تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۲  ، 
کد خبر : ۲۵۱۳۷۵

مسلمانان «روهینگیا» اقلیت ستمدیده (بخش اول)

اشاره: طی هفته‌های اخیر خشونت و ظلم علیه مسلمانان میانمار که به «روهینگیا» معروف هستند، تشدید شده است. این در واقع حلقه‌ای جدید از سلسله ظلم و ستمی است که در طول تاریخ بر این قوم رفته است. مطلبی که در پی می‌آید، آشنایی با برخی ستمگری‌ها علیه مسلمانان میانمار، ملت روهینگیا و همچنین پیدایش تاریخ اسلام در میانمار است.

1ـ موقعیت
میانمار(برمه سابق) از فقیرترین کشورهای جنوب شرق آسیاست، اما به دلیل فعل و انفعالات گسترده سیاسی و خشونت‌ها و اعتراضات در آن که از زمان استقلالش از انگلیس در سال 1948 همواره با آن روبرو بوده، یکی از خبرسازترین کشورها در عرصه بین‌المللی است. مساحت کل میانمار حدود 677 هزار کیلومتر مربع و جمعیت آن نیز طبق سرشماری سال 2012 بیش از 54 میلیون نفر است که 89 درصد آن را بودایی‌ها، چهاردرصد را مسیحی‌ها، چهار درصد را مسلمانان و سه درصد را پیروان ادیان دیگر تشکیل می‌دهند. میانمار از دو بُعد استراتژیک و اقتصادی در موقعیتی ممتاز قرار دارد، چرا که از یک سو مناطق جنوب و جنوب‌شرق آسیا و چین را به هم متصل می‌کند و از سوی دیگر، پل ارتباطی بین هند در شمال‌غربی و چین در شمال‌‌شرقی است.
2ـ نظام سیاسی
میانمار همواره دارای حاکمیت نظامی بوده و گفته می شود یکی از قدیمی‌ترین نظام‌های دیکتاتوری در جهان است. ژنرال «نی‌وین» در سال 1962 اولین دولت مدنی برخاسته از انقلاب سفید در این کشور را سرنگون و یک دولت جدید سوسیالیستی را پایه‌گذاری کرد. «نی‌وین» در نوامبر 1981 از ریاست دولت میانمار کناره‌گیری کرد، اما همچنان به عنوان رئیس کل حکومت، به اعتبار اینکه رهبر حزب حاکم است، به فعالیت ادامه داد. در مارس 1988 قیام مردمی در میانمار آغاز شد که راهبان و زعمای مذهبی، نقش اساسی در آن ایفا کردند. خواست اصلی این قیام، دموکراسی و بهبود شرایط اقتصادی بود، اما با واکنش تند نیروهای امنیتی مواجه شد و در کشتاری خونین، صدها تن از معترضان قتل عام شدند. این تحولات همزمان شد با ظهور و بروز نام «آنگ‌سان سوچی» رهبر مخالفان که در همان سال حزب «اتحاد ملی برای دموکراسی» را تاسیس کرد.
در سپتامبر همان سال ژنرال «سائو مائونگ» با قدرت‌نمایی هرچه تمامتر، حکومت را به دست گرفت و در ژوئن 1989 نام کشورش را از برمه به میانمار تغییر داد. نام پایتخت را نیز از «رانگون» به «یانگون» تغییر و سپس آنگ سان سوچی و معاونش «تین اوو» را تحت بازداشت خانگی قرار داد. در چنین شرایطی شورای نظامی حاکم بر مه درسال 1990 خواستار برگزاری انتخابات سراسری شد؛ انتخاباتی که حزب اتحاد ملی برای دموکراسی به رهبری سوچی در آن قاطعانه پیروز شد و این در حالی بود که نظامی‌ها نتایج انتخابات را به رسمیت نشناختند و با انتقال قدرت به دولت غیرنظامی مخالفت کردند.
در جولای 1992 ژنرال «ثان شوی» زمام قدرت را از «سائو مائونگ» گرفت و علاوه بر ریاست شورای نظامی، نخست‌وزیر و وزیر دفاع نیز شد. ثان شوی، ژنرال نی‌وین و افراد خانواده وی را تا سال 2002 در بازداشت خانگی قرار داد. ثان شوی تظاهرات سال 2007 تحت عنوان «انقلاب زعفران» را که در اعتراض به هزینه‌های بالای زندگی برپا شد و بار دیگر راهبان پیش قراول آن بودند، برنتابید و بسیار وحشیانه آن را سرکوب کرد.
در نوامبر 2010، حکومت انتخابات سراسری برگزار کرد که این‌بار حزب تحت رهبری سوچی آن را تحریم کرد. این انتخابات دو سال پس از تدوین قانون اساسی جدید میانمار برگزار شد، اما مخالفان می‌گویند نظامی‌ها پنهانی آن را تدوین کرده‌اند. در سایه اعتراضات داخلی و انتقادات خارجی، «تین‌سین» رئیس جمهوری میانمار در سال 2011 گام‌هایی را در راستای اصلاحات برداشت که از آن جمله کناره‌گیری خودش از قدرت‌ در مارس همان سال و انتقال قدرت به یک دولت غیرنظامی و همچنین آزادی برخی زندانیان سیاسی بود که بیشتر آنها وابسته به حزب سوچی بودند.
این گام‌های اصلاح‌گرانه تین‌سین سبب شد حزب سوچی نوامبر همان سال اعلام کند قصد بازگشت به عرصه سیاست و رقابت در انتخابات پارلمانی را دارد. حزب سوچی در انتخابات پارلمانی که اوایل آوریل 2012 برگزار شد و ناظران و خبرنگاران خارجی برآن نظارت می‌کردند، تمامی45 کرسی را که برای کسب آن مبارزه می‌کرد، بدست آورد و خود سوچی هم نماینده پارلمان شد. در پی این اصلاحات و انتخابات آزاد و شفاف، اتحادیه اروپا اعلام کرد دفتر خود را در میانمار با هدف برنامه‌ریزی برای ارائه کمک و ایفای نقش سیاسی، خواهد گشود. در ژانویه گذشته نیز اتحادیه اروپا با کاهش تحریم‌ها علیه میانمار موافقت کرد.
بلافاصله پس از این اقدام اروپا، آمریکا کاهش بی‌سابقه تحریم‌ها علیه میانمار را در دستور کار قرار داد و اولین سفیر ایالات متحده پس از 22 سال راهی میانمار شد. گفتنی است پس از انتخاباتی که در سال 1990 به پیروزی مخالفان انجامید اما شورای نظامی میانمار آن را باطل اعلام کرد، آمریکا سفیر خود را از آن کشور خارج و روابط دیپلماتیک با میانمار را قطع کرد.
3ـ ایالت «راخین»
راخین که نام سابقش «اراکان» است از ایالت‌های مسلمان‌نشین میانمار با مرکزیت شهر «سیتوی» در شمال این کشور و در کنار طولانی‌ترین رود این کشور واقع شده است. در شمال‌غرب راخین، کشور بنگلادش واقع شده که 275 کیلومتر با آن مرز آبی و خشکی دارد. مساحت راخین 37 هزار کیلومترمربع است و کوههای موجود در این منطقه، فاصله‌ای طبیعی‌ میان این ایالت و دیگر مناطق میانمار ایجاد کرده است. راههای آبی منتهی به راخین، ورود اسلام را به این منطقه و مناطق ساحلی مجاور آن در اواخر قرن هفتم میلادی از طریق بازرگانان و دریانوردان عرب، آسان کرد.
از همان زمان شمار زیادی از ساکنان محلی راخین که روهینگیا نامیده می‌شوند، به دین اسلام گرویدند. برخی گزارش‌های آماری حاکی از آن است که 70 درصد ساکنان راخین، مسلمانند. به لحاظ موقعیت جغرافیایی نیز این منطقه دارای کوههای سر به فلک کشیده و جنگل‌های انبوه و رودهای پرآب است که از کوههای هیمالیا سرچشمه می‌گیرند و این رودها راههای اصلی ارتباطی در شمال این ایالت هستند.
سواحل این منطقه هم برخوردار از ثروت عظیم آبزیان و رونق صید ماهی است و تمامی این‌ها علاوه بر ثروت‌های طبیعی و خدادادی است که هنوز در این ایالت مورد استفاده قرار نگرفته است. راخین همچنین دارای آثار باستانی اسلامی از جمله مساجدی است که قدمت آنها به دوران حکومت اسلامی در این منطقه باز می‌گردد که در سال 1430 میلادی به دست «سلیمان‌شاه» بنا شد و بیش از سه قرن و نیم پابرجا ماند تا اینکه در سال 1784 میلادی بودایی‌ها به آن حمله و تمامی آثار باستانی را آماج تاخت و تاز قرار دادند.
4ـ حضور اسلام در میانمار
روایات تاریخی می‌گویند اسلام در قرن هفتم میلادی وارد ایالت راخین شد. دلیل آن هم رفت و آمد بازرگانان مسلمان عرب و پس از آن هیات‌های اسلامی به آنجا بود که با استقبال گسترده ساکنان این منطقه روبرو شدند. ملت روهینگیا در واقع از مسلمانان ایالت اراکان هند هستند. آنها ابتدا با اقلیت مسلمان میانمار موسوم به «باتی» ادغام شدند و در مرکز این کشور سکنی گزیدند.
ملت روهینگیا حکومتی را تشکیل داد که 350 سال، یعنی از 1430 تا 1784 میلادی فرمانروایی کرد و اولین دولت اسلامی به رهبری سلیمان شاه بود. پس از وی 48 پادشاه مسلمان پشت سرهم حکومت کردند و از جمله دستاوردهای آنان، ضرب سکه‌هایی بود که شعائر اسلامی همچون کلمه توحید روی آنها نقش بسته بود. در 1824، انگلستان، میانمار را اشغال و آن را ضمیمه هند، مستعمره بزرگ انگلستان کرد. در 1937 انگلستان، میانمار را با اراکان، مستعمره‌ای مستقل از دولت هند انگلیس اعلام کرد و آن را دولت میانمار انگلیس خواند.
استعمار انگلستان از همان ابتدا از اهرم زور و ایجاد وحشت علیه مسلمانان میانمار استفاده کرد و درصدد رهایی از نفوذ آنها برآمد. به همین دلیل، سیاست معروفش موسوم به «تفرقه بینداز و حکومت کن» را علیه آنان به کار گرفت. رهبران وقت انگلستان به این هم بسنده نکردند و بودایی‌ها را علیه مسلمانان میانمار شوراندند و حتی سلاح در اختیار آنها قرار دادند و با این کار، فاجعه‌ای خونین را رقم زدند؛ فاجعه‌ای که سبب کشتار حدود یکصد هزار مسلمان در اراکان در سال 1942 شد.
براساس گزارشهای رسمی مقامات میانمار، شمار مسلمانان در این کشور 54 میلیون نفری، از چهاردرصد تجاوز نمی‌کند. این در حالی است که گزارش‌های غیررسمی، شمار مسلمانان میانمار را 15 درصد کل جمعیت این کشور اعلام کرده‌اند. اما آنچه غم‌انگیز است، گزارشهای بین‌المللی درباره وضع غمبار مسلمانان میانمار است و اینکه این اقلیت، بیشترین ستم را در جهان متحمل شده و تنها اقلیت عالم است که در خطر انقراض قرار دارد. نکته این که حضور مسلمانان میانمار در شهرها، بیشتر از روستاهاست و فقط در یانگون، پایتخت، حدود یکصد مسجد وجود دارد.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات