* اخباری که از قطعیت معرفی کاندیدای مستقل توسط موتلفه اسلامی در انتخابات آتی ریاست جمهوری منتشر میشود حاکی از آن است که گویا موتلفه دیگر نمی خواهد گذشت کند و به نفع دیگران کنار رود.
** ما در انتخابات مجلس نهم، قبل از اینکه بسیاری از اصولگرایان کار انتخاباتی را شروع کنند، جلسات مربوط به انتخابات را از اوایل سال 89 برگزار کردیم و پس از مطالعه و بررسی یک فهرست از نامزدهای مورد تایید موتلفه در سراسر کشور تهیه شد، کاری که در هر دوره انتخاباتی انجام می شد و در انتخابات مجلس نهم خیلی گسترده تر و جدی تر انجام شد.
* این مطالعه جداگانه به چه منظور صورت گرفت؟
** بدین منظور که اگر در نزدیکی های انتخابات با این سوال مواجه شدیم که نامزدهای موتلفه چه کسانی هستند و اقتضا کرد که به صورت مستقل در صحنه حاضر باشیم، دستمان خالی نباشد و اگر هم مصلحت جریان اصولگرایی این بود که با ائتلاف وارد فضای انتخاباتی بشویم، آن زمان هم با داشتن نامزدهای مشخص وارد مذاکره گردیم. در انتخابات مجلس نهم ما این روند را طی کردیم و تعداد قابل توجهی از نامزدهایی که قبلاً شناسایی کرده بودیم و مسئولان دفاتر ما در استان ها هم تاییدشان کرده بودند، مورد قبول جبهه متحد اصولگرایان نیز قرار گرفتند. برای انتخابات ریاست جمهوری آتی تصمیم اولیه شورای مرکزی این است که حزب موتلفه اسلامی از درون خودش یا خارج از خودش یک فرد را به عنوان نامزد ریاست جمهوری در نظر داشته باشد. بنای اولیه ما هم این است که با 2 آورده وارد انتخابات بشویم. یکی داشتن نامزد، دیگری برنامه موتلفه برای ریاست جمهوری آینده.
* منظورتان برنامه کاری است؟
** این حق را برای همه احزاب، چه احزاب رقیب خودمان و چه احزاب همفکرمان به رسمیت می شناسیم که هم نامزد داشته باشند و هم برنامه کاری به مردم ارائه دهند. من در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری، معتقدم هر تشکیلات حزبی از قبل باید هم فرد مطلوبش را آماده کرده باشد و هم برنامه ای را که یک تشکیلات حزبی می خواهد به مردم ارائه دهد را باید قبلاً کارشناسی کرده باشد و با این 2داشته وارد میدان شود: داشته اول: نامزد ریاست جمهوری، داشته دوم: برنامه برای اداره کشور .
* موتلفه برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم این دو مولفه را در اختیار دارد؟
** ما در حال حاضر نمی توانیم ادعا کنیم، در هر 2 مورد داشته هایمان کاملاً مشخص است، اما اینکه ما در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم با این روندی که به آن اشاره کردم، جلسات اولیه را شروع کرده ایم را می توانم اعلام کنم. در همین خصوص، بارها از ما سوال شده که بالاخره نامزد ریاست جمهوری شما چه کسی است؟ برخی ها نیز از طرف موتلفه، کسانی را به عنوان نامزد موتلفه اعلام کرده اند و یا ممکن است بعدها اعلام کنند! باید بگویم در مورد نامزد انتخابات ریاست جمهوری فعلاً روی هیچ شخصی در موتلفه اسلامی بحث نشده است!
* منظورتان این است که هنوز در خصوص فرد خاصی به اجماع نرسیده اید؟
** خیر، راجع به اشخاص هنوز بحثی نشده است! اینکه ما شخصی را در انتخابات داشته باشیم، مورد تصویب شورای مرکزی است، اما اینکه روی افراد بحث شده باشد، هیچ مصداقی تا به حال نداشته ایم!
* جدیدترین گزینه ای که اخیراً مطرح شده آقای متکی است.
** من به همین دلیل این توضیحات را دادم که موتلفه اسلامی راجع به هیچ شخصی به عنوان نامزد ریاست جمهوری در جلسات داخلی اش بحثی را آغاز نکرده است!
* چه زمانی بحث درخصوص مصداق را آغاز می کنید؟
** معمولاً در هر دوره انتخابات ریاست جمهوری که خرداد ماه برگزار می شود، تشکل ها از اوایل نیمه دوم سال روی مصادیق کار می کنند. ما هم به طور طبیعی فکر می کنیم که از اوایل نیمه دوم سال جاری، باید مصداق هایی را مورد مطالعه قرار دهیم و به یک مصداق نهایی برسیم.
* این تاکید بر حضور مستقل تان به چه منظور است؟ گروه های دیگر این اعلام استقلال را یک پیام می دانند!
** ما فرض را بر این می گذاریم که در انتخابات ریاست جمهوری به هر دلیلی اصولگرایان خودشان را ملزم به ائتلاف بدانند. باز هم فرض کنیم موتلفه اسلامی هم این الزام را احساس کند. نهایتاً هر تشکل اصولگرایی که خود را ملزم به ائتلاف ببیند بایستی با یک پیشنهاد مشخص وارد میدان ائتلاف بشود وگرنه اینکه یک تشکل راجع به هیچ شخص و مصداقی بحث نکرده باشد که نمی شود!
* اما الآن که نزدیک به یک سال تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری زمان باقی مانده، موتلفه می آید و اعلام می کند که می خواهیم مستقل در انتخابات شرکت کنیم. آن هم موتلفه ای که همیشه یک پایش در بستر اتفاقات مهم سیاسی کشور در میان بوده است.فکر نمی کنید این حضور مستقل به شاکله جریان اصولگرایی ضربه بزند؟
** معتقدم اگر به نوع فعالیت های حزبی اعتقاد داشته باشیم، هر تشکلی که خودش را حزب تلقی می کند باید ابتدا به ساکن، یک نظر اختصاصی داشته باشد وگرنه حزبی که نظر مشخصی نداشته باشد، راجع به چه چیزی می خواهد ائتلاف بکند! بنابراین هم برای خودمان و هم برای دیگران معتقدیم با فرض اینکه نهایتاً همگی ایجاد یک ائتلاف را قبول کنیم، هر کدام از ما باید با یک نظر مشخص و مستقل از دیگران وارد میدان مذاکره بشویم!
* اما در گذشته عملکرد موتلفه اینگونه نبوده، مثلاً همین سازوکار جبهه متحد اصولگرایان و یا گروه 6+5 انتخابات مجلس هشتم و یا حتی سازوکار انتخابات ریاست جمهوری سال 84، همیشه این طور بوده که گروه های اصولگرا دور هم جمع می شدند و بحث ها و گفت وگوهایشان را در جریان همان سازوکار مطرح می کردند تا به نتیجه برسند. اما این بار تاکید دارید بر حضور مستقل، چرایی این موضوع را نمی دانم چرا توضیح نمی دهید؟ آیا نامهربانی یا بداخلاقی سیاسی ای از دیگر همفکران تان دیده اید که این بار جلوتر از بقیه پیشقدم شده اید؟
** در مقدمه صحبت هایم عرض کردم که ما در همین انتخابات مجلس، از اوایل سال 89 بدون مشورت با هیچ کدام از تشکل های اصولگرا، دستورالعمل تشکیلاتی صادر کردیم تا اگر قرار شد ائتلاف کنیم با دست پر حاضر باشیم. اگر بخواهم صریح تر پاسخ بدهم باید بگویم ما در اکثریت قریب به اتفاق حوزه های انتخاباتی مجلس نهم، فارغ از تشکل های وابسته به جبهه متحد نامزد شناسایی کرده بودیم، بنابراین مذاکرات جبهه متحد در هر منطقه ای که انجام شد ما با پیشنهاد مشخص به میدان ائتلاف رفتیم.
* چه تعداد از نامزدهای مورد تایید تان در کل کشور رای آوردند؟
** آن اشخاصی که مورد تایید ما و جبهه متحد بودند، چیزی حدود 120 نفرشان رای آوردند. البته باید بگویم که این 120 نفر همه عضو موتلفه نیستند. دستورالعمل انتخاباتی ما در سراسر کشور این بود که اگر ما عضو واجد شرایطی که امتیازش نسبت به دیگران بیشتر باشد پیدا کردیم، آن عضومان اولویت دارد، اما اگر فردی همفکر ما در مبانی بود و عضو موتلفه هم نبود و امتیازش بیشتر از عضو موتلفه باشد، آن فرد اصولگرا و غیر عضو موتلفه را معرفی می کنیم. ما گرچه یک تشکیلات حزبی هستیم ولی ثابت کردیم که مصلحت جریان اصولگرایی را به مصلحت حزبی خودمان ترجیح می دهیم!
* یعنی می فرمایید این 120 نماینده فعلی مجلس کسانی هستند که عضو موتلفه و یا حداقل مورد تایید حزب می باشند؟
** بله، اینها کسانی هستند که یا عضو موتلفه بودند یا مورد معرفی موتلفه به جبهه متحد بودند، بدون اینکه عضو حزب باشند.
* پس الان پتانسیل خوب و قابل تاملی در مجلس نهم دارید؟
** بله. البته برای اینکه پاسخ کلی تری داشته باشم باید بگویم که من مجلس نهم را از نظر تعداد افراد اصولگرا مجلس اصولگراتری می دانم!
* یعنی مجلس هشتم، مجلس اصولگرایی نبود؟
** چرا، هم مجلس هشتم را اصولگرا می دانم و هم مجلس نهم را. البته ملاک ها متعدد است، اما ملاک من برای اصولگرایی این است که وقتی مجلس و نمایندگان آن از یک نظر مقام معظم رهبری مطلع می شوند به آن عمل کنند. من این موضوع را ملاک اصولگرایی میدانم.
* اگر عمل نکردند چه؟ در این خصوص مصداق هایی در مجلس هشتم وجود دارد؟
** در هر صورت مجموع عملکرد مجلس هشتم را، اصولگرا می دانم. ملاک من تبعیت از مقام معظم رهبری است. طبیعتاً در اعمال سلیقه ها بین اشخاصی که نماینده مجلس هستند، ممکن است تفاوت هایی وجود داشته باشد.
* بحث نظارت بر نمایندگان مجلس، یکی از مطالبات اصلی مقام معظم رهبری از مجلس هشتم بود اما آن طور که باید در مجلس مورد توجه قرار نگرفت. یا بحث وقف دانشگاه آزاد و یا هتک حرمت رئیس جمهور که رهبر معظم انقلاب در این خصوص تذکرات شدید اللحنی را به نمایندگان و هیات رئیسه مجلس دادند و در دیدار با منتخبان مجلس نهم نیز بار دیگر این موضوع را بیان کردند، این ها را چگونه ارزیابی می کنید؟
** مجلس هشتم در موضوع نظارت بر نمایندگان تاخیر داشت ولی به نظر من تمرد نداشت! این دو با هم تفاوت دارد. یک وقت است مقام معظم رهبری یک نظری دارند، مجلس هم رسماً می گوید که نمی خواهد عمل کند! چنین اتفاقی که نیفتاده! تاخیر را من قبول دارم، هر چند که موجه هم نیست! یعنی باید تسریع می شد، نه اینکه با تاخیر انجام شود. اما بالاخره بین تسریع و تاخیر و تمرد یک تفاوت هایی وجود دارد و اصلاً معتقد به تمرد مجلس در این رابطه نیستم. یا در موضوع بحث دانشگاه آزاد، اولاً چیزی که در مجلس در حال بحث و تصویب بود یک چیز کلی تر از بحث وقف دانشگاه آزاد بود. یک مقداری در این خصوص جوسازی شد و هر بحثی متمرکز شد روی دانشگاه آزاد!
* اما وقف اموال دانشگاه آزاد در حال تصویب تحت لوای آن بحث بود
** بله، ولی من در آن رابطه معتقد نیستم که آقا یک فتوایی داده بودند و مجلس خلاف آن عمل کرد.
* اما این اتفاق اصلاً با شاخصه های اصولگرایی همخوانی نداشت.
** در آن رابطه بین خود اصولگرایان هم تفاوت نظر و سلیقه وجود داشت. یک عده ای از دوستان اصولگرای ما خود را اصولگرای ناب می دانند که اگر قرار باشد این اصولگرایی ناب به تعبیر آنها تحقق پیدا کند دیگر چیزی از اصولگرایی وجود خارجی نخواهد داشت!
* یعنی تعبیری با عنوان اصولگرایی ناب را قبول ندارید؟
** من معتقدم با آن تعریفی که عده ای از اصولگرایی ناب می کنند، یک درصد بسیار اندکی در داخل این دایره قرار می گیرند و بقیه هم همگی از داخل دایره خارج می شوند. بنده اصلاً به این اصولگرایی معتقد نیستم! من اصولگرایی را با جذب حداکثری و دفع حداقل، در حد ضرورت می شناسم، یعنی باید یک کفی از اصولگرایی را تعریف کنیم بعد وقتی که این کف را تعریف کردیم، هرکسی این کف را داشت، اصولگرایش بدانیم! حالایکی ممکن است درجه اصولگرایی اش خیلی بالاباشد، یکی هم ممکن است کف اصولگرایی را داشته باشد!
* پس اصولگرایی دایره ای است با درجه بندی های مختلف؟
** بله، من استنادم برای این تعریفی که کردم دیداری که 13 سال پیش با مقام معظم رهبری داشتیم. در دوم شهریورماه 1378، در اوج اقتدار اصلاح طلبان در کشور (هم در مجلس و هم در دولت) چهار تشکل بودیم که از هر کدام 3 نفر به دعوت دفتر مقام معظم رهبری با ایشان ملاقات داشتیم، بنده هم در آن دیدار حضور داشتم. یک موضوعی که آنجا مطرح شد، اعلام چهار شاخصه مهم از طرف مقام معظم رهبری برای نیروهای خودی بود که بعداً این خود، به اصولگرایی تعبیر شد، چرا که کلمه اصولگرایی قبلاً در ادبیات سیاسی ما بدین معنای فعلی وجود نداشت.
در انتخابات شورای دوم شهر بود که کلمه اصولگرایی به تدریج وارد ادبیات سیاسی کشور شد. در آن جلسه که ما خدمت مقام معظم رهبری بودیم ایشان فرمودند: دشمن با پیچیدگی های فراوانی، وارد میدان برخورد با انقلاب شده و این پیچیدگی ها نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده، بنابراین ما باید همه نیروهای وفادار به انقلاب را در یک صف جمع کنیم و بعد این صف را در مقابل دشمن و عوامل آن قرار بدهیم! ایشان فرمودند: هر کس چهار خصوصیت 1- اعتقاد به اسلام 2- اعتقاد به نظام اسلامی 3- اعتقاد به خط و سیره حضرت امام (ره) و 4- پایبندی به ولایت فقیه را داشته باشد، در دایره خودی ها قرار می گیرد.
* همان موقع بود که بحث خودی و غیرخودی مطرح شد؟
** بله، ایشان افزودند: کسانی که به هر نسبتی این خصوصیات را نداشته باشند به همان نسبت غیرخودی هستند، البته همان جا هم مقام معظم رهبری فرمودند غیرخودی ها هم شهروند ما محسوب می شوند و حق شهروندی دارند و ما حقوق شهروندی را باید رعایت کنیم. این نکته را رسانه ها در آن موقع کمتر بهش پرداختند. ایشان همچنین فرمودند: نیروهای انقلاب باید خطوط بین خودشان را کمرنگ کنند. یعنی خودی ها، خطوط بین خودشان را کمرنگ و خط بین غیرخودی ها را پررنگ کنند.
الان بنده می خواهم از این سخنان همین استفاده را بکنم، ما وقتی بگوییم خط بین خودی ها را کمرنگ کنیم یا اگر میتوانیم از بین ببریم اگر خودی ها را به معنای ادبیات سیاسی روز اصولگرا تلقی کنیم، معنایش این است کسانی که این چهار خصوصیت را دارند ولو سلیقه های متفاوتی داشته باشند، همگی در دایره خودی ها قرار می گیرند! یعنی در دایره اصولگرایی قرار می گیرند.
* آیا مجلس هفتم را نیز در داخل این دایره قرار می دهید؟
** مجلس هفتم به نظر من مثل مجلس هشتم نیست! ولی با مجلس ششم نیز فرق اساسی داشت.
* یعنی شما مجلس هفتم را اصولگرا نمی دانید؟
** ترکیب مجلس هفتم را اگر بررسی کنیم نشان می دهد تعداد مدعیان اصولگرایی چقدر است و تعداد کسانی که اصلاً اصولگرایی را قبول ندارند چند نفرند! و این خود تفاوتش را با مجلس هشتم نشان می دهد! بنده، مجلس هشتم را در معیار اصولگرایی خالص تر از مجلس هفتم می دانم. مجلس هفتم را خیلی بهتر از مجلس ششم می دانم. مجلس ششم را اصلاً قابل مقایسه با مجلس هشتم نمی دانم.
* مدیریت مجلس هفتم و هشتم را چگونه ارزیابی می کنید؟
** در مجلس هفتم در مجموع مدیریت آقای حداد را قبول داشتیم و دوستان موتلفه ای ما هم اکثراً به ایشان رای دادند! در مجلس هشتم جمع اصولگرایان با فراکسیون بیش از 200 نفره ای که داشتند، یک استمزاج قبلی بین آقایان حداد عادل و لاریجانی به عمل آوردند، وقتی که مشخص شد رای آقای لاریجانی خیلی بیشتر از آقای حداد است، آقای حداد داوطلبانه اعلام کردند که من نامزد نیستم! به نظرم کار درستی هم کردند و قاعده کار سیاسی را رعایت نمودند. البته این موضوع به نفع جریان اصولگرایی تمام شد. اگر آن زمان هم آقای حداد و هم آقای لاریجانی و یک نامزد غیراصولگرا نامزد می شدند، قطعاً رای اصولگرایان می شکست! اما جریان اصولگرایی یک تدبیر و عقل سیاسی به خرج داد.
* موتلفه در انتخابات هیات رئیسه مجلس نهم، طرف کدام یک از آقایان لاریجانی و حداد بود؟
** در مجلس نهم، ما نظرمان به ریاست آقای لاریجانی بود. ما امتیازات آقای حداد و امتیازات آقای لاریجانی را برای ریاست مجلس ارزیابی کردیم و برای هر دو امتیازات قابل توجهی قائل بوده و هستیم منتهی امتیازات آقای لاریجانی را نسبت به آقای حداد بیشتر می دانستیم!
* درچه شاخصه هایی؟ آیا مصداق هم دارید؟
** یک مصداق مهم مورد نظرمان، ضرورت مستقل عمل کردن رئیس مجلس است. یعنی ما معتقدیم آقای لاریجانی که مورد تایید اکثریت دوستان موتلفه بود هیچ اشکالی ندارد که نظرات موتلفه را بداند و بشنوند، اما آقای لاریجانی اگر یک زمانی از خودش استقلال نداشت و آنچه را که موتلفه دیکته می کند را به عنوان ریاست مجلس اعمال بکند ما این ریاست را ریاست خوبی نمی دانیم! یعنی معتقد نیستیم که رئیس مجلس باید خودش را ملزم ببیند که از یک گروه خاص، ولو این گروه خاص موتلفه باشد، تبعیت داشته باشد!.
* یعنی آقای حداد وابسته به جریان خاصی بودند؟!
** نمی خواهم بگویم آقای حداد کاملاً وابسته به یک جریان خاصی است! اما موضوع استقلال رئیس مجلس را یک موضوع بسیار بسیار مهم می دانیم و معتقدیم هم آقای حداد برخوردار از این نعمت هستند و هم آقای لاریجانی منتهی درجه استقلال آقای لاریجانی را از درجه استقلال آقای حداد بیشتر می دانیم.
* به نظرتان چرا آقای حداد در این دوره به تعبیر شما قاعده بازی را رعایت نکردند و تا آخرین لحظه در میدان رقابت با آقای لاریجانی باقی ماندند؟
** به دو دلیل. یکی این که احساس وظیفه کرده بودند.
* این احساس وظیفه چه حسی است که برخی ها در بزنگاه های خاص آن را تجربه می کنند؟!
** خود کسانی که این احساس را می کنند باید به این سوال شما پاسخ دهند. اما من معتقدم اگر بین خودمان و خدایمان وظیفه مان را ارزیابی کنیم و صادقانه عمل کنیم، اشتباه هم کنیم باز ترجیح دارد تا این که بدون احساس وظیفه شرعی کسی همین طوری اقدام کند!
* و اما آقای حداد؟
** ما بنا را بر این می گذاریم که آقای حداد بین خود و خدایشان احساس وظیفه کردند که نامزد بشوند! دفعه قبل اما احساس وظیفه نکردند. هر دوی این احساس را هم ما برایش احترام قائلیم. هم برای آن احساس وظیفه نکردن و هم برای این احساس وظیفه کردن فعلی! در یک مقطعی آقای حداد گفتند اگر من خودم یک نفر هم باشم وارد میدان می شوم! از این سخن معلوم می شود که یک احساس وظیفه خیلی قوی کرده بودند و کاری هم به رای اکثریت یا اقلیت نداشتند.
* و دلیل دوم؟
** دلیل دوم هم اینکه محاسباتشان نشان می داد حتماً رای می آورند. بخشی از دوستان آقای حداد و یا شاید خود ایشان هم نظرشان این بود که اکثریت با آنها خواهند بود!
* پس محاسبه شان اشتباه بود؟
** قاعدتاً اشتباه بوده!
* بایدها و نبایدهای مجلس نهم را چگونه ارزیابی می کنید؟
** من یک باید مهم برای همه نهادهای جمهوری اسلامی و برای همه دوره های مجلس شورای اسلامی قائل هستم! و آن مراقبت به منظور حفظ ارزش های اسلامی وانقلابی است. این مشخصه را در صدر فهرست بایدهای مجلس می دانم و اما اگر خیلی تفصیلی صحبت نکنیم و بپردازیم به یک موضوع اساسی که ذهن اکثریت مردم به آن مشغول است باید به موضوعات اقتصادی اشاره کنم.
* بحثی که مقام معظم رهبری هم روی آن تاکید ویژه داشتند تعامل بین مجلس و دولت است، ارزیابی تان از این تعامل را بفرمایید، چرا که در عمل تعامل خوبی را شاهد نبوده ایم.
** درخصوص مسئله تعامل بین مجلس و دولت با نظر شما موافقم! در دوره هشتم در مواردی به مجلس و دولت برای این تعامل ایراد وارد است. حالااگر به عنوان یک فردی که از اول انقلاب در مدیریت های مختلف بوده سوال کنید که همچنین تعاملی ممکن است بنده معتقدم که بله! بهترین راه این تعامل هم این است که گروه یا گروه هایی از مجلس و از دولت انتخاب شوند و قبل از این که مسائل بین مجلس و دولت به یک درجه حاد برسد مسائل را با همفکری همدیگر حل بکنند و آن گاه یک موضوع حل شده را بیاورند در صحن مجلس. اما این که مجلس بدون تعامل با دولت هر چه که به نظرش می رسد را تصویب کند و دولت هم در مواردی بگوید این که تصویب کردند به نظر ما اجرایی و عملی نیست و اجرا نکند نتیجه اش می شود وضعیت موجود!
* نبایدهای مجلس نهم را هم می گویید.
** یکی از نبایدهایی که در مجلس نهم باید رعایت شود، تحت الشعاع قرار نگرفتن مصالح ملی کشور در مقابل مصالح منطقه ای است! برخی از موارد اتفاق می افتد یک نماینده مجلس درخواستی برای منطقه خود دارد و همت و وقتش را بیشتر از آنچه که برای کشور صرف بکند صرف آن خواست منطقه ای می کند! من نمی گویم که نماینده مجلس مسئولیتی در مقابل کمبودهای منطقه اش ندارد اما نگرش بخشی در ذهن نمایندگان مجلس هر وقت رجحان پیدا کرد نسبت به نگرش کشوری من این را یک موضوع بسیار بسیار مهم و خلاف می دانم و معتقدم که در این رابطه باید دائماً به نمایندگان مجلس تذکر داده شود!
مسئله بعدی که هم در مجلس و هم در دولت باید به عنوان نباید مورد توجه قرار گیرد این است که خدای نخواسته کسانی پیدا بشوند که منافع شخصی شان را ترجیح بدهند به منافع کشور و منطقه شان! و خدای نخواسته به فکر سوءاستفاده باشند! این موضوعی است که مرتباً باید تذکر داده شود که یک وقت افراد اسیر منافع شخصی شان نشوند!
* گفتید 120 نفر از اعضای موتلفه و یا افراد مورد تایید این حزب در مجلس نهم حضور دارند آیا در این مجلس هم فراکسیون موتلفه را تشکیل می دهید؟
** ما تا به حال یک جلسه مقدماتی برای فراکسیون موتلفه داشته ایم. اما هنوز در مقدمه هستیم. قطعاً قصد داریم فراکسیون موتلفه را در مجلس داشته باشیم.
* پس فراکسیون موتلفه هم در کنار فراکسیون رهروان ولایت و اصولگرایان حضور خواهد داشت؟
** بله ما در هر صورت فراکسیون موتلفه را خواهیم داشت. اما در کلیات خودمان را هماهنگ با جریان اصولگرایی در مجلس خواهیم کرد.
* الآن که دیگر جریان یا فراکسیون واحدی به نام اصولگرایی در مجلس وجود ندارد؟
** نه وجود ندارد. رقابت بین خود اصولگرایان است.
* پس فراکسیون موتلفه هم به عنوان یکی از اضلاع جریان اصولگرایی مطرح است؟
** من رقابت را در مجلس مضر نمی دانم. تضاد و جدال غیر احسن را مضر می دانم!
* منظور تضاد و جدال نبود، بلکه موتلفه هم با ادعای 120 نماینده ظاهراً حرفی برای گفتن دارد.
** ما به عنوان یک تشکیلات حزبی برای خودمان این حق اولیه را قائل هستیم که در مجلس فراکسیون داشته باشیم!
* آقای بادامچیان در گفت وگویی گفته بودند که حضور مستقل موتلفه در انتخابات ریاست جمهوری دلایل متعددی دارد، اما آنها را توضیح نداده بودند، به عنوان دبیرکل حزب موتلفه اسلامی این دلایل را تشریح می کنید؟
** من توضیحاتم را دادم!
* اما این توضیحات برای حضور مستقل موتلفه قانع کننده نبود! برخی از گروه ها و اشخاص معتقدند که موتلفه می خواهد امتیازگیری کند. آقای باهنر هم گفته این حضور مستقل به صلاح جریان اصولگرایی نیست؟
** از آن طرف هم که گفته بودند وحدت اصولگرایان معلوم نیست اتفاق بیفتد!
* بله. اما آیا موتلفه دنبال امتیازگیری است. حزب موتلفه همیشه بسترساز اتفاقات مهم سیاسی بوده، همچنین از لحاظ تشکیلاتی و تامین نیروی انسانی و تامین منابع مالی اصولگرایان، همواره تاثیرگذار بوده، حالااین شعار جداشدن و مستقل عمل کردن، جریان اصولگرایی را با مشکل مواجه نخواهد کرد؟
** اولاً، اینکه موتلفه اسلامی، امکانات مالی جریان اصولگرایی را تامین می کند، حرف درستی نیست! ضمناً ائتلاف را هم نفی مطلق نمی کنیم.
* موتلفه همواره یکی از تامین کنندگان اصلی هزینه های جریان اصولگرایی بوده است
** در ائتلاف های اصولگرایان، آن دسته از افراد و تشکل هایی که وارد می شدند، خودشان امکاناتی را به اندازه سهم شان ارائه می کردند. بنابراین هیچگاه جریان اصولگرایی متکی به امکانات مالی موتلفه نبوده است.
* اسم موتلفه که می آید، خیلی ها را یاد بازار می اندازد!
** در داخل موتلفه، الآن مدتهاست که با مشکل مالی مواجه هستیم و این تصور که موتلفه هر نیاز مالی داشته باشد، از قبل تامین است، یک تصور کاملاً نادرست است. منتهی ممکن است گفته شود، شما اگر مشکل مالی دارید چگونه 200 دفتر را در سراسر کشور اداره می کنید؟ ما در موتلفه یک کار حزبی اعتقادی را واقعاً تجربه کردیم! که موفق بود. بسیاری از فعالیت های موتلفه را با امکانات اعضای مان اداره می کنیم. شاید برای یک عده این موضوع قابل قبول نباشد.
در خیلی از موارد دوستان موتلفه ای ما همان تقدسی که برای کمک به ساختن یک حسینیه دارند، همان تقدس را برای موتلفه اسلامی قائل هستند. به همین دلیل با وجودی که مشکلات فراوان مالی در این چندسال اخیر داشتیم، اما باز هم در شهرستان های مختلف تقاضای تاسیس دفترمان بیشتر از گذشته است، منتهی ما به دفاترمان هم اعلام کردیم که هزینه هایش را خود کسانی که علاقه مند به تشکیلات موتلفه هستند باید بپردازند! اینکه شما اشاره کردید موتلفه یک ماهیت بازاری دارد...
* در اذهان اینگونه جا افتاده که موتلفه مساوی بازار است!
** بله من هم قبول دارم که این ذهنیت وجود دارد! اما کافی است که نگاهی بیندازید به ترکیب شورای مرکزی، ترکیب اعضا در سراسر کشور و همچنین ترکیب شوراهای مدیریتی موتلفه خواهید دید که بازار و بازاری سهمی کاملاً متناسب با دیگران دارند.
* مگر بازاری بودن اشکالی دارد؟ خود بازار و بازاریان همیشه نقش مهمی در معادلات سیاسی و وضع جامعه داشته اند!
** نه نمی گویم بد است! من آن تصور نادرستی که یک عده از بازار اسلامی دارند، آن را اصلاً قبول ندارم. اما می خواهم بگویم همان بازار اسلامی مورد تایید هم امروز نقش شان در موتلفه، نقش خیلی کمی است یعنی هم ردیف افراد مختلفی هستند که الآن به موتلفه پیوسته اند! ما الآن اکثریت اعضای مان از تیپ کارمند دولت و معلمین آموزش و پرورش هستند.
* یعنی ماهیت موتلفه تفاوت کرده است؟
** بله کاملاً متفاوت شده است، ضمن این که یک نوع جوان گرایی هم اتفاق افتاده. بنابراین ما ضمن احترامی که برای بازار اسلامی و بازاری متدین قایل هستیم و آن سوءبرداشت هایی که از بازار و بازاری در ذهن ها القا شده را قبول نداریم، اما ترکیب موتلفه فعلی را با ترکیب روزهای اولش کاملاً متفاوت می دانیم.
* آقای بادامچیان گفته اند که با توجه به 200 دفتر حزب موتلفه در نقاط مختلف کشور، کاندیدای این حزب از پشتوانه تشکیلاتی قوی برخوردار است! حالااین موضوع یک امتیاز برای کاندیدای موتلفه در بین دیگر رقبای اصولگرا محسوب می شود! آیا با استفاده از این پتانسیل می خواهید از دیگر رقبا امتیازگیری کنید؟
** تاریخ موتلفه نشان می دهد، وقتی که بحث ائتلاف در بین اصولگرایان مطرح است، دیگر به دنبال سهم خواهی برای خودش نیست! بلکه معتقد به پیروزی جریان اصولگرایی است، ما در همین انتخابات مجلس نهم، تمام ظرفیت موتلفه اسلامی را برای پیروزی نامزدهای جبهه متحد صرف کردیم نه برای نامزدهای موتلفه! این امتحان سخت را دادیم و کاملاً هم موفق بودیم. بنابراین ما به دنبال سهم خواهی به آن معنای سوءاش نه بوده و نه هستیم.
* ببینید نخستین سوالی که پرسیدم، این بود که چرا موتلفه دیگر نمی خواهد گذشت کند چرا که موتلفه همیشه در مسیر ائتلاف جریان اصولگرایی حرکت کرده است اما چرا این دفعه به قول معروف شمشیر را از رو بسته اید! و از اول بنای جدا شدن را گذاشته اید! به قول خودتان می توانستید همانند انتخابات مجلس در سکوت خبری فعالیت کنید. به نظر می رسد که این حضور مستقل موتلفه و رسانه ای کردن آن پیام های بسیاری دارد.
** ما بنای مان به عنوان یک تشکیلات حزبی، عملکرد حزبی مشخص است. حالااگر در نهایت احساس کردیم، این ظرفیتی که فراهم کرده ایم به مصلحت جریان اصولگرایی در ائتلاف است، طبیعتاً آن موقع یک تصمیم دیگری خواهیم گرفت!
* یعنی ممکن است در آخر به گزینه ائتلاف برسید؟
** بستگی به شرایط سیاسی آن روز دارد. بنای مان فعلاً تشکیلاتی عمل کردن است. یک وقت ممکن است یک جریان رقیب جدی برای مجموعه جریان اصولگرایی وارد میدان شود که...
* این موضوع که خیلی دور از ذهن است؟
** حالافرض می کنیم، چون فرض محال هم که فلاسفه معتقدند محال نیست! با فرض این که یک رقیب جدی برای جریان اصولگرایی به میدان بیاید، آن وقت ممکن است ما از آن قاعده ای که فعلاً قرار گذاشتیم عدول کنیم!
* اگر به شرایطی رسیدید که قرار شد ائتلاف کنید اما کاندیدای مدنظرتان موردتایید بقیه جریان های اصولگرایی قرار نگیرد، آن موقع چه می کنید؟ ضمن این که شما در این یک سال وقت و هزینه های بسیاری را برای کاندیدای مستقل تان صرف کرده اید.
** در آن زمان، اگر به این نقطه رسیدیم که مصلحت جریان اصولگرایی یک موضوع است، مصلحت موتلفه یک موضوع دیگر، ثابت کرده ایم که مصلحت جریان اصولگرایی را ترجیح می دهیم. در انتخابات مجلس نهم این امتحان را دادیم و معتقدیم که به بهترین وجه هم این امتحان را دادیم. بنابراین جواب سوال کاملاً برای ما روشن است. ما خودمان را با جریان اصولگرایی داخل یک کشتی می بینیم!
* چند درصد احتمال دارد کاندیدای تان از درون حزب باشد؟
** یک پاسخی آقای بادامچیان داده اند که حرف مرحوم بهشتی است. ما در شرایط مساوی کاندیدای حزبی را ترجیح می دهیم. ما در داخل موتلفه کمبود نامزد نداریم!
* شما الآن هم افراد داخل حزب تان را می شناسید و هم بیرون از حزب را، با علم به این موضوع، چنددرصد احتمال می دهید، کاندیدای تان حزبی و از درون خودتان باشد؟
** درصدش را من الآن نمی توانم تعیین کنم.
* آیا در مورد نامزدتان با دیگر گروه های اصولگرا مذاکره داشته اید؟
** در داخل خودمان هم هنوز راجع به مصادیق صحبتی نکرده ایم!
* آیا در خصوص انتخابات ریاست جمهوری جلسه ای با دیگر گروه های اصولگرا داشته اید؟
** ما اصولاً زمانی با دیگر اصولگرایان باید صحبت کنیم که خودمان یک نظر مشخص پیدا کرده باشیم، همین طور آنها. البته این نظر مشخص هنوز در بین تشکل های اصولگرا شکل نگرفته است. بنده سراغ ندارم که تا به حال تشکل اصولگرایی نامزد مشخصی را تعیین کرده باشد!
* پس کلاً نه در خصوص انتخابات و نه در خصوص کاندیداها جلسه مشترکی نداشته اید؟
** نه ما هیچ جلسه مشترکی با دیگر اصولگرایان نداشته ایم.
* لطفا در خصوص بحث جوانگرایی در حزب موتلفه اسلامی توضیح بفرمایید. این بحث پس از شکست حزب موتلفه در انتخابات مجلس نهم، همچون شکست شما و آقای بادامچیان قوت بشتری گرفت! حالااین پوست اندازی حزب موتلفه در راستای سیاست های کلی است یا به خاطر شکست در انتخابات؟
** من با زبان ریاضی پاسخ شما را می دهم که در واقع منطقی تر است. میانگین سنی موتلفه، 15 سال پیش بین 40 تا 50 سال بوده است، الآن در حال حاضر 10 سال جوان شده، یعنی میانگین تبدیل شده به 30تا 40سال. بنابراین جوانگرایی در موتلفه هیچ ربطی به انتخابات ندارد! دوم اینکه، 15 سال پیش ما اصلاً بخش جوانان نداشتیم. الآن یک بخش جوانان فعال در سراسر کشور داریم. اگر کسی یک نگاه به شوراهای مدیریتی حزب موتلفه در سراسر کشور داشته باشد، این جوان بودن را کاملاً احساس می کند. همه این دوستان جوان ما که الآن در سطح معاون موتلفه اسلامی قرار گرفتند، از نوجوانی آمدند داخل موتلفه ساخته شدند و این رتبه ها را یکی یکی کسب کردند. جالب اینجاست که عمر موتلفه از عمر خیلی از اینها بیشتر است! چند نفر از معاونین حزب موتلفه سن شان در حدود 35 سال است.
* یعنی شما معتقدید حزب جوان شده است؟
** بله. حالاچون به تعبیر برخی از اشخاص موتلفه در انتخابات پیروز نشده که البته من اصل این حرف را قبول ندارم، دبیر کلش رای نیاورده، قبول داریم، بهتر هم بود که رای می آورد یا قائم مقامش رای نیاورده که بهتر بود رای می آورد، اما اینکه رای نیاوردن دبیر کل و قائم مقامش، رای نیاوردن موتلفه در کل کشور باشد را به دلیل آمار و ارقامی که در مجلس داریم، حرف نادرستی است. جوانگرایی جزو باورهای ماست، چرا که معتقدیم حزبی که جوانگرایی نکند، در واقع سقوط خودش را امضا کرده است. نسل اول موتلفه به تدریج از میدان خارج خواهند شد، باید نسل دوم و سوم موتلفه جایگزین شود.
* الآن در معاونت هایتان، معاون خانم هم دارید؟
** ما معاون خانم نداریم، اما نماینده مجلس خانم داریم. مسئولان بانوان کل کشور هم که معلوم است از خانم ها انتخاب می شود. اما این رقم را هم شما در مصاحبه ذکر کنید که اعضای موتلفه در سال75، 5 درصد خانم و 95 درصد آقا بودند، اما در 6 سال اخیر میزان جذب ما از قشر بانوان بین 30 تا 35 درصد بوده است. یعنی 35 درصد خانم ها جذب شدند و 65 درصد آقایان!
* از نظر شما آیا واقعاً مردم نسبت به فعالیت های حزبی علاقه مندند، در سال84 رئیس جمهوری انتخاب شد که از هیچ پشتوانه حزبی برخوردار نبود یا لااقل مورد توافق هیچ کدام از گروه های اصولگرا نبود و همین انتخاب سال88 هم مجدداً تکرار شد!
** من یک موضوع کلی را باور دارم و آن این است که یک نوع حزب گریزی در دوره های گذشته در جامعه ما بوده که البته کاهش پیدا کرده و علاقه مندی به تحزب افزایش داشته، دلیلش هم همین اقبالی است که در این چند مسئله اخیر برای عضویت در موتلفه اسلامی یا دیگر تشکل های اصولگرا به وجود آمده است.
* اما تجربه انتخابات گذشته چیز دیگری را می گوید؟!
** من معتقدم که مردم بتدریج احساس نیاز به تحزب را پیدا خواهند کرد. وقتی که حزبی با 3 شاخصه نامزد، کادر و برنامه وارد میدان می شود، مردم آن موقع بین مدیران و برنامه ها انتخاب می کنند، نه بین لفظ هایی که رقبا ارائه می نمایند!
* از بحث موتلفه عبور کنیم. آیا شما هنوز به جریان واحدی به نام اصولگرایی اعتقاد دارید؟ با توجه به اینکه عملاً در انتخابات مجلس نهم این جریان چندتکه شد؟
** اگر آن چهار شاخصه ای که در ابتدای مصاحبه به آن اشاره کردیم را مبنا قرار دهیم، معتقدم که یک جریان قوی اصولگرایی همین الآن در مجلس وجود دارد، مثل دوستان ما در جبهه پایداری که رقیب جریان جبهه متحد بودند اما الآن اگر در همین مجلس، موضوعی در حال شکل گرفتن علیه موضوع ولایت فقیه باشد...
* نه بحث شاخصه ها نیست، خلط مبحث نشود، منظور این است که با حفظ شاخصه های اصولگرایی، اما عملاً شاهد رقابت ها هستیم. مثل انتخابات هیات رئیسه مجلس نهم! که مطمئناً در انتخابات ریاست جمهوری آینده هم شاهدش خواهیم بود. جبهه متحد اصولگرایی عملاً دیگر وجود خارجی ندارد و جبهه هایی چون پایداری، ایستادگی، صدای ملت و... حضور دارند، اینها را چگونه توضیح می دهید؟
** ببینید من معتقد نیستم که در اصول با هم رقیب هستند! اول این باید روشن شود که در اصول با هم رقیب نیستیم اما در سلیقه های اداره کشور، بعضی وقت ها متفاوت فکر می کنیم، بعضی وقت ها هم رقیب هستیم! این نوع رقابت ها را به شرطی که به اصول ضربه نزند را من هیچ ضرری برایشان قائل نیستم. اصولاً منکر وجود اختلاف سلیقه بین جریان اصولگرایی نیستم، اما منکر وجود تضاد و اختلاف در اصول اصولگرایی بین اصولگرایان هستم!
* چند درصد احتمال می دهید که اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به وحدت برسند؟
** یک فرض خارجی را هم باید در نظر گرفت که اگر رقیب کارآمد جدی برای جریان اصولگرایی به میدان بیاید، احتمال وحدت اصولگرایان را قوی می دانم!
اما اگر این فرض محال بود، من فکر می کنم در بین خود اصولگرایان رقابت اتفاق خواهد افتاد.
* هرچند به این نکته اشاره کردید که درخصوص مصداق هنوز بحثی در موتلفه صورت نگرفته است، اما گزینه های مختلفی همچون آقایان قالیباف، لاریجانی، محسن رضایی و حتی متکی مطرح هستند، می خواهم بدانم چقدر امکان دارد، در سازوکار کمیته انتخابات موتلفه روی این گزینه ها بحث شود؟
** من مطلقاً راجع به هیچ شخصی، چه خانم و چه آقا اظهارنظر نمی کنم و در مجموعه حزب نیز تاکنون راجع به هیچ شخصی بحث نشده است.
* باتوجه به اینکه این گزینه ها غیر از آقای متکی یکبار در معرض آزمون انتخاب مردمی قرار گرفته اند، آیا موتلفه گزینه هایی را که یکبار آزموده شدند را دوباره می آزماید؟
** این سوال شما برمی گردد به افراد خاص که یکبار نامزد شدند و رای نیاوردند.
* امکان دارد موتلفه گزینه اش جزو کسانی باشد که یکبار در معرض آزمون مردم قرار گرفتند؟
** موتلفه از تجربه و عقل سیاسی در انتخاب افراد استفاده خواهد کرد.
* چند درصد امکان دارد که گزینه شما روحانی باشد؟
** هیچ بحثی در خصوص اینکه نامزد ما از کدام قشر باشد، هنوز معلوم نشده است.
* موتلفه اسلامی به مناسبت 50 سالگی اش یک ویژه نامه با عنوان تحزب الهی منتشر کرد که حواشی و بحث های بسیاری پیرامونش شکل گرفت. از جمله مصاحبه با دبیرکل حزب منحل شده مشارکت! نظر شما به عنوان دبیرکل در این خصوص چیست؟
** من شخصاً معتقد به وجود تضارب فکری هستم. معتقدم که مجموعه جمهوری اسلامی، هیچ گاه از تضارب فکری منطقی ضرر نخواهد کرد! به همین دلیل ما در مجله تحزب الهی سعی کردیم با مخالفین مان هم مصاحبه داشته باشیم!
* حالا چرا با دیگر احزاب مخالفتان مصاحبه نکردید؟ اگر قرار باشد قانونگرایی را مدنظر قرار دهیم، حزب مشارکت منحل شده بود!
** اینکه به نوبت با همه آنها ارتباط برقرار کنیم در دستور کارمان است!
* یعنی با مشارکت هم در دستور کارتان است که ارتباط بگیرید؟!
** نه، منظورم مصاحبه با صاحبان فکرهای مختلف بود. من به مصاحبه با یک مارکسیست هم هیچ اشکالی وارد نمی دانم!
* اما شما با دبیر کل یک حزب منحله و از فعالان فتنه مصاحبه گرفتید؟
** ما به عنوان دبیرکل که با ایشان مصاحبه نکردیم!
* اتفاقاً چرا، به عنوان دبیرکل حزب مشارکت مصاحبه را گرفته بودید؟
** نه به عنوان یک شخصیت که مدتی در مشارکت بوده و حالامنحل شده مصاحبه کردیم اما این شخصیت در هر صورت صاحب یک فکر است. ما معتقدیم که با صاحبان فکر و حتی مخالفان خودمان هم باید برویم در میدان تضارب و چالش! یک عده ای می گویند نه اصلاً چنین کارهایی ضرورت ندارد! ما با فکر آنها موافق نیستیم! به نظر ما تنها با فکر می توان با فکر مقابله کرد. با هیچ وسیله دیگری نمی توان یک تفکر را از میدان به در کرد. من معتقدم که مخالف ترین، مخالفان را هم باید بیاوریم در میدان چالش که مکنونات قلبیشان را نشان دهند، این جامعه است که باید بپذیرد یا نپذیرد! چون برای موتلفه یک مبنای فکری قوی قائل هستیم، می دانم که پهلوان این میدان هستیم که بیاییم و به اصطلاح مبارز بطلبیم!