* اخیرا برژینسکی از تئوریپردازان سیاست خارجی آمریکا و مشاور امنیت ملی کارتر طرحی را برای حل مشکلات آمریکا در عراق ارائه کرده که در آن به مذاکره با همسایگان عراق و خروج ارتش آمریکا ظرف یکسال از عراق اشاره کرده است. تحلیل و ارزیابی شما از این طرح چیست؟
** آنچه که در عراق امروز در حال رخ دادن است ناشی از یک واقعیت گریزناپذیر برای آمریکایهاست.
و این واقعیت به تعبیر خود آنها یک باتلاقی است که امکان رهایی از آن برایشان امکانپذیر نیست.
طرح برژینسکی هم دقیقا در همین راستاست. به اعتقاد من این طرح بدون توجه به واقعیتهای سیاسی منطقه تدوین شده چرا که اگر آمریکاییها بخواهند تنها با این دو تاکتیک پیش بروند قطعا دچار مشکلات بیشتری هم خواهند شد. اگر آنها صرفا با این ایده که با کشورهای همسایه عراق مذاکره کنند و در عینحال یک جدول زمانی را برای خروج از عراق تهیه کنند فکر میکنند از چالش و بحران فعلی بیرون خواهند آمد اشتباه میکنند. چرا که حتی با اعمال این دو روش باز هم چالشهای جدی دامان آمریکاییها در منطقه را خواهد گرفت. کاملا مشخص است که آمریکاییها در منطقه اقدام به تحریک قومیتها و اقلیتهای دینی و قبیلهای کردهاند و بر کسی هم پوشیده نیست که آمریکاییها از این جهت بسیار متضرر شدند و در فضای رسانهای و افکار عمومی جهان، متهم به ناکارآمدی و بیلیاقتی در خصوص تامین امنیت عراق شدند و از سوی دیگر هم ضربات سختی را از این بابت متحمل شدند. لذا به نظر من آمریکاییها صرفا با این دو راهکار نمیتوانند مشکلات و گرفتاریهای خود را در منطقه حل کنند.
* پس راهکار برونرفت آمریکا از بحران به وجود آمده چیست؟
** آمریکاییها باید تضمین بدهند که دیگر به حضور نظامی در منطقه فکر نخواهند کرد و این موضوع در سیاست خارجی آنان منتفی شود و الا خیلی از کشورهای منطقه که هماکنون به عنوان علاقهمند آمریکا ادامهدهندگان سیاستهای آمریکا در منطقه هستند از این ناحیه متضرر خواهند شد. حضور نظامیان آمریکایی در منطقه پیامدهای بدی برای کشورهای منطقه داشت. آمریکاییها بدون حصول هرگونه پیروزی قابل توجه در عراق فقط اسباب زحمت کشورهای منطقه شدند. هدف آنها ایجاد یک حکومت متمایل به خود در عراق بود. اما از روزی که آنها وارد عراق شدند بحرانهای وسیعی در عراق روی داد. تصور آمریکای قدرتمند و آمریکای تاثیرگذار از میان کشورهای منطقه رخت بر خواهد بست و تصور جدیدی را ایجاد خواهد کرد که آمریکاییها در هر کجا که پای بگذارند ریشههای ناامنی و بحران را به همراه خود خواهند داشت و لذا این طرح آقای برژینسکی جامع نیست و فرصت خروج آمریکا را به صورت آبرومندانه از منطقه فراهم نخواهد کرد.
* بوش در پاسخ به خواست کنگره آمریکا که اکثریت آن را دموکراتها و مخالفان جنگ با عراق تشکیل میدهد میگوید خروج ارتش از آمریکا موجب خسارتها، بروز ناامنیها و... خواهد شد و آمریکا منافع خود در خاورمیانه را از دست خواهد داد و به طور کلی خروج از عراق را به ضرر دولت میداند. نظر شما در این خصوص چیست؟ آیا این دلیل برای حضور ارتش آمریکا در عراق کافی است؟
** در اینکه آمریکا باید از منطقه خارج شود هیچ شکی نیست. عراق یک کشور استعمارزده نیست. دیر یا زود این اتفاق بزرگ باید روی دهد اما آثار آن بسیار مهم است ـ آمریکاییها با توجه به شرایط سیاسی که در کشورشان ایجاد شده مجبورند این کار را هرچه زودتر انجام دهند، چرا که آنها با بحرانهای مختلفی روبرو هستند. گیر افتادن در باتلاق عراق نکته منفی در پرونده بوش و همدستانش به شمار میرود و لذا آقای بوش بیش از دیگران علاقهمند است که صحنه عراق را به صورتی آبرومندانه و اطمینانبخش رها کند اما واقعیتهای سیاسی جهان متفاوت از این است، اگر آمریکاییها به هر شکلی عراق را به صورت واقعی از دست بدهند مطمئنا در رفتارهای آتی خود دچار مشکلات اساسی خواهند شد و کشورهای وابسته منطقه اعتماد خود را به بوش از دست خواهند داد و این موضوع میتواند نقشه سیاسی ـ امنیتی منطقه را دچار تغییر اساسی کند.
* دموکراتها از همان ابتدای در دست گرفتن کنگره مخالفتهای عملی خود را با سیاستهای بوش در منطقه بخصوص عراق نشان دادند. مشروط کردن تصویب بودجه نظامی بوش در عراق و افغانستان و فشار بر بوش مبنی بر خروج هرچه زودتر از عراق از این جملهاند. عدهای میگویند عراق به یک برگ برنده دموکراتها در انتخابات ریاست جمهوری تبدیل شده است. حال تا چه اندازه انتقادات دموکراتها به بوش را کارشناسی شده ارزیابی میکنید؟
** من معتقدم که در خصوص موضوع عراق هر دو دسته سیاسی آمریکا بر شکست بوش متفقالقولند. اما اینکه چرا در این هنگام دموکراتها به شدت روی این موضوع مانور میدهند هم ماهیت کارشناسی دارد و هم ماهیت انتخاباتی. یعنی دموکراتها میدانند چاهی که برای آمریکا در عراق کنده شد نه تنها بوش و جمهوریخواهان را بلکه میتواند حیثیت بینالمللی آمریکا را هم با خود فرو ببرد. در عینحالی که مثل خیلی از اتفاقات مهم جهان طرفین انتخاباتی قصد بهرهبرداری، دارند آنها هم قصد بهرهبرداری دارند.
* یکی دیگر از نکات طرح برژینسکی زمان یکسالهای است که برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق در نظر گرفته است. این زمان کوتاه یکساله و اصرار بر خروج هرچه زودتر از عراق چه پیامی را در بر دارد؟
** به نظر من این زمان یکساله ناشی از عجله آقای برژینسکی مبنی بر خروج از عراق و نجات چهره بینالمللی ـ آمریکاست. آقای برژینسکی بیش از همه تشخیص داده که چهره بینالمللی آمریکا در حال تغییر است و این تغییر سالها طول خواهد کشید که دوباره به حال اولش برگردد. حدود 60 سال از واقعه هیروشیما میگذرد و سالهاست که از قضیه ویتنام میگذرد اما هنوز آمریکاییها در نزد افکار عمومی به شدت منفور هستند. برژینسکی میخواهد میزان بدهکاری آمریکاییها به افکار عمومی جهان را با این طرح کاهش دهد.
* یکی دیگر از ابعاد طرح او گفتگو با کشورهای همسایه عراق برای حل مسائل این کشور است. چرا آنها اینقدر دیر به این نتیجه رسیدند که برای حل مسائل خود در عراق باید با کشورهای همسایه بخصوص ایران تعامل داشته باشند و از تکروی جلوگیری کنند؟
** آمریکاییها از همان ابتدا همسایگان عراق را نادیده گرفتند و کمتر به نقش آنها در عراق توجه نشان میدادند و یا اینکه آنها از کشورهای همسایه عراق یا به عنوان پایگاههای نظامی استفاده کردند و یا به عنوان پایگاه سیاسی و یا سطح و اندازه همسایهها را بسیار گسترش دادند، کشورهای دور از عراق آمدند و در مسائل عراق دخالت کردند. آمریکاییها در محاسباتشان دچار خطای استراتژیک شدند.
* اخیرا شاهد حوادث تاسفبار تروریستی در عراق بودیم که البته مدتهاست که این قبیل اتفاقات در عراق عادی شده است. تحلیل و ارزیابی شما از این ناامنیها و نقش آمریکاییها در این رویدادها چیست؟
** ریشه این قبیل اتفاقات به آمریکاییها برمیگردد به نظر من توسعه نگاه رادیکال و شکلگیری گروههای تروریستی در عراق تا حد زیادی ناشی از عملکرد خود آمریکاییهاست. هتک حرمت آنان به مردم عراق با اشغال این کشور و هم با خروج پولهای فراوان به استخدام مزدور اقدام کردند و از سوی دیگر حضور یک ارتش بیگانه در یک کشور منجر به شکلگیری اندیشههای رادیکالیستی میشود. بحرانها به گونهای نیست که از قبل طراحی شده باشند تا امکان کنترل آنها در یک مدت زمان معینی وجود داشته باشد.
آمریکاییها خود در ایجاد گروهکهای تروریستی نقش داشتند و آنها را تجهیز کردند اما این قبیل گروهکهای تروریستی یکسری رویشها دارند که این رویشهای جدید با تدبیر نخستین هماهنگ نیستند و امکان کنترل آنها توسط بهوجودآوردگان بسیار مشکل است. آمریکاییها از این ناحیه آسیبهای فراوانی دیدهاند.
* جمهوری اسلامی همواره اعلام کرده است که عامل اصلی ناامنیها در عراق نیروهای بیگانه هستند و حضور آنان و سپردن برقراری امنیت به خود عراقیها راهحل اصلی خروج از بحرانهای به وجود آمده در عراق است. به نظر شما خروج آمریکاییها در عراق که منجر به وجود آمدن نوعی خلا میشود چه کمکی میتواند به کاهش و فروکش کردن بحران بکند؟ آیا اساسا دولت عراق و نیروهای نظامی و انتظامی عراق قادر به برقراری امنیت در عراق و مقابله با گروهکهای تروریستی حاضر در عراق هست؟
** برقراری امنیت توسط مردم عراق امری شدنی است اما سخت هم هست. جمهوری اسلامی هم ایده کاملا درستی در این زمینه ارائه کرده است. ما باید بپرسیم که چه تحولی در عراق روی داده که گروهکهای تروریستی اینگونه در عراق افزایش پیدا کردهاند. جواب ما این است که این قبیل حوادث که توسط گروهکهای تروریستی روی میدهد ناشی از حضور عاملی به نام نیروهای خارجی است. نکته بعد اینکه آیا دولت عراق به تنهایی قادر به اداره کشور و برقراری نظم در عراق هست یا نه؟ جواب ما این است که امکان دارد اما سخت است. امروزه برخی از گروههای تروریستی فعالیتهای خود را به بهانه حضور بیگانگان در عراق توجیه میکنند، طبیعی است وقتی که این بهانه و توجیه از دست آنان خارج شود، آنها دیگر توجیه قابل توجهی را نمیتوانند برای مردم و افکار عمومی ارائه دهند.
* یعنی شما معتقدید به محض خروج آمریکاییها از عراق امنیت به این کشور برمیگردد. آیا دولت عراق به این توانایی دست پیدا کرده که بلافاصله امنیت را برقرار کند؟
** البته بعد از خروج آمریکاییها از عراق به صورت موقت و در کوتاهمدت با رشد بیشتر فعالیت تروریستها مواجه خواهیم بود. آمریکاییها علاقهمند هستند که این اتفاق روی دهد تا ضرورت حضور نیروهای اشغالگر در عراق را بیشتر توجیه کنند. من معتقدم با به وجود آمدن یک اتحاد و انسجام ملی در عراق دولت ملی عراق میتواند در یک فاصله زمانی محدودی بخش قابل توجهی از رفتارهای رادیکال، خشن و تروریستی گروهکها را از میان ببرد.
ما نمیتوانیم نقش آمریکا را در وقوع برخی از رویدادهای تروریستی در عراق نادیده بگیریم. آنها با توسل به این قبیل حوادث میخواهند بگویند که دولت عراق هنوز قادر به تامین امنیت در عراق نیست و لذا آمریکا باید به عنوان تنها نیروی توانمند برای مقابله با تروریستها در عراق حضور یابد. اما ما معتقدیم که این حضور به حوادث تروریستی دامن میزند. مردم عراق و گروههای سیاسی و قومی و مذهبی عراق میتوانند با اتحاد و همبستگی خود به کار تروریستها در عراق پایان دهند.