نزهت امیرآبادیان
«رویاهای امروز واقعیات فردا هستند.» (حسن البناء)
او در دکان فلافل فروشی کوچک عموی خود کار می کرد و کتاب های امانوئل کانت را می خواند. اخیرا شروع به خواندن افلاطون و نیچه کرده بود اما در نهایت یک اسلامگرای تندرو شد. نیروی جدید و بااستعدادی برای تندرو ها در قلب شهر هامبورگ در آلمان: جمال یک شکارچی است.
بورا 23 سال داشت. در خیابان ریپربن در هامبورگ بزرگ شده، در محله یی که در میان اهالی شهر به محلی برای سرگرمی و فساد شناخته می شود. پدر و مادر او اهل ترکیه هستند. پدرش یک فروشگاه دارد. بورا جزو جوانانی بود که در این سن و سال نمی دانند از زندگی چه چیزی می خواهند. او می خواست از زندگی لذت ببرد اما در عین حال همیشه به دنبال یافتن معنایی در زندگی بود. تا اینکه با گروهی از افراط گرایان ملاقات کرد: بورا یک شکار بود. بورا اغلب روز ها به بار هینکلستین، پاتوق گروهای چپ رادیکال، می رفت. معمولادانشجویان سال اول برای شنیدن سخنان رهبران و نمایندگان چب افراطی به این محل می رفتند و در همین بار بود که بورا با جمال آشنا شد. جمال به او گفت که می تواند به جای آنکه به دنبال پاسخ سوالات خود در کتاب های مارکس و لنین بگردد کتاب های مذهبی را مطالعه کند.
گروه های جهادی، سلفی ها و اخوان المسلمین طی سال های اخیر بیش از هر جای دیگری در اروپا، در آلمان قدرت و حضور سیاسی یافته اند. اکنون بسیاری از سازمان های اسلامگرا که در دیگر کشور های اروپایی فعالیت می کنند، به دنبال الگو برداری از روش های همکاران شان در آلمان هستند.
اگرچه بسیاری از این گروه ها را نمی توان تندرو نامید اما متاسفانه گروه های تندرو که مورد تایید اکثریت مسلمانان نیستند نیز در میان همین گروه ها فعالیت کرده و از میان شهروندان اروپایی که اکثریت آنها را مهاجران تشکیل می دهند، عضو گیری می کنند. اخوان المسلمین که در سال 1928 تاسیس شده و یکی از قدیمی ترین و موثر ترین احزاب اسلامی و سیاسی در خاورمیانه است، به دنبال ترویج و تبلیغ اسلام در اروپاست. اما به نظر می رسد اکنون نسل های جوانتر اسلامگرایان سازمان های رادیکال تر را ترجیح می دهند.
اگرچه خاورمیانه بخشی از جهان اسلام است که تمرکز جمعیتی مسلمانان در این منطقه وجود دارد اما طی سال های اخیر اروپا به محل پرورش و رشد تفکرات اسلامی و تحولات سیاسی اسلامی تبدیل شده است. از اوایل دهه 60 قرن بیستم اعضای اخوان المسلمین و طرفداران آن به اروپا رفتند و آرام آرام، اما به طور پیوسته شبکه یی گسترده از خیریه ها و سازمان های اسلامی را تاسیس کردند. هدف نهایی بسیاری از این سازمان ها فقط کمک به شهروندان مسلمان نیست بلکه گسترش قوانین اسلامی در سراسر اروپا و امریکاست.
در سال های 1950 تا 1960 هزاران دانشجوی مسلمان خاورمیانه برای تحصیل در دانشگاه های آلمان از خاورمیانه، مهاجرت کردند اما انگیزه این مهاجرت صرفا اعتبار موسسات دانشگاهی و فنی آلمان نبود بلکه فرار از رژیم های سرکوبگر کشورهایشان بود. آلمان غربی با آغوش باز از این گروه ها استقبال می کرد. این کار هم دلایل خاص خودش را داشت. همان طور که «خالد دوران» کارشناس امور تروریسم در مطالعات خود درباره جهادگرایی در اروپا گفته است: «دولت آلمان غربی تصمیم گرفته بود روابط دیپلماتیک خود را با کشورهایی که آلمان شرقی را به رسمیت شناخته بودند، قطع کند. وقتی مصر و سوریه با دولت کمونیستی آلمان شرقی روابط دیپلماتیک برقرار کردند، بن تصمیم گرفت میزبان خوشروی پناهندگان سیاسی سوریه و مصر باشد.»
اوزلم گزر، تحلیلگر مسائل خاورمیانه در نشریه اشپیگل می نویسد: مردان جوان سازمان های تندرو در آلمان به طور منظم و هدفمند به دنبال جذب همسن و سالان خود در گروه های جهادی هستند. آنها از الفاظی پیچیده استفاده می کنند و به اصول روانشناسی مسلط هستند. معمولاجوانانی که در جست وجوی مسیری برای زندگی خود هستند را جذب می کنند. اوزلم گزر با جمال و بورا به عنوان نمونه یی از این جوانان صحبت می کند.
گزر می نویسد: پس از مدتی بورا به جای رفت و آمد به بار هینکلستین که پاتوق گروهای چپ بود، به کافه جدیدی که در آن قلیان می کشیدند و در فاصله نزدیکی با کتابخانه ایالتی هامبورگ قرار داشت، می رفت، مکانی خنک و راحت برای دیدار با دوستان جدید.
جمال به گزر می گوید: هر فردی که به سازمان ما می پیوندد در واقع یک باتری قابل شارژ است و تعالیم دینی نیرو و شارژ کننده ما هستند. کسانی که وارد این دنیا می شوند باید باتری های درونی خود را برای جنگ مقدس، به اندازه کافی نیرومند نگه دارند. او می گوید زندگی در این دنیا در واقع یک مجازات است: یک آزمایش برای زندگی پس از مرگ. او حتی دلیل مسواک زدن خود را تعالیم دینی می داند و نه توصیه دندانپزشک.
جمال در 19 سالگی پس از آنکه از خواندن کتاب های کانت و نیچه دچار سرخوردگی شده به عضویت یک سازمان رادیکال در آمده است. او می گوید کلمات هوشمندانه فلاسفه بی فایده بود. جمال اشعار مذهبی را روی آی پاد خود لود می کند. او جزو مهاجران لبنانی است که سال ها پیش با پدر و مادر خود به آلمان مهاجرت کرده است. جمال و بورا پس از پایان دبیرستان به عضویت شاخه جوانان حزب التحریر درآمدند. فعالیت های این گروه از سال 2003 در آلمان ممنوع اعلام شده است اما اعضای آن همچنان به صورت زیرزمینی فعال هستند. آنها با گسترش اسلام سلفی برای ایجاد یک حکومت دینی در قلب اروپا تلاش می کنند. جوانان تحصیلکرده زیادی عضو حزب التحریر هستند و از همه مهم تر جوانانی که همانند جمال قدرت بیان و نفوذ کلام خوبی دارند.
جمال در تورات و انجیل به دنبال اشتباهات کلامی می گردد و معتقد است استدلالات فلسفی که در کتاب های فلاسفه وجود دارند هیچ پایه و اساس درستی ندارد. شنوندگان حرف های جمال جوانان 15 تا 25 ساله یی هستند که بسیاری از حرف های او را درک نمی کنند و به همین دلیل جذابیت سخنان او برایشان بیشتر است. او از بی معنایی زندگی عادی و دنیوی می گوید: از بیهودگی تمدن جدید که با اینترنت و بازی های یارانه یی زندگی جوانان را بی معنا کرده است. او برای شنوندگان خود از مالکوم ایکس می گوید و اینکه چگونه توانست در زمینه حقوق مدنی مسلمانان در امریکا پیروز شود.
بورا به عنوان یک ترک به حزب عدالت و توسعه افتخار می کند. او هر روز فال روزانه خود را در روزنامه هامبورگ مطالعه می کند و به شانس و سرنوشت معتقد است. او از مادر بزرگش نقل می کند که سرنوشت هر انسانی توسط خدا مقدر شده است.
وضعیت آلمان به تنهایی گویای نکات زیادی است. اوزلم گزر معتقد است جوانانی مانند جمال و بورا طعمه های خوبی برای گروه های تندرویی مانند القاعده هستند.
سازمان هایی مانند اخوان از دیگر بخش های اروپا نیز غافل نمانده اند. آنها به کمک سازمان گسترده شان، در سراسر اروپا نفوذ کرده اند. در فرانسه و ایتالیا این گروه نمایندگی جامعه مسلمانان را به دست آورده است. همان طور که اتحادیه اروپا پیگیر انسجام و وحدت بیشتر میان کشورهای عضو خود است، اخوان المسلمین هم پا به پای آن برای وحدت شعبه های مختلف اروپایی اش تلاش می کند. شاید بزرگ ترین این سازمان ها، سازمان جوانان باشد که در ژوئن سال 1996 از ترکیب سازمان های جوانان سوئد، فرانسه و انگلیس تشکیل شد. امروزه شاهد این هستیم که افکار و دیدگاه های گروه هایی مانند اخوان المسلمین در کنار آنها گروه های تندرو و جهادی در اروپا به عنوان یک واقعیت انکارناپذیر حضور دارند.