1 ـ شروع کشف حجاب از خاندان سلطنت و درباریان
نخستین شیوهای که مجریان این سیاست به کار بستند، بیحجاب نمودن نوامیس خود در جامعه برای تعمیم فرهنگ تشبّه به غرب بود. رضا شاه میگوید: شرکت همسر و دختران من در جشن افتتاح دانشسرای مقدماتی باید سرمشقی برای همه زنان و دختران ایرانی مخصوصاً خانمهای شما و وزرای مملکت باشد.
2 ـ ارعاب و تهدید
خشونت، ارعاب و تهدید مؤثرترین شیوهای بود که هیئت حاکمه در اجرای سیاست «کشف حجاب» به کار بست و مطبوعات و مجلات از جمله مهمترین ابزار تبلیغات رژیم بود که تلاش گستردهای در ترویج فرهنگ بیبند و باری و تبلیغات سوء علیه حجاب زن مسلمان داشتند. تبلیغات گسترده و دامنهدار علیه پوشش زن مسلمان ایرانی از شیوههای دستگاه حاکم در ترویج فرهنگ برهنگی و بیبند و باری بود.در کتاب خاطرات صدر الاشرف آمده است: «در اتوبوس زن با حجاب را راه نمیدادند و در معابر پاسبانها از اهانت و کتک زدن به زنهای چادری فروگذار نمیکردند... حتی اتاق زنها و صندوق لباس آنها را تفتیش کرده و اگر چادری از هر قبیل میدیدند پاره میکردند یا به غنیمت میبردند.»
اقدامات خشونت باری که طی بخشنامههایی از جانب دولت به مأمورین دولتی ابلاغ گردید از این قرار بود. رجوع شود به واقعه «کشف حجاب» بخش اسناد و مدارک:
1 ـ محصلین دختر و معلمان زن باید بدون حجاب در کلاس درس حضور یابند.
2 ـ کلیه کارگزاران حکومتی در هر منطقهای موظف شدند همراه با همسران بدون حجاب در مراسم و جشنها حاضر شوند.
3 ـ افسران ارتش، حق راه رفتن با زنان با حجاب را ندارند.
4 ـ استانداران و فرمانداران و بخشداران موظف به انعقاد مراسم متعدد و دعوت از روحانیون و تجار و افراد صاحب نفوذ به آن مراسم همراه با زنان بدون حجاب خود گردیدند.
5 ـ به نیروی شهربانی دستور داده شد که با توسل به قوه قهریه حجاب را از سر زنان بردارند.
6 ـ کلیه وسایل مسافرتی از قبیل قطار و وسایل درون شهری مثل ماشینها و در شکهها باید از سوار نمودن زنان با حجاب خودداری نمایند.
7 ـ مأمورین موظف به جلوگیری از حضور زنان با حجاب در اماکن زیارتی و مساجد شدند.
8 ـ از حضور زنان با حجاب در پارکها، سینماها، هتلها و سایر اماکن عمومی جلوگیری شود.
3 ـ تبلیغات سوء علیه حجاب
معرفی حجاب به عنوان خلاف قانون طبیعت، خلاف تمدن بشری، مانع ترقی و پیشرفت کشور، قفس سیاه، تضییع آزادی و حقوق زن و... از شگردهای تبلیغاتی مروّجان این سیاست میباشد. رضا شاه در گفتگوی خود با محمود جم میگوید: «اصلاً چادر و چاقچور که دشمن ترقی و پیشرفت مردم ماست، درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بِینش برد. من مدتی است به این فکر هستم که زن ایرانی در این قفس سیاه دست و پایش بسته است.»
مطبوعات و مجلات از جمله مهمترین ابزار تبلیغاتی رژیم در ترویج فرهنگ بیبند و باری و بیحجابی بود. نشر مقالاتی در رابطه با منافع بیحجابی، اشاعه پارهای از سرودهای شاعران در مذمت حجاب، گزارش از مراسم و ضیافتهای درباری که مردان و زنان به طور مشترک در آنها حضور داشتند، معرفی و چاپ عکسهایی از زنان بیحجاب از جمله فعالیتهای نشریات آن زمان بود.
در قسمتی از سرمقاله روزنامه ایران 18 دی 1314 یعنی یک روز بعد از شروع رسمی کشف حجاب آمده است:
... از این به بعد زن ایرانی نیز وارد مرحله سعی و عمل میشود. با مردان خود اشتراک مساعی و مجاهدت مینماید. در این روز میمون و مبارک نیمه دیگر از جمعیت ایران، زندگانی نوین را از سر گرفتند و میتوان گفت ارزش معنوی نفوس ایران مضاعف گشت.
تبلیغات سوء به گونهای بود که حتی بعضی از شعراء متعهد و مسلمان به سرودن اشعاری پیرامون کشف حجاب پرداختند.
نتیجه اجرای سیاست کشف حجاب
به هر حال اعمال خشونت و فشار از سوی مأمورین دولتی و مقاومت اجتماعی مردم به رهبری علمای اسلام، در اجرای سیاست کشف حجاب، تا شهریور 1320 زمان سقوط حکومت رضا شاه ادامه داشت. سیدحسام الدین فالی، آیت الله حاج آقا حسین قمی، آقازاده، شیخ بهلول، نواب احتشام رضوی از جمله روحانیون متعهدی بودند که رهبری قیامهای مردمی را در شیراز و مشهد برعهده داشتند و در این رابطه دستگیر و شکنجه شدند. با استقرار حکومت محمدرضا شاه، وی به دلیل مقاومت شدید مردم و نگرفتن نتیجه مطلوب از شیوه خشونت و زور، آن را کنار گذاشت و سیاست جدیدی را پیش گرفت. گویا عاقلانه آن بود که استفاده از اعمال قدرت در روند اصلاحات وضع اجتماعی زنان جای خود را به اقدامات اصلاحی با رویه دموکراسی دهد تا نتیجه عالیتری عاید کشور گردد!