تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۷  ، 
کد خبر : ۲۵۱۸۲۵
رویکرد متفاوت پکن و واشنگتن در قاره سیاه

جنگ اقتصاد چینی با دموکراسی آمریکایی در آفریقا


سیدرحیم لاری
هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه امریکا، ‌یک سفر دوره‌ای یازده روزه را به شش کشور آفریقایی سنگال، سودان جنوبی، اوگاندا، کنیا، مالاوی و آفریقای جنوبی انجام داد.
وزارت خارجه امریکا در مورد این سفر اعلام کرد که هدف کلینتون از انجام آن، پایبندی واشنگتن به تعهدات امریکا در مورد تقویت دموکراسی، برقراری صلح و امنیت و توسعه کشورهای آفریقایی است.
هرچند وزارت خارجه امریکا به این صورت خواسته تا سفر دوره‌ای کلینتون را تحت پوشش چنین شعارهایی توجیه کند، اما از ابتدای امر معلوم بود که وزیر امورخارجه به دلیل نگرانی‌های واشنگتن از گسترش نفوذ دیگر کشورها در آفریقا، عازم این شش کشور شده و حتی کلینتون نتوانست در دیدارهای خود با مقام‌های آفریقایی این امر را کتمان کند. او بعد از دیدار با مکی‌سال، ‌رئیس‌جمهور سنگال، در جمع خبرنگاران حاضر شد و ضمن آنکه خواستار رفتار مسئولانه‌تر رهبران آفریقایی در مورد روابطشان با دیگر کشورها شد، به صراحت گفت که بعید است دیگر کشورها همانند امریکا به دنبال برقراری دموکراسی و حقوق بشر باشند. او حتی سعی کرد که در مورد حضور دیگر کشورها در آفریقا سیاه‌نمایی کند و به همین دلیل گفت که آنها فقط به دنبال استخراج و بهره‌برداری از ثروت این قاره هستند و بعد از ترک آن چیز زیادی پشت سرشان باقی نخواهند گذاشت.
دو راهبرد متضاد در آفریقا
کلینتون در این سخنان به صورت واضح از کشور خاصی نام نبرد، اما این نحو موضع‌گیری او آن قدر روشن بود که چینی‌ها خود را هدف آن دانستند. به همین دلیل بود که شینهوا، خبرگزاری رسمی چین، در پاسخ به سخنان کلینتون اعلام کرد که با توجه به روابط دوستانه‌‌و برابر چین و کشورهای آفریقایی، این سخنان او برنامه امریکا برای ایجاد تفرقه میان چین و آفریقاست و ادعاهای او مبنی بر هدف چین در روابط خود با کشورهای آفریقایی غیرواقعی است.
با در نظر گرفتن سخنان کلینتون و پاسخ شینهوا به آن باید گفت که امریکا و چین برای رقابت خود در حوزه آفریقا از دو راهبرد کاملاً متضاد استفاده می‌کنند. امریکا با تظاهر به شعارهایی، از قبیل رشد دموکراسی و دفاع از حقوق بشر سعی دارد تا خود را مدافع این شعارها نشان دهد و از این طریق روابط خود را با کشورهای آفریقایی تنظیم کند اما چین در مقابل، از این پوشش برای گسترش روابط خود با کشورهای آفریقایی استفاده نکرده و سعی نمی‌کند تا همانند امریکا یا دیگر قدرت‌های غربی، کمک‌های خود برای توسعه این کشورها را منوط به شرایط خاص سیاسی کند.
به نظر فیلیپ گیگ، استاد علوم سیاسی در دانشگاه ورزبرگ آلمان، این امر اصل دیپلماسی آفریقایی چین است و در این مورد می‌گوید: «برخلاف غرب، چین می‌گوید که ما در چگونگی اداره کشورتان مداخله نمی‌کنیم». در این صورت، امریکا با تمسک یا به عبارت دقیق‌تر، با تظاهر به دموکراسی و حقوق بشر در همان راهبرد قدیمی کشورهای غربی نسبت به قاره آفریقا حرکت می‌کند که مبنی بر دخالت در امور داخلی این کشورهاست اما چین در مقابل، روابط خود را تنها بر مبنای کمک به توسعه این کشورها تعریف کرده، بدون آنکه قصد مداخله در امور داخلی آنان داشته باشد.
این راهبرد چینی باعث شده تا این کشور بدون به راه انداختن پروپاگاندای سیاسی، در هر حوزه‌ای وارد شود که امکان مشارکت در آن را داشته باشد و به عبارت دیگر از کمترین فرصت‌ها برای بیشترین نحوه همکاری دو طرف استفاده می‌کند. هلموت رایزن، دانشمند آلمانی اقتصاد، معتقد است که چین بر مبنای این الگو توانسته در حوزه آفریقا موفق عمل کند و در این مورد می‌گوید: «چین در توسعه آفریقا و همچنین سایر کشورهای نوخاسته به صورت بسیار مثبتی تأثیر گذاشته است.
این کشور به‌جای کنفرانس‌های بزرگ و از نگاه دیوانسالارانه ثقیل، بیشتر به صورت عملی و برای مثال از طریق پروژه‌های زیرساختی تأثیر می‌گذارد.» یکی از دلایل تأثیر‌گذاری راهبرد چین این است که برخلاف امریکا یا دیگر کشورهای غربی، چین بر مبنای این راهبرد در حوزه آفریقا از میدان عمل گسترده‌تری برخوردار شده و می‌تواند با نظام‌های سیاسی مختلف در این کشور همکاری کند.
توفیق راهبرد چینی
راهبرد چینی برای کمک به توسعه کشورهای آفریقایی بدون گذاشتن پیش‌شرط‌های سیاسی و در اصل بدون مداخله در امور داخلی آنها، در عمل نتیجه داده و باعث شده تا چین در سال‌های اخیر بتواند جای پای محکمی در این کشورها به‌دست آورد. سابلو اندلوو گاتشنی، کارشناس روابط بین‌الملل و امور سیاسی در آفریقای جنوبی، بر رقابت نزدیک بین امریکا و چین برای برقراری مناسبات نزدیک‌تر با کشورهای آفریقایی تأکید می‌کند اما معتقد است که چین در این رقابت از امریکا پیشی گرفته است زیرا به نظر وی، اغلب کشورهای آفریقایی کمک چین را ترجیح می‌دهند زیرا این کمک‌ها برخلاف کشورهای غربی، همراه با شروطی در زمینه حقوق بشر، دموکراسی یا تلاش برای نفوذ فرهنگی نیست. مطالعات انجام شده از سوی مؤسسه غیرانتفاعی سودویند در آلمان نشان می‌دهد که چین در این مورد موفق بوده زیرا بنابر تحقیقات این مؤسسه معلوم شده که ۴۶ درصد از کمک‌های چین برای توسعه کشورها به حوزه آفریقا اختصاص یافته است.
برخلاف ادعای کلینتون، مطالعات این مؤسسه نشان می‌دهد که کمک‌های چین تنها محدود به بهره‌برداری از منابع طبیعی کشورهای آفریقایی نبوده بلکه چین به صورت مستقیم به توسعه زیر‌ساخت‌های اقتصادی و وضعیت بهداشت و آموزش این کشورها کمک می‌کند. تأثیر این کمک‌ها در همایش روز پنج‌شنبه ۹ آگوست تحت عنوان «چین- ‌آفریقا» در شهر نایروبی، پایتخت کنیا، دیده شد که شرکت‌کنندگان در آن از چین خواستند تا در تأمین امنیت کشورهای آفریقایی مشارکت بیشتری داشته باشد.
درخواست شرکت‌کنندگان در این کنفرانس از چین، نشان‌دهنده آن است که این کشور در حوزه آفریقا از چنان موقعیتی برخوردار شده که می‌تواند تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر امنیت و ثبات این قاره پر از تنش‌های سیاسی و امنیتی داشته باشد. درواقع نشست نایروبی و چنین درخواستی از چین را باید در امتداد توفیق راهبرد چین در آفریقا دانست که چندی پیش و با برگزاری پنجمین کنفرانس همکاری‌های آفریقا و چین، موسوم به «فوکاک(FOCAC)» در پکن مورد تأکید قرار گرفت.
حضور رئیس‌جمهور چین و سخنرانی در این نشست و تأکیدهای وی بر افزایش همکاری و کمک‌های پکن به توسعه اقتصادی در کشورهای آفریقایی، یک بار دیگر عزم راسخ سیاستمداران و تصمیم‌گیران چینی برای تحکیم جای پای خود در قاره سیاه را نشان داد. از طرف مقابل، نمایندگان ۵۰ کشور آفریقایی در این کنفرانس از افزایش همکاری پکن استقبال کردند و به توسعه مشارکت چین در کشورهای خود متعهد شدند. روشن است که رشد روزافزون همکاری‌های پکن با کشورهای آفریقایی، تهدید جدی برای منافع امریکا در حوزه آفریقا باشد.
به خصوص اینکه آمارها نشان می‌دهد مبادلات امریکا با کشورهای زیر صحرا در آفریقا از رشد قابل توجهی برخوردار نبوده و در مقایسه سال ۲۰۱۱ با ۲۰۱۰، تنها ۱۳ میلیارد دلار رشد داشته است. به این دلیل است که هیلاری کلینتون در این سفر خود دور تازه‌ای از رقابت با نفوذ چین در حوزه آفریقا را آغاز کرد و حتی همزمان با آن، کنگره امریکا قانون فرصت و رشد آفریقا را تا سال ۲۰۱۵ تمدید کرد. به هر حال، دو قدرت جهانی رقابت خود در حوزه آفریقا را تشدید کرده‌اند اما آنچه‌که در این امر تعیین کننده است، تصمیم کشورهای آفریقایی است که به گفته گاتشنی، «اگر کمکی از شرق پیشنهاد شود، آفریقا نمی‌تواند آن را رد کند، زیرا سعی دارد در مناسبات با دیگران به بهترین‌ها دست یابد» و تأکید می‌کند که چین نسبت به امریکا از بخت بهتری در آفریقا برخوردار است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات