تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۹  ، 
کد خبر : ۲۵۱۵۳۳

نقشه راه

مرتضی الویری اشاره: این طرح برای بسیاری از تکنوکرات‌ها و بسیاری از اصلاح‌طلبان ارسال شد. در ابتدای آن تاکید شده بود: «موضوع انتخابات ریاست جمهوری طی چندین جلسه با دوستانی از برخی گروههای اصلاح‌طلب و صاحبنظران به بحث گذاشته شد و تلاش گردید تا به راهکاری مشترک دست یابیم. متأسفانه این مهم حاصل نشد. اما از آنجا که گروههای اصلاح‌طلب موضوع انتخابات ریاست جمهوری را در صدر فعالیت‌های خود قرار داده‌اند، گزارش نهایی جلسات فوق جهت هرگونه بهره‌برداری در اختیار دوستان قرار می‌گیرد.»

چه باید کرد
ثمره مبارزه فرزندان این سرزمین در 22 بهمن 57 به بار نشست و انقلاب اسلامی با شعار اصلی "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" نظامی جدید را بنیان نهاد. همه کسانی که قدمی برای پیروزی انقلاب برداشته بودند تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی را به انتظار نشستند. در انتظار بودند که ایران، با آن میراث گرانقدر فرهنگی و تاریخی و آن باور و اعتقادات تحول‌آفرین، بصورت قدرتی فرهنگی، اقتصادی، سیاسی در جهان قدعلم کند و خفت وابستگی‌های اقتصادی و سیاسی به عزت استقلال سیاسی و توسعه همه جانبه اقتصادی اجتماعی تبدیل شود. جامعه‌ای را انتظار می‌کشیدند، که آحاد مردم بطور ملموس در اداره جامعه مشارکت داشته و "میزان رای ملت باشد".
جامعه‌ای می‌خواستند که ارزش‌های اسلامی چون "خردمندی و بصیرت، صفا و محبت، ایثار و گذشت، صداقت و یکرنگی، رعایت حقوق مردم (حق الناس) مقدم بر حقوق خداوند (حق الله)، صلح و دوستی، جوانمردی و مروت، دادگری و انصاف، امنیت و طمأنینه، و در نهایت رضایت خداوند و رضایت مردم توأمان" در آن حاکم باشد. اکنون قریب سی سال از آن تاریخ می‌گذرد. آیا شعار اصلی انقلاب اسلامی یعنی "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" تحقق یافته است؟ آیا جامعه‌ای که امام خمینی(ره) و پیشاهنگان نهضت اسلامی نوید آنرا می‌دادند، همین است؟ آیا در جهانی که کشورهای دیگر با رشدهای دو رقمی به دنبال کسب جایگاه فردای خود در این رقابت تنگاتنگ هستند، شیوه حکومت‌داری ما می‌تواند آینده‌ای مطلوب را به ارمغان آورد؟
سقوط جایگاه ایران در جامعه بین‌المللی از یک سو و نارضایتی داخلی ناشی از بحران‌های اقتصادی از سوی دیگر شرایط ناگواری را برای نظام جمهوری اسلامی فراهم آورده است. بدون تردید انتخابات ریاست جمهوری و نتیجه آن می‌تواند اثری تعیین‌کننده بر تسریع روند ناصواب فعلی یا نجات کشور داشته باشد. لذا از همه کسانی که به ارزش‌های والای انقلاب وفادار و به دنبال اعتلای نام ایران در پهنه گیتی هستند دعوت می‌کنیم موضوع انتخابات ریاست جمهوری را جدی بگیرند.
1ـ ضرورت حضور در انتخابات
حضور در صحنه انتخابات و ارائه کاندیدا، اصل و ضرورت است زیرا:
الف ـ حدود هفتاد درصد تولید ناخالص داخلی کشور در بخش دولتی شکل می‌گیرد. ضمنا کلیه سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های اقتصادی از ناحیه دولت و حاکمیت کلید می‌خورد. لذا ایجاد هرگونه تحول و اصلاح اقتصادی از طریق بخش خصوصی و بدون حضور در حاکمیت غیر ممکن است.
ب ـ تصمیمات حاکمیت در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به دلیل ساختار اقتصاد نفتی از یک سو و چارچوب قانون اساسی از سوی دیگر، بسیار فراگیر و تأثیرگذار است. لذا انجام هرگونه اصلاحات در جامعه بدون حضور در سیستم حاکمیتی و توجه صرف به بخش مردمی، بسیار دشوار به نظر می‌رسد.
ج ـ شرکت در انتخابات و دخالت در امور حکومتی جزء لاینفک انقلاب و شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی است و عدول از آن احتیاج به بیّنه و دلایل محکم دارد تا بتواند این چرخش و عدول از آموزه‌های اصلی انقلاب را توجیه نماید.
به رغم دلایل متقنی که برای حضور در انتخابات وجود دارد، اما اگر این حضور آثار مثبته خود را نداشته باشد (بی‌تأثیر بودن در نتایج انتخابات، سوءاستفاده مجریان و حاکمان از حضور مردم برای توجیه کارهای غیر قانونی و غیرشرعی و...) طبیعتاً شرکت در انتخابات یا معرفی کاندیدا غیر قابل توجیه می‌شود. حتی ممکن است تحریم انتخابات (مبارزه منفی) به عنوان حرکتی برای منزوی کردن قانون‌گریزان توجیه پیدا کند.
2ـ بررسی شرایط
1ـ2ـ شرایط بین‌المللی و منطقه‌ای
ـ ادامه حضور نظامی آمریکا در منطقه که عملا به محاصره کامل جغرافیایی ایران انجامیده است.
ـ تغییرات سرسام‌آور قیمت نفت و دیگر منابع فلزات و مواد غذایی
ـ اجماع جهانی علیه ایران در موضوع برنامه هسته‌ای، تحریم‌های سنگین بین‌المللی
ـ ایجاد کانونهای جدید تنش در منطقه (لبنان و پاکستان) پس از کانونهای قبلی (افغانستان و عراق)
ـ اقبال توده‌های ضد غربی در کشورهای منطقه به سیاستهای تروریستی بن‌لادن از یک سو و سیاستهای شعارمدارانه آقای احمدی‌نژاد از سوی دیگر
ـ احتمال اقدام غیر منطقی و غیر عاقلانه بوش علیه ایران در ماه‌های باقیمانده ریاست جمهوری
2ـ2ـ شرایط داخلی
ـ حاکم شدن شرایط رکود تورمی در اقتصاد کشور
ـ افزایش چشم‌گیر فساد اداری
ـ کوتاه و مبتذل شدن سطح مدیریت و مدیران از رئیس‌جمهور تا پایین‌ترین افراد در دو بعد توانایی‌ها و سطح و قدرت عمل
ـ کاهش شدید انباشت سرمایه
ـ ظهور کامل بحران ناکارآمدی برای کلیت نظام (فراتر از طیف دولت یا اقتدارگرایان)
ـ کاهش ایمان، خداباوری، صداقت، اخلاق و نیکوکاری
ـ انفعال کامل سیاسی و فرهنگی توده‌ها در شکل عدم مشارکت
ـ گسترش فقر و کاهش سطح خرید و نابسامانی معیشت مردم
3ـ2ـ شرایط طیف حاکم (اصولگرایان)
ـ در اختیار داشتن بخش عمده رسانه‌های عمومی کشور (صدا و سیما، مطبوعات، نماز جمعه‌ها...)
ـ در اختیار داشتن بخش نظارتی و اجرایی انتخابات
ـ سلطه بر منابع مالی و پولی کشور (اعتبارات دولتی، تسهیلات بانکی و مؤسسات اعتباری)
ـ انشقاق و بحران ناشی از نداشتن فصل الخطاب
ـ ابتلا به یأس پنهان و سرخوردگی فراگیر ناشی از سیاست‌های مجلس هفتم و دولت نهم
ـ وجود تفاوت دیدگاهی در ساختارهای رسمی طیف حاکم مثل اقشار مذهبی، حوزه، نیروهای مسلح
ـ وجود کاندیداهای متعدد و مدعی برای ریاست جمهوری دهم
ـ کهولت سن یا بیماری عمده رهبران اصول‌گرایان
ـ بحران ریزش نیروهای معقول و متدین و مسئول طیف اصولگرا
ـ طرد و انفعال بخش‌های روحانیون، سابقون، اعتدالیون در مقابل طیف تندروی حاکم
ـ درگیری‌ها و چالش‌های مجازی و بعضا حقیقی در جریان اصولگرا
ـ مصادره عنوان برنامه‌های اصلاح‌طلبی توسط هر دو طیف حامی دولت و منتقد دولت و تهی ساختن آنها از درون
4ـ2ـ شرایط اصلاح‌طلبان
ـ گستردگی بدنه اصلاح‌طلبی در بخش‌های مختلف کشور بویژه از کار برکنار شده‌ها
ـ احتمال ایجاد اقبال مردمی سنگین برای انتخابات ریاست جمهوری دهم با توجه به عملکرد احمدی‌نژاد
ـ تمایل اکثریت خاموش جامعه به اصلاح‌طلبان
ـ عدم وجود نیروهای فعال عملی، افزونی وجود نظریه‌پردازان و منتقدان ناکارآمد
ـ تنوع و تکثر سلیقه‌ها، اعتقادات و آرمانها
ـ عدم برخورداری از احزاب قوی و کشوری با اعضای فعال یا عادی
ـ عدم ارتباط مستمر فعال و برنامه‌دار احزاب اصلاح‌طلب با همدیگر و با NGOها
ـ عدم تعریف لایه‌ها و طبقات مختلف اصلاح‌طلبان (باز هم انحصار تعریف‌ها به هیات فعالان)
ـ نداشتن رسانه یا عدم استفاده صحیح از رسانه‌های حداقلی موجود
ـ نداشتن برنامه حتی تعریف و تحلیل مشخص از آینده نزدیک کشور
ـ ابتلا مدیران قبلی به تنبلی و رخوت شدید، خستگی یا افسردگی، بازنشستگی و کهولت سن
ـ عدم توانایی استفاده از پتانسیل نیروهای جوان، دانشگاه، زنان و کارمندان، نخبگان و حتی چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلب
ـ بروز انتقادهای درونی فراتر از حد هوشیاری سیاسی حتی در علن و حتی تریبون‌های اصول‌گرایان
ـ بازی خوردن فعالان و رسانه‌های اصلاح‌طلب در درگیری‌های داخلی طیف حاکم و حتی پوشش خبری گسترده آنها
3ـ راهبردهای کلی برای حضور در انتخابات
با توجه به وضعیت و شرایطی که برای اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان ترسیم گردید، کسب پیروزی در انتخابات خردادماه، بدون توجه جدی و دقیق به عوامل کلیدی ناممکن می‌شود. واقعیت این است که حدود نیمی از مردم کشور (و در شهرهای بزرگ حدود هفتاد درصد) از صندوق‌های رأی قهر کرده و در انتخابات شرکت نمی‌کنند. علت این عدم شرکت را می‌توان در عملکرد مسئولین (اعم از اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان)، بی‌تأثیر بودن رأی مردم در سرنوشت انتخابات (به دلیل تخلفات انتخاباتی از مرحله تأیید صلاحیت تا برگزاری انتخابات) و ناکارآمد بودن برنامه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی دانست که موجب ناامیدی مردم شده است.
اگر جریان اصلاح‌طلب بتواند به نحوی نگرانی‌های فوق را برطرف نماید، می‌توان امیدوار بود بخشی از قهرکنندگان بازگردند و علاوه بر آن بخشی از اصولگرایان که از عملکرد دولت نهم ناراضی اما شرکت در انتخابات را وظیفه شرعی می‌دانند به نفع کاندیدای اصلاح‌طلب رأی دهند. اینک به اختصار چند عامل کلیدی و مهم را به عنوان شروط لازم برای کسب پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری را بر می‌شماریم.
1ـ3ـ ارائه برنامه‌ای مشخص و روشن
ضروری است اصلاح‌طلبان برای برون‌رفت از وضعیت وخیم فعلی برنامه روشن و مشخص ارائه دهند. یکی از علل پیروزی انتخابات دوم خرداد 76 را بایستی در بیان سخنانی دانست که مردم تشنه شنیدن آن بودند. امروز نیز باید به جای تکرار حرف‌های قدیمی و کلی که در شرایط خاص کاربرد داشته است، مواضعی روشن برای نجات کشور در حوزه داخلی و بین‌المللی اعم از اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ارائه کرد.
2ـ3ـ معرفی کاندیدای واحد
با توجه به شرایط شکننده فعلی، مطرح شدن نامزدهای متعدد در طیف اصلاح‌طلبان شکست آنها را قطعی خواهد کرد. البته در مقام سخن و اعلان مواضع، کلیه گروه‌های اصلاح‌طلب واقعیت فوق را پذیرفته و دم از کاندیدای واحد می‌زنند. اما نکته کلیدی اینست که چگونه به کاندیدای واحد برسیم و این کاندیدای واحد چه مشخصه‌هایی داشته باشد تا اکثریت خاموش جامعه را نیز وادار به مشارکت نماید.
3ـ3ـ برنامه‌ریزی برای ساماندهی آراء
احزاب و گروههای سیاسی بنا به دلایل مختلف نتوانسته‌اند در توده مردم نفوذ لازم را داشته باشند و در این شرایط تبلیغات رسانه‌ای که عمداً در اختیار اصول‌گرایان است، شایعات یا امدادهای غیبی!! نقش مسلط پیدا می‌نمایند.
از آن‌جا که در زمان کوتاه چند ماهه و با توجه به سیاست‌های حزب‌ستیزانه دولت، امکان فعالیت حزبی گسترده نامیسر است، بایستی راه‌کار مناسبی برای ساماندهی آرا مخصوصاً در شهرهای کوچک و روستاها پیدا نمود. برای ساماندهی آرای اصلاح‌طلبان و بی‌تفاوت‌ها بایستی از هم‌اکنون برنامه‌ریزی شود.
4ـ3ـ واکسینه کردن جریان اصلاحات از اتهامات
حضور در صحنه انتخاباتی به مفهوم پذیرش نظام حاکم و مقررات و قوانین حاکم بر آن است. طرح شعارهایی که کلیت نظام را زیر سئوال می‌برد علاوه بر تعارض با مشارکت در انتخابات، بهانه‌ای به دست رقبای انتخاباتی خواهد داد تا مجموعه فعالیت انتخاباتی اصلاح‌طلبان را زیر سؤال ببرند. بنابراین لازم است اصلاح‌طلبان بطور صریح اعلان نمایند که کلیه فعالیتهای انتخاباتی آنان در چارچوب قانون اساسی و قوانین موجود کشور می‌باشد و اجازه ندهند دیدگاه‌های خارج از چارچوب فوق به نام این جبهه مطرح شود.
5ـ3ـ مشارکت کلیه گروه‌های اصلاح‌طلب از آغاز تا انجام
وجود سلیقه‌های متفاوت در درون جبهه اصلاح‌طلبان و نامشخص بودن وزن و سنگینی هر یک از این گروه‌ها در درون جبهه، مهم‌ترین معضل برای رسیدن به برنامه واحد و کاندیدای واحد می‌باشد. دست یافتن به برنامه‌ای که بتواند سلیقه مجموعه اصلاح‌طلبان کشور را پوشش دهد مهم‌ترین موضوعی است که بایستی هر چه زودتر دوستان به آن دست یابند.
در این برنامه پیشنهاد شده است نمایندگان اصلاح‌طلب دوران هشتگانه مجالس شورای اسلامی و وزرا و استانداران اصلاح‌طلب این دوران، بعنوان مشتی از خروار اصلاح‌طلبان کشور برای شروع پروژه مدنظر قرار گیرند. دلیل اتخاذ این روش، عدم نفوذ گروه‌ها و احزاب در شهرستان‌های کوچک، نامشخص بودن وزن و سنگینی هر یک از گروهها و احزاب که تفاهم را دشوار می‌نماید و بالاخره بهره‌گیری از ساماندهی برآمده از این نهاد پرقدرت در شهرستان‌ها برای ساماندهی آراء می‌باشد. برای برگزاری همایش بزرگ اصلاح‌طلبان در تهران نیز، شورایی از نمایندگان اصلاح‌طلب ادوار 8گانه تهران پیشنهاد شده است.
4ـ برنامه پیشنهادی برای انتخابات ریاست جمهوری (بعد نظری)
با توجه به تجربه مجالس ششم و هفتم و نیز چینش مجلس هشتم در دست اصولگرایان، و با توجه به جمع شرایط برشمرده در صفحات قبل، پیشنهاد می‌شود کل نیروهای اصلاح‌طلب متحد شده و زیر نام دائمی "ائتلاف فراگیر اصلاح‌طلبان" هدف مشترکی را به نام "منشور نجات ملی" تدوین و به مردم عرضه کنند و خواستار "رای اعتماد 30 میلیونی مردم به منشور نجات ملی" شوند. طرح "رای اعتماد مردم به برنامه نجات ملی" که یک برنامه فعال است، مزایای زیر را در بردارد:
الف ـ موجب تغییر منطقه بازی از زمین اصول‌گرایان به زمین اصلاح‌طلبان و رفع انفعال و ایجاد اتحاد و یکدستی در اصلاح‌طلبان می‌گردد.
ب ـ با نظرسنجی‌های مداوم و مستمر، در صورت اقبال مردم و تضعیف یا شکستن مقاومت‌ها و تفسیرهای غیر قانونی و غیر دموکراتیک طیف حاکم، ضمانت و قدرت اجرایی را به رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب آینده اعطا می‌کند.
ج ـ عملا انتخابات ریاست جمهوری دهم تبدیل به یک رفراندوم آگاهانه برای تثبیت آرمانهای اصیل انقلاب و خواسته‌های بحق مردم خواهد شد.
د ـ نقطه تمرکز ذهنی و عملی اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان از "افراد" به "برنامه‌ها" تغییر یافته و روش‌های محتمل حذف کاندیداهای اصلاح‌طلب در مجلس هشتم و شورای نگهبان نیز خنثی می‌شود.
ه ـ اذهان مردمی، از امید به راهکارهای جایگزین بیگانه به سمت داخل هدایت می‌شود. به بیان دیگر، اگر دوم خرداد را رفراندوم "نه به سیاستهای خاص" بدانیم، گام دوم در رفراندوم "آری به برنامه‌های مطلوب" برداشته خواهد شد. همزمان با تدوین و عرضه این منشور، با مکانیزمی مناسب‌ترین فرد برای عملیاتی کردن منشور فوق به عنوان نامزد ریاست جمهوری معرفی می‌گردد. به این ترتیب، مردم فقط به یک فرد رای نمی‌دهند بلکه مهم‌تر از آن به محتوای یک منشور رای می‌دهند.
5ـ برنامه عملی "انتخابات ریاست جمهوری"
این برنامه مشتمل بر فعالیت‌هایی به شرح زیر است.
گام اول ـ تشکیل اجلاس نمایندگان اصلاح‌طلب ادوار 8گانه تهران برای انتخاب شورایی جهت برگزاری کنگره سراسری اصلاح‌طلبان
گام دوم ـ تشکیل شورای اصلاح‌طلبان هر شهرستان
گام سوم ـ تشکیل همایش سراسری اصلاح‌طلبان (1000 الی 3000 نفر با توجه به امکان برگزاری)
گام چهارم ـ انتخاب شورای اجرایی، کمیته‌های تخصصی، اقتصادی، سیاسی فرهنگی و کمیته تعیین نامزدهای احتمالی
1ـ5ـ گام اول ـ تشکیل اجلاس نمایندگان اصلاح‌طلب ادوار 8گانه تهران
مجمع نمایندگان ادوار در سریع‌ترین زمان ممکن از کلیه نمایندگان اصلاح‌طلب تهران در دوره‌های 8گانه مجلس شورای اسلامی دعوت می‌نماید تا در سریع‌ترین زمان ممکن تشکیل جلسه داده و از میان خود شورایی پنج یا هفت نفره را تحت عنوان (شورای برگزاری همایش سراسری اصلاح‌طلبان) برای انجام وظایف زیر انتخابات نمایند:
ـ دعوت از رؤسای سنی نمایندگان ادوار حوزه‌های انتخابیه و توجیه آنها برای طرح
ـ مشخص کردن تعداد اعضای همایش سراسری، سهمیه هر یک از شهرستانها و زمان برگزاری آن
ـ برآورد هزینه برگزاری همایش و نحوه تأمین آنها
ـ مشخص نمودن تعداد اعضای شورای اصلاح‌طلبان هر حوزه
ـ برگزاری همایش سراسری
2ـ5ـ گام دوم ـ تشکیل شورای اصلاح‌طلبان هر شهرستان
نمایندگان اصلاح‌طلب ادوار 8گانه مجلس هر شهرستان، به دعوت مسن‌ترین آنها تشکیل جلسه داده و با مشورت استانداران و اصلاح‌طلبان شاخص شهرستان، نشست اصلاح‌طلبان شهرستان را (با بیشترین تعداد ممکن) تدارک می‌بینند. در نشست اصلاح‌طلبان شهرستان که توسط مسن‌ترین نماینده ادوار آن شهرستان مدیریت می‌شود. ابتدا مذاکره‌ای در مورد اهمیت انتخابات ریاست جمهوری و طرح کلی اصلاح‌طلبان برای این موضوع صورت می‌گیرد.
آنگاه افراد شرکت‌کننده در نشست اصلاح‌طلبان شهرستان، از میان خود شورای اصلاح‌طلبان شهرستان (حداقل 7 نفر) را انتخاب می‌نمایند. اولین اقدام شورای اصلاح‌طلبان شهرستان معرفی نمایندگانی به کنگره بزرگ اصلاح‌طلبان خواهد بود. شورای اصلاح‌طلبان شهرستان تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بصورت منظم جلساتی داشته و در ارتباطی دوسویه (ستاد مرکزی اصلاح‌طلبان و مجمع اصلاح‌طلبان شهرستان) شبکه سازمانی اصلاح‌طلبان را در شهرستانها شکل خواهد داد.
3ـ5ـ گام سوم ـ تشکیل همایش سراسری اصلاح‌طلبان
این همایش با توجه به امکانات اجرایی، نمایندگانی از اصلاح‌طلبان کل کشور (از 1000 تا 3000 نفر) را در برخواهد گرفت.
برنامه‌های همایش سراسری مشتمل بر سه قسمت خواهد بود.
قسمت اول ـ مراسم افتتاحیه
در این مراسم که ریاست آن را مسن‌ترین عضو همایش به عهده خواهد داشت، رؤسای قوه مجریه و مقننه دوران اصلاحات (خاتمی و کروبی) و نخست‌وزیر دوران جنگ (میرحسین موسوی) سخنرانی خواهند کرد. سپس ریاست جلسه از اعضا دعوت خواهد کرد به تناسب تخصص و تجربه و تمایل خود در یکی از کمیته‌های تخصصی شرکت نمایند.
قسمت دوم ـ تشکیل کمیته‌های تخصصی
کمیته‌های تخصصی به شرح زیر تشکیل خواهد شد.
کمیته اقتصادی ـ جهت تدوین برنامه اقتصادی اصلاح‌طلبان
کمیته سیاسی ـ جهت تدوین برنامه سیاسی اصلاح‌طلبان
کمیته فرهنگی ـ جهت تدوین برنامه فرهنگی اصلاح‌طلبان
کمیته معرفی کاندیداهای ریاست جمهوری ـ جهت معرفی چند کاندیدای اصلاح‌طلب به کنگره و پیشنهاد راهکار برای رسیدن به کاندیدای واحد.
در صورت زیاد بودن تعداد اعضا، کمیته‌ها می‌توانند شورای پنج یا هفت نفره جهت جمع‌بندی پیشنهادات یا تدوین گزارش نهایی برگزیند.
قسمت سوم ـ اختتامیه همایش
در اختتامیه همایش مسئولین هر یک از کمیته‌های تخصصی گزارش خود را به همایش ارائه می‌نمایند. در صورتی که هر یک از کمیته‌های تخصصی برنامه مشخص و نهایی در حوزه خود ارائه نمایند، این برنامه در همایش به رأی گذاشته می‌شود. در غیر اینصورت سقف زمانی مشخصی برای ارائه برنامه نهایی تعیین می‌گردد. کمیته معرفی کاندیداهای احتمالی اگر کاندیدای واحدی را معرفی نماید موضوع در کنگره به بحث و رأی گذاشته می‌شود. در غیر اینصورت اسامی چند کاندیدا به همراه زمان‌بندی برای بررسی و رسیدن به کاندیدای واحد پیشنهاد می‌گردد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات