تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۷:۲۴  ، 
کد خبر : ۲۵۱۶۵۳

تجزیه و تحلیل مخاطبان هدف، در عملیات روانی

ترجمه و تلخیص: ناصر فلاح شریف اشاره: شناخت و تحلیل مخاطبان و گروه‌های هدف در عملیات روانی، عبارت است از بررسی و آزمون دقیق و نظام‌مند اطلاعات مربوط به حوزه عملیات روانی، به منظور گزینش مخاطبانی که زمینه‌های مناسبی را برای تأثیر‌پذیری عملیات روانی دربرداشته و نیل به اهداف این عملیات را تسهیل می‌کنند. تحلیل مخاطب، فرآیندی است که در آن، جامعه بالقوۀ مخاطب عملیات روانی مورد شناسایی و تحلیل قرار می‌گیرد و نقاط قوت، (توانایی با ظرفیت‌های آنها برای عملکرد مؤثر)، میزان دسترسی و اثرگذاری رسانه‌های خودی، و نقاط ضعف جامعه مورد نظر (میزان تأثیرپذیری آنها از عملیات روانی) را مشخص می‌کند.

فرآیند تحلیل
نکته کلیدی در فرآیند تحلیل مخاطبان هدف، شناسایی گروه‌هایی است که دارای قدرت هستند و تغییر در رفتار این گروه، بر نتیجه عملیات اصلی، تأثیر به سزایی می‌‌گذارد. میزان همدلی و همزبانی با مخاطبان هدف، برای حصول به یک تحلیل صحیح از ویژگیهای آنان، اهمیت حیاتی دارد.
همدلی عبارت است از توانایی قرار دادن خود در جای دیگران، برای درک و شناخت بهتر احساسات آنها، به منظور پی بردن به این که آنها چه احساسی دارند و چگونه و چه زمانی باید با آنها ارتباط برقرار کرد. برای دستیابی به موفقیت در این زمینه، مجریان عملیات روانی باید قبل از هر چیز، دارای قدرت ارتباطی مناسبی باشند، زیرا قابلیت ایجاد همدلی با مخاطبان هدف، دارای چنان زیربنایی است که می‌تواند همه چیز را درباره نحوه طراحی یک پیام عملیات روانی شامل شود.
پیام، به هر صورتی که بسته‌بندی شده باشد، هرگز مشمول اعمال یک دسته قوانین خشک و غیر قابل انعطاف نمی‌شود؛ برای مثال،‌ سطح و میزان فهم فرآورده‌ها و پیامهای چاپی نباید بالاتر از سطح دوره اول دبیرستان باشد. یا این که عملیات روانی باید همسو و مطابق با قوانین مرسوم و شیوه‌های معمول در علم تبلیغات باشد. هدف از عملیات روانی، ایجاد انگیزش برای تغییر در رفتار مخاطبان است. شاید تنها آزمون مورد قبول این باشد، که آیا پیام ما پاسخ مطلوب را ایجاد می‌کند یا خیر؟
مجریان عملیات روانی باید توجه مخاطبان را به خود جلب کنند. آنها به هر نحو ممکن، باید پیام خود را منتقل و اطلاعات مورد نیاز را برای درک طرز فکر مخاطبان خود جمع‌آوری کنند. آنها از قبل می‌دانند که چه نوع عکس‌العملی را می‌خواهند در مخاطبان گروه هدف ایجاد کنند؛ یا این که اهداف عملیات روانی و همچنین اطلاعاتی کلی در مورد نحوه انجام این کار را در اختیار دارند. اطلاعات دقیق و جزئی در مورد نحوه اجرای این فرایند نیازمند کسب نتایج و تحلیلهای مربوط به مخاطبان هدف، سوژه و تم‌های مناسب و راهبردهای ارتباطی مناسب است. برای تهیه این اطلاعات، ضرورت دارد تا متخصصان عملیات روانی حداکثر همدلی و همزادپنداری ممکن را با مخاطبانی که قصد تأثیرگذاری روی آنها را دارند، داشته باشند.
اولین گام در اجرای فرآیند تحلیل مخاطبان عملیات روانی، شناسایی آنان است. گروه مخاطب هدف، مجموعه‌ای از افراد با مشخصات و نقاط ضعف مشترکی هستند که آنها را در برابر برنامه‌های عملیات روانی آسیب‌پذیر می‌سازد.
طبقه‌بندی مخاطبان هدف
طبقه‌بندی مخاطبان هدف، عبارت است از بررسی افرادی که پیامهای مورد نظر، به آنها می‌رسد. البته این امر ممکن است شامل افرادی شود که از ابتدا جزو افرادی که مورد هدف قرار گرفته بودند نشود. مخاطبان ممکن است طیف وسیعی از انسانها مانند یک ملت، یا فقط محدود به افراد یک گروهان یا جوخه نظامی باشند. همچنین می‌توان مخاطبان را بر حسب درآمد، ملّیت، منطقه جغرافیایی، قومیّت، وابستگیهای سیاسی، مذهب، نژاد، طبقه و پایگاه اجتماعی، سطح اقتصادی، و سایر عوامل مرتبط، طبقه‌بندی کرد.
مخاطبان را می‌توان به صورتهای زیر طبقه‌بندی نمود:
مخاطبان مشخص: مخاطبانی هستند که در پیامهای تنظیمی، مستقیماً از آنها نام برده می‌شود. این مخاطبان ممکن است افراد مورد نظر و یا افراد نهایی در عملیات روانی باشند یا حتی نباشند.
مخاطبان واسطه: افرادی هستند که به وسیله برنامه‌ریزان عملیات روانی، برای انتقال پیام به مخاطبان نهایی تعیین و مشخص می‌شوند. مخطبان واسطه ممکن است خود جزء مخاطبان نهایی باشند یا نباشند.
مخاطبان تصادفی: افرادی هستند که از ابتدا برای اینکه پیام را دریافت کنند یا تحت تأثیر آن قرار بگیرند انتخاب نشده بودند ولی پیام، تصادفاً و به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به آنها نیز رسیده است.
مخاطبان نهایی: این مخاطبان، واقعی، نهایی و از پیش برنامه‌ریزی شده در عملیات روانی هستند.
انواع مخاطبان هدف
سه دسته از انواع مخاطبان هدف، عبارتند از گروه‌ها، طبقات و جمعیت‌ها.
طراح عملیات روانی هنگامی که قصد برنامه‌ریزی عملیات روانی را دارد باید اطمینان حاصل کند که گروه مخاطبان مورد نظر، مخاطبانی هستند که حصول به اهداف عملیات روانی را تسهیل می‌کنند.
الف ـ گروه‌ها
به دسته‌هایی از مردم گفته می‌شوند که به وسیله فعالیتها یا اهداف مشترکی، به هم مربوط می‌شوند. این دسته از مخاطبان در عملیات روانی دارای برتری هستند. خود گروه نیز به دو شاخه دسته‌بندی میشود؛ گروه‌های اولیه و گروه‌های ثانویه. مثلاً خانواده یک گروه اولیه است. مثال دیگر یک دسته کوچک نظامی مانند یک جوخه است که افراد آن به یکدیگر وابستگی عاطفی زیادی پیدا کرده‌اند. یک گروه اولیه به شدت از افراد خود در مقابل خطرات خارجی محافظت می‌کند. گروه ثانویه مانند نمایندگان پارلمان که برای حفاظت از منافع ملی کشور با یکدیگر متحد می‌شوند.
اما در مورد نحوه رسیدن به اهداف، با یکدیگر اختلاف‌نظر دارند و به فراکسیونهای مختلفی تقسیم می‌شوند. یک گروه را می‌توان با توجه به انگیزه‌های مشخص شکل‌گیری آن، بهتر از انواع دیگر مجموعه‌های انسانی مورد مطالعه قرار داد. می‌توان از عبارات مشخص و مستدلی برای توصیف وضعیت و مشخصات یک گروه استفاده کرد. معمولاً تحت تأثیر قرار دادن یک گروه اولیه، به دلیل همبستگی بالایی که به لحاظ عاطفی بین افراد آن وجود دارد، دشوارتر از تحت تأثیر قرار دادن یک گروه ثانویه است. بانک اطلاعات آماری و قومی یک کشور، محل مناسبی برای انتخاب مخاطبان آسیب‌پذیرتر برای عملیات روانی است.
ب ـ طبقات
طبقات، دومین بخش از مخاطبان مطلوب عملیات روانی است. آنان مجموعه‌ای از مردم هستند که از مشخصات جمعیتی و آماری یکسانی برخوردارند. برای مثال، همه آنان از یک نژاد یا یک جنسیت یا یک گروه سنی خاص هستند. این مشخصات مشترک، اغلب برای این که افراد، جزو یک طبقه و دارای رفتاری هماهنگ یا یکسانی باشند، کافی نیست، و به همین دلیل اثر عملیات روانی، در مورد این افراد شاید کمی محدود شود.
ج ـ جمعیت‌ها
جمعیّت مجموعه‌هایی از مردم هستند که در یک منطقه خاص جغرافیایی زندگی می‌کنند. یک جمعیت از نظر کیفیّت، نامطلوب‌ترین گروه مخاطبان هدف برای عملیات روانی است. مثالهایی برای جمعیت عبارتند از اروپایی‌ها، آسیایی‌ها، مردم خاور دور و مصری‌ها. مردمی که در چنین گروههای بزرگی طبقه‌بندی می‌شوند ارزشهای بسیار متنوعی دارند و ممکن است نقاط مشترک آنها بسیار ناچیز باشد. مجریان عملیات روانی باید طبقات و جمعیت‌ها را به دقت تحلیل کنند تا در درون آنها گروههای اولیه و ثانویه را شناسایی کنند.
گروههای مرجع
گروههای مرجع (افراد مرجع) نیز از انواع مخاطبان جامعه هدف هستند. آنها اشخاصی هستند که افراد زیر گروهشان، برای به دست آوردن اطلاعات، نظرات یا تفسیر اطلاعات و اخبار، به آنان مراجعه می‌کنند. گروههای مرجع جزو مخاطبان واسطه‌ای هستند که برای انتقال پیام عملیات روانی به مخاطبان نهایی، کارایی مؤثری دارند. آنها ممکن است از نظر مکان فیزیکی با مخاطبان اصلی در یک محل نباشند؛ اما قدرت بیان آنها و اعتمادی که مخاطبان نهایی به آنها دارند این امکان را می‌دهد تا تأثیر مطلوب را در منطقه مورد نظر بر جای گذارند.
اصولا در یک فرایند ارتباطی، و خصوصاً در ارتباطات انسانی و مستقیم، همواره در یک سوی این فرآیند، یک یا چند نفر از افراد مرجع قرار دارند. میزان تأثیر‌گذاری افراد مرجع بستگی به میزان اعتبار، مقبولیت، قدرت و کنترل آنان دارد.
اعتبار یعنی میزان تمایل مخاطبان هدف برای پذیرش گفته‌های شخص مرجع، به عنوان یک حقیقت.
مقبولیّت، ترکیبی از جذابیّت فیزیکی و روانی و پرستیژ، جایگاه اجتماعی بر مبنای موفقیّتها، ثروت و شهرت افراد است.
قدرت و کنترل عبارت از میزان نفوذ، توانایی قانع کردن و دسترسی آسان و امکان تماس با مخاطبان در گستره‌ای وسیع است.
نسبت اهمیت هر یک از این عوامل اثرگذار، ممکن است متفاوت باشد. اما کلیه آنها باید در یک فرد و شخصیت مرجع موجود باشد. یادآوری این نکته نیز ضروری است که یک "فرد با اعتبار" الزاماً نمی‌تواند یک فرد مرجع باشد. این شخص ممکن است دارای جایگاه حکومتی یا اجتماعی بالایی باشد اما از فرد یا افراد دیگری برای برقراری ارتباط عمومی استفاده کند.
بعضی از منابع کسب اعتبار و ساز و کارهای نفوذ افراد مرجع، در گروههای تابعه، در فرهنگهای مختلف عبارتند از سن، خانواده، تحصیلات، توانایی جسمانی، قدرت سیاسی، مذهب، ثروت، استعداد خارق‌العاده و رهبری در گروههای حرفه‌ای و اجتماعی.
گاهی اوقات نیز ممکن است، افراد مرجع، پیام عملیات روانی را نپذیرند. با این وجود، موافقت نکردن آنها، تا زمانی که هنوز پیام را منتقل می‌کنند، اهمیتی ندارد.
روشهای زیر را می‌توان برای کسب نتیجه مطلوب، در مورد افراد کلیدی و مرجع که نسبت به عملیات روانی از حساسیت خاصی برخوردارند، به کار برد:
ـ بهره‌گیری از ارتباطات چهره به چهره، برای کسب موافقت آنان؛
ـ کاهش و یا از بین بردن تأثیر و نفوذ افکار آنان در میان گروههای تابعه؛
ـ جستجو برای یافتن افراد مرجع جدید و جایگزین نمودن آنها با افراد مورد نظر؛
ـ تغییر و اتخاذ شیوه‌های خاص برای قانع کردن فرد مرجع.
رسانه‌ها
رسانه‌ها نیز می‌توانند به عنوان یک هدف واسطه‌ای در عملیات روانی انتخاب شوند. عملیات روانی ایالات متحده آمریکا از رسانه‌های محلی به عنوان هدفهای واسطه‌ای استفاده نمی‌کند. با این وجود گروههایی هستند که دست به انجام این عمل می‌زنند؛ مثلاً، تروریستها می‌دانند که بهترین راه جلب توجه مخاطبان هدف آنها، یعنی دولتها نمایش عریان خشونت در رسانه‌های محلی و استفاده از علاقمندی این‌گونه رسانه‌ها به این اخبار است. دوربین، خود به تنهایی، هدف این‌گونه از عملیاتها نیست، بلکه خبرنگاران، فیلمبرداران و تهیه‌کنندگان برنامه‌های خبری مورد هدف هستند. در نتیجه این افراد هستند که تضمین می‌کنند، پیامهای تروریستها و گروههای خشونت‌طلب را به مخاطبان هدف آنها منتقل خواهند کرد.
اصولاً نیروهای عملیاتی روانی، موظفند در محدوده قوانین پیمان ژنو، قوانین نظامی و قضایی ارتش دست به عملیات بزنند. وظیفه آنها مشاوره دادن به فرماندهی برای جلوگیری از آلت دست قرار گرفتن به وسیله این‌گونه عملیاتها است. پرسنل عملیات روانی باید توجه داشته باشند که استفاده از رسانه‌های جمعی توسط دیگران نیز هیچ‌گونه محدودیتی ندارد.
هدف عملیات روانی
هدف عملیات روانی، واکنشهای قابل اندازه‌گیری است، که از مخاطبانی که تحت تأثیر این تبلیغات قرار گرفته‌اند، بروز می‌کند. این هدف براساس وظایف کلی است که به صورت صریح یا ضمنی در ماموریت عملیات روانی مطرح شده‌اند. این هدف باید به وضوح رفتار مورد انتظار در مخاطبان هدف را مشخص کند، که به نوبه خود هدف کلی عملیات روانی را محقق می‌کند. تحلیلگر هدف ممکن است وظایف صریح و ضمنی ماموریت را بر حسب تغییر شرایط، نقاط ضعف، استعدادها و توانایی‌های گروه مخاطبان هدف تغییر دهد.
یک هدف عملیات روانی ممکن است از یک یا چندین گام واسطه‌ای تشکیل شده باشد که برای رسیدن به هدف نهایی مأموریت، باید برداشته شوند. چنان که طراحی گامهای واسطه‌ای ضرورت داشته باشد، هر یک از آنها باید با دقت برنامه‌ریزی شود. تحلیلگر هدف باید هر مرحله را به ترتیب و توالی منطقی، مورد تجزیه و تحلیل کامل قرار دهد.
تغییر رفتار مطلوب و مورد نظر، باید به وسیله مقیاسی مشخص قابل اندازه‌گیری باشد. برای انجام این کار باید رفتار فعلی گروه مخاطبان هدف، دقیقاً مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص شود، آیا به وسیله عملیات روانی، می‌توان در این رفتار تغییری ایجاد نمود؟ اندازه‌گیری میزان تغییرات در طرز تفکر افراد گروه مخاطبان هدف بسیار دشوار است. به علاوه تغییرات در طرز تفکر افراد، به تنهایی، کمکی به موفقیت در عملیات نظامی نمی‌کنند؛ در حالی که در تغییرات رفتاری چنین نیست.
اهداف عملیات روانی را می‌توان همچنین به دو گروه متحدکننده و تفرقه‌انگیز تقسیم کرد:
اهداف متحدکننده: هدفهایی هستند که در صورت موفقیّت منجر به تقویّت اتّحاد و همبستگی در میان افراد گروه هدف می‌شوند و آنان را ترغیب می‌کنند تا منافع جمعی گروه خود را بر منافع شخصی، ترجیح دهند. حسن نیت، تهییج، اجابت کردن و همکاری کردن نمونه‌هایی از اهداف متحدکننده به شمار می‌روند.
اهداف تفرقه‌انگیز: هدفهایی هستند که برای جدا کردن افراد از گروهشان، طراحی می‌شوند. جدا کردن گروه هدف از سایر گروهها، یا از جامعه، یا از هم پاشیدن یک گروه و جامعه، نمونه‌هایی از این دست هستند. اهداف تفرقه‌انگیز، افراد درون گروه مخاطبان هدف را ترغیب می‌کند تا منافع شخصی خود را بر منافع جمعی گروه خود مقدم بشمارند. مثالهایی از اهداف تفرقه‌انگیز عبارتند از:
ـ یاس و ناامیدی؛
ـ ایجاد احساس بی‌تفاوتی؛
ـ ایجاد احساس کینه‌توزی نسبت به نیروهای خودی؛
ـ فقدان همکاری؛
ـ ایجاد ناسازگاری و مخالفت؛
ـ ایجاد ترس و وحشت؛
ـ مقاومت فعّال و پنهان؛
ـ تسلیم شدن؛
ـ فرار و پیوستن به دشمن؛
ـ ترک خدمت.
شرایط
شرایط عبارت است از هر نوع وضعیت محیطی که گروه‌های مخاطب هدف بر روی آن هیچ اثری ندارند، ولی برعکس، خود این وضعیت می‌تواند بر روی مخاطبان هدف مؤثر واقع شود. وضعیت‌ها ممکن است ساخته دست بشر باشند، مانند جنگها، مالیات و کوچ اجباری؛ یا این که طبیعی باشند مانند سیل، زلزله و قحطی. تحلیلگر گروه هدف باید این شرایط را به صورت موضوعات زیر طبقه‌بندی کند.
اقتصادی؛ سیاسی؛ محیطی؛ اجتماعی ـ فرهنگی؛ روانی؛ ارتباطی و نظامی.
متخصصان عملیات روانی و رسانه‌های جمعی، معمولاً اطلاعات مربوط به این شرایط را برای تحلیلگر مخاطبان هدف فراهم می‌آورند. تحلیلگران گروه هدف باید فهرستی از شرایطی را که دارای اثرات مثبت و منفی بر روی مخاطبان هدف هستند تهیه کنند، تا از ایجاد یک تصویر تحریف شده در مورد افراد گروه هدف جلوگیری کنند. آنها باید کلیه این شرایط را که به نوعی بر روی گروه مخاطبان هدف تأثیر می‌گذارند شناسایی کنند. آنها باید از نژادپرستی خودداری و مهمتر از همه، با مخاطبان هدف، همدلی و هم‌ذات‌پنداری کنند.
اثرگذاری بر مخاطبان هدف
اثرگذاری بر مخاطبان، عبارت است از میزان تأثیرپذیری واقعی گروه هدف برای اجرای تغییرات رفتاری مورد انتظار، در نتیجه انجام عملیات روانی بر روی آنها. اگر این احتمال وجود داشته باشد که گروه مخاطبان هدف قابل متقاعد کردن هستند، طراحان عملیات روانی باید میزان توانایی گروه مخاطبان مورد نظر را برای انجام اعمالی که اهداف عملیات روانی، تأمین می‌گردد، اندازه‌گیری کنند. مهمترین عامل در تعیین میزان این فرایند، محدودیت‌ها و عمق میزان نفوذ‌پذیری گروه مخاطبان هدف است. محدودیت‌ها عبارتند از موانع فیزیکی، اجتماعی ـ فرهنگی، سیاسی، عاطفی و اقتصادی که مانع از انجام عمل توسط گروه مخاطبان هدف می‌شوند.
برای مثال، در فرهنگ مردم ژاپن، تسلیم شدن به دشمن، عملی غیر شرافتمندانه محسوب می‌شود. به همین دلیل، در جنگ جهانی دوم، ترغیب سربازان ژاپنی برای تسلیم شدن به متفقین کاری بینهایت دشوار بود. حتی در اواخر جنگ که تمام امیدها از میان رفته بود و با ادامه مقاومت تغییری در نتیجه جنگ حاصل نمی‌شد، باز هم سربازان ژاپنی از تسلیم شدن خودداری کرده و مقاومت می‌کردند.
تحلیلگر عملیات روانی، باید همچنین میزان نفوذپذیری گروه مخاطبان هدف را نیز در نظر بگیرد. متخصصان عملیات روانی، هنگام ارزیابی میزان اثرگذاری، باید ساختار قدرت در کشور هدف را مورد بررسی قرار دهند و جایگاه گروه مخاطبان هدف را نیز در ساختار قدرت مشخص کنند. چه کسی بر گروه مخاطبان تسلط دارد؟ گروه مخاطبان بر چه کسانی تسلط دارند؟ هر وضعیتی که ممکن است منجر به تغییر و تقسیم حوزه قدرت میان گروه‌های هدف و سایر گروههای موجود در منطقه هدف شود نیز باید به دقّت مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
تجزیه و تحلیل آسیب‌پذیریها
آسیب‌پذیریها، اغلب در ارتباط با شرایط و موقعیّت‌هایی قرار دارند که در بالا به آن اشاره شد. برای مثال، کمبود غذا منجر به بروز خطر گرسنگی می‌شود. تحلیلگران مخاطبان هدف، چهار عامل اصلی روانشناسی یعنی ادارک، انگیزه، استرس و گرایش را در مخاطبان بررسی می‌کنند و با ارتباط دادن آنها با شرایط یاد شده، تعیین می‌کنند که آیا آسیب‌پذیری مرتبط با شرایط محیطی وجود دارد یا خیر؟
ادراک، عبارت است از تفسیر احساسات دریافت شده از حواس مختلف؛ مانند بینایی، شنوایی، بویایی، لامسه و چشایی. همچنین ادراک تحت تأثیر عواملی همچون ظرفیت‌های روانی، ظرفیتهای زمانی و مکانی، آموخته‌ها، تجربیات گذشته و شرایط فرهنگی و اقتصادی محیط زندگی فرد قرار می‌گیرد. از این رو اقدامات مرتبط با عملیات روانی برای مؤثر واقع شدن باید توسط مخاطبان هدف به همان‌گونه که مورد نظر برنامه‌ریزان و تحلیگران عملیات روانی است دریافت و درک شوند. برای مثال: در جنگ ویتنام، ایالات متحده اقدام به پخش اعلامیه‌هایی که بر روی آنها تصاویری از «آس پیک» ورق بازی که به عنوان سمبل مرگ در فرهنگ آمریکایی رایج است، می‌کرد. این علامت قرار بود که در سربازان کمونیست ایجاد وحشت کند. با این وجود این اتفاق هرگز نیفتاد؛ زیرا چنین مفهومی در مجموعه ورق‌های بازی در ویتنام وجود نداشت و برای آن فرهنگ کاملاً بیگانه بود.
انگیزش، عبارت است از تمایل کلیه موجودات زنده، به زنده ماندن و رسیدن به قابلیتهایشان در زندگی. این تمایلات به دو صورت بیولوژیکی و روانشناختی در انسانها وجود دارند و امنیت و نیازهای جسمی و روحی آنان را تأمین می‌کنند. انسانها به صورت دائم به وسیله استراحت و تغذیه به تجدید قوای خود می‌پردازند. اختلال طولانی‌مدت در این نیازها می‌تواند انسان را در معرض استرس و تنش قرار دهد.
با وجود اختلافات وسیع فردی و فرهنگی جوامع مختلف، نیازهای مشترکی در میان تمام انسانها وجود دارد. این هسته مشترک نیازها شامل نیاز به نظم، آرامش و درک امنیت است. انسانها همچنین نیاز به احساس کفایت و شایستگی دارند تا به آنها در مواجهه و سازگاری با نیازهای درونی و خارجی کمک کند. به ویژه در زمانهای بحرانی و استرس‌زای شدید، افراد نیاز به احساس تعلق به چیزی یا جایی دارند. آنها همچنین نیازمند تأیید دیگران در مورد کارها و خلاقیتهای خود هستند تا بتوانند احساس کفایت و شایستگی را در درون خود حفظ کرده و تقویت نمایند. ارزشها، مفاهیم معنوی، یاری رسانیدن و تهییج مردم، احساس پیروزی یا شکست، رسیدن یا نرسیدن به اهداف، از جمله این نیازها به شمار می‌روند.
انگیزه، نه تنها به اعمال انسان جهت می‌دهد، بلکه باعث تحریک فرد به انجام فعالیت به منظور رسیدن به هدف می‌شود. افراد الگوهای گرایشی دارند که بر پایه انگیزه‌ها و هدفهای مشخصی که بعضی از آنها ارادی و برخی دیگر غیر ارادی هستند، شکل گرفته‌اند. برای مثال: نیازهای زیستی مانند گرسنگی و تشنگی، تا زمانی که آب و غذا در دسترس باشند در سطح ضمیر ناخودآگاه انسان فعالیت می‌کنند؛ فرد فقط زمانی از این حواس آگاه حواس آگاه میشود که نیازها به آب و غذا در فعالیتهای جسمی او اختلال ایجاد کنند.
نیازهای روانی مانند: امنیت، پذیرش از سوی جامعه و خودباوری نیز در سطح ناخودآگاه ذهن فعالیت می‌کنند؛ به همین دلیل، سربازان ممکن است از همقطاران خود انتقاد کنند، به واحدهای ویژه ملحق شوند یا ماموریتهای خطرناکی را بر عهده گیرند؛ امّا شاید دلیل و انگیزه واقعی این رفتارها برای خودشان هم مشخص نباشد. بعدها ممکن است که آنها برای این اعمال توجیهی درست کنند. در اکثر موارد این توجیهات با انگیزه‌های واقعی آنها که اغلب ناخودآگاه هستند متفاوت است.
عوامل اجتماعی می‌توانند بعضی از نیازها را تقویت، یا آنها را سرکوب یا رسیدن به بعضی از اهداف را آسانتر کنند. اصولاً یک جامعه از یک نظام ارزشی، به همراه یک ساز و کار پاداش و تنبیه برای ترغیب بعضی از گرایشها استفاده می‌کند. افراد و گروههای اجتماعی در نیازهای اساسی با یکدیگر اشتراک دارند. بقا آنها بستگی به حفظ نظم در روابط اجتماعی و بر پایه قوانین و یا رسوم رایج آن جامعه دارد. وقتی که ساختار یا فعالیّتهای یک گروه مختل می‌شود ـ مثلاً زمانی که فرمانده یک واحد نظامی در نبرد کشته می‌شود ـ گروه تلاش می‌کند تا با سازماندهی مجدد، خود را به وضعیت عادی بازگرداند. برای مثال: افسر جانشین یا ارشدترین فرد موجود، فرماندهی را بر عهده می‌گیرد.
شناخت و احاطه متخصصان عملیات روانی به مجموعه نیازهای گروهها و جوامع مورد نظر، تأثیر به سزایی در ایجاد رفتارها و گرایشهای مورد انتظار، در درون این جوامع، دارد. هنگامی که فردی نیاز گروه خود را تأمین می‌کند، در حقیقت وضعیت رفاهی خود را تقویت کرده است. با این وجود ممکن است نیازهای یک جامعه یا یک گروه با نیازهای فرد در همان گروه منافات داشته باشد که در چنین شرایطی، تنش و اضطراب ایجاد می‌شود. این وضعیت زمانی رخ می‌دهد که سربازان وادار می‌شوند تا جان خود را در راه هدفی که به آن اعتقاد ندارند به خطر بیندازند.
استرس، به معنای هر نوع تنش یا فشار فکری، عاطفی یا فیزیکی است. زندگی یک فرد می‌تواند بسیار کم‌تنش‌تر باشد اگر نیازهای جسمی و روانی او به صورت خودکار برآورده می‌شد، اما موانع بسیاری وجود دارند که مانع از رسیدن آسان شخص به اهدافش می‌شوند، این موانع منجر به بروز استرس در فرد می‌شود. متخصصان عملیات روانی باید بیاموزند که این عوامل یا موقعیت‌های استرس‌زا را شناسایی کنند و در هنگام طراحی و اجرای عملیات روانی، حداکثر استفاده را از آنها بنمایند.
گرایشها در یک فرد عبارتند از عکس‌العملهای مشخص، در قبال تجارب از پیش آموخته شده و احساسی در برخورد با اشیاء، اشخاص و موقعیت‌هایی که ممکن است فرد با آنها مواجه شود. نظرات و عقاید فرد رابطه نزدیکی با گرایشهای او دارند، با این تفاوت که نظرات و عقاید به معنی چیزهایی هستند که فرد می‌داند یا فرض می‌کند که حقیقت دارند. در حالی که گرایش به طرز احساس یک فرد نسبت به چیزی دلالت دارد. از آنجایی که ریشه نظرات و عقاید در فرضیات اسـت، تغییر نظر آسانتر از تغییر گرایش در یک فرد است.
گرایشها، بر روی اعمال انسان تأثیر می‌گذارند. به ویژه وقتی که گرایشاتی برای فرد اهمیت داشته باشد. گرایشات قوی همیشه تضمین‌کننده این موضوع که فرد همواره مطابق آن رفتار کند، نیستند. زیرا ممکن است که گرایشات قویتری بر ضد این گرایش، در فرد پدپد آید که مانع از انجام این عمل شود. برای مثال: یک سرباز ممکن است از نظر اخلاقی شدیداً با جنگ مخالف باشد، اما این عقیده در او لزوماً منجر به فرار از مقابل دشمن نمی‌شود، زیرا احساس وفاداری در او مانع از پذیرفتن انگ خائن یا فراری می‌شود.
سوژه‌ها و سمبل‌ها
سوژه‌ها و سمبل‌ها همواره از مجموعه اهداف عملیات روانی، در یک برنامه‌ریزی عملیات روانی پشتیبانی می‌کنند. سوژه‌ها و سمبلها هنگامی در عملیات روانی مورد استفاده قر ار می‌گیرند که به نقطه ضعفها و آسیب‌پذیری‌های مخاطبان خود اشاره می‌کنند. به عبارت دیگر، با آنها بازی می‌کنند. بعضی از سوژه‌ها و سمبل‌ها جهانی هستند، در حالی که بعضی دیگر مختص به گروه مخاطبان خاص هستند. در هنگام انتخاب سوژه‌ها و سمبلها، برای استفاده در عملیات روانی، تحلیلگران مخاطبان هدف، باید تحلیل جامعی بر روی این موضوعات و همچنین مخاطبان خود داشته باشند؛ تا نسبت به مناسب بودن این سوژه‌ها و سمبل‌ها اطمینان حاصل کنند.
استعداد
استعداد یا آمادگی، به میزان تأثیرپذیری گروه مخاطبان هدفی که تحت تأثیر عملیات روانی واقع شده‌اند و زمینه نیل به اهداف و انجام ماموریت عملیات روانی را فراهم آورده‌اند، اطلاق می‌گردد. به عبارت دیگر، استعداد، پاسخ به این پرسش است که تا چه اندازه می‌توان از آسیب‌پذیری مخاطبان هدف بهره‌برداری نمود؟ برای مثال: بررسی وضعیت گروه، در جامعه هدف، در شرایط کمبود غذا که منجر به گرسنگی آنان شده است و فاصله زمانی آخرین باری که آنها غذای کافی دریافت کرده‌اند، می‌تواند استعداد و میزان آسیب‌پذیری آنها را نسبت به این موضوع مشخص کند. درجه استعداد با مقیاسهای غیر مستعد، نیمه مستعد و خیلی مستعد مشخص می‌شود.
دسترسی
در دسترس بودن گروه مخاطبان، برای هدف قرار دادن عملیات روانی را، سطح دسترسی می‌گویند. البته انتشار پیامهای عملیات روانی در میان گروه مخاطبان هدف همواره به این معنی نیست که آنها لزوماً پیامها را دریافت خواهند کرد یا این که تحت حملات عملیات روانی قرار خواهند گرفت. برای مثال، ممکن است شرایط درگیری در صحنه‌های نبرد، مانع از پخش پیامهای رادیویی عملیات روانی در نزدیکی ایستگاههای رادیویی خودی شود. در این صورت نیروهای خودی در دسترس، نیروهای عملیات روانی نخواهند بود و تحت تأثیر قرار نخواهند گرفت.
شاخصهای اثرگذاری
شاخصهای اثرگذاری، متغیرها و حوادثی هستند که به محاسبه و اندازه‌گیری میزان اثرگذاری عملیات روانی کمک می‌کنند. شاخصهای اثرگذاری معمولاً ذهنی هستند، امّا وقتی به دقّت مورد تحلیل قرار بگیرند، می‌توانند قضاوت خوبی را ارائه بدهند. همچنین این امکان وجود دارد که شاخصهای اثرگذاری بتوانند ضریب درصدی افزایش یا کاهش فعالیتها و عملکردهای گروه مخاطبان هدف را بیان کنند.
شاخص اثرگذاری مثبت
یک شاخص اثرگذاری مثبت، نسبت مستقیمی با فعالیتهای عملیات روانی دارد. برای مثال: اگر عملیات روانی تلاش می‌کند تا سربازان دشمن را متقاعد کند تا خود را تسلیم کنند، افزایش تعداد سربازان دشمن که خود را تسلیم می‌کنند می‌تواند یک شاخص مثبت اثرگذاری عملیات روانی تلقی گردد. البته مجریان عملیات روانی نباید از این نکته غفلت کنند که تسلیم شدن سربازان دشمن ممکن است به دلایلی، جدای از تأثیرات برنامه‌های عملیات روانی نیز باشد.
شاخص اثرگذاری منفی
یک شاخص اثرگذاری منفی تغییرات یا حوادثی است که برخلاف میل یا اهداف واحدهای مجری عملیات روانی ایجاد می‌شود. مانند کاهش تعداد فراریان دشمن، با وجود استفاده از حجم بالای عملیات روانی از سوی نیروهای خودی. متخصصان عملیات روانی باید این شاخصها را به دقت بررسی کنند و دلیل بی‌اثر یا کم‌اثر بودن عملیات روانی را بر روی افراد دشمن شناسایی کنند. البته باز هم باید به این نکته توجه شود که ممکن است دلیل بروز این شاخصهای منفی، چیزی جدای از کم‌اثر بودن برنامه‌های عملیات روانی نیروهای خودی باشد.
خلاصه و نتیجه‌گیری
به کارگیری فرآیند تجزیه و تحلیل مخاطبان هدف، هنگامی مفید و اثربخش ارزیابی می‌شود که امکان دستیابی به موفقیت در ماموریت عملیات روانی را میسر سازد.
تحلیلگر عملیات روانی در ابتدا ضروری است با درک ملاحظات و رعایت اهداف ملی، امکانات و مقدورات لازم را برای پشتیبانی از انجام ماموریت‌های عملیات روانی مدّنظر قرار داده و اطلاعات مورد نیاز را جمع‌آوری و به شرح مراحل زیر مورد ارزیابی قرار دهد:
ـ تدوین اهداف عملیات روانی در زمنیه گزینش مخاطبان گروه هدف؛
ـ تهیه فهرست عوامل و متغیرهای تأثیرگذار بر گروه مخاطبان هدف؛
ـ مشخص کردن گروه مخاطبانی که در دسترس و در معرض عملیات روانی قرار خواهد گرفت؛
ـ تجزیه و تحلیل نقاط ضعف و آسیب‌پذیریهای گروه مخاطب هدف؛
ـ تعیین زمینه‌های مستعد و نقاط قوت گروه مخاطبان هدف؛
ـ مشخص کردن میزان اثربخشی و مؤثر بودن عملیات روانی بر گروه مخاطبان هدف؛
ـ تعیین نمادها و سمبلها، در محتوای پیام‌های عملیات روانی؛
ـ تهیه فهرست شاخصهای اثرگذاری، در عملیات روانی.
مراحل فوق اساس شکل‌گیری و طراحی برنامه‌های عملیات روانی تلقی می‌شود و همچنین می‌تواند به عنوان چکیده‌ای از تدابیر مربوط به انتخاب موضوعات، سمبلها و نمادها، فعالیّتها و تعیین رسانه‌های مورد نیاز برای اجرای برنامه‌های عملیات روانی در آینده مورد استفاده قرار گیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات