احزاب و گروههای سیاسی مدرن به عنوان شکل خاصی از سازماندهی نیروهای اجتماعی، محصول تحولات دو قرن اخیر در جهان هستند و نخستین جایگاه گسترش و توسعه آنها، کشورهای اروپایی است. ویژگی مشترک اینگونه احزاب و گروهها، سازماندهی و مشارکت در امور سیاسی جهت کسب قدرت و برنامهریزی برای حفظ آن است. امروزه در کشورهایی که دارای نظام حزبی باسابقه و باثباتی هستند، احزاب سیاسی همچنین به عنوان حلقه پیوند میان منافع اجتماعی و نهادهای تصمیمگیرنده سیاسی عمل میکنند. در مقابل این امر، در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، احزاب سیاسی بازتاب و تقلیدی ناقص از احزاب کشورهای توسعهیافته بوده و معمولاً از کارایی مناسبی برخوردار نیستند. استبداد حاکمان، حکومت متمرکز و مقتدر، فقدان تجربه مشارکت سیاسی، ایجاد احزاب دستوری و دولتی و اعمال نظر قدرتهای بیگانه از جمله علل این امر هستند.
سابقه پیدایش احزاب و گروههای سیاسی در ایران به بعد از دوران نهضت مشروطه بازمیگردد. در واقع در دومین دوره مجلس شورای ملی، افرادی نظیر تقیزاده و دهخدا تحت تأثیر مشاهدات خود در کشورهای دیگر به فکر ایجاد احزاب سیاسی افتادند و با تقلید از عنوان «سوسیال دمکرات»، حزب «اجتماعیون ـ عامیون» را به عنوان اولین حزب رسمی در ایران برپا ساختند. فعالیت این حزب، بعد از مدت کوتاهی با دخالتهای روسیه و انگلستان، تعطیلی مجلس دوم و بالاخره کودتای 1299 ش. به پایان رسید. دوره دوم فعالیت احزاب در ایران مربوط به سالهای 32 ـ 1320 ش. بود که به علت فضای باز سیاسی، تعداد زیادی از احزاب به وجود آمدند. البته اکثر این احزاب بر محور یک شخصیت سیاسی متولد میگردیدند، و با خروج آن فرد از صحنه، متلاشی میشدند. از جمله این احزاب، میتوان به حزب دموکرات ایران به رهبری قوامالسلطنه و حزب زحمتکشان ایران به رهبری مظفر بقایی اشاره کرد که با خروج رهبرانشان از صحنه منحل شدند. در این دوره، جبهه ملی و حزب توده نیز فعالیتهای گستردهای را آغاز کردند، اما بعد از کودتای 1332 ش. توقیف و منحل شدند. از این دوره تا پایان دوره سلطنت پهلوی نیز احزاب فرمایشی و دستنشاندهای چون حزب مردم، حزب ملیون، حزب ایران نوین و حزب رستاخیز تشکیل شدند، اما به هیچوجه مورد استقبال مردم قرار نگرفتند. بالاخره دوره سوم فعالیت احزاب در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی خصوصاً بین سالهای 60 ـ 1357 ش بود. در این دوره با ایجاد فضای پرشور و انقلابی در کشور تعداد زیادی از گروهها و احزاب اعلام موجودیت کردند. متأسفانه در این دوره نیز تعداد زیادی از این گروههای متأثر از بیگانه خارج از کشور بودند، لذا پس از مدتی کوتاه از مسیر انقلاب جدا شده و رو در روی ملت و نظام قرار گرفتند. به این ترتیب پس از سال 1360 ش و با شروع ترورها و توطئهها و قیامهای مسلحانه آنها علیه نظام جمهوری اسلامی، فعالیت اکثر این احزاب و گروهها نیز متوقف شد.
امام خمینی در سراسر عمر پربرکت خویش ناظر سیر تحولات احزاب و گروههای سیاسی در ایران بودند و در تمام دوران رهبری نهضت بر اصلاح انحرافات این عرصه تأکید داشتند. در دوران پیش از پیروزی انقلاب، ضمن افشای ماهیت وابسته احزاب فرمایشی، تلاش استعمارگران برای سوء استفاده از آنها در جهت ایجاد اختلاف بین مردم را نشان دادند. ایشان اقشار ملت را از همکاری با احزاب فرمایشی و دستوری چون حزب رستاخیز باز داشتند. در هنگام اوجگیری نهضت، با توجه به عدم پایگاه مردمی احزاب و گروههای سیاسی که ادعای مخالفت با سلطنت پهلوی را داشتند، هیچگاه به آنها متوسل نشدند، بلکه بارها با صراحت بر عدم نقش آنها بر پیروزی انقلاب تأکید کردند.
به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی، ایشان فعالیت احزاب و گروههای سیاسی، حتی احزاب چپ و غیراسلامی را آزاد اعلام کردند، مشروط به آن که فعالیتهای عملی آنها، به زیان مردم، مملکت و اسلام نباشد. بررسی نحوه برخورد ایشان با احزاب و گروههای سیاسی عمده بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به خوبی نشان میدهد تا زمانی که آنها علیه مردم و انقلاب دست به توطئه نزده یا متوسل به اسلحه نشدند، از فعالیت آنها جلوگیری نشد. حتی حزب توده تا زمانی که جاسوسی رهبران آن برای مسوولان آشکار نشده بود، به فعالیت خود ادامه میداد. در مجموع سیره حضرت امام(س) نشان میدهد که ایشان هیچگاه مخالفتی با فعالیت آزادانه احزاب و گروههای سیاسی در چارچوب نظام مبتنی بر ولایت فقیه نداشتند، اما همواره در مورد مفید بودن فعالیت احزاب و گروههای وابسته یا دولتی از لحاظ عملی و نظری تردید داشتند. اکنون که سالها از موضعگیری امام(س) در برخورد با احزاب و گروههای سیاسی در طول دوران نهضت میگذرد، این حقیقت به خوبی آشکار شده که در صورتی که ایشان با قاطعیت بینظیر خود جلوی فعالیتهای انحرافی و تفرقهبرانگیز برخی از احزاب و گروهها را نمیگرفتند، هیچگاه پایههای نظام جمهوری اسلامی استوار نمیشد.
کتاب «احزاب و گروههای سیاسی از دیدگاه امام خمینی(س)» که در گروه اجتماعی معاونت پژوهشی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی استخراج و تنظیم شده، مشتمل بر پنج فصل است:
فصل اول تحت عنوان نحوه و علل پیدایش احزاب و گروههای سیاسی در ایران است که در آن به مباحثی همچون ایجاد احزاب فرمایشی توسط قدرتهای استعماری، با اهدافی همچون ایجاد تفرقه و اختلاف پرداخته است.
فصل دوم به کلیاتی درباره احزاب و گروههای سیاسی اختصاص داده شده که در آن معیار شناخت احزاب و گروهها، محدوده فعالیت، نحوه همکاری، زیانهای گروهگرایی و... مورد بحث قرار گرفته است. در فصل سوم به عملکرد کلی احزاب و گروههای سیاسی مخالف بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره شده است.
در فصل چهارم، توصیهها و رهنمودهای حضرت امام(س) در مورد احزاب و گروههای سیاسی مطرح گردیده است و در فصل پایانی (فصل پنجم) بررسی موردی مهمترین احزاب و گروههای سیاسی مورد بحث قرار گرفته است.
چاپ اول این کتاب در سال 1385، در 725 صفحه و با بهای 5500 تومان، توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) منتشر شده است.