تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۴  ، 
کد خبر : ۲۵۱۸۱۹
گفت‌وگوی «اعتماد» با محمدرضا باهنر، نایب رییس مجلس

یک سال دیگر هم دولت احمدی‌نژاد را تحمل می‌کنیم

ثمینا رستگاری، طاهره ریاحی اشاره: 40 دقیقه انتظار برای 40 دقیقه مصاحبه. با اینکه ماه رمضان است و نزدیک افطار، با صبر و حوصله و با تمرکز زیاد وارد بحث سیاسی می شود. اخلاقش به گونه یی است که می توان فهمید از آن جمله سیاستمدارانی است که با سیاست زندگی می کنند. در سالن جلسات جامعه اسلامی مهندسین منتظر پایان ملاقات ها ماندیم. کتابخانه کوچکی دیوارهای اتاق را پوشانده و دوربینی بالای یکی از کتابخانه ها نصب شده. از زندگینامه برتراند راسل به قلم خودش در کتابخانه است تا بولتن محرمانه حزب موتلفه ، بولتن محرمانه یی که تنها اخبار بی بی سی و گویانیوز را شامل می شد و معلوم می کرد اعضای این حزب فیلترشکن ندارند.

* جنابعالی از ابتدای انقلاب به جز مجلس اول و ششم نماینده و فعال سیاسی بوده اید، رمز ماندن در عرصه سیاسی ایران و مطرود و مغضوب نشدن به نظر شما چیست؟
** در هر میدانی که فرد بخواهد بازی کند قواعد و مقرراتی وجود دارد، این قواعد را باید پذیرفت و وسط بازی جرزنی نکرد. دنیای سیاست هم مستثنی از این قضیه نیست. اگر در چارچوب کار بکنید می توانید کار را جلو ببرید و بمانید، در چارچوب کار کردن هم البته شکست دارد پیروزی هم دارد. کسی که پیروز می شود برای همیشه پیروز نخواهد ماند و کسی هم که شکست می خورد دنیا برایش به آخر نرسیده است.
* از 33 سال پیش که شما از جمله مدافعان آقای قطب زاده بودید تا به امروز حذف شدن افراد زیادی را دیده اید، حذف شدن هم در مورد برخی افراد به معنای شکست خوردن مقطعی نبوده است. به نظر شما این افراد قواعد را نپذیرفته اند یا سیستم به گونه یی است که حذف افراد در آن تبدیل به قاعده شده است؟
** خیلی ها در طول این دوره برای رشد سیاسی تلاش نکردند.یا مقرراتی در ذهن شان بود که با واقعیات متفاوت بوده است. به طور مثال نهضت آزادی، اتفاقا اعضای آن از جمله افرادی بودند که صبر و حوصله خوبی داشتند. یعنی مرحوم مهندس بازرگان قبل از انقلاب سال ها مبارزه کرد اما تصورش از حکومت اسلامی با تصور امام متفاوت بود. آنها قبل از انقلاب چند بار امام را نصیحت کردند شاه را که پذیرفته در چارچوب قانون اساسی عمل کند، بپذیرد: نکته یی که امام قبول نداشتند. البته آنها مزاحمتی برای انقلاب و امام ایجاد نکردند و در راه انقلاب کمک هم کردند، اما مومن به راه امام هم نبودند و بعد از انقلاب، حضرت امام از روی ناچاری بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت موقت انتخاب کردند. امام خط فکری آنها را قبول نداشت و فکر می کرد چون تشکیلاتی تر از بقیه هستند برای دولت موقت مناسب ترند.
* منظور شما این است که از آنها استفاده ابزاری کردند؟
** نه، استفاده ابزاری خیر. اتفاقا امام می توانست در همان اوایل انقلاب از کسانی استفاده کند که تجربه کار سیاسی نداشتند، در آن صورت آنها تندخویی و بی برنامگی را حاکم می کردند اما امام بسیار عاقلانه برخورد کرد و آدم هایی را آورد که سیاست و برنامه حالیشان بود. خود آنها هم باید این نکته را می دانستند و اگر نمی دانستند تقصیر خودشان بود چراکه انقلاب، شورای انقلاب و مردم انقلابی راه خودشان را می روند. آنها اگر توانستند با آنها راه بروند که هیچ، اگر نه حذف می شوند. شما توجه کنید اشغال لانه جاسوسی طراحی هیچ کدام از سران انقلاب نبود اما بعد از اشغال امام آنها را تحویل گرفت و حرکت را انقلاب دوم نامید یا شهیدبهشتی مدیریت شان کرد.اما بازرگان استعفا کرد. بازرگان از اشغال لانه جاسوسی خبر نداشت، امام هم خبر نداشت. هر دو در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتند اما امام آن گونه برخورد کرد و بازرگان هم استعفا کرد. بازرگان خودش، خودش را حذف کرد.
* اما بیانیه بازرگان روز 15 آبان 1358 نشان دهنده این است که اونه به دلیل اشغال سفارت بلکه به دلیل موازی کاری هایی که با دولت او می شود استعفا داد.
** اینها دیگر شوخی بود. من شخصا بازرگان را قبول داشتم، در حد خودش هم قبولش دارم و پشت سر مرده هم غیبت نمی کنم و دعا می کنم که خدا از تقصیراتش بگذرد و درجاتش را متعالی بگرداند اما امام راضی به ملاقات او با وزیر خارجه امریکا نبود. طبیعی بود که انقلاب نمی توانست او را تحمل کند.
* نهضت آزادی ها به فرموده شما مومن به خط امام نبودند و به این دلیل حذف شدند اما امروز که ما اینجا ایستاده ایم حرف از حذف خیلی از خط امامی ها و مومنان به خط امام و بنیانگذاران انقلاب است.
** این ویژگی آن آدم هاست. اسم نمی برم اما کسی که ایدئولوگ خط امامی هاست صراحتا می گوید ولایت مطلقه فقیه را قبول ندارم. از او می پرسند چرا زمان امام نگفتی؟ می گوید چون می ترسیدم.
* اگر منظورتان آقای خویینی هاست ایشان این مطلب را تکذیب کردند.
** چه بهتر. اصلافرض می کنیم نگفتند حالاشما بروید بپرسید ولایت مطلقه فقیه را قبول دارد یا نه؟ اگر بله، چرا با آقا مشکل دارد. اگرنه چرا با امام مشکل نداشت؟ آنها ولایت مطلقه را قبول ندارند. اگر جایی امام یا ولی فقیه گفت به نظر من این کار را بکنی بهتر است، اما خودت می دانی، این جمله اما خودت می دانی دیگر ارشادی است. اگر من نظر ولی فقیه را رعایت کنم خودم باید پاسخگوی خدای خودم باشم می دانم این حرام است اما زمانی ولی فقیه حکم به انجام یا ترک فعلی می کند اطاعت واجب می شود و البته مسوولیت در مقابل خدا بر عهده ولی امر است.
* در آن صورت دیگر شما نزد خدای خودتان مسوول نیستید؟
** نه، مسوول نیستیم. اما وقتی رهبری به عنوان یک کارشناس برجسته نظام می گوید به نظر من این کار را بکنید خوب است ما آن وقت به نظر خودمان عمل می کنیم. اما همین خط امامی ها زمان امام می گفتند اصلالازم نیست امام حرفی بزند. کافی است بفهمیم امام ته دلش چه می خواهد به آن عمل خواهیم کرد. ما می گفتیم اگر عمل می کردید مسوولیتش بر عهده خودتان است نه امام. اما یک وقتی امام حکم می کند کاری انجام شود آن وقت اگر انجام ندهید گناه کردید. مشکل برخی خط امامی ها نه همه آنها این است. کسی که می گوید ولایت فقیه را زمان امام قبول داشته تکلیفش روشن است، رابطه اش با رهبری معلوم است. کسی که می گوید زمان امام ولایت فقیه را قبول نداشتم الان هم ندارم، پس زمان امام یا می ترسیده یا منافقانه رفتار می کرده است. اگر شما می گویی آقای خوئینی ها تکذیب کرده که من خوشحال می شوم و استقبال می کنم.
* آقای باهنر مجلس در راس امور است؟
** بله، حتما.
* آرزوی شماست که در راس امور باشد یا در راس امور هست؟
** برداشت من از جمله امام این است که این آرزوی امام نبوده بلکه برداشت ایشان از قانون اساسی است. قانون اساسی فریاد می زند که مجلس در راس امور است می دانید چطور؟ می دانید یا نه؟
* به این دلیل که مجلس می تواند رئیس جمهور را استیضاح کند، به او رای عدم کفایت دهد، وزرا باید از مجلس رای اعتماد بگیرند و...
** بله، بودجه دست مجلس است. رییس جمهور اختیار زیاد دارد اما وزرایش باید از مجلس رای اعتماد بگیرند در حالی که نماینده های مجلس از دولت رای اعتماد نمی گیرند. از نظر حقوقی نظام ما یک نظام پارلمانتاریستی است با این تفاوت که رییس جمهورش مستقیما از جانب مردم تعیین می شود. در حکومت ما اختیارات عموما در دست مجلس است. حتی با تصریح استقلال قوا اما بسیاری از اختیارات رییس جمهور منوط به اذن مجلس است. اما اگر سوال شما این است که آیا الان مجلس در راس امور است یا نه آن بحث دیگری است.
* منظور ما هم همان بحث دیگری است.
** الان هم مجلس در راس امور است. اختلاف نظر ممکن است پیش بیاید آن وقت می توانید بپرسید که چرا دولت به نظر مجلس تمکین نمی کند؟ ما می گوییم تمکین می کند شما ممکن است 10 مثال بزنید که نکرده ما هم آن مثال ها را قبول داریم اما من جسارتا یک مثال ساده می زنم. مجلس اگر بخواهد با رییس جمهور برخورد کند باید عدم کفایتش را مطرح کند یا استیضاح کند. استیضاح کردن مثل طلاق است. در اسلام طلاق حلال است اما می گویند تا آنجایی که می توانی از این اهرم استفاده نکن. در یک خانواده طلاق وقتی رخ می دهد که دیگر هیچ راهی وجود نداشته باشد والااگر قرار باشد به هر بهانه یی از اهرم طلاق استفاده شود به نظر من هیچ زن و شوهری 24 ساعت هم نمی توانند با هم زندگی کنند. شما هم نمی توانی هیچ دوره یی را پیدا کنی که یک وزیر 10 مخالف در مجلس نداشته باشد.
این 10 نفر هم می توانند او را استیضاح کنند اما باید تحمل کرد و در جاهایی هم باید وارد عمل شد، مثلاسال گذشته وزارت ورزش را تصویب کردیم و رییس جمهور آن را اجرا نکرد. بعد از گذشت سه ما ه مهلت وی، من به عنوان معاون نظارت مجلس نامه یی به آقای اکرمی خزانه دار کل کشور و معاون راهبردی رییس جمهور (آن موقع آقای عزیزی) نوشتم و گفتم از امروز تخصیص یک ریال بودجه به سازمان تربیت بدنی و سازمان جوانان به منزله تصرف غیرقانونی در اموال دولت است و قابل محاکمه است که صبح فردایش قفل و تمام شد. هنوز که هنوز است آقای رییس جمهور دنبال قانونی است که تخلفات آن چند روز بخشیده شود. اگر قرار شود مجلس وارد میدان شود حتما می شود و می تواند.
* اگر استیضاح مثل طلاق است و به همین دلیل از آن استفاده نمی کنید به این مساله توجه دارید که خداوند نفرین هیچ مردی به زنش را اجابت نمی کند چراکه حق طلاق او را دارد. با همین مفهوم دلیل این همه ایرادی که به آقای احمدی نژاد می گیرید چیست؟ وقتی که ابزار مقابله با قانون شکنی های وی را دارا هستید؟
** نقد کردن به معنای گسست روابط نیست. آن موقع که ما آقای هاشمی و خاتمی را نقد می کردیم چرا نمی پرسید حالاکه آقای خاتمی را نقد می کنید چرا طلاقش نمی دهید. ما به رییس جمهور گفتیم وزیری را که می خواهید عوض کنی جانشین او باید 120 درصد وزیر قبلی توانمندی داشته باشد وگرنه اتلاف وقت و نیرو است. مجلس هم وقتی می خواهد کسی را استیضاح کند باید بداند نفر بعدی که می آید 120 درصد قبلی کارایی دارد.
* بعد از انتخابات ریاست جمهوری شما مصاحبه یی کردید که همان زمان عکس روی جلد مجله مثلث شد با این تیتر که 6 یا 7 نفر از وزرای پیشنهادی رای اعتماد نمی آورند اما رای آوردند. بعد از قهر 11روزه گفتید رابطه احمدی نژاد و مشایی قطع نشود حتی ممکن است به او رای عدم کفایت بدهید که رابطه کم نشد و شما هم رای عدم کفایت ندادید. طرح سوال از رییس جمهور هم همین طور...
** موقعی که من سرباز بودم سرگروهبانی داشتیم که تا زمانی که ما را از بازداشت می ترساند حرفش خریدار داشت. وقتی بازداشتگاه رفتیم دیگر اثر نداشت چون می دیدیم بازداشتگاه بهتر از سربازخانه است.
* در حد حرف بودن تذکرات همه نکته یی نیست که دولت به آن واقف نباشد.
** شما صفر و صد نگاه نکنید. نقد می تواند شوخی باشد، طنز باشد، اهرم فشار باشد. اصلاقرار نیست کسی را که نقد می کنیم بعد از آن برکنارش کنیم. مثل شمشیر داموکلس بالاباشد بهتر است.
* الان که شمشیر شما بالاست موفق شدید قانون شکنی ها را مهار کنید؟
** همه چیز نسبی است. اصلاما در شاخص های کل کشور عدد مطلق نداریم. این را شما از ذهن تان پاک کنید، همه چیز روند و مسیر است. اینکه آیا ما بیشتر می توانستیم کنترل کنیم، بله می توانستیم نکردیم. اینکه آیا بهتر از این می توانستیم عمل کنیم، بله می توانستیم و یا اینکه آیا بدتر از این امکان داشت؟ بله داشت ما نگذاشتیم. دنبال جواب مطلق نگردید. من بعد از انتخابات گفتم این وزرایی که من می بینم پنج شش نفر آنها رای نمی آورند چون نبض مجلس دست ماست، نگفتم آنها را می اندازیم.
* چه شد که رای دادید؟
** خیلی روشن است: دو روز بعد آقا فرمودند که خیلی از وزرا را نیندازید. این حکم ارشادی آقا بود. من صحن علنی مجلس را می شناسم. برخی که به وزیر رای نمی دهند نمره او را صفر می دانند، برخی پنج و برخی 5/9 . آن کسی که به وزیر پیشنهادی نمره 5/9 می دهد اگر من بگویم رای بده رای می دهد. نظر آقا مولوی نبود اما نظر ارشادی ایشان خیلی روی نظر کارشناسی نماینده ها اثر دارد.نظر کارشناسی مقام معظم رهبری حتما از نظر کارشناسی رییس مجلس و بسیاری افراد دیگر مهم تر است.
منظور من موقعیت قانونی ایشان نیست بلکه به اطلاعات ایشان نظر دارم. یک زمانی یکی از فرماندهان ارتش به من گفت من به سه دلیل از آقا تبعیت می کنم :یک دلیل اینکه طبق قانون اساسی رهبری فرمانده کل قواست، دوم اینکه ایشان مرجع تقلید من است و من شرعا باید از ایشان اطاعت کنم و دلیل سوم این است که به نظر من هیچ کس بهتر از آقای خامنه ای به مسائل نظامی کشور اشراف ندارند. اینکه شما می گویید چه شد هشت تا شد چهار تا چون آقا فرمودند. رای خود من هم نسبت به برخی وزرا عوض شد و در مورد دو سه وزیر هم عوض نشد.
* لطفا به این سوال من به صورت نسبی جواب بدهید چون حسب الامر شما ما به دنبال جواب مطلق نیستیم. شما چقدر توانستید رابطه جریان انحرافی را که شما مشایی را لیدر آن می دانید با احمدی نژاد کم کنید؟
** رابطه احمدی نژاد و مشایی یک تعریف ویژه دارد.
* چه تعریفی؟
** من خودم معتقدم آقای احمدی نژاد به مشایی اعتقاد دارد، بدهی سیاسی به او ندارد. احمدی نژاد آدمی نیست که به غیر از خدا از کسی دیگر بترسد، من به این مساله شهادت می دهم که احمدی نژاد از کسی نمی ترسد و فقط از خدا می ترسد. بنابراین اگر رعایت حال مشایی را می کند به او اعتقاد دارد.
* به خاطر خدا؟
** بله، چون به مشایی اعتقاد دارد و از نفرین او می ترسد. وامدار او نیست ولی ما اعتقادی به مشایی نداریم.
* اعتقاد به یک فرد داشتن یعنی چه؟
** یعنی حرف های مشایی برایش مهم است، فکر می کند مشایی بهتر از خودش می فهمد، مشایی را نسبت به خدا بنده تر می داند.
* با همین تعریف شما به چه کسی اعتقاد دارید؟
** من به مرجع تقلیدم اعتقاد دارم.آقای احمدی نژاد به کارهای آقای مشایی باور دینی دارد. اگر همه بگویند حد مشایی این نیست که احمدی نژاد از او تبعیت کند اعتقاد احمدی نژاد نمی گذارد که از او تبعیت نکند.
* تکلیف ولایت پذیری رییس جمهور چه می شود؟ این مساله برای شما مهم نیست؟
** یک جایی هست که آقا به احمدی نژاد حکم می کند و او گوش نمی کند و یک موقع ارشادش می کند و او گوش نمی کند. آنجایی که ارشاد می کند می تواند گوش نکند اما آنجایی که حکم می کند باید گوش بکند. اگرچه بسیاری از نظرات ارشادی رهبری هم به دلیل احاطه ایشان به امور لازم الاتباع است.
* لطفا بگویید تفاوت این دو حالت را چگونه باید فهمید؟ نوشتن نامه توسط رهبری ارشادی است یا مولوی؟
** ببینید من هم معتقدم قضیه آن نامه جزو خطا های اساسی احمدی نژاد است و سر آن اصلالازم نیست با من بحث کنید.
* بحث من این است که چرا با اغماض از کنار آن رد می شوید اما اینکه جایی شنیده شده خوئینی ها چیزی گفته را حجتی برای طرد اصلاح طلبان می دانید؟
** اصلااین دو مورد با هم قابل قیاس نیستند. مجبورم باز برگردم به مسائل شرعی.یک موقع است که من از روی سهل انگاری نماز صبح را نمی خوانم، یک موقع این است که تارک الصلوه می شوم اصلانماز نمی خوانم .تارک الصلوه ها هم دو نوعند: برخی می دانند نماز واجب است اما می گویند خدا بزرگ است و ما را می بخشد و یک موقع می گویند اصلاواجب نیست که این دسته دوم مرتدند و مهدورالدم هستند.
* الان طبق این مثال احمدی نژاد از روی سهل انگاری نماز نمی خواند اما فتنه گران و ساختارشکنان کلامعتقدند نماز واجب نیست؟
** آقای احمدی نژاد می گوید من ولایت مطلقه را قبول دارم. اما شما بروید از خط امامی ها سوال کنید ما با احمدی نژاد اختلاف کارشناسی داریم اما او امکان ندارد بگوید ولایت مطلقه را قبول ندارم. دیگر خسته شدم. وقت ما دیگر تمام شده، من یک ربع مانده به افطار حال حرف زدن ندارم!!
* یک سوال دیگر هم جواب بدهید، اینکه دلیل نگرانی شما از چند ماه باقی مانده دوره احمدی نژاد چیست؟ چرا وزرای سابق نامه می نویسند؟ خود شما چرا مدام اظهار امیدواری می کنید که دولت احمدی نژاد به سلامت دوره اش را به پایان ببرد؟ قرار است اتفاقی بیفتد؟
** چون نمی خواهیم اتفاقی بیفتد این حرف ها را می زنیم.
* فکر می کنید می افتد؟
** نمی گذاریم.
* از چه نگرانید؟
** دوره دوم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد چند روز مانده به اتمام کابینه قبلی اش، به هر دلیلی از چند وزیرش دلخور شد و آنها را عزل کرد. ما اصلااین روحیات را قبول نداریم.
* اما آن را سهل انگاری می دانید.
** من که این روحیات را قبول ندارم، حرف من این است که الان هزینه عزل کردن رییس جمهور بیش از آن است که ما این یک سال دیگر هم دست روی دل مان بگذاریم. به خاطر این است که می گوییم باید این یک سال را با همین شرایط فعلی تحمل کرد. اگر خدای نکرده اتفاق مهم دیگری بیفتد ما خودمان عزلش می کنیم.
* چه اتفاقی از نظر شما مهم است؟
** الان دیگر نمی شود درباره آنها بحث کرد.
* چرا؟
** ببینید مثلاالان که نظام معتقد است با امریکا نباید مذاکره کرد اگر کسی شیطنتی کرد و فرصتی پیدا کرد مذاکره یی انجام داد و قولی هم داد این فرد دیگر نمی تواند در کشور، مسوول باشد. این دیگر جزو اختیارات رییس جمهور نیست، رییس جمهور فقط مجری است.
* لطف کنید یک مثال دیگر بزنید.
** (با خنده) دیگر نمی گویم، شما می خواهید رابطه بین ما و رییس جمهور را خراب کنید.
* آنقدر خراب هست که احتیاجی به تلاش ما نداشته باشد.آقای باهنر به نظر شما می توان اصلاح طلب ها را حذف کرد.
** نه. اطلاح طلبی یک نحله فکری است. من اصلاطرفداران این تفکر را با یک چوب نمی رانم.
* پس چرا آنها را به خوش خیم و بدخیم تقسیم می کنید.
** همین است دیگر، خوش خیم ها را باید نگه داشت.
* پس حرف شما این است که در هر صورت اصلاح طلبی نوعی بیماری است.
** نه، زیاد به واژه ها گیر ندهید.
* شما واژه های بهتری استفاده کنید.
** یک موقع می گوییم کسی گوشتش نپز است یکی بپز است. با آن کسی که چنین است باید کار کرد.واژه ها را کاری نداشته باشید. من بارها گفتم اصلاح طلب ها باید بیایند در میدان. کار بکنند و ما استقبال می کنیم. خیلی ها به من ایراد می گیرند که چرا آنها را دعوت به فعالیت در عرصه سیاسی می کنید. حرف من این است که اصلاح طلبان یک تقصیر دارند و آن اینکه اصلاح طلبی را تعریف نمی کنند.
* مگر شما اصولگرایی را تعریف کرده اید. از منصور ارضی تا مشایی شاکی او جزو اصولگرایان محسوب می شوند.
** ما در جبهه متحد اصولگرایی منشور تولید کردیم. گفتیم کسانی را اصولگرا می دانیم که 12 شرط منشور را رعایت کنند.
* با این منشور جبهه پایداری ها نام اصولگرا را از روی خودشان برداشتند.
** آنها گفتند اصولگراییم، ما هم گفتیم با شما اختلاف داریم. اختلاف ما با پایداری ها همین بود. ما نمی گوییم آنها اصولگرا نیستند. اما از 12 تا اصل منشورما به چهار تا عمل نمی کنند. دوز اصولگرایی مهم است اما در میان اصلاح طلب ها این طور نیست. مثلاآقای خاتمی که خدا ان شاءالله سلامتش بدارد و هدایتش کند.....
* ان شاءالله همه را هدایت کند.
** ایشان واژه یی را مطرح می کند مثل جامعه مدنی. یکی می گوید این همان مدینة النبی است، دیگری می گوید مدینه فاضله ارسطو است، یکی دیگر می گوید جامعه مدنی یعنی جامعه غیر دینی لاییک . نظر دیگری می گوید جامعه مدنی یعنی جامعه ضد دینی.حرف ما این است که جناب آقای خاتمی خودت بگو یعنی چه؟
* ایشان جواب سوال شما را دادند.
** من الان بحثم جواب او نیست. بحثم این است که باید اصلاح طلبی را تعریف کرد. خود آقا زمانی گفتند ما در واژه های اسلامی اصولگرای غیراصلاح طلب نمی توانیم داشته باشیم. در قرآن هم به اصلاح طلبی سفارش شده. اما یک موقع اصلاح طلب می خواهد هنجارشکنی کند آن موقع دیگر دعوایمان می شود.
* بله، دقیقا بحث این است که شما شکستن هنجارها و حتی تابوها را به خودتان می بخشید. اما نقد برخی هنجارها را گناه اصلاح طلب ها می دانید.
** نه، این طور نیست.
* به نظر شما اصلاح طلب ها در انتخابات بعدی شرکت می کنند؟
** صفر و صد نداریم، کدام اصلاح طلب؟
* کدام اصلاح طلب خوشایند شماست؟
** اصلاح طلب باید به قانون اساسی و قوانین موضوعه و منافع ملی معتقد باشد. باید ولی فقیه را در حد قانون اساسی قبول داشته باشد، اصلامن کاری به اعتقاد مردم ندارم که به صورت اعتقادی ولی فقیه را قبول دارند یا ندارند من چه کاره ام. العیاذ بالله بالاتر از خدا نیست، برخی خدا را قبول دارند برخی ندارند، ما می گوییم ولی فقیه در این مملکت طبق قانون وظایف و اختیاراتی دارد. کسی که در ایران زندگی می کند باید این اختیارات را به رسمیت بشناسد و تبعیت کند ما چیزی بیش نمی خواهیم. ما نمی خواهیم دین مان را به کسی تحمیل کنیم این نص قانون اساسی است.
* اما ظاهرا اینکه بگویند ما به قانون اساسی التزام داریم کفایت نمی کند.
** چون 10 تا دم خروس نشان می دهند که ندارند.
* چند تا دم خروس مثال بزنید.
** در مجلس ششم آقا یک حکم حکومتی کردند که قانون مطبوعات الان لازم نیست اجرایی شود، شما ببینید صحن علنی مجلس چه عربده هایی می کشیدند.
* چیزی که من یادم هست این است که کروبی روی میز می کوبید که این است ولایت مطلقه فقیه. بهزاد نبوی هم که مشارکتی ها را قانع کرده بود.
** بله، کروبی و بهزاد خوب عمل کردند اما بعدش خوب عمل نکردند به همین دلیل کروبی آن موقع حذف نشد. عدم صلاحیت بهزاد و بقیه برای تحصن شان بود.
* حذف کروبی به این دلیل بود که گفت چرا پنج میلیون رای من در سال 84 ، در سال 88 شده 300 هزار تا؟
** اینها توهم است.
* آمار رسمی 84 هست، توهم یعنی چه؟
** خیر، سال 84 کروبی پنج میلیون رای نیاورد. ؟احمدی نژاد که نفر دوم بود چهار میلیون رای داشت. کروبی چطور پنج میلیون رای داشت؟ سال 88 شد 300 هزار تا من چه کار کنم. ما راه را هم به آنها نشان دادیم. من خودم به مهندس موسوی گفتم من تا شمارش کامل آرا موضوع را دنبال می کنم. گفت: من شمارش آرا را قبول ندارم. قبل از شمارش تقلب شده، او متوهم شده بود.
* چرا ناراحت می شوید آقای باهنر؟
** نه، می گویم تاریخ را تحریف نکنید. ما گفتیم پنج درصد آرا را می شماریم. مگر من می گویم آرا درست بود؟ آرا حتما درصد کمی کم و زیاد شده اما 10 میلیون کم و زیاد نمی شود این حرف توهم است، توطئه است.
* پس چرا الان باید توبه کنند؟
** آنها گفتند آرای ما 5/2 میلیون بوده احمدی نژاد 13 میلیون .این توهم است. این تهمت است یعنی نظام امانتدار رای مردم نیست، خائن است مثل شاه است با این تفاوت که آن انتخابات برگزار نمی کرد این می کند و آرا را عوض می کند. مگر در انتخابات مجلس آرا را نمی شمرند، هر دفعه هم سه تا حوزه باطل می شود.در همین انتخابات مجلس اخیر تا روز انتخابات به من گفتند تو نفر پنجم هستی. رای گیری شد من بیست و پنجم شدم. همین اینجا می گویم یک مقداری از آرای من دیده نشد، البته موثر در نتیجه نبود.
* چرا این را می گویید این یعنی نظام امانتدار رای شما نیست.
** من می گویم اصلاسیستم طوری نیست که رای من را طوری بخواند که من را بیندازد. دو درصد، یک درصد و نیم درصد تقلب می شود و یا خطا رخ می دهد.
* همین نیم درصد شما را از رای پنجم، بیست وپنجم کرد؟
** نه. من دارم می گویم اینها قاطی شد. من احتمالامی خواستم سیزدهم شوم، آنها هل دادند بیست و پنجم شدم. من خودم رفتم به مهندس موسوی گفتم 20 سال خانه نشستی هیچ کاری نکردی، حالا13 میلیون رای گیرت آمده قدر این 13 میلیون را بدان، مدیریت شان کن، حتما در قدرت آینده می مانی اما نمک نشناسی و زیاده خواهی، او را به این روز کشاند.
* سال 84 هم به کروبی همین را گفتند. او هم رفت حزب تاسیس کرد.
** [می خندد]. او را رها کن. اذیت نکن...کسی که می گوید من نیم ساعت خوابیدم رایم عوض شد. کسی که رییس ستادش را کرباسچی می گذارد که همه عالم می دانستند به موسوی رای می دهد جز خود کروبی، چنین فردی از نظر شما یک رجل سیاسی است؟ و قابل دفاع است؟ من از شما تعجب می کنم.
* توضیح اعتماد:
نتایج مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری سال 84

هاشمی رفسنجانی با 16/6میلیون نفر معادل (21درصد آرا)، نفر اول،
احمدی‌نژاد با 71/5میلیون نفر (5/19درصد)، نفر دوم
کروبی با 07/5میلیون نفر (3/17درصد)، نفر سوم
قالیباف با 07/4میلیون نفر (9/13درصد)، نفر چهارم
معین با 50/4میلیون نفر (8/13درصد)، نفر پنجم
لاریجانی با 74/1میلیون نفر (9/5درصد)، نفر ششم
مهرعلیزاده با 29/1میلیون نفر (4/4درصد)، نفر هفتم
تعداد آرای باطله نیز 2/1میلیون معادل 2/4درصد کل آرا بوده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات