سالگرد ارتحال ملکوتی بنیانگذار کبیر انقلاب حضرت امامخمینی(ره) موقعیت مناسبی است که شخصیت گرانسنگ او و نهضت عظیمی که ایجاد نمود، یک بار دیگر در کنار ویژگیها و افکار تابناکش، مورد تدبر و بازخوانی قرار گیرد؛ اگرچه باید اذعان کرد که وصف زوایای وجودی و ابعاد اندیشهای شخصیتی که نیم قرن از تاریخ این مرز و بوم کاملاً تحت تأثیر اوست، در این مجال اندک میسر نیست.
امام(ره) نه یک تاریخ، که یک جریان جاری است؛ جریانی که خط و راهش نه فقط در ایران که در جایجای جهان و کشورهای اسلامی، متنفذ و پویاست. به راستی، چگونه است که یک مرجع تقلید شیعه قیامی را هدایت کرد که دامنه تأثیراتش گستره جهان را در برگرفت و احترام و علاقه همه فرقههای اسلامی و نیز آزادیخواهان غیرمسلمان جهان را موجب شد؟
اینک که عرض ارادت به امام راحل(ره) و نفوذ اندیشههای او، مرزهای شیعه را درنوردیده و دامنه ارادت به مبانی و تفکر او در احیای اسلام ناب محمدی(ص)، در دنیا رو به فزونی نهاده، بررسی برخی عوامل این توفیق ضروری مینماید:
1- رفتار و اندیشه سیاسی امام(ره) براساس اسلام، قرآن و سیره ائمه(ع)، و بر مبنای علم و عقل و تجربه بشری، چنان مستحکم و خالصانه بود که هیچ یک از اندیشههای سیاسی مطرح جهان را یارای تأثیرگذاری در آن نبود. اخلاص ایشان در سایر عرصههای فکری و عملی نظیر اندیشههای حکومتی، منشفردی، اندیشههای فرهنگی، اقتصادی و... که در رفتارها و گفتارهای صادقانه او بروز یافته بود، موجب گردید که راه و رسم آن بزرگوار به صورت یک مقوله مستقل، مبنا و محور بسیاری از حرکتهای استقلالطلبانه و آزادیخواه جهان معاصر قرار گیرد.
2- اندیشه امام(ره)، یک اندیشه عام بود. او هیچگاه برای مقام، قدرت، خانواده، برای یک کشور، برای یک ملت و منحصراً برای یک محدوده جغرافیایی خاص تلاش نکرد؛ بلکه همه چیز او برای خدا و سعادت بندگان او بود. برای آزادگی و وارستگی میلیاردها بشر یا برای همان «للناس» که در قرآن مورد تأکید قرار داشت. یقیناً صاحب چنین اندیشه عام و خالصانهای، مردم دنیا را مجذوب خود میسازد و این گونه میشود که امام(ره) و اندیشههای تابناک او، مدار دردمندان و الهامبخش همه ستمدیدگان عالم میگردد.
3- امام(ره) به استقلال ملتها میاندیشید، افکار مستقل او که از ارزشهای الهی و اسلامی برخاسته بود، خیلی زود جبهههای مقابلش را افشا میکرد. دشمنان ملتها در راستای اهداف استثماری خود، همواره تلاش داشتهاند که از دیگران در جهت منافع خود بهرهکشی کنند، حال آنکه امام تأکید میکرد که ملتها باید بر منافع خود مسلط باشند. در جهان لیبرالیستی که همه چیز در خدمت منافع سرمایهداری و برای قشری خاص تعریف میشود، سخن گفتن از پایداری و استقلال ملتها و ارایه چنین اندیشهای، کار چندان سادهای نیست. امام(ره) با طرح این اندیشه متضاد، صحنهای برای قضاوت ملتها فراهم ساخت که نتیجه این قضاوت، محبوبیت این اندیشه و تنفر از دیگری را به همراه داشت.
اکنون نتیجه تلاشها و مجاهدتهای امام(ره) و نفوذ اندیشههای متعالی او، چنان عمیق و ریشهدار است که دیگران هر چه تلاش کنند، ذرهای از این محبوبیت نخواهند کاست. این محبوبیت، ریشه الهی دارد و نمرودیان زمان هرگز قدرت محو آن را ندارند.
4- اندیشه امام(ره)، اندیشهای پویا و مترقی و به قدری پویاست که هیچ یک از اندیشههای متحجر و جامد را یارای همراهی با آن نیست. امام(ره)، در اندیشههای خود نه لیبرالیسم غربی الهام گرفت و نه از سوسیالیسم شرق؛ نه افکار جریان روشنفکری بر او تأثیر گذاشت و نه انواع تحجر. هیچ یک از این اندیشهها، با اندیشه او همخوانی نداشت، بلکه اندیشه امام، یک اندیشه کاملاً نو و متکی بر اصول ثابت اسلامی بود. او با تمام وجود باور داشت که «اسلام برتر است و چیزی بر آن برتری ندارد» (الاسلام یعلوا و لایعلی علیه). این بود که اندیشه او در ورای اندیشه لیبرالیسم غربی، سوسیالیسم چپی و انواع تحجر، سربرآورد و جایگاهی والا و گسترش روزافزون یافت.
باور داریم که آینده از آن همین اندیشه است، به شرط آن که طرفداران این اندیشه برای حفظ و گسترش آن بکوشند و ثابت کنند که نهضت خمینی(ره) –که منبعث از اندیشههای تابناک اوست- جاودانه و همیشگی است؛ نهضتی که روز به روز تکامل یافتهتر و رو به گسترش خواهد بود؛ همچنان که مخالفان این نهضت نیز هر روز آسیب بیشتری را متحمل خواهند شد.