تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۹  ، 
کد خبر : ۲۵۱۵۹۰
پارادوکس‌های سیاست خارجه ترکیه و تشدید تحرکات و تهدیدات ضدایرانی و سوری دولتمردانش در گفت‌‌و‌گوی «جوان» با عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس

سیاست خارجه ترکیه «نئوعثمانی» است

محمد اسماعیلی مقدمه: دولتمردان ترکیه که برای ساقط کردن دولت بشار در طول دو سال اخیر هیچ کوششی را فرونگذاشته‌اند در ادامه این رویکرد و با هدف تعدیل حمایت‌های جمهوری اسلامی ایران، تیغ انتقادات خود را نسبت به سیاست‌های منطقه‌ای کشورمان تیزتر از همیشه کرده‌اند به گونه‌ای که معاون نخست وزیر این کشور ضمن متهم کردن ایران در ترغیب گروه پ. ک. ک. علیه دولت مرکزی ترکیه، آنکارا را آماده‌ هرگونه اقدامی علیه تهران عنوان می‌کند. مواضع ضدایرانی – سوری دولت ترکیه درحالی روبه فزونی دارد که تحولات درونی این کشور و از جمله آن اعتراضات مردمی درشهرهای استانبول و آنکارا چشم انداز مبهمی را از آینده سیاسی متحدمنطقه‌ای امریکا ورژیم صهیونیستی نشان می‌دهد. دکتر عوض حیدرپور، عضوکمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجه در گفت‌وگو با «جوان» ضمن بررسی جایگاه ترکیه در منطقه به چرایی سیاست‌های دوگانه و گاه متناقض این کشور و همچنین مواضع تند و تنش‌زای آنها علیه جمهوری اسلامی ایران در هفته‌های اخیر می‌پردازد.

* در ماه‌های اخیر انتقاد از سیاست خارجه جمهوری اسلامی ایران رویه ثابت دولتمردان ترکیه شده است و در یکی از آخرین اظهارات مقامات سیاسی این کشور معاون نخست‌وزیر ضمن انتقاد از رویکرد کشورمان در مسائل منطقه‌ای، آنکارا را آماده هرگونه اقدام برای مقابله با ایران می‌داند. به عنوان یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی دلایل رویگردانی مقامات ترکیه از ایران و در پی آن اتخاذ مواضع تند علیه کشورمان را در چه می‌دانید؟
** ما می‌دانیم بعد از جنگ جهانی اول و پس از دولت عثمانی بنا به شرایطی که در ترکیه صورت گرفت مردم این کشور هیچ‌گاه نتوانستند حرف خودشان را بیان کنند تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی کشورمان در سال ۵۷ به برکت پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و تشکیل دولت مقتدر جمهوری اسلامی ایران شرایط آرام‌آرام در ترکیه به سمتی رفت که دوره لائیک‌ها و همچنین ژنرال‌ها به پایان رسید و اسلامگراها روی کار آمدند. اما متأسفانه کسانی که به عنوان اسلامگرا حکومت ترکیه را در دست گرفتند، انسان‌های مؤمن و ایمان‌داری نبودند که بتوانند اسلام و احکام آن را هر چند محدود در جامعه این کشور پیاده کنند.
اینها کسانی بودند که در دوران لائیک‌ها و ژنرال‌ها آرزوی این را داشتند که یک بار مثلاً اذان در مساجد ترکیه سر داده شود یا بتوانند نماز جماعتی را در یک ایام خاص انجام دهند. به هر حال پس از پیروزی انقلاب اسلامی شرایطی در این کشور فراهم شد که بتوانند دولتی را تشکیل دهند و نخست‌وزیر و رئیس‌جمهوری انتخاب کنند که داعیه مسلمان بودن و پیاده کردن احکام اسلامی را دارند. حقیقت امر این است که سطح مسلمانی این افراد سطح مطلوبی نیست و به همین دلیل دولتمردان به اصطلاح اسلامگرای ترکیه نتوانسته‌اند سرسپردگی خود به غرب و دنیای استکبار را کتمان کنند و در عمل باب دل امریکا و رژیم صهیونیستی عمل می‌کنند.
اسلامگراهای ترکیه باز هم دنبال این هستند که خود را به اتحادیه اروپا تحمیل کنند و این یک استراتژی بلند برای این گروه سیاسی است و عملیاتی کردن این هدف، جلب رضایت امریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی است. همین جلب رضایت است که دولتمردان ترکیه را وادار به امضای بسیاری از توافقات با رژیم صهیونیستی کرده است و در پی آن خود را ابزاری در دست امریکا کرده‌اند تا بتوانند منافع امریکایی- صهیونیستی را برآورده کنند. انتقادات تند مقامات ترکیه از سیاست خارجه کشورمان نباید خیلی جای تعجب داشته باشد به این دلیل که (به تعبیر برخی از سیاسیون حال حاضر کشور ترکیه) بسیاری از دولتمردان فعلی کشور ترکیه مسلم هم نیستند چه رسد به اینکه ادعای نشر و ترویج اسلام را داشته باشند یا از مظلومان و حقوق بشر دفاع کنند.
* پس شما یکی از مهم‌ترین دلایل روی کار آمدن اسلامگراها در ترکیه را شکل‌گیری انقلاب اسلامی کشورمان و تثبیت قدرت آن در منطقه می‌دانید؟
** بله، همینطور است. اگر اینها در ترکیه توانستند فریاد اسلام‌خواهی را بلند کنند و مجلس و دولت را در دست بگیرند فقط به دلیل حرکت مردمی ایران در دهه ۵۰ و ۶۰ است. فضایی که انقلاب اسلامی کشورمان در سطح دنیا و خصوصاً منطقه به وجود آورد و کشورهایی نظیر ترکیه را هم دستخوش تغییر قرار داد. مردم ترکیه صد سال پس از جنگ جهانی اول که حکومت عثمانی سقوط کرد تنها به میمنت و برکت انقلاب کشورمان توانستند فریاد اسلام‌خواهی سر دهند. اگر امروز دولتی در ترکیه سر کار آمده است که مدعی اسلام‌خواهی است تنها به برکت همسایگی کشورمان و تأثیر گفتمانی انقلاب اسلامی در این کشور است.
* چرا بسیاری از سیاسیون ترکیه دولتمردان اسلامگرای کشورشان را مسلم هم نمی‌دانند و رفتار‌ آنها را معارض با شاخصه‌های اسلامی می‌دانند؟
** ایمان داشتن به آیات قرآن و عمل به آنها آن هم در سطح یک حکومت یا دولت اسلامی یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر و پذیرفتنی است. ایمان در قلب دولتمردان مدعی اسلام ترکیه فرو نرفته است؛ چرا که اگر فرو می‌رفت شاهد بروز و ظهور برخی از رفتار‌ها از سوی آنها نبودیم. آقای «نجم‌الدین اردکان» در یک جلسه اعلام کرده بود که آقای اردوغان اسلام را تنها و خلاصه در روسری خانمش می‌داند، فقط یک پوشش اسلامی آن هم تنها در حد یک روسری را اسلام به حساب می‌آورند. در آن سخنرانی آقای اردکان دولتمردان ترکیه را مثل فرزندان خود دانسته و لازم می‌داند که برخی از مؤلفه‌ها و شاخص‌های اسلامی را حتماً به اردوغان و همکارانش تذکر دهند.
دولتمردان امروز ترکیه باید قدر همسایگی جمهوری اسلامی ایران را بدانند و از یاد نبرند که به برکت وجود انقلاب کشورمان بود که اینها توانستند به قدرت برسند و خود را به عنوان دولتی اسلامی مطرح کنند. به برکت وجود انقلاب اسلامی کشورمان بود که امثال آقای اردوغان و دوستانشان توانستند بعد از حدود ۹۰ سال از زیر چتر ژنرال‌ها بیرون بیایند و اگر کمک ایران نبود باز هم باید حکومت و توپ و تشرهای ژنرال‌ها را تحمل می‌کردند. نباید مدعیان اسلامگرایی در ترکیه این جسارت و بی‌ادبی را به خود بدهند که علیه جمهوری اسلامی ایران اینگونه موضع‌گیری کنند آن هم به خاطر حوادثی نظیر بحران سوریه. به عقیده من رفتار گستاخانه مقامات ترک علیه سیاست‌های کشورمان خوردن نمک و شکستن نمکدان است.
* اتخاذ سیاست‌های تنش زا از سوی دولت اردوغان با مخالفت‌های داخلی در این کشور هم مواجه شده است به گونه‌ای که آقای مصطفی کامالاک، رهبر حزب اسلامگرای سعادت ترکیه ضمن انتقاد از دولت اردوغان به این تیم سیاسی هشدار داده است که در جنگ با سوریه اینگونه عمل نکند؛ چرا که این نوع فعالیت باعث تجزیه کشور ترکیه می‌شود، اظهاراین‌گونه مواضع از سوی برخی رهبران احزاب چه پیامدهایی دارد؟
** قطعاً نظر آقای کامالاک درست است و معتقدم موضع‌گیری مقامات ترکیه در برابر سوریه رویه غلطی است که باید زودتر تصحیح شود و ادامه آن به پدید آمدن بحران در ترکیه منجر خواهد شد. البته باید عرض کنم که دولت آقای بشار اسد باید زودتر از اینها اصلاحات گسترده‌تری در جهت تحقق مطالبات مردمی انجام می‌داد.
* مگر دولت بشار اصلاحات مناسبی را انجام نداده است؟
** بله، اصلاحات خوب و مفیدی صورت گرفته است اما کافی و لازم نبوده است و همین موضوع باعث شد که تمام دنیای استکبار با رهبری امریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی و با همکاری برخی کشورها نظیر عربستان قطر و ترکیه پشت سر تروریست‌‌ها جمع شوند تا بتوانند نوار و خط مقاومت را منقطع کنند. بنابر این ترکیه باید اینجا این را در نظر بگیرد که اگر هدف ما آزادی فلسطین و قدس شریف است این راه‌حلش نیست، این راه، راه غلطی است که آب در آسیاب مستکبران می‌ریزد و اقدامی ضد انسانی و اسلامی است. فعالیت ترکیه علیه سوریه و دولت بشار‌اسد بازی کردن در زمین امریکا و دنیای استکبار است.
* معاون نخست وزیر ترکیه در ادامه انتقادات خود از جمهوری اسلامی ایران، اظهار می‌کند که افزایش حملات حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) هم با دخالت مستقیم ایران صورت گرفته است، این ادعاها تا چه حد مبنای حقوقی و حقیقی دارد؟
** این ادعا از اصل غلط و بی‌پایه است به دلیل اینکه شکل‌گیری و آغاز فعالیت پ.ک.ک به سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی (حدود ۵۰ سال قبل از پیروزی انقلابمان) بر می‌گردد. سابقه تشکیل حزب کارگران کردستان ترکیه با سابقه تشکیل حزب کردستان عراق یکی است یعنی مبارزان کرد سابقه حضورشان به زمان آتاتورک بر می‌گردد و همیشه دنبال خود مختاری و استقلال بوده‌اند، مطالبات آنها هم در راستای خواسته‌های گروهی و جمعی است و هیچ ربطی به جمهوری اسلامی ایران ندارد.
در ضمن در سال‌های قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم بارها این گروه حملات خود را علیه دولت ترکیه افزایش یا کاهش داده است و افزایش حملات آنها موضوع تازه‌ای نیست. اتفاقاً جمهوری اسلامی ایران حرکت پ.ک.ک را یک حرکت مسلحانه و غیر انسانی و اسلامی می‌داند و همیشه به شدت آن را محکوم کرده است و در جهت رد آن بارها برآمده‌ است. ابراز اینگونه موضع‌گیری‌ها از سوی معاون نخست وزیر ترکیه هم ریشه منطقی و حقوقی ندارد و یک دروغ آشکار است.
* هدف مقامات سیاسی ترکیه از اظهار اینگونه مواضع علیه جمهوری اسلامی ایران چیست؟
** جمهوری اسلامی ایران بارها دفاع خود را از فلسطین و مقاومت اعلام کرده است و این یک خط‌شکنی و جسارت نسبت به مواضع و منافع دنیای استکبار و رژیم صهیونیستی است. کشورهایی نظیر ترکیه سعی دارند با بیان اینگونه مواضع این طور وانمود نمایند که جمهوری اسلامی ایران از تروریست‌ها و گروه‌های خود مختار حمایت می‌کند نه مقاومت البته این نوع حرف‌‌ها یک نوع فرافکنی هم به حساب می‌آید و دولت ترکیه سعی‌ دارد ضمن آنکه مخالفت و سیاست‌های خصمانه خود علیه سوریه و ایران را توجیه کند، افکار عمومی را به موضوعاتی غیر از موضوع اصلی (که همان حمایت تسلیحاتی و مالی ترکیه به تروریست‌های سوری است) رهنمون کند. این یک نوع مقابله به‌ مثل بی‌منطق و احساساتی است و هیچ سودی برای دولتمردان ترکیه ندارد.
* برخی از کارشناسان بین‌المللی تظاهر دولتمردان ترکیه به اسلام را تنها یک ژست مذهبی- سیاسی برای رسیدن به اهداف میان مدت و بلندمدت می‌دانند، این نوع نگاه تا چه حد قابل قبول است؟
** تقریباً می‌شود این نظریه را تأیید کرد. چیزی ک دولت به اصطلاح اسلامگرای ترکیه به آن شهرت دارد یک پوسته خالی از مغز است. در واقع یک شکل اسلامی به حکومت خودشان داده‌اند و ژست این را می‌گیرند اما عمق حرکت اینها برخلاف دستورات و مبانی دین اسلام است. ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از شعارهای اصلیمان «آزادی قدس شریف» بوده و آزادسازی این مکان مقدس را عین حرکت اسلامی می‌بینیم و می‌دانیم. حالا چنانچه یک گروه و جماعت یا کشوری حرکتی ضد این موضوع نشان دهند قطعاً فهم درستی از معارف و مبانی دینی ندارند و در جهت اهداف استکباری قدم برمی‌دارند. دولت ترکیه مصداق بارز این موضوع است در حالی که ژست اسلام‌خواهی و اسلامگری می‌گیرد اما عملاً اهداف رژیم منحوس صهیونیستی را دنبال می‌کند و به موضوع فلسطین و بحث مقاومت توجه آنچنانی ندارد.
* می‌توان تحرکات سیاسیون ترکیه را قرائت جدیدی از اسلام با عنوان عثمانی‌گری جدید دانست. با توجه به اینکه آنها سعی دارند تقابل پردامنه بین جریان علوی و اخوانی سوریه پدید بیاورند.
** دقیقاً سعی دولتمردان ترکیه این است که عثمانی‌گری گذشته را دوباره تکرار کنند. در تاریخ عثمانی می‌بینیم که ائمه اطهار جایگاهی ندارند و خلیفه‌گری و پاشاگری را ارج می‌داده‌اند و الان هم سعی دارند همان دوران پاشایی را تکرار کنند. به صورت طبیعی نام این حرکت را می‌توان (با توجه به آنکه پس از مدت مدیدی که حکومت لائیک‌ها و نظامی‌ها به پایان رسیده است و با پوشش اسلامی صورت می‌گیرد همان شیوه دولت عثمانی) نئوعثمانی گذاشت. احتمالاً سردمداران ترک مانیفستی را هم برای پیشبرد اهداف خود تهیه کرده‌اند.
* مؤلفه‌های این نئوعثمانی چیست؟
** حدود ۹۰ سال قبل که دولت قاجاریه در ایران حاکم بود و عثمانی‌ها در ترکیه حکومت می‌کردند اشرافی‌گری و تشریفات پرهزینه‌ای در ساختار حکومتی عثمانی ریشه دوانیده بود و اکنون هم بر همان رویه ساز و کار روی کار آمدن یک دولت عثمانی جدید فراهم است. نوع حرکت اقتصادی سیاسیون ترکیه، نوع رفتارهای پنهانی ترکیه با کشورهای مستکبر و نوع ژست‌های قلدرمآبانه در منطقه نشان می‌دهد که آنها دوباره سعی دارند یک سلطان عبدالمجید ثانی را مجدداً در منطقه زنده و پدیدار کنند. به هر حال نوع حرکت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و تبلیغی آنها و نگرش‌های جدید در این کشور پدیدار شده است که حاکی از آن است که سردمداران ترک به دنبال زنده کردن یاد و خاطره عبدالمجید ثانی هستند. برداشت شخصی بنده هم این است که اینها دنبال آن هستند که نئوعثمانی را زنده و پویا کنند.
* مانیفستی که براساس آن عمل می‌کنند را چطور می‌شود تئوریزه کرد؟
** قطعاً عملکرد و رفتارهای چند ماهه و حتی دو سال اخیر سیاسیون ترکیه نشان می‌دهد که تمام مواضع و تحرکات آنها در دنیای اسلام براساس یک طرح مدون و فراگیر است. ما خط و خطوط خاصی را در بیان مواضع سران ترکیه مشاهده می‌کنیم که از برنامه‌ریزی خاص و مدونی حکایت دارد. زندگی اشرافی در ساختار حکومتی، بی بند و باری و فساد، گسترده عمل کردن به برخی احکام اسلامی و رها کردن مهم‌ترین بخش‌های آن از جمله این موارد است که حاکی از برنامه‌ریزی مدون آنها دارد.
* نگاه این گروه به عرصه دیپلماتیک و روابط با کشورهای اسلامی و غربی چیست؟
** در عرف دیپلماتیک ترکیه تا قبل از حوادث مربوط به بیداری اسلامی که سلفی‌ها علیه مقاومت به پا خاسته‌اند، رفتارشان دوگانه و حتی در برخی از اوقات متناقض و متضاد بود. حتی در موضوع هسته‌ای کشورمان در استانبول موضع بسیار دوستانه و حق‌طلبانه و انسان دوستانه در حمایت از کشورمان گرفتند اما ضمن آنکه در برخی از اوقات مخالفت‌هایی را صورت دادند در موضوع سوریه و مقاومت که ایران از آنها خواست موضع بر حق و نه جانبدارانه و متعصبانه بگیرند، کاملاً رویه و رویکرد خود را تغییر بنیادین دادند. این موضع‌گیری خصمانه آنها علیه کشورمان تا الان ادامه داشته است، این همان رویکردی است که دولت عثمانی علیه کشورمان در دوران قاجاریه داشت.
* پارادوکس‌های رفتاری سیاستمداران ترکیه چطور قابل جمع است. به عنوان مثال نخست وزیر این کشور در حمایت از مردم غزه در اجلاس داووس ضمن انتقاد شدید از سیاست‌های رژیم صهیونیستی جلسه با پرز را ترک می‌کند اما در عین حال سعی در شکستن نوار مقاومت و سرنگونی بشار اسد به عنوان یکی از اضلاع مقاومت اصرار دارد؟
** آن چیزی که هست این است که دولتمردان ترکیه هیچ گاه دلشان نخواسته است که مردم مظلوم فلسطین و لبنان و غزه از این شرایط رهایی پیدا کنند و دوست نداشته‌‌اند که قدس شریف آزاد شود و تظاهر به این موضوع می‌کردند. آنها از اول روی کار آمدن رفتارهای دوگانه را از خود ظهور و بروز می‌دادند اما آنچه به آن اعتقاد داشتند این بود که باید طرح‌های امریکایی - انگلیسی را جلو ببرند و قدرت زر و زور بر مظلوم بچربد. مواضع ضد صهیونیستی ترکیه بیشتر جنبه ابزاری داشت تا به وسیله آن افکار عمومی و دنیای اسلام را به خود جلب کنند و اهداف منطقه‌ای خود را جلو ببرند.
* مهم‌ترین هدف سران کشور ترکیه در این طراحی چیست؟
** خود را به عنوان مهم‌ترین قدرت منطقه‌ای و پرصلابت و پرنفوذترین کشور اسلامی مطرح کنند و در این راه هم هزینه‌های زیادی داده‌اند اما هیچ گاه موفق نبوده‌اند.
* جلب آرای مسلمانان ترکیه برای انتخابات پیش‌رو را هم می‌شود به این اهداف اضافه کرد؟
** بله، یکی از اهداف را هم می‌شود این دانست که دولتمردان ترکیه می‌خواهند همچنان حمایت‌های مردمی را داشته باشند تا حاکمیت آنها ادامه داشته باشد.
* میزان موفقیت دولت اسلامگرای ترکیه در انتخابات آتی ریاست جمهوری با توجه به اعتراضات مردمی در ترکیه علیه برخی سیاست‌های حاکمیت را چقدر می‌دانید؟
** من فکر می‌کنم دولتمردان ترکیه در بسیاری اوقات در پازل غرب بازی کرده‌اند و این از دید مردم ترکیه پنهان نمی‌ماند و براساس همین نگاه مردمی می‌توان گفت حزب اردوغان قطعاً در انتخابات آتی به مشکل خواهد خورد. پیش‌بینی بنده این است که تغییرهای مناسبی در سطح حکومت ترکیه صورت می‌‌گیرد و اردوغان کنار می‌رود و مجدداً لائیک‌ها سکاندار حکومت در این کشور می‌شوند.
* می‌توان یکی از اهداف خاص ترکیه در مخالفت با کشورمان را این دانست که حمایت‌های ایران از سوریه را تعدیل کنند و حمایت های بین‌المللی را کاهش دهند؟
** بی‌تردید یکی از اهداف همین موضوع است ولی خب بیهوده است. جمهوری اسلامی ایران با پشتوانه و حمایت‌های مردمی دست از حمایت از سوریه و حزب‌الله و حماس برنمی‌دارد، این یک هدف استراتژیک و مبنایی جمهوری اسلامی ایران است. حمایت‌های ما از سوریه حمایت از مقاومت است نه از فلان شخص یا گروه. حمایت بشار اسد از مقاومت هم به سال‌های اخیر برنمی‌‌گردد بلکه به سال‌های ما قبل پیروزی انقلاب اسلامی ایران و زمان حافظ اسد برمی‌گردد. بنابراین جمهوری اسلامی ایران کماکان بر حمایت و کمک‌های مالی و معنوی خود از مقاومت تأکید دارد و سیاست‌های خصمانه و پیچیده کشورهایی نظیر ترکیه هم نمی‌تواند در این مسیر مانعی ایجاد کند.
* در دیدار وزرای امور خارجه امریکا و ترکیه که در استانبول صورت گرفت طرح‌هایی از قبیل منطقه پرواز ممنوع برفراز سوریه در دستور کار قرار دادند اینگونه طرح‌ها تا چه حد قابلیت عملیاتی دارد؟
** مشکل‌دهی پرواز ممنوع علیه کشوری خاص یعنی دخالت آشکار در مرزهای سرزمین یک کشور. این زشت‌ترین اقدامی است که این کشورها می‌توانستند علیه سوریه انجام دهند، آن هم از جانب یک کشور همسایه. این اقدام در صورت عملیاتی شدن محدودیت‌هایی را برای دولت سوریه و ملت آن ایجاد خواهد کرد که جمهوری اسلامی ایران به شدت مخالف اینگونه طرح‌هاست و آن را محکوم می‌کند و این اقدام امریکا و ترکیه را اعلام جنگی آشکار می‌داند علیه مقاومت و ملت مظلوم سوریه.
* با یک دید واقع‌بینانه و با توجه به طراحی‌ها و توطئه چینی غربی – عربی علیه ملت و دولت سوریه، احتمال حمله نظامی علیه این کشور و تغییر حاکمیت فعلی سوریه چقدر محتمل است؟
** باید گفت بسیاری از مردم سوریه حامی بشار اسد هستند و این حکومت پشتوانه مردمی خود را دارد اما باید این را هم گفت که برخی از گروه‌های مردمی نیز از تروریست‌ها حمایت می‌کنند و این را هم نمی‌شود نادیده گرفت. به هر حال موج بیداری اسلامی زمانی منطقه را فرا گرفت و سوریه را هم تحت تأثیر قرار داد و در همان زمان دولت بشار اسد باید مطالبات مردمی را فوری پاسخ می‌داد اما خب در این مسیر تعلل صورت گرفت. آقای بشار اسد به رغم تأکیدات جمهوری اسلامی ایران اصلاحات را کمی دیر شروع کرد. اگر این فرصت را اسد از دست نداده بود الان وضعیت سوریه اینگونه نبود. اصلاحات خوبی انجام گرفت اما کامل نبود و به نوعی تعلل صورت گرفت. الان هم اگر آقای اسد اصلاحات را دقیق‌تر، کامل‌تر و جدی‌تر در دستور کار قرار دهد با وجود آسیب‌هایی که وجود دارد می‌‌توان به آینده دولت بشار اسد امیدوار بود و اگر باز هم تعلل صورت بگیرد شاید اتفاقات دیگری رخ دهد.
* پس شما فرصت سوزی دولت بشار اسد را یکی از دلایل شعله‌ورتر شدن بحران سوریه و در کنار آن پدید آمدن فرصت مناسب برای امریکا و متحدانش برای تضعیف نوار مقاومت می‌دانید؟
** بله، همین طور است، آقای بشار اسد از دو سال پیش که جرقه‌های بیداری اسلامی زده شد می‌توانست اصلاحات صورت گرفته را زودتر شروع کرده و آنها را کامل‌تر انجام دهد. این فرصت‌سوزی آسیب‌های جدی را متوجه حکومت بشار و مقاومت اسلامی کرد. البته الان هم دیر نشده و فرصت مناسبی برای جبران است.
* جمهوری اسلامی ایران ماه‌ها قبل هشدارهای لازم را در این رابطه به بشار اسد می‌داد؟
** آنچه وظیفه جمهوری اسلامی ایران در این راستا بود از همان موقع صورت گرفت. حداقل بنده مطلع هستم که در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه مجلس این موضوعات بحث و مورد توجه قرار گرفت و در جلسات ما عنوان می‌‌شد که در این رابطه مشورت‌هایی صورت گرفته است.
* ادامه روند تثبیت حکومت بشار اسد را چگونه می‌بینید؟
** اظهارنظر در مورد شرایط سوریه تا حدودی سخت است؛ چرا که گفتن اینکه بشار اسد می‌ماند یا نه مستلزم شناخت کامل و جامعی از جامعه سوریه و نوع نگاه آنها به حاکمیت و توقعاتشان است. بخشی از مردم سوریه سنی مذهب هستند،‌برخی‌ها سلفی، بخشی از آنها لیبرال مسلک و بخشی هم مسیحی و علوی و این اظهارنظر را تا حدودی سخت می‌کند. اتفاقات به وجود آمده در سوریه تا حدودی کار را سخت کرده است اما پاکسازی دمشق، حلب و حمص از تروریست‌ها ما را به ابقای بشار اسد و حفظ خط مقاومت امیدوارتر می‌کند. این را هم باید گفت که ملت سوریه علاقه‌مند به آب و خاک و دولت مقتدر بشار هستند و اگر یک همت جمعی مناسبی بین دولتمردان و ملت سوریه صورت بگیرد یا به عبارت دیگر موضوع آشتی ملی را در دستور کار قرار دهند شرایط به گذشته بازخواهد گشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات