مقدمه:
بنا به روایت تاریخ، مهاجرین اروپائی پس از کشف سرزمین آفریقای جنوبی در سال 1488 میلادی توسط کاشفین پرتقالی، بسوی آن هجوم آوردند. هلندیها اولین اروپائیهایی بودند که وارد این کشور شدند. آنها در منطقه کیپ ساکن گردیدند. ساکنان این مهاجرنشین رفته رفته افزای یافته و درصدد تصرف اراضی مجاور اطراف برآمدند. آنها پس از سالها و چندین نبرد خونین با بومیان آرام آرام توانستند این سرزمین را تسخیر کنند.
اروپائیها براساس اعتقاد خود مبنی بر این که سفیدپوستان شایستهتر از غیر سفیدها و بویژه سیاهان هستند، سیاهپوستان را در سرزمین آباء و اجداد خود تحت شدیدترین و غیرانسانیترین مظالم قرار داده و آنها را در میهن خویش از هرگونه حق سیاسی و اجتماعی محروم کردند. سفیدپوستان با برقراری سیستم آپارتاید و تصویب قوانین به جداسازی نژادها، اختصاص بهترین منابع کشور و تمام مزایای زندگی برای خود و شهروند درجه دو حساب کردن بومیهای آفریقای جنوبی اقدام نمودند.
نظریه تبعیض نژاد و آپارتاید در 1948 توسط حزب ملی به یک سیستم حکومتی تبدیل شد و علیرغم اینکه ا سوی تمام مردم دنیا و همچنین سازمانهای بینالمللی و منطقهای مطرود بود، توانست بیش از 40 سال بر آفریقای جنوبی حکومت کند. شاید کمتر کسی بطور عمیق وضعیت رنجآور تبعیض نژادی را بشناسد و درک کند. اما میلیونها نفر در طول 40 سال بطور مستقیم از این سیستم غیرانسانی که حقوق آنها را در تمامی زمینهها پایمال میکرد، رنجها بردند.
سرانجام پس از چند دهه حاکمیت سفیدپوستان و استقرار نظام آپارتاید در آفریقای جنوبی سیر تحولات داخلی و بینالمللی به نفع دمکراسی در این کشور پیش رفت و موجب به قدرت رسیدن دی کلرک در 1989 شد. وی که یک اصلاحطلب بود، در فوریه 1990 در یک نطق پارلمانی اعلام کرد بزودی به اصلاحات دست خواهد زد. از آن تاریخ به بعد پروسه انتقال حکومت از سیستم مبتنی بر آپارتاید به سیستم دمکراسی آغاز شد؛ و با برگزاری اولین انتخابات همه نژادی در آوریل 1994 که نتیجه آن پیروزی کنگره ملی آفریقا (ANC)1 و انتخاب نلسون ماندلا بعنوان رئیسجمهور بود، به سر منزل مقصود رسید.
هدف این مقاله مطالعه و شناخت آپارتاید میباشد؛ اعتقادی که نزدیک به سه قرن و نیم از ظهور آن در آفریقای جنوبی میگذرد؛ بیش از یکصد سال بر مردم سیاه و مظلوم آفریقای جنوبی سلطه داشته و حداقل 40 سال بعنوان سیستم حکومتی بر کشور حاکم بوده و کرامت بشری و انسانیت را سرکوب نمود. تسلط طولانی این عقیده و نظریه سیاسی بر کشور آثار مخرب و نابودکننده فراوان اجتماعی و اقتصادی برجای گذاشت. بطوریکه پس از یک دهه تلاش و فعالیت برای زدودن آنها، همچنان این اثرات باقی است.
مفهوم آپارتاید2
آپارتاید یک لغت آفریکانز3 بمعنای «جدایی و تفکیک» است. این لفظ نخستین بار در 26 مارس 1943 در سرمقاله روزنامه دیبورگر4 که وابسته به حزب ملی آفریقای جنوبی بود، بکار برده شد.(1) در این سرمقاله به سیاست آپارتاید حزب ملی اشاره رفته بود. استفاده بعدی از این واژه نیز بار دیگر در سرمقاله شماره 9 سپتامبر 1943 همین روزنامه بود که از موضع شناخته شده آپارتاید سخن رفته بود.
نخستین استفاده از واژه آپارتاید در پارلمان آفریقای جنوبی در 25 ژانویه 1944 بود. در این جلسه دکتر مالان هنگام پیشنهاد تاسیس یک جمهوری در آفریقای جنوبی ماهیت حکومت مورد نظر خود را روی هم رفته چنین توصیف کرد: "بمنظور تضمین امنیت نژاد سفید و تمدن مسیحی بوسیله رعایت صادقانه اصول آپارتاید و قیمومیت".(2)
مالان در سخنان خود ضمن بیان طرح قانون اساسی برای تشکیل یک دولت مسیحی که الزاما باید بطور یکدست آفریکانز باشد، به تشریح نظریه آپارتاید یا رشد جداگانه نژادهای غیراروپائی تحت قیمومیت سفیدپوستان میپردازد.(3)
یک واژه بکندی رواج یافت. اما اندکی پس از جنگ مورد قبول عامه قرار گرفت. مخصوصا چون به شکل اصلی و ترجمه نشده وارد واژگان سیاسی زبان انگلیس گردید. دلیلی وجود نداشت که ترجمه آن مثلا واژه جدایی5 مورد استفاده قرار نگیرد، ولی ظاهرا قصد این بود که با استفاده از یک واژه خارجی در زبان انگلیسی چیزی بیگانه و شوم را القاء کند. چیزی آنچنان پلید که برای آن در همه زبان انگلیسی واژهای یافت نشود. یک علت دیگر برای ترجمهناپذیری آپارتاید در عمل این است که این واژه یک معنی خاص ندارد. در واقع تا به امروز هنوز اتفاق نظری روی معنای دقیق آن پدیده نیامده است.(4)
این کلمه در اصطلاح به سیاست تبعیض نژادی که توسط حزب ملی آفریقای جنوبی از سال 1948 اعمال گردید،اطلاق میشود دولت حزب ملی پیش از شروع بکار با ارائه یکسری قوانین جدید به اجرای سیاست آپارتاید و امتزاج نژادها را غیرقانونی اعلام کرد.
سیاست تبعیض نژادی از اواسط قرن هفدهم و همگام با استعمار اروپائیان در آفریقای جنوبی آغاز گردید. اما حزب ملی آفریقای جنوبی روشی را در پیش گرفت که تبعیض را شامل کلیه جنبههای زندگی افراد غیرسفید نمود. این سیاست مبتنی بر سیادت کامل قوم سفید و تبعیض مطلق نسبت به غیرسفیدهاست و از لحاظ نظری معتقد به جدایی کامل نژادهاست. طرفداران آپارتاید آن را ضامن حفظ تمدن در آفریقای جنوبی دانسته و معتقدند که اساس آپارتاید به نوعی احساس قیمومت نسبت به مردم نهاده شده و به غیرسفیدها اجازه میدهد زندگی خود را بطور مجزا و در دنیای خود ادامه دهند. بدینترتیب آپارتاید خواستار ایجاد جوامع نژادی بسته و مجزا در آفریقای جنوبی است. طبق قوانین آپارتاید حقوق سیاسی، حق نقل مکان، اختیار انتخاب مسکن، مالکیت زمین، انتخاب شغل و ازدواج غیرسفید محدود شده است. یک سلسله قوانین دیگر واحدهای منطقهای جهت غیرسفیدها پیشبینی میکند که به هوم لند6 مشهورند.(5)
ریشه آپارتاید را میتوان در یکی از دو نظر زیر و یا هر دو جستجو نمود:
1- آپارتاید شکل گرفته در آفریقای جنوبی ریشه در عقدههای درونی سفیدپوستان مهاجری داشت که خود بنوعی قربانی تبعیض نژادی حاکم بر آنان در اروپا بود. بطوری که آنها مجبور به مهاجرت به آفریقای جنوبی شده بودند و اکنون عقدههای نهفته خود را بر مردمی دیگر میگشودند.
2- سفیدها به نظریه برتری نژاد سفید نسبت به بقیه نژادها و بویژه سیاهان اعتقاد داشتند. دی کویت نویسنده تاریخ آفریقای جنوبی در خصوص طرز برخورد مستعمرهنشینان با مردم محلی میگوید "به اعتقاد ایشان چیزی بیشتر از اسلحه در کار بود که باعث میشد سفیدپوستان بر بومیان چیره شوند و برتری ایشان بخطار عواملی بیشتر از هوش و تاسیسات ایشان بود. برتری ایشان زاده نژاد و مذهب بود. صفتی خدادادی که نه به نژادهای دیگر قابل انتقال بود و نه برای آنها قابل اکتساب"(6) بر همین اساس است که فنریبیک7 کسی که در قرن هفدهم اولین پایگاه سفیدها در آفریقای جنوبی را برپا ساخت، سیاه پوست را "سگ بوگندوی سیاه"8 نامید.(7) در همان زمان انگلیسیها صحبت از باری میکردند که سفید پوست بر دوش داشت و فرانسویان دم از ابلاغ نمودن تمدن خوش به سایر مردم جهان میزدند. سوسیال دارونیزم و انسانشناس عامهپسند تعلیم میداد که سفیدپوستان شایستهتر و با استعدادتر از سایر مردم غیرسفید هستند. "آرتورارجنس" استاد دانشگاه کالیفرنیا در 1919 بیان نمود که در اختلاف هوشی بین کودکان سفید و سیاه عوامل ژنتیک ممکن است نقش داشته باشد. در 1962 "کارلتون سن کون"9 این نظریه را مطرح ساخت که تحول انسان در اروپا سریعتر از آفریقا به انجام رسیده چنان که انسان معاصر در اروپا پیدا شد. ویل10و پوسون11 در 1963 در تفسیر این نظریه نتیجه گرفتند که دون سرشتی آفریقائیان به تاخیر تحول و تکامل آنان میباشد.(8)
لازم به ذکر است که در درس نژادشناسی که در دوران آپارتاید در دبیرستانهای سفیدپوستان در آفریقای جنوبی تدریس میشد، تمام درس پر بود از تکرار مکرراین تز که انسان سفیدپوست را خدا به آفریقای جنوبی آورده است تا قیم سیاهپوست باشد و قیمومیت او میبایستی بوسیله آپارتاید انجام شود.(9)
ظهور آپارتاید
حزب ملی در سال 1934 توسط دکتر مالان تشکیل شد. این حزب که برنامه وسیعی برای اعمال تبعیض نژادی داشت، از یک ناسیونالیسم طرفدار آفریکانزهای افراطی دم میزد و هواخواه سیاست جدا کردن نژادها در آفریقای جنوبی برای تضمین بقای آفریکانزها بود. رهبران این حزب اعتقاد داشتند که نژادها جداگانه خلق شدند و این جدائی را همیشه باید حفظ نمود. با توجه به این هدف باید احساس تمایز نژادی در میان انسان سفیدپوست بنحوی پرورش داده شود که پاکی نژادی حفظ شود.(10) حزب ملی با بهرهبرداری از برخی گلایههای زمان جنگ علیه حکومت اسموتس12 در نخستین انتخابات عمومی پس از جنگ جهانی دوم که در سال 1948 برگزار شد، اکثریت کرسیهای مجلس را از آن خود کرده و به حکومت رسید. این حزب بعد از روی کارآمدن سیاست خود را متوجه امتیازات غیرعادلانه سفیدپوستان و تحکیم موقعیت آنان در آفریقای جنوبی نموده و برای حصول به این مقصود سیاست آپارتاید جدائی نژاده را اعمال کرد.
زمانی که حزب ملی به قدرت رسید برای پیشبرد سیاست تبعیض نژادی اعلامیهای مبتنی بر توسعه جداگانه نژادها منتشر نمود که اساس آن عبارت بود از: (11)
1- افزایش نیرو و توسعه قوانینی که جدائی بین سیاهپوستان و رنگین پوستان را با سفیدها مشخص میکند.
2- پیشرفت گسترش سیستم اداره غیرمستقیم برای جلوگیری از رشد و توسعه ناسیونالیسم آفریقائی.
3- توسعه و بهرهبرداری از نیروهای کار آفریقائیها به نفع سفیدپوستان جهت رسیدن به سطح مطلوب اقتصادی.
4- جداکردن قبائل و سایر سازمانهای ناحیهای بر مبنای ساختار فرهنگی، زبان، آموزش و غیره و وابستهکردن آنها به دولت به طرق مختلف.
بر این اساس حزب ملی ساختار سیاسی ـ اجتماعی آپارتاید را طراحی و پیاده نمود. براساس این طرز تفکر جامعه آفریقای جنوبی به گروههای نژادی زیر تقسیم گردید.
الف) سفیدپوستان یا اروپائیان که عمدتا آفریکانزها میباشند.
ب) سیاه پوستان یا آفریقائیها
ج) رنگینپوستان یا دو رگهها که از اختلاط نژادها بوجود آمدهاند.
د) آسیائیها که عمدتا هندیالاصل میباشند.
در واقع حزب ملی مبتکر آپارتاید و جدائی نژادی نبود. زیرا این پدیده ریشه در تاریخ ورود اولین گروههای سفیدپوست به آفریقای جنوبی داشته13 و بویژه از اوائل قرن هیجدهم به بعد همواره نوعی آپارتاید در کشور وجود داشته است. نخستین قانون اساسی آفریقای جنوبی که در سال 1909 از تصویب مجلس انگلستان گذشت و اتحادیه آفریقای جنوبی را تاسیس نمود، حق شرکت در مجلس را از سیاهان سلب کرد. قانون اراضی بومیان14 در سال 1913 مناطق معینی از کشور را بعنوان مناطق مختص بومیان جدا کرد. قانون اصلاحی معادن و امور کارگری15 در 1926 آفریقائیان را از امور فنی معادن کنار گذاشت. با قانون اداره بومیان16 در 1927 محدودیتهای بیشتری دامنگیر آفریقائیان شد. قانون آشوبگرانه17 در سال 1930 آزادیهای فردی را محدود ساخت و قوانین حق رای سالهای 1 – 1930 فقط سفیدپوستان را مشمول حق رای قرار داد.
همانطور که مشهود است حزب ملی مبتکر آپارتاید نبود بلکه تنها تثبیتکننده قوانین و مقررات تبعیض نژادی در جهت ایجاد اتحاد قومی آفریکانرها و گسترش منافع آنها بود. این حزب با انتخاب سیستم حکومتی مبتنی بر آپارتاید و تبعیض نژادی، آپارتاید را از حالت نظری به یک سیستم حکومتی کشوری تبدیل کرد.
مظاهر آپارتاید
نژادپرستان سفید از ابتدای قرن بیستم قوانین نژادگرایانه بسیاری را تصویب و اجرا نمودند. که مهمترین آنها عبارتند از:
1- قانون ثبت جمعیت18(1950)
2- قانون منع ازدواج مختلط19(1949)
3- قانون مناطق گروهی20(1950)
4- قانون ضد اخلاقی21 (1950)
5- قانون تسهیلات جداگانه22 (1953)
6- قوانین زمین
7- قانون هوم لند
8- قانون کارگران بومی23 (1967)
9- قانون تروریسم (1967)
10- قانون بازداشت 90 روزه24 (1963)
11- قانون خرابکاری25 (1962)
12- قانون رای جداگانه26(1951)
13- قانون آموزش بانتوها27(1953)
14- قانون سرکوب کمونیستها28 (1950)
15- قانون پیشگیری از اقامت غیرقانونی29
16- قانون جواز عبور30
17- قانون امنیت داخلی31 (1982)
18- قانون بکارگیری فیزیکی32
19- قانون توسعه آموزش دانشگاهی 33(1965)
هفت قانون از قوانین فوق اهمیت بیشتری داشته که میتوان گفت آنها ارکان اصلی آپارتاید بودهاند. بعبارت دیگر سیاست آپارتاید دارای 7 رکن اصلی است که عبارتند از:
الف) قانون ثبت جمعیت:
این قانون در سال 1950 به تصویب رسید. براساس این قانون جمعیت موجود در کشور به چهار دسته کلی تقسیم شدند. سفیدها، هندیها (آسیائیها)، رنگینپوستان و سیاهان.
ب) قوانین منع ازدواج مختلط و ضداخلاقی
قانون منع ازدواج مختلط در سال 1949 به اجرا در آمد و بلافاصله پس از آن قانون ضد اخلاقی و اصلاحیه آن ارائه شد که ازدواج سفیدپوستان با سیاهپوستان، دورگهها و آسیائیها حتی ارتباط جنسی میان آنها را برخلاف اخلاق بحساب آورده و آنرا غیرقانونی اعلام کرد.
ج) قوانین زمین:
قانون اراضی بومی در سال 1913 تصویب شد. براساس این قانون مالکیت زمین برای سیاهان در محدوده منطقه قبیلهای آنها محدود شد. در سال 1936 این قانون با تصویب قانون شرکتهای بومی و زمین34 که بعدها قانون توسعه شرکت و زمین 35 نامیده شد، تکمیل گردید. قانون مزبور به دولت اجازه میداد هرگونه فعالیت اقتصادی سیاهان شامل تجارت، زراعت، ساختمانسازی، ایجاد شهرکهای سیاهپوستنشین و تملک زمین را تحت کنترل خود قرار دهد. نتیجه این قوانین تعلق 87 درصد از زمینهای آفریقای جنوبی به سفیدپوستان بود.
د) قانون مناطق گروهی:
این قانون در سال 1950 به تصویب پارلمان رسید. براساس آن مناطق سکونت نژادهای مختلف براساس رنگ پوست آنها جدا شد. هر گروه نژادی منطقه خاص سکونتی خود را داشته و گروههای نژادی دیگر نمیتوانند در این مناطق ساکن شده و یا زمین خریداری نمایند. افراد آن منطقه نیز نمیتوانند به منطقه دیگر نقل مکان کنند.
این قانون که مالان آن را جوهر و مایه اصلی آپارتاید خواند، نه تنها محل سکونت نژادهای مختلف را از یکدیگر جدا میکند، بلکه براساس آن مناطق متعلق به سیاهپوستان و رنگینپوستان بمراتب بدتر، خشکتر، بد آب و هواتر و مساحت مجاز برای سکونت بمراتکب کوچکتر از محل سکونت سفیدپوستان تعیین شده است.
ه) قانون تسهیلات جداگانه
در سال 1952 به منظور تکمیل قانون مناطق گروهی و جدا کردن هر چه بیشتر نژادها وضع گردید. طبق این قانون اماکن عمومی چون سینما، کتابخانه، استخر، توالتهای عمومی، رستورانها، مدارس و غیره همه براساس نژاد تقسیم شده و استفاده مشترک نژادها از تسهیلات ممنوع شد. برای مثال در هیچ یک از کافههای آفریقای جنوبی یک سفید پوست حق ندارد حتی یک فنجان چای با غیرسفید بنوشد و بالعکس، مگر اینکه اجازه مخصوص گرفته باشد. هر شخص رنگینپوست و سیاهپوستی که به یکی از سینماهای عمومی شهر برود، مرتکب جرم شده است. مگر اینکه اجازه مخصوص برای این کار داشته باشد. نژادهای غیرسفید حق رفتن به پارکهای عمومی و بیمارستانها متعلق به سفیدها را ندارند و پزشکان تنها افراد هم نژاد خود را میتوانند معاینه کنند.
و) قانون کارت اجازه ورود:
طبق این قانون کلیه سیاهپوستان باید کتابچهای حاوی مشخصات و محل موسسهای که در آنجا کار میکنند، همراه داشته باشند، آنان نمیتوانند در نقاطی غیر از محل یاد شده در کتابچه رفت و آمد کنند یا افراد خانواده خود را در آنجا سکنی دهند. سیاهان حتی اجازه کار در محل و موسسه دیگر را بدون اطلاع دفتر امور سیاهان ندارند.
ز) قوانین هوملند:
هوملندسازی یا بانتوستان برای نخستینبار در سال 1912 توسط انگلیس مطرح شد. سپس در سال 1936 دولت بوئرها 96 قطعه زمین برابر با 13 درصد کل مساحت آفریقای جنوبی را به 18 میلیون سیاهپوست مطابق با تقسیمات قبیلهای اختصاص داد. این سرزمینها اغلب از هم مجزا و لم یزرع و غیر حاصلخیز و فاقد منابع طبیعی بود. در سال 1959 قانون اختیارات حکومتی سیاهان36 تصویب شد. نهایتا در سال 1962 نخستین هوملند بنام ترانسکای37 در جنوب کشور تشکیل شد. این هوملند در امور داخلی خودمختار بوده، پارلمان، پرچم، سرود ملی و وزارتخانه مستقل در امور داخلی کشور داشت. در سالهای بعد 9 سرزمین دیگر نیز به جمع سرزمینهای خودمختار پیوستند. این هوملندها عبارت بودند از: سیسکای38، کوازولو39، لبووا40، وندا، گازانکولوو41 کواکو42، بوپوتسوانا43، کانگوانه44، کولندله45.
در فاصله سالهای 1967 و 1981 دولت آفریقای جنوبی به چهار حکومت ترانسکای (26 اکتبر 1976)، بوپوتسوانا (دسامبر 1977)، وندا (13 سپتامبر 1979) و سیسکای (4 دسامبر 1981) استقلال کامل اعطا و آنها را حکومت مستقل نامید. هیچ دولت و یا سازمان بینالمللی این دولتها را به رسمیت نشناخته و هیچگونه رابطه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی با آنها برقرار نکردند. تنها نماینده آفریقای جنوبی در این سرزمینها مقیم شد.
سیاست آپارتاید را میتوان در ایجاد تبعیض نژادی در زمینههای مختلف اجتماعی، سکونتی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مورد بررسی قرار داد. قوانین و مقرراتی که در زمینههای مذکور وضع و به اجرا در آمدند، چهره تمامعیار آپارتاید را ترسیم میکند.(13)
الف) تبعیض اجتماعی:
در این زمینه برخی از قوانین مطرح میشود.
1- قانون ممنوعیت ازدواج
2- قانون ضد اخلاق روابط خلاف اخلاقی و اصلاح آن
3- قانون تفکیک تسهیلات عمومی
4- قانون ثبت جمعیت
ب) تبعیض نژادی براساس محل سکونت46
1-قانون مناطق گروهی
ج) تبعیض فرهنگی:47
برای اینکه اختلاط و امتزاج میان فرهنگ سفیدپوستان و سیاهپوستان ایجاد نگردد، قوانین ذیل به تصویب و اجرا در آمدند.
1- قانون آموزش سیاهان بانتو
2- قانون توسعه آموزش دانشگاهها
قبل از تصویب دو قانون فوقالذکر هیچگونه امکانات آموزش دولتی برای سیاهپوستان وجود نداشته و تنها مدارس مسیونرهای مسیحی در میان سیاهپوستان فعال بودند.
د) تبعیض اقتصادی48
1- قانون کارگران بومی
2- قانون رفع اختلافات صنعتی49 (1956)
3- قانون شرکتهای بومی و قانون زمین
4- قانون بکارگیری فیزیکی: بر طبق این قانون در مناطق فعالیتهای اقتصادی سفیدپوستان هر فرد سفیدپوستی میتواند تنها سه کارگر سیاهپوست را به استخدام در بیاورد. اجرای این قانون باعث گردید که تعداد کارگران ماهر سیاهپوست به حداقل رسیده و بیکاری در میان آنان افزایش یابد.
ه) تبعیض سیاسی50
هیچگونه موجودیتی برای سیاهپوستان در دولت و دستگاه حاکمیت وجود نداشت و حاکان و دولتمردان کشور همگی باید سفید باشند.
1- قانون رای جداگانه
2- قوانین هوملندها (قانون اختیارات سیاه پوستان (بانتو) و قانون اختیارات حکومتی سیاهپوستان.)
مبارزات مردمی
مبارزات مردمی آفریقای جنوبی علیه استعمارگران و نژادپرستان قویترین و عمیقترین مبارزه در آفریقاست. مبارزهای که معنای عمیق "قدرت از آن مردم است" را بخوبی درک کرده و الگوی نمونه مبارزه علیه استبداد و خودکامگی انسانها و تبعیض نژادی در همه سطوح و زمینههاست. مبارزه مردم اصلی آفریقای جنوبی علیه سفیدپوستان از همان حاضر حضور آنان در این کشور است. از زمانی که مردم این کشور تحت سلطه سفیدپوستان قرار گرفتند، مبارزه و مقاومت در میان آنان جوانه زد. اولین برخورد ثبت شده متعلق به برخورد هلندیها با "بوشمنها"51 بخاطر زمین بود.
تا قبل از آغاز قرن نوزدهم مقاومت سیاهپوستان در برابر سفیدها اکثرا بصورت قبیلهای بود. از اوایل قرن نوزدهم به بعد گروهها و سازمانهای سیاسی بصورت پراکنده فعالیت خود را شروع کردند. در سال 1856 اولین نشریه مربوط به وضعیت رقتبار سیاهپوستان بنام مجله "عقاید آفریقا" توسط اسقف نایلو موگاله چاپ شد. در سال 1882 اولین سازمان سیاسی آفریقاییان در ناحیه کیپ شرقی تشکیل شد. هدف این سازمان مقابله و مقاومت در برابر استعمارگران سفیدپوست بود، ولی توفیقی نیافت. در همان سال "اتحادیه آفریقاییان" بوجود آمد. مهاتماگاندی رهبر مردم هندوستان در 1893 وارد آفریقای جنوبی شد. وی در سال 1894 کنگره هندیال ناتال NIC52 و بطور کلی فلسفه موسوم به سیاست منفی از طریق ابزار غیرخشن را پدید آورد. در سال 1902 "سازمان خلق آفریقا APO53 فعالیت خود را آغاز کرد.
دو سال بعد از تشکیل اتحادیه آفریقای جنوبی یعنی در سال 1912 گروهی از تحصیلکردگان سیاهپوست تشکیلاتی بنام کنگره ملی بومیان آفریقای جنوبی SANNC54 بنا نمودند که پایه تشکیل دیگر سازمانها شد. کنگره در ابتدای فعالیت معتقد به مبارزات پارلمانی از طریق نمایندگان سفیدپوست طرفدار خود که در آن هنگام 7 نفر بودند، بود. هدف اولیه کنگره بومیان آفریقای جنوبی تشکیل یک ملت واحد، مخالفت با محرومیت سیاهپوستان از حق و رای و انتخاب و قانون زمین مصوب 1913 بود. اولین فعالیت علنی و عمده این کنگره مخالفت با قانون برگ عبور در سال 1919 بود. SANNC در سال 1923 به کنگره ملی آفریقا ANC تغییر نام یافت. ANC مبارزات سیاسی خود را با بسیج سپاهپوستان و هدایت اعتصابات و تظاهرات متعدد ادامه داد. در همین سال "کنگره هندیان آفریقای جنوبی SAIC55 تاسیس شد.
در سال 1955 ANC دست به ائتلاف با حزب کمونیست آفریقای جنوبی SACp56، کنگره هندیان ناتال، کنگره رنگین پوستان57 و کنگره دمکراتها58 زده و کنگره متحدین 59 را بوجود آورد. این کنگره در 25 و 26 ژوئن 1955 اقدام به برگزاری کنفرانسی تحت عنوان "کنگره خلق"60 نمود. بیش از سه هزار نماینده از سراسر کشور در این کنفرانس که در استادیوم ورزشی شهرک "کیپ تاون"61 برگزار شد، شرکت نمودند. کنفرانس مذکور برنامه "منشور آزادی"62 ANC را تصویب کرد.
منشور آزادی همانند دیگر اسناد سیاسی با دوام نظیر اعلامیه استقلال آمریکا، اعلامیه حقوق بشر فرانسه و بیانیه کمونیسم ترکیبی از اهداف عملی و قطعات ادبی شاعرانه است. این سند سیاسی دوری از تبعیض نژادی و نیل به برابری حقوق همگان را تحسین میکند و به تمامی افرادی را در آغوش میگیرند تا در ساختن یک آفریقای جنوبی دمکراتیک و غیر نژادپرست سهیم شوند، خوش آمد میگوید. منشور آزادی امید و آرزوی مردم را روی کاغذ به ثبت رساند و الگویی برای مبارزات آزادیبخش و آینده ملت آفریقای جنوبی بود. در منشور آزادی آمده بود که مردم آفریقای جنوبی بیانیه زیر را مورد قبول قرار داده و درباره اجرای آن با تمام کوشش خواهند کرد. آفریقای جنوبی به تمام کسانی تعلق دارد که در آن زندگی میکنند، چه سفید باشد و چه سیاه. هیچ حکومتی نمیتواند قدرت خود را بر خلاف اراده و خواست مردم برقرار نماید. منشور سپس چنین نتیجه میگرفت: (14)
1- این مردمند که باید حکومت نمایند. (حکومت از آن مردم است)
2- تمام گروههای نژادی از لحاظ قانون متساویالحقوق میباشند.
3- ثروتهای کشور به تمام مردم تعلق دارد.
4- زمین به کسی تعلق دارد که روی آن کار میکند.
5- تمام مردم در مقابل قانون برابرند.
6- حقوق بشر به تمام مردم تعلق دارد.
7- حق کار و امنیت شغلی عمومی است.
8- آموزش و پرورش آزاد است.
9- حق انتخاب مسکن آزاد و امنیت آن مورد تضمین است.
10- حق انتخاب مذهب آزاد است.
11- صلح و دوستی همگانی است.
ائتلاف کنگره ملی آفریقا با دیگر احزاب موجب ایجاد اختلاف داخلی شده و متاقب اختلافات داخلی کنگره در طول سالهای 9- 1957 سرانجام عدهای از اعضای سازمان در تاریخ 6 آوریل 1959 رسما از ANC جدا و کنگره پانآفریکن PAC63 اعلام موجودیت نمود. با اوجگیری مبارزات مردم علیه حکومت نژادپرستی در 1960 که منجر به قیام "شارپ ویل"64 در 21 مارس این سال و کشته شدن 69 نفر و زخمیشدن 180 نفر از تظاهرکنندگان بوسیله پلیس شد. دولت سازمانهای ANC و PAC را غیرقانونی اعلام کرد. ANC به مدت یک سال برای حق قانونیاش مبارزه کرد و چون در این راه موفقیتی کسب نکرد در 16 دسامبر 1961 شاخه نظامی خود را بنام "نیزه ملت"65 و به فرماندهی نلسون ماندلا تشکیل نمود. PAC نیز شاخه نظامی خود را بنام POQO (بمعنای خلوص یا اصالت) که بعدها به ارتش آزادیبخش خلق آزانیا APLA66 تغییر نام یافت، تشکیل داد.
در روز 16 ژوئن 1976 دانشآموزان سیاهپوست در شهرک سووتو واقع در بیست کیلومتری ژوهانسبورگ در اعتراض به اجباری شدن زبان آفریکانیز در مدارس از حضور در کلاس درس خودداری کردند. اعتراض از حد مدارس فراتر رفته و سراسر سووتو را فرا گرفت. نیروهای نظامی و امنیتی به تظاهرکنندگان حمله نمودند و گفته میشود. قریب به یک هزار نفر که اکثریت آنها را کودکان و دانشآموزان تشکیل میدادند، کشته و زخمی شدند.
دو سازمان فوقالذکر پس از غیرقانونی شدن در دو بعد نظامی و سیاسی فعالیت چشمگیری داشتند، ستاد مرکزی هر دو سازمان به خارج منتقل و هر دو بعنوان عضو سازمان وحدت آفریقا و سازمان ملل متحد پذیرفته شده و به فعالیتهای دیپلماتیک دست زدند. شاخههای نظامی هر دو سازمان و چند گروه دیگر هر چند یکبار به فعالیتهای نظامی در داخل خاک آفریقای جنوبی اقدام مینمودند.
در تاریخ سه دهه قبل از دهه نود، در آفریقای جنوبی کمتر روزی وجود داشته که این کشور شاهد تظاهرات خونین نبوده باشد. میتوان گفت مبارزات مردم این کشور در دهه 80 و نیمه اول 90 عناوین خبری دائمی روزنامههای جهان درآمده و اخبار ناآرامیها و تحولات آن هر روز در سطح جهان منعکس میشد.
اقدامات بینالمللی
همزمان و همگام با مبارزه مردم آفریقای جنوبی مبارزه تبلیغاتی و سیاسی وسعی در سطح بینالملل علیه سیاست تبعیض نژادی و آپارتاید صورت گرفت. فشارهای بینالمللی در دوران حاکمیت مطلق آپارتاید بر آفریقای جنوبی سهم عمدهای در سقوط آن داشت. تحریمهای اقتصادی، سیاسی و بینالمللی علیه حکومت نژادپرست همراه با مبارزات و استقامت مردم محروم و مستضعف این کشور، تحولات عمدهای که به فروپاشی آپارتاید منجر شد را بوجود آورده است.
الف) سازمان ملل متحد
سیاستهای نژادپرستانه آفریقای جنوبی از سال 1946 هنگامی که دولت هند از قوانین این کشور علیه هندیهای مقیم آفریقای جنوبی شکایت نمود، در سازمان ملل متحد به بحث گذارده شد. در دهه 1950 مجمع عمومی با استناد به اصول منشور ملل متحد بارها از دولت آفریقای جنوبی خواست تا سیاست آپارتاید را کنار بگذارد، اما دولت مزبور با رد درخواستها، تقاضاها و قطعنامههای شورای امنیت و مجمع عمومی اظهار میداشت که تصمیمات سازمان ملل غیرحقوقی، غیرقابل قبول و با اصول عدم مداخله در امور داخلی آن کشور مغایر است.
اهم اقداماتی که توسط سازمان ملل از سال 1960 تا زمان سقوط آپارتاید را رابطه با مسئله تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی انجام شده است، بشرح ذیل میباشد:
1- بدنبال قتلعام شارپ ویل در سال 1960 که منجر به کشته شدن 69 نفر و مجروح شدن 180 نفر دیگر گردیده و توجه عموم مردم جهان را برانگیخت، شورای امنیت در آوریل 1960 ادامه سیاست تبعیض نژادی آفریقای جنوبی را خطری برای صلح و امنیت بینالمللی اعلام کرده و از دولت این کشور خواست تا سیاست تبعیض نژادی را کنار بگذارد.
2- در سال 1962 مجمع عمومی سازمان ملل اعلام نمود که آفریقای جنوبی درخواستها و تقاضاهای مجمع و شورای امنیت را نپذیرفته است. لذا از تمام کشورهای عضو خواست که روابط دیپلماتیک خود را با این کشور قطع نمایند و ضمن تحریم تولیدات این کشور، از صدور کالاهای خود از جمله تسلیحات به آفریقای جنوبی امتناع ورزند. بنادر و فرودگاههای خود را نیز بر روی کشتیها و هواپیماهای این کشور ببندند.
3- در سال 1962 مجمع عمومی نهاد (هیئت) ویژهای را برای بررسی سیاستهای نژادپرستانه در آفریقای جنوبی تاسیس نمود. این نهاد از سال 1974 تحت عنوان "کمیته ویژه مبارزه با آپارتاید" بکار خود ادامه داد و ماموریت داشت تا گزارش کار خود را به مجمع و شورای امنیت تسلیم نماید. این کمیته با اعزام هیئتهای مشورتی، برگزاری کنفرانسها و سمینارها و اجرای قطعنامههای سازمان ملل، خصوصا از طریق ترویج تحریمهای ورزشی، فرهنگی و غیره کار خود را دنبال نمود. این کمیته با همکاری "کانون مبارزه با آپارتاید" که در سال 1976 تاسیس شد، از دولتها، سازمانهای بینالمللی و منطقهای، اتحادیههای تجاری، رهبران مذهبی، جنبشهای جوانان و گروههای ضد نژادپرستی کمک گرفت تا افکار جهان را در جهت حمایت از قطعنامههای سازمان ملل علیه آپارتاید بسیج نماید.
4- در سال 1963 شورای امنیت، آفریقای جنوبی را تحریم تسلیحاتی داوطلبانه نموده و از کلیه کشورها خواست تا فروش و ارسال انواع اسلحه، مهمات و خودروهای نظامی به آن کشور را متوقف سازند. همچنین از این کشور خواسته شد تا بدون قید و شرط افرادی را که بجرم مبارزه علیه آپارتاید زندانی نموده، آزاد کند.
5- مجمع عمومی در اقدام برای جلب کمک به قربانیان آپارتاید در سال 1965 "صندوق اعتبار سازمان ملل برای آفریقای جنوبی" را تاسیس نمود. این صندوق براساس کمکهای داوطلبانهای که به آن اعطاء میشد، بنا نهاده شده بود. کمکهای موجود در صندوق به سازمانهایی داده میشد و این سازمانها به افرادی که تحت تعقیب دولت آفریقای جنوبی بوده و یا پناهنده شده بودند و بستگانشان کمک میکردند.
6- در سال 1966 مجمع عمومی بمناسبت واقعه شارپ ویل، 21 مارس 1960 را بعنوان روز بینالمللی محو تبعیض نژادی اعلام کرده و هر ساله مراسمی در این روز برگزار میشد.
7- در سال 1967 برنامه آموزش و پرورش سازمان ملل برای جنوب آفریقا توسط مجمع عمومی آغاز گردید. بموجب این برنامه معلمانی در اختیار دانشآموزانی که از آفریقای جنوبی و نامیبیا به خارج رفته بودند، قرار داده میشد؛ و همچنین بورس تحصیلات عالی برای دانشجویان محروم این دو کشور اختصاص مییافت.
8- در سال 1970 شورای امنیت ضمن محکوم کردن نقض تحریمها، از کلیه کشورها خواست تا این تحریمها را بدون قید و شرط اجرا نمایند. مجمع عمومی سازمان نیز مجددا از کشورها خواست تا به روابط رسمی و همکاریهای خود با آفریقای جنوبی پایان دهند. این مجمع همچنین ایجاد هوم لندها را بعنوان نقض حقوق آفریقاییان محکوم کرد.
9- در سال 1973 شورای امنیت در اجلاسی در آدیس آبابا مشروعیت مبارزات ضد آپارتاید را به رسمیت شناخت و از کلیه کشورها خواست تا تحریم تسلیحاتی علیه آفریقای جنوبی را رعایت کنند.
10- در سال 1973 مجمع عمومی "میثاق بینالملل توقیف و مجازات آپارتاید" را تصویب نمود که در سال 1976 به اجراء در آمد. مجمع همچنین صندوق کمک به تبلیغات علیه آپارتاید را تاسیس کرد این صندوق از سال 1975 شروع بکار کرد.
11- در سال 1974 مجمع عمومی از نمایندگان سازمانهای آزادیبخش آفریقای جنوبی که توسط سازمان وحدت آفریقا برسمیت شناخته شده بودند (ANC و PAC) دعوت کرد تا بعنوان ناظر در بحثهای مربوط به آپارتاید شرکت کنند. این دو سازمان بعدا به عنوان نماینده اکثریت سیاهپوستان آفریقای جنوبی شناخته شده و از آنها دعوت شد تا در جلسات مجمع بعنوان ناظر شرکت کنند. در مقابل مجمع عمومی ضمن رد اعتبارنامه هیئت نمایندگی آفریقای جنوبی از شرکت آنها در جلسات مجمع ممانعت بعمل آورد و پیشنهاد نمود این کشور تا زمانی که بر ادامه سیاست آپارتاید اصرار میورزد از شرکت در کلیه سازمانها و کنفرانسهای بینالملی که تحت نظارت سازمان ملل برگزار میشوند، محروم گردد.
12- در سال 1976 شورای امنیت تجاوز آفریقای جنوبی به آنگولا و زامبیا را تحت عنوان نقض آشکار حاکمیت و تمامیت ارضی این کشور محکوم کرد.
13- در ژوئن سال 1976 متعاقب کشتار سوتو، شورای امنیت دولت آفریقای جنوبی را محکوم نمود. مجمع عمومی نیز 16 ژوئن را بعنوان روز بینالمللی همبستگی با مردم مبارز آفریقای جنوبی نامگذاری کرد. یازده اکتبر همین سال را نیز بعنوان روز همبستگی با زندانیان سیاسی در آفریقای جنوبی اعلام نمود.
14- در یازده اکتبر 1976 مجمع عمومی استقلال هوملند ترانسکای را رد کرد و از کلیه کشورها خواست تا این کشور و دیگر هوملندها را برسمیت نشناسند. لذا هیچ یک از هوم لندها نتوانستند در سطح بینالمللی از لحاظ دیپلماتیک برسمیت شناخته شوند.
15- در چهارم نوامبر 1977 شورای امنیت تحریم داوطلبانه عملیاتی برضد آفریقای جنوبی را اجباری اعلام نمود. اولین بار بود که چنین اقدامی براساس فصل 7 منشور علیه یکی از اعضا اتخاذ گردید.
16- در دسامبر 1977 مجمع عمومی اعلامیه بینالمللی ضد آپارتاید در زمینه ورزش را به تصویب رساند. به موجب این اعلامیه از کلیه کشورها خواسته شد تا برای متوقف ارتباطات ورزشی با هر کشوری که سیاست آپارتاید را اعمال میکخند و همینطور برای محروم و اخراج کردن چنین کشوری از دستگاههای ورزشی منطقهای و بینالمللی اقدامات مقتضی معمول دارند. مجمع عمومی همچنین از شورای امنیت خواست تا تحریمهای اقتصادی علیه آفریقای جنوبی را بررسی نماید.
17- در سال 1987 مجمع عمومی این سال را بعنوان سال بینالمللی ضد آپارتاید و روز 21 مارس را بعنوان روز بینالمللی محو تبعیض نژادی اعلام کرد.
18- در ژانویه 1979 مجمع عمومی از شورای امنیت خواست تا براساس منشور ملل متحد تحریمهای نفتی علیه آفریقای جنوبی را بررسی کند.
19- کنفرانس بینالمللی تحریمها علیه آفریقای جنوبی در می 1981 در پاریس درخواست کرد تا اقدامات بینالمللی برای در انزوا قرار دادن آفریقای جنوبی از طریق اعمال تحریمها براساس فصل 7 منشور ملل متحد، افزایش یابد.
20- مجمع عمومی در 9 اگوست 1981 تصمیم گرفت تا اعتراض زنان به قوانین آفریقای جنوبی در سال 1954، بعنوان روز بینالمللی همبستگی با زنان مبارز آفریقای جنوبی و نامیبیا نامگذاری شود.
21- در سال 1981 مجمع عمومی سال 1982 را بعنوان سال بینالمللی بسیج تحریمها علیه آفریقای جنوبی نامگذاری کرد. در این سال افکار عمومی جهانی برای حمایت از اعمال تحریمهای همهجانبه علیه آفریقای جنوبی و تشویق کشورها در رعایت این تحریمها بطور انفرادی و جمعی بسیج شد.
22- مجمع عمومی در سال 1983کلیه پیشنهادات قانون اساسی و سایر مسایل مربوط به حاکمیت اقلیت سفیدپوست در این کشور را رد کرد. این مجمع ریشهکن کردن آپارتاید از طریق برگزاری یک انتخابات عمومی با شرکت کلیه نژادها و براساس حاکمیت اکثریت را تنها راهحل وضعیت آفریقای جنوبی معرفی کرد.
23- در ژوئن 1984 کمیته ویژه ضد آپارتاید و کنفرانس آمریکای لاتین برای اقدام علیه آپارتاید در نیویورک تشکیل شد.
24- در مارس 1985 شورای امنیت سازمان ملل رژیم پرتوریا را برای کشتار مردم بیدفاع آفریقای که علیه اخراج اجباری آنها اعتراض کرده بودند و همچنین دستگیری تعدادی از اعضای سازمانهای ضدآپارتاید قویا محکوم کرد.
25- در ژوئن 1986 شورای امنیت با انتشار بیانیهای برقراری حالت فوقالعاده در سراسر آفریقای جنوبی را محکوم کرد و خواستار پایان هر چه سریعتر آن شد. تلاشهایی که در شورای امنیت در جولای 1986 برای اعمال تحریمهای اقتصادی و غیره انجام شد، ناموفق شد. شورای امنیت در نوامبر همین سال از کشورها خواست تا مطمئن شوند اقلامی که مورد تحریم قرار گرفته از طریق کشورهای ثالث به نیروهای نظامی یا پلیس آفریقای جنوبی نمیرسد. این شورا از کشورها دعوت کرد تا موارد نقض تحریم تسلیحاتی را جستجو نمایند. در نوامبر همین سال مجمع عمومی از دولت آمریکا، انگلیس و سایر کشورهایی که مخالف اعمال تحریمهایی همهجانبه بودند، خواست تا مواضع خود را تغییر دهند. مجمع همچنین یک گروه بینالدولی برای نظارت بر عرضه و بارگیری نفت و فراوردههای نفتی به آفریقای جنوبی تشکیل داد.
26- مجمع عمومی در نوامبر 1987 از کشورهای عضو دعوت کرد تا به منظور اجرای دقیق تحریمها و مجازات افراد و شرکتهایی که تحریمها را نقض میکنند، اقدامات هماهنگکننده انجام دهند.
27- در چهارم آوریل 1988 کنوانسیون بینالمللی علیه آپارتاید در زمینه ورزش به مرحله اجرا گذاشته شد. کشورهای عضو این کنوانسیون در 23 مارس 1989 اعضای کمیسیون ضد آپارتاید در زمینه ورزش را تعیین کردند.
28- در دسامبر 1988 مجمع عمومی از روابط اقتصادی بعضی از کشورها با آفریقای جنوی انتقاد کرد. مجمع از این کشورها خواست تا به روابط تجاری خود با این کشور پایان دهند.
29- در سال 1991 در پی اصلاحات انجام شده توسط دیکلرک، سازمان ملل متحد طی قطعنامهای از کشور جهان خواست تا به تحریمهای علمی، فرهنگی، ورزشی، دانشگاهی علیه آفریقای جنوبی پایان دهند.
30- در سال 1993 سازمان ملل متحد طی قطعنامهای از کلیه کشورها خواست تا به کلیه تحریمها بجز تحریمهای سیاسی و تسلیحاتی علیه آفریقای جنوبی پایان دهند. شایان ذکر است که تحریمهای سیاسی و تسلیحاتی تا زمان برگزاری اولین انتخابات غیرنژادی در آفریقای جنوبی (26 تا آوریل 1994) ادامه داشت.
بر برگزاری انتخابات در موعد مقرر سازمان ملل طی قطعنامهای باقیمانده تحریمهای اعمال شده علیه این کشور را لغو کرد. بدینترتیب سازمان ملل با سالها تلاش هماهنگ، در ایجاد اتفاقنظر بینالمللی برای محو آپارتاید نقش حیاتی را ایفا کرد.(15)
ب) سازمان وحدت آفریقا و کشورهای منطقه
در طول دوران حاکمیت آپارتاید بر آفریقای جنوبی، سازمان وحدت آفریقا بهمراه اکثر کشورهای آفریقای خصوصا کشورهای جنوب آفریقا سعی میکردند آفریقای جنوبی را وادار به تغییر سیاستهای نژادپرستانهاش نمایند. اهم مقدماتی که کشورهای منطقه در این زمینه انجام دادند به شرح ذیل میباشد:
1- سازمان وحدت آفریقا که در سال 1963 بنیانگذاری شده بود از تمام اعضای خود درخواست کرد که از هرگونه رابطهای با آفریقای جنوبی خودداری کنند و با هیچ یک از هواپیماهای آن کشور مسافرت نکرده و اجازه استفاده از خاک و فرودگاه خود برای فرود آمدن و یا عبور هواپیماهای این کشور را ندهند و فضای کشورهای خویش را بر روی آنها ببندند و تقاضای خود مبنی بر قطع کلیه روابط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با آفریقای جنوبی از طرف کشورهای آفریقایی را شدت بخشند. همچنین در جهت کمکرسانی و آموزش نظامی مبارزان آفریقای جنوبی که علیه رژیم آپارتاید میجنگند به توافق رسیدند.(16)
2- کمیته آزادیبخش سازمان وحدت آفریقا در سال 1964 تشکیل و شروع به حمایت و کمکهای مالی از ANC و PAC نمود.
3- در ژوئن 1973 دولتهای آفریقای که در ادیس آبابا جمع شده بودند، اعلامیهای را در مورد قبول قرار دادند که اهم مطالب آن عبارت بود از: مشروع بودن جنبش مردم آفریقای جنوبی برای بدست آوردن حقوق خود و همچنین قبول استقلال بدون قید و شرط، این حقوق برای جنبشهایی که بر ضد استعمارگران وجود دارد، مورد قبول و موافقت کلیه اعضاء سازمان است. شورای وزیران همچنین تاکید نمود اعضای اتحادیه کشورهای آفریقایی به اجبار باید از هرگونه ارتباطی که با این اعلامیه مغایرت داشته باشد خودداری نمایند و همچنین تصمیم گرفته شد برای حل مساله استعمار و امتیازات نژادی حاصل از آپارتاید، سازمانی از اعضاء اتحادیه بوجوداید که با جنبشهای آزادیخواه در این سرزمین در ارتباط باشد. شورای وزیران همچنین اظهار داشت که تمام پیشنهادات در مورد مذاکره کشورهای آزاد آفریقا با رژیم اقلیت نژادپرست آفریقای جنوبی، مانوری است از طرف این رژیم که موجب اختلاف و تشتت آرای کشورهای آفریقایی گردد و باعث شکست در عقاید جهانی نسبت به سیاست منحوس آپارتاید شود و در پایان موجب خاتمه تحریمها و اتمام انزوای این کشور گردد. و نیز تاکید داشتند که هیچ پایهای برای صحبت و مذاکره قابل قبول با دولت نژادپرست آفریقای جنوبی وجود ندارد و در وضعیت کنونی شورای (وزیران) به این نتیجه رسیده که باید از طریق کمک به جنبشهایی آزادیخواه این کشور و تا پیروزی کامل، وظایف خود را به انجام رساند.(17)
در 1969 چهارده کشور منطقه در لوزاکا برای بحث و تبادلنظر پیرامون اوضاع منطقه و آفریقای جنوبی گردهم آمدند. شرکتکنندگان در پایان بیانیهای امضاء کردند که بیانیه لوزاکا مشهور شد. در این بیانیه چنین آمده بود: اعمال حکومت آفریقای جنوبی چنان است که مابقی کشورهای جهان مسئولیت دارند در دفاع از انسانیت قدمی بردارند(18)
5- در ژوئن 1971، سازمان وحدت آفریقا علیه هرگونه رابطه با آفریقای جنوبی رای داد و به طور ضمنی به حمایت از مبارزه مسلحانه برخاست.
6- کشورهای گروه خط مقدم جبهه، به منظور مقابله با سیاستهای تجاوزکارانه آفریقای جنوبی در دروان سیاه نژادپرستی در دهه 1970 و 1980 سازمانهای منطقهای جامعه توسعه جنوب آفریقا (سادک)67 و منطقه تجارت ترجیحی (پی.تی.آ)68 را برای گسترش همکاریهای اقتصادی و تجاری کشورهای منطقه، کاهش وابستگیهای اقتصادی به آفریقای جنوبی و خودکفایی اقتصادی تشکیل دادند. گروه خط مقدم توانست تا حدی جلوی تجاوزات و عملیات تروریستی رژیم نژادپرست را بگیرد و از گروهای مبارز ضد تبعیض نژادی در داخل آفریقای جنوبی بطور همهجانبه حمایت کند. آفریقای جنوبی توسط گروههای مبارز دمکراتیک نظیر کنگره ملی آفریقا، کنگره پانآفریقا و نهضت آزادیبخش نامیبیا (سواپو) که در کشورهای همجوار مستقر بودند، مورد تهدید قرار گرفت. لهذا این رژیم همیشه سعی مینمود که با بکارگیری اهرم سیاست خارجی، کشورهای خط مقدم جبهه را در جهت کاهش حمایت از این جنبشها متقاعد نماید. دستگاه سیاست خارجی آفریقای جنوبی که موفق شده بود در دهه 1970 روابطی با رهبران سه کشور مهم غرب آفریقا یعنی ساحل عاج، سنگال و لیبریا برقرار نماید(19)، موفقیتهایی در زمینه گفتگو با کشورهای منطقه نیز بدست آورد. در آگوست 1975 ملاقاتی میان جان فوستر نخستوزیر آفریقای جنوبی با کنت کائوندا رهبر زامبیا در قطاری در آبشار ویکتوریا انجام شد و محور مذاکرات بازگشایی خط راهآهن آفریقای جنوبی به زامبیا بود که شکست خورد. این اقدام کائوندا بشدت از سوی رهبران کشورهای آفریقایی بویژه رابرت موگابه و جولیوس نایرره محکوم شد، و بدینوسیله رگههای از تفرقه در میان وحدت آفریقا هویدا گشت.(20)
7- گفتگوهای پرتوریا با بعضی از رهبران آفریقایی و تلاشهایی که برای تنشزدایی منطقه صورت میگرفت، مورد انتقاد شدید مطبوعات آفریقا، جنبشهای آزادیبخش و سازمان وحدت آفریقا قرار گرفت. شورای وزیران این سازمان در آوریل 1975 با صدور بیانیه دارالسلام بشدت اعمال رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی را محکوم کرد. در این بیانیه هرگونه ارتباطی با رژیم آپارتاید بیمعنی و موجب اهانت و خواری شمرده شده و محکوم گردیده است(21).
8- سازمان وحدت آفریقا در اکثر اجلاسهای خود اعمال رژیم حاکم بر آفریقای جنوبی را محکوم و برحمایت خود از مبارزات مردمی در این کشور تاکید مینمود. سازمانهای ANC و PAC نیز که از سوی سازمان وحدت آفریقا برسمیت شناخته شده بودند، بعنوان نماینده مردم آفریقای جنوبی در این اجلاس شرکت داشته و از حمایت و کمکهای سازمان برخوردار بودند.
9- کشورهای منطقه که مسئله آپارتاید را نه مسئله آفریقای جنوبی، بلکه مسئله کل قاره آفریقا میدانستند، خود را موظف میدیدند که این آخرین قطعه قاره آفریقا را هم از عواقب و بقایای دوران استعمار خلاص نمایند. لذا به گروههای مبارز پناه داده و آنها را در مبارزه بر علیه آپارتاید تجهیز میکردند. بطوری که میتوان گفت سفیدپوستان آفریقای جنوبی که در حلقه سیاهپوستان این کشور بودند، خود را در حلقه مضاعفی از دولتها و ملتهای آفریقایی میدیدند. حلقههایی که نهایتا آنان را مجبور نمود سیاست و روشهای خود را تغییر داده و در مسیر اصلاحات و سپردن حکومت به سیاهان قدم بردارند.
اضمحلال آپارتاید
آپارتاید در دوران حاکمیت پیتر ویلیام بوتا69 که در سال 1978 به قدرت دست یافت.70 به اوج خود رسید. در مقابل مبارزات مردم آفریقای جنوبی و فشارهای بینالمللی نیز شکل حادتری به خود گرفت. بطوری که در حزب ملی نیز مخالفتهایی متوجه بوتا شده و عدهای اصلاحطلب به رهبری دیکلرک در مقابل او ظاهر شدند. بوتا در ژانویه 1989 مریض و راهی بیمارستان شد. پس از آن در 14 آگوست همین سال از مقام خود استعفا و از قدرت کنارهگیری کرد. دیکلرک در انتخابات پارلمانی 1989 به پیروزی رسید و بعنوان رئیسجمهور منصوب شد. پیروزی دیکلرک بمثابه پیروزی اندیشه اصلاحطلبانه بر تفکر متعصب برتری نژادی در کشور محسوب گردید.
دیکلرک در دوم فوریه 1990 در یک نطق پارلمانی اعلام کرد که بزودی دست به اصلاحات خواهد زد. وی قول داد که زندانیان سیاسی آزاد، احزاب غیرقانونی رسمی، قوانین نژادپرستی لغو و انتخابات عمومی در سال 1994 برگزار خواهد شد. بدنبال این سخنان که با توجه به تحولات جهانی گفته شد، ماندلا و دیگر زندانیان آزاد و گروهها و احزاب قانونی از جمله ANC و PAC مشغول به فعالیت شدند. بعضی از قوانین مربوط به آپارتاید مانند قوانین ثبت جمعیت، زمین و غیره لغو و مذاکرات میان احزاب و دولت شروع شد و بدینسان مسیری که به نابودی آپارتاید و پیروزی مردم مظلوم آفریقای جنوبی انجامید آغاز گردید.
ذیلا بطور خلاصه تحولات پیش آمده از زمان پیروزی اصلاحطلبان برهبری دیکلرک تا نابودی کامل آپارتاید و انتخاب نلسون ماندلا بعنوان رئیسجمهور آفریقای جنوبی، مرور میگردند:
در دوم فوریه 1990ANC و PAC و حزب کمونیست آفریقای جنوبی اجازه یافتند فعالیتهای خود را از سر بگیرند.
در 11 فوریه 1990 نلسون ماندلا پس از 27 سال از زندان آزاد شد.
در دوم می 1990 مذاکرات میان دولت سفیدپوست و ANC بطور رسمی آغاز شد.
در ژوئن 1990 وضعیت اضطراری در کشور بجز منطقه ناتال لغو شد. در همین ماه قانون تسهیلات جداگانه کنسل شد.
در ششم آگوست 1990 بدنبال موافقت دولت با آزاد کردن کلیه زندانیان سیاسی و عفو عمومی افراد در تبعید ANC مبارزه مسلحانه خویش علت دولت را به حال تعلیق در آورد.
در آگوست و سپتامبر 1990 طرفداران کنگره ملی آفریقا و حزب آزادی اینکاتا IFP در نزدیکی ژوهانسبورگ با یکدیگر درگیر شدند. در نتیجه این درگیریها 800 نفر کشته شدند.
در 18 دسامبر 1990 دیکلرک کلیه تبعیدیان سیاسی را عفو نمود.
در پنجم ژوئن 1991 کلیه قوانین مربوط به زمین که در نتیجه آن 78% از زمینها به سفیدپوستان تعلق گرفته بود، لغو گردید.
قانون مناطق گروهی لغو شد.
در 17 ژوئن 1991 از سوی دولت اعلام شد که آپارتاید مرده است.
در کنفرانس ملی ANC (2 تا 7 جولای 1991) ماندلا بجای اولیور تامبو به ریاست سازمان انتخاب شد.
در 14 سپتامبر 1991 دولت، ANC و IFP پیرامون شروع مذاکرات قانون اساسی به توافق رسیدند. در این روز 23 گروه و حزب توافق آشتی ملی NAP71 را امضا کردند دو گروه APC و آزاپو از امضای توافق خودداری کردند.
در 20 دسامبر 1991 "کنوانسیون آفریقای جنوبی دمکراتیک "CODSA"72گشایش یافت و مذاکراتی پیرامون قانون اساسی جدید کشور آغاز کرد، حزب محافظهکار و سایر گروههای دست راستی و PAC و سایر گروههای چپ مذاکرات را تحریم کردند.
در 20 فوریه 1992 دولت تاریخ 17 مارس همین سال را بعنوان روز برگزاری رفراندوم بین سفیدپوستان برای ارزیابی مخالفان و موافقان اصلاحات دیکلرک اعلام نمود.
در هشتم مارس 1992 بوتا رئیسجمهور سابق از سفیدپوستان خواست در رفراندوم رای منفی دهند. ماندلا از آنان خواست تا رای مثبت دهند.
در 17 مارس 1992 رفراندوم برگزار و 7/68 درصد از سفیدپوستان به اصلاحات رای مثبت دادند، 22/31 درصد از رایدهندگان با ادامه اصلاحات مخالفت کردند. این یک پیروزی برای اصلاحطلبان برهبری دیکلرک و گروههای مبارز بود.
در 17 ژوئن 1992 تعداد 40 نفر در یک قتلعام در نزدیکی ژوهانسبورگ کشته شدند. در پی آن پروسه مذاکرات به حال تعلیق در آمد.
در اول آرویل 1993 گفتگوهای قانون اساسی پس از 11 ماه وقفه از سرگرفته شد. در این دور از مذاکرات 27 حزب و گروه و سازمان آفریقای جنوبی آخرین دور مذاکرات را بدون هیچ نام مشخصی شروع کردند.
در دهم آرویل 1993 کریس هانی دبیرکل حزب کمونیست آفریقای جنوبی و فرمانده سابق شاخه نظامی ANC که یکی از حامیان مذاکرات بود، توسط سفیدپوستان افراطی ترور شد. مذاکرات پس از دو هفته وقفه مجددا از سر گرفته شد.
در دوم ژوئن 1993 مجمع مذاکرات چندحزبی 27 آوریل 1994 را بعنوان تاریخ اولین انتخابات غیرنژادی در کشور اعلام کرد.
در دوم جولای 1993 مجمع مذاکرات تاریخ فوق را مورد تصویب قرار داد. اما حزب آزادی اینکاتا IFP بهمراه چهار حزب و گروه دیگری که به گروه نگران آینده آفریقای جنوبی COSAG73 مشهور شدند، به بهانه اینکه فدرالی کردن کشور در قانون اساسی باید توسط شورای مذاکرات تضمین شود، محل مذاکرات را ترک کردند.
در 7 سپتامبر 1993 مجمع مذاکرات با تشکیل شورای اجرایی انتقال TEC74 موافقت کرد.
در 23 سپتامبر 1993 پارلمان آفریقای جنوبی لایحه شورای اجرائی انتقالی را تصویب نمود.
در 24 سپتامبر 1993 نلسون ماندلا طی نطقی در کمیته ضد آپارتاید سازمان ملل متحد از جامعه بینالمللی خواست تا تحریمهای تجاری (بجز نفتی و تسلیحاتی) علیه آفریقای جنوبی را بردارند.
در 18 اکتبر 1993 سازمان ملل کلیه تحریمهای اقتصادی (بجز نفتی و تسلیحاتی علیه آفریقای جنوبی را لغو کرد.
در 15 اکتبر 1993 ماندلا و دیکلرک جایزه صلح نوبل را دریافت کردند.
در 17 نوامبر 1993 احزاب مذاکرهکننده در حضور ماندلا و دیکلرک با قانون اساسی موقت جدید آفریقای جنوبی موافقت کردند.
در 22 نوامبر 1993 قانون اساسی موقت مورد تصویب پارلمان آفریقای جنوبی قرار گرفت.
در 7 نوامبر 1993 شورای اجرایی انتقالی متشکل از مقامات سفید و سیاه آغاز به کار کرد.
در 9 دسامبر 1993 سازمان ملل کلیه تحریمها بر علیه آفریقای جنوبی (بجز نظامی) را لغو کرد.
در 25 آوریل مجلس سفیدپوستان برای آخرین بار تشکیل جلسه داد.
در 28- 26 آوریل 1994 اولین انتخابات غیرنژادی در آفریقای جنوبی برگزار شد که ANC با کسب بیش از 62% آراء در انتخابات پیروز شد.
در 26 آوریل پرچم قدیم آفریقای جنوبی برای آخرین بار درست قبل از نیمه شب پایین آورده شده و پرچم جدید دوران بعد از تبعیض نژادی برافراشته شد.
در ششم می 1994 پارلمان جدید تشکیل و نلسون ماندلا رهبر کنگره ملی آفریقا را بعنوان رئیسجمهور انتخاب نمود.
در دهم می 1994 نلسون ماندلا بعنوان اولین رئیسجمهور سیاه آفریقای جنوبی در حضور میمهانان خارجی و داخلی سوگند یاد کرد.
در شانزدهم می 1994 اولین پارلمان همه نژادی آفریقای جنوبی با سخنان نلسون ماندلا رئیسجمهور رسما آغاز بکار کرد.
با استقرار دولت جدید، تبعیض نژادی (سیاسی) نیز خاتمه یافت و آپارتاید رسما و عملا در آفریقای جنوبی مضمحل شده و به تاریخ پیوست.
یک دهه پس از آپارتاید
همانگونه که ذکر شد، بدنبال پیروزی اصلاحطلبان برهبری دیکلرک بر حزب ملی و دولت، پروسه انتقال حکومت از سیستم مبتنی بر آپارتاید به سیستم دمکراسی آغاز شد. این پروسه پس از فراز و نشیبهای فراوان و مذاکرات متعدد سرانجام به منزل مقصود رسید؛ و اولین انتخابات همه نژادی از 26 لغایت 28 آوریل 1994 تحت نظارت هزاران ناظر سازمان ملل و دیگر سازمانهای بینالمللی و منطقهای برگزار شد.75 نتیجه انتخابات همانطور که پیشبینی میشد، پیروزی قاطع کنگره ملی آفریقا ANC بود. این حزب از مجموع 19726579 رای ماخوذه، بیش از 12 میلیون و 300 هزار رای و یا بعبارت دیگر 5/62% آراء را بدست آورد. نزدیکترین رقیب این حزب، حزب ملی بود که تنها توانست 39/20% آراء بدست آورد. کنگره ملی آفریقا 252 کرسی از 400 کرسی پارلمان را در اختیار گرفت و حزب ملی فقط 82 کرسی بدست آورد. با توجه به آرای کسب شده توسط احزاب، دولت وحدت ملی با حضور وزرای سه حزب کنگره ملی آفریقا، حزب ملی و حزب آزادی اینکاتا تشکیل شد.
دولت جدید برهبری نلسون ماندلا که از دهم می 1994 شروع بکار کرد، با مشکلات و چالشهای فراوانی روبرو بود. مشکلاتی که ناشی از حاکمیت طولانی آپارتاید بر این کشور بود. استقرار طولانی مدت سیستم آپارتاید در آفریقای جنوبی موجب گشت که یک جمعیت یک پارچه یا بعبارت دیگر یک ملت واحد وجود نداشته باشد. آپارتاید هیچگاه به مردم آفریقای جنوبی اجازه نداد تا نژادهای مختلف با یکدیگر ترکیب شده و یک ملت واحدی را پدید آورند. در حقیقت آفریقای جنوبی آمیزهای از نژادهای مختلف است. مردم این کشور بدون اینکه پیوند قلبی میان آنها باشد، براساس طبقهبندیهائی که رژیم نژادپرست برای آنها ایجاد کرده بود. زندگی کرده بود. لذا یکی از برنامههای دولت جدید ملتسازی بود.
سیستم آپارتاید در طول حاکمیت خود شکل فرهنگی - اجتماعی تبعیض نژادی را در جامعه آفریقای جنوبی تثبیت کرد. فرهنگ تبعیض نژادی نه تنها موجب جدائی نژادها در مناسبات اجتماعی بوده، بلکه فراتر از آن ساختار فرهنگی فرد و جامعه را در این کشور تحتالشعاع قرار داد. این فرهنگ باعث ایجاد دو فرهنگ متضاد متغایر برتر و پستتر با مشخصات خاص خود شده است. سفید بعنوان نژاد برتر از کلیه امکانات و تسهیلات استفاده میکرد و نژاد سیاه بعنوان پستترین از امکانات اولیه نیز محروم بود. سیاهپوستان از داشتن آموزشهای تخصصی و اشتغال به کارهای فکری و تخصصی محروم بوده و بیشتر به کارهای یدی و پست اشتغال داشتند. لذا بهنگام روی کار آمدن دولت جدید بیش از 50% مردم آفریقای جنوبی بیسواد بودند. هنوز هم درصد قابل توجهی از سیاهان از حداقل مایحتاج زندگی محروم بوده و در حلبیآبادها زندگی میکنند. آمارهای رسمی خبر از بیکاری 32% از افراد آماده به کار میدهند. اما واقعیت بیانگر بیکاری حداقل 40% از جمعیت فعال است. طبعا در چنین جامعهای نرخ جرائم، بزهکاری، قتل، سرقت و تجاوز بسیار بالاست.
ماندلا و دولتمردان وی برای از بین بردن اثرات اقتصادی ـ اجتماعی دوران آپارتاید مجبور به دخالتهای کلیدیتر در سیاستهای اقتصادی شده و سیاستهای دولت در 7 محور اصلی قرار گرفت:
1- اقتصاد مختلط:
آفریقای جنوبی بیشتر از اقتصاد آزاد پیروی میکند و بخش خصوصی نقش اصلی را در اقتصاد این کشور دارد. اما دولت جدید به نحوی عمل کرد که میتوان گفت اقتصاد مختلط شکل گرفت.
2- برنامه اقدام مثبت76:
این برنامه در حقیقت همان تعدیل نیروی انسانی در دستگاههای دولتی است. با این تفاوت که در آفریقای جنوبی بحث نژادی نیز مطرح بوده است. طبق این برنامه قرار شد تا پایان سال 1997 سیاهان 50% کل بازار را تشکیل داده و 50% بقیه به سفیدها، آسیائیها، رنگینپوستان و مهاجرین خارجی واگذار شود.
3- جذب کمکهای خارجی؛
4- جذب سرمایهگذاری خارجی؛
5- گسترش صنایع کوچک و متوسط و کمک به آنها:
با توجه به ضعیف بودن اکثریت سیاهپوست این کشور، یکی از سیاستهای دولت ایجاد و تقویت شرکتهای سهامی و صنایع کوچک و حمایت از این شرکتها میباشد.
6- توسعه صادرات؛
7- برنامه توسعه و بازسازی (RDP)76
کنگره ملی آفریقا قبل از انتخابات 1994 برنامه توسعه و بازسازی را بعنوان طرح اصلی سازمان برای آینده کشور مطرح نمود. دولت وحدت ملی این برنامه را تصویب و طراح آنرا بعنوان مسئول اجرای برنامه منصوب نمود. این برنامه مجموعهای از تدابیر اجتماعی و اقتصادی است که به یمن برابری سیاسی بدست آمده بعد از انتخابات، میکوشد تا پیامدهای مخرب دوران آپارتاید را محو نماید. این برنامه بدنبال کاهش فقر موجود و ایجاد رشد همه در یک جامعه باثبات است. اهداف اصلی و مهم این برنامه که مغز و شالوده تمام سیاستهای پس از 1994 میباشد، عبارتند از: اصلاحات ارضی، مسکن، توسعه روستائی، ساختمانسازی، برقرسانی،کنترل ایدز، توسعه کشاورزی، خردهپا، توسعه بهزیستی، تغذیه مدارس ابتدائی، بهداشت رایگان، سرمایهگذاری، توسعه شهری، بهبود خدمات شهری، آموزش بزرگسالان و پروژه اطلاعات ملی. بطور کلی اهداف این برنامه در 5 هدف دستهبندی میشود:
الف) برآورده کردن نیازهای اصلی؛
ب) ساخت اقتصاد؛
ج) دمکراتیک کردن جامعه و دولت؛
د) توسعه منابع انسانی؛
ه) ملتسازی.
دومین انتخابات غیرنژادی در 1999 برگزار شد. طبق گزارش کمیسیون مستقل انتخاباتی مجموع افراد واجد شرایط برای شرکت در انتخابات 18 میلیون و چهار هزار و پانصد نفر بودند؛ و مجموع آراء شمارش شده 365/959/15 رای بود. کنگره ملی آفریقا با کسب 262/601/10 رای (36/66% آراء) به پیروزی رسید. حزب دمکراتیک با کسب 5/9% آراء دوم شد و حزب آزادی اینکاتا با 59/8% آراء به مقام سوم دست یافت. کنگره ملی آفریقا 266 کرسی، حزب دمکراتیک 38 کرسی و حزب اینکاتا 34 کرسی از 400 کرسی را بدست آوردند.
سومین انتخابات پس از تغییر رژیم آپارتاید و روی کار آمدن حکومت مردمی در آوریل 2004 برگزار شد. از مهمترین چالشهائی که انتخابات سالجاری را تحت تاثیر قرار داده و در عین حال موقعیت مناسبی برای اعمال فشار مخالفین بر دولت ایجاد نموده بود، عبارت بودند از: بیکاری، فقر، بحران فراگیرایدز، ناامنی، افزایش جرم و جنایت. اما با همه این مشکلات و چالشها نتیجه انتخابات حاکی از رضایت مردم از عملکرد دولت و حزب حاکم بود. حزب حاکم ANC با کسب 279 کرسی از 400 کرسی مجلس و در حقیقت 68/69% آراء ماخوذه، توانست در انتخابات این کشور به یک پیروزی چشمگیر دست یابد.
در این انتخابات کنگره ملی آفریقا موفق شد برای اولین بار اکثریت را در تمام ایالتهای این کشور بدست آورد و دولتهای ایالتی را به تنهائی تشکیل دهد.
با مقایسه نتایج سه دوره انتخابات پس از آپارتاید مشخص میشود که آراء کنگره ملی آفریقا سیر صعودی داشته و از 5/62% به 36/66% در سال 2000 و 68/69% در سالجاری افزایش یافته است. این افزایش رای ضمن اینکه رضایت و علاقمندی مردم این کشور را نسبت به رهبران و کنگره ملی آفریقا نشان میدهد، بیانگر این نیز هست که آنها هنوز این رهبران را بهترین گزینه برای بهبود وضعیت خود میدانند.
دولت آفریقای جنوبی بمناسبت دهمین سالگرد انتخابات 1994، پایان اولیه دهه آزادی و شروع دهه دوم گزارش کوتاهی در خصوص اقدامات و دستاوردهای یک دهه تلاش برای ایجاد زندگی بهتر و زدودن آثار دوران سیاه آپارتاید، منتشر نمود.(22) براساس این گزارش طی ده سال گذشته زمینههای بروز سازندگی، شکوفائی اقتصادی، سازماندهی احزاب، فضای باز سیاسی، بهینهسازی وضعیت فرهنگی، اطلاعات و فناوری، تقویت بخش خصوصی و در نهایت دستیابی به آزادیهای سیاسی و مدنی به منصه ظهور رسیده است. شکلگیری دولت، برگزاری انتخابات آزاد، ارائه خدمات و سرویسدهی گسترده در جامعه، مبارزه پیگیر با فساد براساس نهادهای تاسیس شده، برجستهشدن نقش زنان در جامعه، تعامل با دیگر کشورهای آفریقائی، آسیائی و اروپایی از دیگر دستاوردهای دوران پس از پیروزی با آپارتاید بوده است.
امتیازات اجتماعی که قبلا برای یک نژاد اختصاص داشت، به تمام کسانی که نیاز داشته و واجد شرائط باشند تعلق میگیرد. تعداد کسانی که از این امتیاز بهرهمند هستند از 6/2 میلیون نفر در 1994 به 1/5 میلیون نفر در 2003 افزایش یافته است.
نرخ با سوادی بزرگسالان از 83% در 1996 به 89% در سال 2001 رسیده و برای افراد 15 الی 24 سال این نرخ از 83% به 96% رسیده است. و نرخ دیپلم گرفتهها از 54% در 1996 به 69% در 2002 رسیده است.
با اختصاص خدمات بهداشتی رایگان برای زنان و کودکان زیر شش سال، خدمات بهداشت اولیه توسعه یافته است. با ارتقاء و ساخت درمانگاههای جدید، 701 درمانگاه به سیستم خدمات درمانی کشور افزوده شده است. برنامه تغذیه کامل که در 1994 برای 89% دانشآموزان بود، حالا به 94% یا 58/4 میلیون کودک رسیده است. مسئولیت دولت در مقابل HIV وایدز بسرعت گسترش یافته و هزینهها نسبت به سال 1994 ده برابر شده و از 30 میلیون راند به 342 میلیون راند افزایش یافته و تا سال 6- 2005 ده برابر شده و به 6/3 میلیارد راند افزایش مییابد.
بیش از 19 میلیون یارانه برای خانههای جدید فراهم شده و 480 هزار خانه ساخته شده در زمان آپارتاید با تخفیف به ساکنین آنها منتقل شده است. دسترسی به ارتباطات بسرعت افزایش یافته و تا سال 2001، 32% از خانهها تلفن دستی و 42% تلفن ثابت داشتند. 73% مردم در خانه رادیو و 54% تلویزیون دارند.
قوانین تبعیض نژادی لغو شده و مقررات جدید از جمله اصلاحات ارضی برای جلوگیری از جدائی اجتماعی وضع شده و گامهائی بسوی برابری جنسی برداشته شده است. از جمله این گامها شناسائی ازدواجهای قومی، تساوی شغل، شناسائی نام خانوادگی، اذیت جنسی و برنامه اقدام مثبت میباشد. برنامههای حمایت از افراد مسن، معلولین، کودکان و کارگران نیز تنظیم گردیده است.
سیاستهای اقتصاد دولت از 1994 تقریبا موجب رشد دائم اشتغالزائی شده ولی متناسب با تعداد روزافزون متقاضیان کار نمیباشد. بین سالهای 1995 تا 2002 تعداد کسانی که دارای شغل شدند، 6/1 میلیون نفر رشد داشته و از 6/9 میلیون نفر به 2/11 میلیون نفر رسیده است. اما تعداد بیکاران نیز 4/2 میلیون نفر رشد داشته است؛ چون تعداد بیشتری بدنبال کار هستند. در حالی که کارگران فاقد مهارت بیکار هستند، کمبود کارگر ماهر در بخشهای زیادی وجود دارد.
کسری بودجه از 5/9% در سال 1993 به یک درصد در سال 3-2002 رسیده و بدهی دولت (بخش عمومی) از 60% به 50% کاهش یافته است. سرمایهگذاری در مقایسه با کشورهای در حال توسعه موفق، پائین میباشد؛ ولی در سه سال گذشته شروع به رشد کرده است. رشد منفی سرانه در دهه قبل از 1994 تغییر یافته و از آن زمان بطور میانگین سالانه تا 8/2% رشد داشته است.
سازندگی بیشتر بر ارتباطات، انرژی، دفاع و حمل و نقل متمرکز بوده و هدف دستیابی گسترده به خدمات، کاهش هزینهها و افزایش درآمد بمنظور کاهش بدهی عمومی (دولت) بوده است. همزمان اشتغال و گسترش تقویت اقتصادی سیاهان از نظر دور نمانده است.
توسعه تجارت کوچک و ایجاد شرکتهای کوچک و متوسط در دستور کار بوده و دستاوردهای خوبی داشته ولی کافی نمیباشد. دولت برای آموزش و تربیت مهارتها منابعی را اختصاص داده و بخش آموزش و تربیت کادر را در هر بخش اقتصاد ایجاد کرده است.
تقویت سیاهان بطور آرام صورت میگیرد. بطوریکه حضور سیاهان در مدیریت ارشد بین سالهای 2000 و 2001 از 12% تا 13% و در مدیریت پائین از 15% تا 16% رشد داشته است. مالکیت سیاهان بر شرکتهای عمومی که قبل از 1994 واقعا وجود نداشت، در سال 1997، 9/3% و در 2002، 4/9% بود که رشد خوبی داشته است.
با اقدامات صورت گرفته نرخ جرائم پائین آمده است: قتل نسب به سال 1994 تا 7/30% کاهش داشته، دزدی افزایش یافته اما تقریبا 50/% آن مربوط به دزدی موبایل در خیابان است و سرقت انواع خودرو و بانک کاهش نشان میدهد. جرائم خیابانی تا 80% در مراکز شهرها کاهش یافته است. تجاوز به زنان که از سال 1994، 10% افزایش یافته بود برای چند سال ثابت ماند و از 1999 به مقدار سال 1994 بازگشت. جنایات سازمان یافته و فساد کم شده است. برای مثال ماشین دزدی تا 7/33% و سرقت از بانک تا 2/52% پائین آمده است.
در مجموع اینکه دولت تلاش زیادی برای محو آثار و پیامدهای ناشی از سلطه 40 ساله آپارتاید نموده که به گوشههائی از آن اشاره شد؛ ولی هنوز آثار زیادی باقی مانده است چرا که سیستم آپارتاید خواسته و یا ناخواسته در اعماق جامعه آفریقای جنوبی ریشه دوانیده است. بطورکیه حذف کامل این سیستم از متن جامعه کار آسانی نیست. برای مثال با وجود اینکه آپارتاید ده سال است که از منطقه سوتر رخت بر بسته است، اما ساکنان این منطقه همچنان با فقر و مسائل مربوط به آن دست و پنجه نرم میکنند. اکثر اهالی در خانههای کوچک و با امکانات بسیار محدود زندگی میگذراندند. در این منطقه تمایز شهر و روستا بسیار دشوار است. یکی از اعضای داوطلبان صلیب سرخ سووتو میگوید: اینجا علاوه بر فقر به شدت با بیماری HIV/AIDS مواجه هستیم. طبق آمار تقریبا 20 درصد از جمعیت بزرگسال این منطقه مبتلا به این بیماری هستند. مرگ در سوتو بسیار عادی است.(23)
نتیجهگیری:
آپارتاید به معنای دقیق کلمه آن "از هم جدا بودن" و در اصطلاح به سیاست تبعیض نژادی که توسط حزب ملی از سال 1948 در آفریقای جنوبی اعمال گردید، اطلاق میشود. حزب ملی که در سال 1915 توسط آفریکانرها تاسیس و در سال 1948 بر آفریقای جنوبی حاکم شد، آپارتاید را از حالت نظری به یک سیستم حکومتی تبدیل کرد.
سیاست آپارتاید عبارت است از جدا کردن شهروندان از یکدیگر بر حسب گروههای نژادی؛ و محدود کردن اقلیتهای نژادی از حیث محل زیست و آمیزش با سفیدها (نژاد برتر) و سلب حقوق مدنی و سیاسی از آنان، نابرابری امکانات دستیابی به آموزش و کار در محیطهای اجتماعی.
سفیدپوستان با تصویب و اجرای قوانین متعدد روزبروز فشار بیشتری بر جامعه سیاهپوستان و دیگر نژادها وارد میکردند. جامعه آفریقای جنوبی به 4 گروه سفید، سیاه، رنگینپوست و آسیایی تقسیم شدند. آنها از اختلاط با یکدیگر منع شده و حق استفاده مشترک از اماکن عمومی نداشتند. نژادهای غیرسفید حق انتخاب مسکن، شغل، و حق نقل مکان نداشته و برای رفتن از یک منطقه به منطقه دیگری میبایست کارت عبور داشته باشند. ازدواج و داشتن روابط با نژاد دیگر امکانپذیر نبود. هیچ حقی در حاکمیت . دولت نداشتند و از رای دادن محروم بودند. نژادها در مناطق تعیین شده میبایست زندگی کرده و حق انتقال به منطقه دیگر را نداشتند.
اثرات مثبت حکومت آپارتاید عمدتا به سفیدپوستان رسید. از تمام سرزمینهای کشور تنها 13% به سیاهان که 70% جمعیت را تشکیل میدهند، رسید و 87% آن به سفیدپوستان. معنا و ماهیت واقعی آپارتاید همین است: زندگی پراعتبار و پرتنعم برای سفیدپوستان برپایه استعمار نیروی کار و غیرسفید پوست و ارزان.(34)
شکی نیست که نظام آپارتاید و تاکید بر شناسایی وجدائی نژادها، زشتترین و فاجعهآمیزترین شکل از اشکال استعمار یک ملت توسط گروهی از افراد دیگر و کاملترین شکل استعمار در همه دوران را به نمایش گذاشت. گرچه در طول تاریخ، بشر با اشکال گوناگونی از تبعیض نژادی روبرو شده است. ولی آنچه که در آفریقای جنوبی اعمال گردید فاسدترین، غیرشرافتمندانهترین و بیشرمانهترین نوع تبعیض نژادی بوده است.(25)
افزایش فشارهای نژادپوستان سفید بر سیاهان موجب حادتر شدن مبارزات مردم آفریقای جنوبی و فشارهای بینالمللی شد. و آپارتاید که بدست سفیدپوستان طراحی شده بود، نهایتا با مبارزات مردم مظلوم و تحت ستم، فشارهای بینالمللی و با کمک خود سفیدها به زبالهدانی تاریخ انداخته شد و فصل ننگین آپارتاید در تاریخ بشری به پایان رسید. اما آیا اثرات آن نیز محو شده و از بین رفته است؟ دولت غیر نژادی که از سال 1994 به حکومت رسید، تلاشهای زیادی برای محو اثرات آپارتاید نموده و موفقیتهای زیادی نیز داشته، اما با توجه به اثرات فراوان باقیمانده از دوران نژادپرستی که تمامی زمینههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی را در برمیگیرد، مردم آفریقای جنوبی همچنان از اثرات و پیامدهای مخرب این سیاست غلط و غیرانسانی رنج میبرند. بدون شک برای زدودن شدن آثار آپارتاید که در مدت نیم قرن برگرده میلیونها نفر سنگینی کرده و اثرات عمیق آن چون زخمی کهنه بر پیکر مردم آفریقای جنوبی است، سالهای سال نیاز است. داستان جدا کردن انسانها از یکدیگر و لگدمال کردن غرور انسانها و توهین به کرامت بشری، داستان غمانگیزی است که حافظه تاریخ هیچگاه آن را فراموش نخواهد کرد.