تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۷:۲۲  ، 
کد خبر : ۲۵۱۳۸۴

حاکمیت شمشیر در عربستان سعودی


نویسنده: عبدالرحمان غنیم ‏
ترجمه: بخش دیپلماتیک
تنها یک کشور در جهان است که برخی از اعضای خانواده سلطنتی حاکم قاطعانه و بدون هیچ ابایی از طریق رسانه های رسمی اعلام می دارند که خانواده آنها قدرت را با زور شمشیر به‌دست آورده است و جز با زور شمشیر از آن کناره گیری نخواهد کرد . این کشور ، کشور سلطنتی آل سعود است . نمی گوییم عربستان سعودی زیرا به نوعی بیانگر طرز تفکری است که معتقد به بردگی همه چیز و همه کس می باشد بخصوص آنکه سعودی نامیدن شهروندان عربستانی ، به معنای آن نیست که آنها را در حقوق و وظایف همتراز و هم عرض خانواده سلطنتی بدانیم . ‏
این کشور سلطنتی که نادیده انگاشتن حقوق فلسطین از جمله شروط تاسیس آن بود ، از هیچ گونه تحرکی در مناطقی که آن‌را برای خود و متحدانش ، عرصه حیاتی می داند ، فروگذاری نکرده و نخواهد کرد . این کشور با شیوه ها و ابزارهای مختلف در این مناطق اعمال نفوذ نموده و سیاستهای خشونت‌بار و فریبکارانه خود را که بیشتر در خدمت به اهدف امپریالیست و صهیونیست می باشد ، پیاده می نماید . ای بسا که این عرصه و حریم حیاتی ، برای خانواده حاکم گستره زمانی نامحدودی داشته باشد. با این حال ، این کشور سلطنتی یا خانواده حاکم ، با یک بحران داخلی مواجه است که با گذشت زمان دامنه آن گسترده تر شده و ابعاد بیشتری پیدا خواهد کرد .‏
به محض اینکه گزینه های از پیش تعیین شده در نسل اول خانواده سلطنتی ، پایان یابد ، مشکلات و اختلافات بین نوادگان و فرزندان آنها که هیئت عمومی این خانواده را تشکیل می دهند ، بالا خواهد گرفت و از آنجا که مردم این کشور ، نادیده انگاشته شده اند هیئت مذکور باید به دنبال راهکاری باشد که بتواند کشور را آسان و بدون دردسر اداره نماید . ‏
ولی از آنجا که هیچ قانونی بر این روند حکمفرما نیست ، کسی نمی داند اداره امور به چه صورت خواهد بود ؟ اما مشکل به اینجا هم ختم نمی شود چرا که پیش بینی می‌گردد بعضی از امیران خانواده سلطنت ، به روی دیگر امیران شمشیر بکشند ، در نتیجه شمشیر عبدالعزیز که دیگر قبایل و طوایف را با زور و وحشیگری و خون آشامی به تسلیم واداشته ، اکثریت خانواده سلطنتی را نیز تحت سلطه اقلیتی که مراکز قدرت و نفوذ را در اختیار دارند ، در آورد .‏
بسیاری از طرفها از جمله موسسات و سازمانهای مطالعاتی آمریکاو اروپا ، وقوع چنین وضعیتی را پیش بینی می کنند لذا باید قدرتهای خارجی و بخصوص آمریکا و بریتانیا ، از مدتها قبل ، درصدد تضمین و تامین ادامه سلطه خود باشند . لذا حساب باز کردن این قدرتها بر روی دریچه های اطمینان قدرت در خانواده حاکم ، امری منطقی است .اما از لحاظ شکل ظاهری ، لازم است آنها به دنبال فرم و ساختاری باشند که باعث ایجاد تغییرات صوری و فرمایشی و نه تغییرات جوهری و ریشه ای شود. ‏
دریچه های اطمینانی که برای قدرتهای استعماری حائز اهمیت است عبارتند از : ‏
‏1. در اختیار گرفتن قدرت در داخل ، به گونه ای که هر گونه جنبش و حرکت مردمی را با شیوه های جدید و پیشرفته تر از شیوه های رایج ، سرکوب نماید . ‏
‏2. در اختیار گرفتن قدرتهای دفاعی کشور ، اعم از ارتش ، گارد ملی و نیروهای امنیتی با تشکلات مختلفی که دارد و جزء ابزارهای کنترل اوضاع داخلی محسوب می شوند و وظایف و مسئولیتهای آنها باید در حیطه و راستای منافع آمریکا و غرب باشد . ‏
‏3. در اختیار گرفتن خط مشی ها و اصول فعالیت های خارجی با همه ابزارهای سازمانی مرتبط ، از جمله اقدامات تروریستی گروههای تکفیری به گونه ای که ضامن استمرار سیاستهای کنونی باشد . ‏
‏4. تضمین استمرار موضع و جهت گیری ثابت سنتی عربستان که در خدمت به منافع آمریکا و امنیت اسرائیل است.‏
طبعا اجرای چنین اهدافی ، مستلزم آن‌است که قدرت عملا در دست عده ای از امیران باشد . اما مشکل در کیفیت ایجاد یک قدرت مرکزی است که بتواند اوضاع خانواده حاکم را قبل از اوضاع در سطح کشور ، کنترل نماید .‏
از همین حالا صداهایی از داخل خانواده حاکم- چه از نسل عبدالعزیز مانند امیر طلال و چه نوادگان آنها مانند امیر بسمه دختر سعود - شنیده می شود که به سیاستهای کنونی حاکم معترضند . قطعا این اعتراضات حائز اهمیت است چراکه از داخل خانواده سلطنت به گوش می رسد و تایید کننده ضرب‌المثل معروفی است که می گوید : انگشتان یک دست مانند هم نیستند. حالا چه رسد به مسئله ( سلطنت و قدرت ) که مرتبط با هزاران امیراست . درخواستهای مبنی بر انجام اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در آینده وسعت بیشتری خواهد یافت . شرایط فعلی نیز مستلزم چنین رویکردی می باشد.‏
به احتمال قوی در چنین شرایطی ، احزاب و تشکل هایی با دیدگاههای مختلف ، پا به عرصه خواهند گذاشت . بخصوص آنکه خطرات ناشی از آگاهی مردم از ظلم هایی که در حق آنها صورت گرفته ، برخی از این امیران را بر آن می دارد تا به دنبال راهکارهایی برای کاهش تنش و بحران باشند و تلاش می‌کنند بر قدرت مردم تکیه نمایند در حالی‌که دیگر امیران همان تفکر سرکوب را دنبال می کنند و با چنین رویکردی مخالفند چراکه آن‌را به معنای عقب نشینی از حقوق مربوط به قدرت مطلقه ای می دانند که با زور شمشیر به‌دست آمده است!‏
ممکن است برخی بر این باور باشند که دوطرف یا طرفهای اختلاف در خانواده حاکم به خاطر منافع این خانواده ، با هم به نوعی توافق و سازگاری برسند . این فرضیه به لحاظ مبنایی صحیح است و تحقق آن محال نیست ولی ممکن است در عمل با موانع جدی روبه‌رو شود از جمله : ‏
‏1. وجدانی که در برخی از این افراد مرده و در برخی دیگر زنده است و سازگاری بین این دو وجدان بسیار مشکل است .‏
‏2. تقسیم قدرت و ثروت ؛ اگر چه تقسیم ثروت ولو به صورت نسبی ممکن باشد ،اما تقسیم قدرت به این سادگی نخواهدبود .‏
‏3. مخالفت روز افزون مردمی با رژیم سلطنتی و اقدامات و عملکرد های آنها که فشارهای ناشی از مخالفتهای مردمی تاثیرات غیر یکسانی را بر هر کدام از امیران خواهد گذاشت . ‏
‏4. عملکرد خارجی رژیم و مین هایی که به دنبال برملاشدن نقش خرابکارانه و اخلالگرانه این رژیم در برخی عرصه ها ، یکی پس از دیگری منفجر خواهد شد و در نتیجه باعث افزایش دشمنان این رژیم می گردد و آن‌را با چالشهای بیشتری مواجه می سازد .‏
‏5. اختلاف سطح علمی امیران؛ به‌دست‌گیری قدرت توسط فردی تحصیلکرده و متخصص ، یک فرض منطقی است ولی اساسا چنین منطقی باید مورد تایید و تصویب واقع شود.‏
در حال حاضر مشکل آنجاست که این موانع در شرایط قیام مردمی در کشورهای عربی ، که به بهار عربی معروف شده ، بروز نماید. انفجار جنبش مردمی در سلطنت آل سعود - که از بداقبالی آنها ،سیاست خصمانه درقبال دیگران در پیش گرفته اند - برانگیزنده و برافروزنده انقلاب است .‏پس آتشی که آنها در برافروختن آن تلاش کردند و تروریستی که سازمان دهنده و صادر کننده آن بودند همه و همه حاکی از انفجار اوضاع در این کشور و به شکلی غیر قابل تصور است.‏

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات