محمود موافق
بعد از اتفاقات سال1933 و حمله هیتلر به یهودیان آلمان و برخی کشورهای اروپایی صهیونیستها که فرصت را مناسب دیدند در قبال این رفتار هیتلر یک مبارزه گسترده تبلیغاتی جهت مظلومنمایی به راه انداختند. از مهمترین اهداف این مبارزه تبلیغاتی فریب افکار عمومی بر ضرورت تشکیل یک وطن ملی یهودی بود. وطنی که باید در کشور فلسطین تشکیل شود. فشارهای هیتلر از یک سوی و تبلیغات صهیونیستی از سوی دیگر باعث شد که یهودیانی که به نوعی مورد ستم واقع شده بودند از این دعوت استقبال کنند.
همین امر باعث شد که تعداد زیادی از سازمانهای یهودی علاوه بر سازمانهای صهیونیستی این دعوت را مورد تایید قرار داده و جنبش مهاجرت از کشورهای اروپای شرقی بهویژه آلمان نازی به فلسطین را حمایت کنند. در سال1944 امریکا نیز برای نقشآفرینی وارد میدان بازی میشود رزولت رئیسجمهور وقت امریکا در نطقی به یهودیان قول میدهد تا در تشکیل دولت یهود آنها را مساعدت کند.
در دوران جنگ جهانی دوم انگلیس هم« سپاه یهودی» را تشکیل میدهد تا این سپاه در آینده بتواند به عنوان هسته مرکزی ارتش اسرائیل عمل کند. در همین زمان است که عملیات تروریستی صهیونیستها علیه فلسطینیها و انگلیسیهایی که مخالف برنامههای آنان بودند گسترش مییابد. در اوج بحران در فلسطین، آژانس یهود اعلام کرد پس از این با مقامات قیمومیت فلسطین، علیه اقدامات تروریستی یهودیان همکاری نخواهد کرد به این صورت انگلیس دریافت که نمیتواند از این تنگنا خارج شود مگر اینکه این مسئله را سازمان ملل مطرح کند.
جوخههای تروریستی یهودی
با پایان جنگ جهانی دوم و فراخوان رسمی یهودیان به سرزمین فلسطین، سه گروه تروریستی شبه نظامی صهیونیستی در این سرزمین فعالیت میکردند:
1- Haganah
2- Irgun Zvai Leumi
Stern Gang -3
جوخه تروریستی Haganah همزمان با حضور نیروهای انگلیسی در فلسطین شکل گرفت که در حدود 60 هزار یهودی صهیونیست را به عضویت گرفته بود و از این میان 16 هزار نیروی ماهر برای انجام عملیاتهای تروریستی در سراسر دنیا تربیت کرده بود. همچنین از میان این نیروها یگان «Palmach» متشکل از 6000 تروریست کارآزموده تمام وقت پایهریزی شده بود.
شبکه «Irgun zvai leumi» شاخه جداشدهای از Haganah بودکه در حدود 3000 تا 5000 تروریست مسلح را در برمیگرفت. اندکی بعد نیز یکی از فرماندهان گروه «Irgum» به نام «Abraham stern»، شبکه تروریستی جدیدی برای خود تشکیل داد و در حدود 200 تا 300 صهیونیست تروریست زبده را گرد خود آورد.
برخی اقدامات تروریستی این گروهها
در فاصله زمانی 20 آگوست 1937 تا 20 جولای 1939 در عملیاتهای مختلف تروریستی، صهیونیستها 270 شهروند فلسطینی را در مناطق مختلف سرزمین فلسطین به شهادت رساندند.
6 نوامبر 1944
ترور «Lord Moyne»، مقام ارشد انگلیسی، در مصر توسط گروه «Stern» با هدف بدنام کردن اعراب
اول اکتبر 1946
انفجار سفارت انگلستان در روم توسط گروه«Irgun»
ژوئن 1947
نامه ارسالی صهیونیستها به کابینه انگلیس حاوی مواد منفجره بود.
3 سپتامبر 1947
ارسال یک بمب توسط بسته پستی به وزارت جنگ دولت انگلستان که در پستخانه و در قسمت جداسازی نامهها از بستهها منفجر شد. مسئولیت این عملیات بر عهده گروه«Stern Gangs» بوده است.
11 دسامبر 1947
کشته شدن 13 فلسطینی در حمله تروریستی گروه «Irgun» به اتوبوس حامل آنها در «حیفا» (5)
13 دسامبر 1947
کشته و زخمی شدن بیش از 90 فلسطینی در حملات تروریستی گروه «Irgun» در مکانهای مختلفی در بیتالمقدس، جفا ولیدا
19 دسامبر 1947
تروریستهای گروه «Haganah» به یک روستای فلسطینی در نزدیکی شهر «سفاد» حمله کرده، دو خانه را منفجر، 10 تن از جمله 5 کودک را به قتل رساندند.
20 دسامبر 1947
در حمله گروه «Irgun» به پالایشگاه نفت حیفا، 6 فلسطینی کشته و دهها تن زخمی شدند.
29 دسامبر 1947
در یک بمبگذاری در بیتالمقدس توسط گروه «Irgun»، 14 فلسطینی کشته شدند.
30 دسامبر 1947
تروریستهای Palmach با حمله به روستای «بلاد الشیخ» بیش از 60 ساکن این روستا را به خاک و خون کشیدند.
آژانس یهود JEWISH AGENCY
سازمانی است که نخستینبار پس از جنگ اول جهانی و در دوران قیمومیت انگلیس بر فلسطین از طرف مقامات انگلیسی در فلسطین به وجود آمد. این سازمان ابتدا رابط جامعه یهودی فلسطین با انگلیسیها بود، ولی از سال 1929 به بعد که نمایندگان سازمان جهانی صهیونیسم به آن پیوستند هدف خود را به تشویق مهاجرت یهودیان به فلسطین و اسکان آنان در این سرزمین تغییر داد.
در اواخر جنگ دوم جهانی آژانس یهود با کمک رهبران صهیونیسم جهانی در امریکا و اروپا مقدمات تقسیم فلسطین و تشکیل نخستین دولت یهودی جهانی را فراهم ساخت و پس از تصویب قطعنامه تقسیم فلسطین در مجمع عمومی سازمان ملل متحد (19479) اعضای نخستین کابینه اسرائیل از آژانس یهود سر برآوردند. آژانس یهود بعد از تشکیل دولت اسرائیل فعالیتهای خود را به تشویق مهاجرت یهودیان به فلسطین و اسکان و اشتغال مهاجرین جدید در این سرزمین اختصاص داده است.
آژانس یهود و مهاجرت یهودیان
پس از آنکه سازمان ملل متحد رفتار یهودیان اشغالگر را تایید کرد و بر طرح ایجاد یک دولت مستقل یهودی صحه گذاشت و یهودیان نیز چنین دولتى را بنیاد نهادند، سختگیریهای دولتهای عربى منطقه نسبت به یهودیان کشورهای خود بیشتر شد و بنابراین روند کوچ یهودیان به فلسطین شتاب بیشتری گرفت. آژانس یهود نیز که رابطه اصلى یهودیان اسرائیل و یهودیان دیگر نقاط جهان بود، بیشترین توان و امکانات خود را برای جذب و انتقال یهودیان به فلسطین به کار گرفت.
در ماههای مورد بحث، ایران هم یکى از کانونهای اصلى فعالیت آژانس یهود بود. از آنجا که میزان یهودآزاری در ایران بسیار کمتر از کشورهای همسایه، بهویژه عراق بود، یهودیان این کشورها به ایران پناهنده مىشدند تا در فرصت و با امکانات مناسبى خود را به «ارض موعود» برسانند. بنابراین مسئله یهودیان به صورت یکى از مشکلات حاد مسئولان سیاسى- امنیتى ایران درآمد. البته فعالیتها و اقدامات یهودیان و آژانس یهود در ایران بسیار گستردهتر بود. این دسته از یهودیها با «تشبث به وسایل مختلف» و «بر خلاف مقررات کشور در ایران اقامت گزیده و شعله فروزان اقدامات مخالف قوانین ایران» بودند.
کلیمیان خاورمیانه، بهویژه کشورهای عربى، مىکوشیدند دست کم از «اوطان خود مهاجرت و به عناوین مختلف به کشورهای مجاور رفته، مرکز فعالیت سیاسى خود را در خارج از مناطق خطر قرار دهند» و «مرکز ثقل عملیات زیانآور خود را» به ایران انتقال دهند. آنان که به دنبال جایگاه اقامت امن آرامى» بودند، «به سمت کشور ایران هجوم آورده»، اغلب مرتکب امر قاچاق و فعالیتهای اجتماعى و اقتصادی زیانآوری می شدند.
بنابراین، مسئولان سیاسى و امنیتى کشور همواره از مقامات رده بالا، از جمله نخستوزیری، مىخواستند که «برای جلوگیری از تبلیغات و اقدامات و قاچاقچیگری یهود در ایران که بالاخره نتیجه سوء خواهد داشت، تدابیری اتخاذشود... و در صورتى که صلاح و مقتضى دانسته شود» اقداماتى به عمل آورند.
البته به نظر مىرسید که نخستوزیران وقت (هژیر و ساعد) اقدام فوری و ضروری رادر این زمینه چندان صلاح و مقتضى ندانسته، به توصیهها و پیشنهادها اکتفا مىکردند. ولى سرانجام اوضاع چنان بحرانى شد که محمد ساعد، نخستوزیر وقت، بهناچار تصمیم مقتضى اتخاذ کرده، دستور داد همه یهودیانى را که «از عراق و مصر و فلسطین از راههای مجاز و غیرمجاز آمده بودند احضار کنند و پروانه خروج به آنها بدهند تا هرچه زودتر ایران را ترک نمایند».
البته نخستوزیر پیشین هم موضعى اتخاذ کرده بود که مایه رنجش اعراب نشود. چند روز پس از اینکه تشکیل کابینه جدید به عبدالحسین هژیر واگذار شد، روزنامه الاهرام مصر نظر او را «راجع به موضوع فلسطین» جویا شد.هژیر در پاسخ خود از اظهار امیدواری فراتر نرفت: «دولت ایران در موقعى که قضیه در شورای امنیت طرح بود نظر خود را بهطور روشن ابراز داشت و نماینده ما درشورای امنیت راجع به تقسیم فلسطین اعتراض کرد. حالا هم از صمیم قلب امیدوارم که این موضوع بهطور مسالمتآمیز حل شود».
گرچه ایرانیان بهشدت گرفتار مسائل و مشکلات سیاسى و اقتصادی خود بودند، روحانیون و برخى اقشار مردم ضمن اظهار همدردی با فلسطینیها، ناخرسندی شدید خود را از مسئله فلسطین و زورگویىهای صهیونیستها پنهان نکردند و علمایى مانند شیخ عبدالکریم زنجانى و شیخ محمدحسین آل کاشفالغطاء «از مساعى نخستوزیر عراق در راه فلسطین» قدردانى کردند. مقامات عربى نیز «از ابراز احساسات علما و عشایر [ایران] در رهایى فلسطین از صهیونیها» سپاسگزار شدند.
البته واکنش آیتالله کاشانى جدیتر و شدیدتر بود. او در بیانیهای، «علیه یهودیان اعلام جهاد کرد و از عموم برادران دینى دعوت کرد تا برای تظاهر راجع به قضیه مسلمانان و یهودیها» گرد هم آیند. اینگونه اقدامات گرچه در سالهای مورد بررسى چندان تداوم نیافت، پس از انقلاب اسلامى بارها و بارها تکرار شد. با وجود تدابیر اتخاذ شده از سوی دولت برای جلوگیری از تبلیغات و فعالیتهای سازمانهای یهودی، بهویژه آژانس یهود، و واکنش نه چندان شدید اقشار و گروههای مختلف، یهودیان همچنان در ایران فعال بودند و یهودیان کشورهای همسایه به صورت غیرقانونى به ایران مىآمدند.
سازمانهای یهودی فعال در ایران نه تنها در ورود و خروج غیرقانونى یهودیان دست داشتند، بلکه به لطایفالحیل یهودیان ایرانى را ترغیب مىکردند که به فلسطین کوچ کنند. در این تبلیغات و مساعدتهای یهودیهای فلسطین، شماری از یهودیان ایرانى نیز کشور را به قصد زندگى در یک سرزمین رویایى ترک کردند، هرچند که گروهى از آنها پشیمان شده و میخواستند به ایران بازگردند.
افزون بر اینها، حتى برخى روزنامهها درباره فعالیت یکى از نمایندگان هیئت هاگانای صهیونى در تهران و دیدار او با عدهای از بازرگانان و رجال برجسته یهودی مقیم تهران درباره کمکهای مالى و معنوی آنان به یهودیان فلسطین مینوشتند. کمک مالى یهودیان فلسطین به یهودیان ایران برای انجام تبلیغات به نفع صهیونیها و جلوگیری از عملیات مخالف مصالح یهودیان فلسطین نیز از موضوعات مورد بحث روزنامهها در اوایل تابستان ۱۳۲۷ بود.
در29 نوامبر سال1947 قطعنامه تقسیم فلسطین به دو دولت صادر شد، دولتی عربی و دیگر دولتی یهودی این قطعنامه قدس را در وضعی خاص قرار داد. این قطعنامه را میتوان یکی از بزرگترین پیروزیهایی دانست که صهیونیستها به آن نائل شده بودند.در چهاردهم مه1948 قبل از اینکه انگلیس اعلام کند که قیومیت خود را بر فلسطین پایان داده است دیوید بن گورین ایجاد دولت اسرائیل را اعلام کرد.
متعاقب آن قدرتهای بزرگ استعماری که خود طرح اصلی این موضوع بودند به سرعت این دولت را به رسمیت شناختند همین موضوع باعث شده که صهیونیستهایی که اوضاع را مساعد میدیدند به مسیر خود جهت اهداف خود شدت بخشند اهدافی همچون توسعهطلبی شهرکسازی و اجماع همه یهودیان از اقصی نقاط جهان در سرزمین اشغالی، در مقابل مسئله فلسطین و حقوق عربهای آن معلق ماند و همچنان اوضاع اعراب آشفته بود و تمام امکانات آنان اعم از انرژیها، زمینها، آبها و مناطق ملتهای عربی در معرفی خطر و تهدید دایمی قرار گرفت.