبودن این رژیم است. در شرایط فعلی صحبت از ادامه حیات یا عدم ادامه حیات رژیم صهیونیستی در منطقه است. قطعا این رژیم نیازمند اطمینانها و تضمینهایی است که این نیاز میتواند از طریق به رسمیت شناختن او از سوی کشورهای منطقه تا حد زیادی تامین شود. من فکر میکنم اولمرت نیروی آمریکاییهاست و او در میان حاکمان آمریکا و لابیهای قدرت در آمریکا از نفوذ زیادی برخوردار است. اولمرت مهرهای است که بعد از شارون روی کار آمده و طرح جنگ با حزبالله را به او دادند تا اجرا کند. به نظر میرسد سعی آمریکاییها این است که مهره خود را در قدرت نگه دارند. البته به این معنا نیست که دیگر چهرههای رژیم صهیونیستی مهرههای آمریکا نباشند ولی نیروهایی مثل شارون و اولمرت کسانی هستند که با نومحافظهکاران آمریکا رابطه خوبی دارند و سرنوشت خود را به آنها گره زده بودند.
* به نظر شما هدف آمریکاییها از برجسته کردن نقش عربستان و مصر در خصوص حل مسئله فلسطین چیست؟
** نعمتزاده: در واقع به طور سنتی مصر سردمدار سازش در منطقه بوده است. حتی در زمانی که سعی میشد نقش اصلی از مصر به عربستان داده شود منجر به بروز نارضایتیهایی در میان زمامداران مصر شد. عربستان از یکسری اهرمهای قدرت برخوردار است. از جمله قدرت اقتصادی و ارتباط نزدیک با آمریکا میتواند این کشور را در منطقه برجسته کند. به تصور آنها عربستان میتواند با قدرت اقتصادی که دارد فلسطینیها را به خود جذب کند و موضع آنها را از مقاومت به سازش تغییر دهد لذا آمریکا در تلاش است تا عنصر تاثیرگذار منطقه یعنی ایران را از متن به حاشیه براند و عربستان را جایگزین او کند. به عبارت دیگر سعی دارند از تاثیرپذیری فلسطینیها از ایران جلوگیری کنند و این دو را از یکدیگر جدا کنند و آنها را تحت تاثیر عربستان قرار دهند.
* نظر خود فلسطینیها در این خصوص چیست و دولت هنیه چه موضعگیری در این خصوص داشته است؟ همچنین موضع و نظر رژیم صهیونیستی در این زمینه چیست و آیا اساسا چنین طرحی را قبول دارند یا نه؟
** نعمتزاده: طرح صلح عربی یکسری ویژگیهایی دارد که برای فلسطینیها قابل قبولتر از طرح نقشه راه است. طرح نقشه راه با از بین رفتن مقاومت و به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی شروع و سپس وارد مراحل سیاسی میشود و دادن یکسری امتیازات به فلسطینیها مطرح میشود. طرح صلح عربی با عقبنشینی رژیم صهیونیستی و تاسیس دولت مستقل فلسطینی و سپس مذاکره دو دولت فلسطین و اسرائیل آغاز میشود. لذا فلسطینیها ترجیح میدهند که از میان این دو طرح به نوعی بازیگری کنند. به این معنا که طرح صلح عربی را در مقابل طرح نقشه راه قرار میدهند و با توجه به تعارضاتی که این دو با هم دارند به مقاومت خود ادامه میدهند بدون آنکه رسما این طرح را محکوم کنند. سیاست فلسطینیها این است که در مقابل طرح صلح عربی سکوت کنند یعنی نه آن را تائید کردند و نه رد کردند. آنها به خوبی میدانند که رژیم صهیونیستی چنین طرحی را هرگز نخواهد پذیرفت. چندی پیش وزیر امور خارجه آمریکا یک طرح امنیتی را در خصوص فلسطین مطرح کرده بود. در وهله اول برای اسرائیلیها امنیت مهمتین مقوله است. طرح عربی اولا به دنبال راهحل سیاسی است و نه راهحل امنیتی که این دو در تضاد با یکدیگر قرار دارند و اسرائیلیها تمایل چندانی به پذیرش آن ندارند چرا که آن را در راستای تامین امنیت کامل خود نمیبینند.