یک نویسنده عرب نوشت: وزیر خارجه ترکیه که نخستوزیر را نیز مجبور به مداخله در بحران سوریه کرده با موفقیت در طرح براندازی به دنبال تصاحب پست نخست وزیری ترکیه است.
تحلیلگر سایت الانتقاد در مقالهای به گره خوردن سرنوشت سیاسی احمد داود اوغلو وزیر خارجه ترکیه به بحران سوریه اشاره کرده و مینویسد: به نظر میرسد که سقوط حکومت سوریه، راه را برای نخستوزیری داوود اوغلو باز میکند اما عکس ماجرا، نظریه پرداز سیاست خاجی ترکیه را - به ویژه پس از انتشار اخباری مبنی بر احتمال عزل وی، از صحنه خارج خواهد ساخت.
این تحلیلگر در ادامه مینویسد: جورسال تاکین معاون رئیس حزب جمهوری خواه ملّت که از احزاب مخالف دولت حاکم ترکیه است، پیشبینی کرده که داود اوغلو از سمتش عزل خواهد شد زیرا ترکیه را وارد ماجرای سوریه کرده و اردوغان تلاش میکند او را کنار بزند.
داود اوغلو مدتی است از سوی احزاب مخالف و بسیاری از تحلیلگران رسانهای، مورد انتقاد شدید قرار گرفته، زیرا به نظر آنها وی با همراه کردن نخستوزیر با خود، سیاست ترکیه در قبال سوریه را طراحی کرده و مسئولیت شکست مفتضحانه سیاست ترکیه در مورد سوریه و کل منطقه به عهده اوست. بسیاری از منتقدان به موضع ترکیه در قبال لیبی استناد میکنند و میگویند: نخستوزیر در ابتدا مخالف سرسخت دخالت ناتو و غرب بود و اظهار داشت که ترکیه به شدت در برابر این امر میایستد، اما یک هفته بعد از موضع خود عقبنشینی کرد و علت هم تماس تلفنی هیلاری کلینتون با داود اوغلو بود که توانست به گونهای وزیر خارجه ترکیه را با وعده منافع بزرگ برای ترکیه و حزب عدالت و توسعه، با موضع واشنگتن همراه سازد.
پس از این تماس، آنکارا به سرعت اردوگاههای پناهندگان سوریه و عناصر ارتش سوریه را که هنوز حتی یک نفر از آنها هم به ترکیه نگریخته بود دایر کرد. مهمترین اقدام ناگهانی ترکیه در همان آغاز بحران، این بود که به اپوزیسیون سوریه اجازه داد نخستین کنفرانس خود را در شهر آنتالیا برگزار کند. هنگامی که قطر و عربستان هم مستقیماً درگیر بحران سوریه شدند دخالت ترکیه در امور این کشور هم آغاز شد و مشخص شد که قطریها و سعودیها از همان ابتدا در مورد جزئیات اوضاع داخلی سوریه و محاسبات مربوط به سقوط حکومت این کشور، به داوود اوغلو دروغ گفتهاند.
داود اوغلو مشتاقانه این دروغها را پذیرفت و تحت تأثیر دروغهای مخالفان سوری حاضر در ترکیه، در همه سخنان خود اعلام کرد که بشار اسد حداکثر ظرف سه ماه سقوط کرد، بیآنکه متوجه این حقیقت باشد که بسیاری از این مخالفان با کشورهای غربی در ارتباطند و با هدف درگیر کردن ترکیه در ماجرا، از سوی غرب مورد استفاده قرار گرفتهاند. عربستان و قطر در زمینه ورود ترکیه به بحران سوریه، نقش مهمی را بازی کردند و با چراغ سبز آمریکا که مایل بود ترکیه را به خاطر داشتن مرزهای طولانی با سوریه، در خط مقدم جنگ علیه این کشور قرار دهد، کمکهای عظیم مالی خود را در اختیار ترکیه قرار دادند. علاوه بر این ترکیه برای اعزام جنگجو و اسلحه به سوریه، موقعیت بسیار بهتری نسبت به کشورهای عربی هم مرز با سوریه دارد زیرا ترکیه، کشوری غیر عربی و دارای روابط استراتژیک با سوریه است و اکنون دشمن شماره یک و سرسخت حکومت علوی سوریه است غافل از اینکه هم اکنون 20 میلیون علوی در ترکیه زندگی میکنند.
این تحولات کافی بود تا ترکیه را هر چه بیشتر وارد همه ابعاد امنیتی و سیاسی و حتی مذهبی - قومی سوریه کند تا جاییکه تبعات بحران کردهای سوریه، آرام آرام دامن ترکیه را هم گرفت. "جمیل شیشاک" رئیس مجلس ترکیه در این مورد میگوید: "دیگران ما را باد کردند و آنگاه در موضوع سوریه، تنها گذاشتند." این بدان معنا نیست که داود اوغلو به سخنان رئیس مجلس، قانع شده باشد بلکه علیرغم عقب نشینی نسبی غرب، موضوع خصمانه خود علیه سوریه را ادامه داد.
در همین حال قطر و عربستان نیز پس از رو شدن دروغهایشان برای مسئولان ترک، از ترکیه فاصله گرفتند و تماسهای اندک امیر قطر با اردوغان و اخیرا ملک عبدالله، نشانه همین امر است. با این همه داود اوغلو از موضع خود در قبال سوریه عقب ننشسته زیرا معتقد است در مسیر حق و صحیح قرار دارد و به همین دلیل به انتقادات داخلی علیه خود اهمیت نمیدهد؛ این در حالی است که تمامی انتقادات مطرح شده نشان میدهد که عموم محاسبات تاکتیکی و راهبردی داود اوغلو در موضوع سوریه و منطقه از همان آغاز، اشتباه بوده است.
ترکیه و کشورهای عربی، از داشتن کارشناسان خبره در مسائل سوریه محرومند و به همین سبب همه تحلیلهای آنان در مورد واقعیتهای سوریه، سطحی بوده و از چارچوب اخبار و مقالات رسانههای غربی یا گزارشهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل فراتر نمیرود؛ این اطلاعات با حجمی انبوه در اختیار رسانههای ترکیه قرار میگیرد و بیشتر اطلاعات آنها درباره سوریه، برگرفته از تبلیغات شبکه الجزیره، العربیه و سایتهای ارتباط جمعی وابسته به اپوزیسیون سوریه است. به عنوان مثال هنگامی که اردوغان به راهنمایی مشاور یا وزیر خارجه اش، واژه "لباس شخصی ها" را به کار برد، متوجه این مطلب نشد که ارتش و نیروهای امنیتی ترکیه نیز برای مقابله با تظاهرات مسالمت آمیز از عناصر غیرنظامی استفاده میکنند و در جنوب شرق این کشور، حدود 100 هزار کرد در چارچوب همکاری با ارتش ترکیه علیه "پ.ک.ک"، به محافظت از روستاهای کردنشین میپردازند.
مهمترین سؤال حال حاضر در عرصه سیاست و رسانههای ترکیه این است که: اردوغان تا چه وقت، بار گران سیاست وزیر خارجهاش را که هزینههای سنگین امنیتی، سیاسی، اقتصادی، روانی و استراتژیک در برداشته، به دوش خواهد کشید؟ برخی اطلاعات حاکی از تسلط داود اوغلو بر نزدیکان اردوغان است و آنها نمیتوانند حقیقت اوضاع سوریه را صراحتاً به نخستوزیر منتقل کنند؛ که اگر چنین کنند داود اوغلو و کارنامه آکادمیک او که برای محاسبات سیاسی آینده نگرانهاش مورد سوء استفاده وی قرار گرفته، توسط اردوغان از صحنه حذف خواهند شد.
برخی احتمال میدهند که اگر اردوغان در تابستان 93 رئیسجمهور شود، داود اوغلو نخستوزیر جدید ترکیه خواهد شد اما به شرط اینکه با تحمل هزینههای ویرانی همه منطقه، شایستگی سیاسی خود را از طریق براندازی حکومت سوریه به اثبات برساند؛ درست است که موفقیت اوغلو در این امر مستلزم ویرانی گسترده و هزینههای سنگین برای ترکیه، سوریه و منطقه است اما تنها چیزی که برای وی اهمیت دارد این است که آمریکاییها او را کیسینجر خاورمیانه منتهی با کلاه قرمز عثمانی و ستارههای آبی، نام نهادهاند.