تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۵۱۸۵۲
کدام‌یک از ما، مانند رهبری، اهمیت فضای مجازی را به اندازه انقلاب اسلامی می‌داند؟

فضای مجازی؛ بیم‌ها، امیدها و...


میثم رمضانعلی / www.habil.ir
ما با وضعیت مطلوب‌تری نسبت به سال پیش مواجهیم و جهت‌‌گیری‌ها و فضای کلان به سمت فضایی بهتر و امیدبخش‌تر در حرکت است. هسته‌های مقاومت تقویت شده‌اند و فضای مجازی، جدی‌تر تلقی می‌شود. اگر چه چون همه عرصه‌ها، مسئولین عقب‌تر از مردم اند ، اما اگر همین ورود مردمی افزایش یابد، می‌تواند مسئولین را نیز مجاب به تبعیت از خط مردم انقلاب اسلامی در این فضا کند. اما با همه این امیدها، بیم‌ها و مسئله‌هایی وجود دارد که تاثیرات نامناسبی به جای خواهد گذارد.
سازمان‌ها، ورودی افسارگسیخته به فضای مجازی دارند. پول‌های هنگفتی که در اختیار سازمان‌های مختلف قرار گرفته است، گاه به ناچار و به دلیل نابلدی و گاه نادانی مدیران، صرف فعالیت‌هایی می‌شود که نه دردی از جمهوری اسلامی دوا می‌کند و نه رهاوردی برای انقلاب اسلامی در پی دارد.
موج‌هایی که به طور معمول پس از بیان مفاهیمی از جانب رهبری معظم آغاز می‌شود، هم‌چون “بیداری اسلامی” یا عناوین سالانه‌ای که رهبری بر آن‌ها تاکید دارند، باعث می‌شود که سازمان‌ها تا حد امکان کارنامه‌ای برای خویش در آن موضوع ایجاد کنند. کارنامه‌ای که به ضرب و زور ایجاد می‌شود و جز هدر رفتن پول‌های هنگفت و انرژی‌های بسیار، چیزی برای ما در بر نخواهد داشت. سازمان‌ها و مدیران سازمانی، لازم می‌دانند که با این فعالیت‌ها، خود را سربازان ولایت به نمایش بگذارند و چه راحت‌تر، که با کارهایی، صورت ولایت‌مداری را ظاهر کنند، در حالی که باطن را رها کرده‌اند.
راهکار برای حل این مسئله و برخورد با این روند، نه لزوما سازمانی که رسانه‌ای و تربیتی و در ادامه بی‌آبرو کردن این مدیران و سازمان‌هاست. در میان‌مدت، این وضعیت رو به بهبود پیش خواهد رفت. ان شاءالله.
به عنوان مثال، علاقه برخی به جنگ الکترونیک (قلب معنایی جنگ الکترونیک به جنگ نرم، در حالی که جنگ سخت است)، یکی از مشکلات ماست. تبلیغات و مانور رسانه‌ای بر روی هک کردن و حملات سایبری ما به نقاط دشمن، می‌تواند در دراز مدت به عاملی برای منزوی شدن بدل شود و حتی، بهانه‌ای برای برخوردهای بزرگ را به مستکبران بدهد. بهانه اخلال در فضای مجازی. اگر بناست اتفاقی در این میانه بیفتد، نیازی به مانورهای رسانه‌ای نیست. به طور کلی، آن‌ها که حرف می‌زنند، عمل نمی‌کنند و آن‌ها که عمل می‌کنند، حرف نمی‌زنند.
قوت ما در فعالیت شبکه‌ای‌ست. فعالیت سازمانی و فعالیت تشکیلاتی، می‌تواند آسیب‌پذیری ما را در فضای مجازی دوچندان کند. فعالیت سازمانی و فعالیت تشکیلاتی در فعالیت‌های فرهنگی و به خصوص در فضای مجازی، بازگذاردن دست دشمن در برآورد از توان ماست. این منافی نقشه راه نداشتن نیست و به حتم به معنای بی‌نظمی و رشد پیوسته و منتظم نخواهد بود. فعالیت‌های شبکه‌ای و شبکه کردن فعالیت‌ها، آسیب‌های فعالیت‌های تشکیلاتی را نداشته و باعث خواهد شد تا سرمایه انقلاب اسلامی در این عرصه، افزون شود.
متاسفم که باید تذکر دهم که شبکه‌شدن و فعالیت شبکه‌ای با سایت‌های شبکه‌های اجتماعی متفاوت است. همان سایت‌هایی که مسئولین امر و نه فقط مسئولین رده‌های میانی که مسئولین ارشد و به عنوان نمونه، وزیر محترم ارشاد، هفته‌ای یک و چند نمونه از آن افتتاح را می‌کنند!
در مورد “شورای عالی فضای مجازی”، بیم آن می‌رود که اعضای شورا، که علاقه‌مند به توسعه‌های فنی هستند و دغدغه‌ حل مسئله و مشکل در این موارد را بیش‌تر بیان می‌کنند، از اهمیت محتوا و توجه به ظرفیت انسانی غافل شوند. مسئله‌ای که توسط برخی نهادهای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، در سال‌های پیش به چشم و به جان نوش کرده‌ایم. متاسفانه غلبه نگاه فنی و نگاه مهندسی به فضای مجازی، ما را که نقطه‌ قوت‌مان محتواست، دچار اشتباه در برآورد کرده است، و در مسیری که بایست پیش نمی‌رویم.
شورای عالی فضای مجازی، به عنوان متولی اصلی فضای مجازی، بایست به گروه‌های مختلفی که خود را ملتزم به قوانین جمهوری می‌دانند، توجه کنند. ما در این عرصه اگر چه وضعیتی آرمانی نداریم، اما گروه‌هایی با توان‌های مختلف تاسیس و ایجاد شده‌اند و نیاز دارند با حمایت‌ها و هدایت‌هایی، به فعالیت بپردازند. این گروه‌ها لزوما گروه‌هایی با شناسنامه و ان‌جی‌ئوهایی ثبت‌شده نیستند. جمع‌هایی که می‌توان بیم‌ها را با حضورشان کاهش داد.
پرسش این است که به واقع چند نفر از اعضای شورای عالی فضای مجازی با فعالان فضای مجازی ارتباط دارند؟ و مهم‌تر از این پرسش، چند نفر از اعضای این شورا، ‌‌دغدغه چنین هم‌اندیشی‌هایی را دارند؟
ارتباط با بدنه فعالان و کسانی که در خط مقدم فعالیت هستند، می‌تواند مسئولین و اعضای شورای عالی فضای مجازی را تا حدی از انتزاعی شدن و تصمیم‌های دور از واقع، مصون کند. چنان که در رابطه با شورای عالی انقلاب فرهنگی، در مواردی شاهد تصمیمات به شدت مخرب و نامناسب ایشان بودیم و شاید یکی از مهم‌ترین عوامل‌ آن، عدم ارتباط با بدنه‌های فرهنگی و فعال بوده باشد. در هر حال، امیدوارم سرنوشت شورای عالی فضای مجازی به وضعیت شورای عالی انقلاب فرهنگی ختم نشود.
در یک‌سال گذشته، چند اتفاق مهم در فضای مجازی افتاده است. برخوردهای شدید امنیتی قضائی با فعالان فضای مجازی، تشکیل شورای عالی فضای مجازی، تغییر تیم مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال، سوء استفاده از اطلاعات خصوصی کاربران سایت ساماندهی.
ما، به عنوان وبلاگ‌نویس و فعال فضای مجازی، با هشت هزار و سیزده نفر مواجهیم. هشت هزار و سیزده‌ نفری که می‌توانند تصمیم بگیرند، یک وبلاگ به خاطر تنها یک نوشته‌، که نامناسب تشخیص داده می‌شود، فیلتر شود و حتی اگر آن وبلاگ روی سرورهای ایرانی باشد، کل آن محتوا حذف شود. به همین راحتی. هشت هزار قاضی و سیزده نفر عضو کارگروه کسانی هستند که می‌توانند حکم به فیلترشدن و مسدود شدن یک وبلاگ بدهند.
کسانی که بنده بعید می‌دانم بسیاری‌شان تصور و درک کاملی نسبت به فضای مجازی و اقتضائات آن داشته باشند و شرایط و ویژگی‌های خاصی را که این فضا دارد، متوجه باشند. تا جای که اشتباه‌های نامناسب و برخوردهای سنگینی که در یک سال گذشته با فعالان فضای مجازی شده است، حاکی از درستی این تحلیل است. چنان که رهبری، نسبت به این برخوردها و به صورت تلویحی در آغاز سال تذکر دادند و متاسفانه شنیده نشد و باز در دیدار اخیرشان با بدنه دانشجویی، این‌بار صریح‌تر از قبل، تذکر دادند و امیدوارم و امیدوارم و امیدوارم که این بار شنیده شده باشد.
تعدد نهادهایی که در فیلترینگ موثر هستند، یکی از مهم‌ترین مواردی‌ست که پیچیدگی‌های فعالیت در این فضا را افزون می‌کند. هشت هزار قاضی، دادستانی، سپاه، وزارت اطلاعات، پلیس فتا، هیئت نظارت بر مطبوعات، شورعای عالی امنیت ملی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، و به زودی شاید نهادهایی مثل سازمان آب و فاضلاب نیز اضافه شود. کسانی که می‌توانند فعالیت در فضای مجازی را محدود و خیلی محدود و خیلی خیلی محدود کنند. جدای از این محدودیت‌ها، طرف حساب نبودن با یک نهاد مشخص، مسئله مهمی‌ست که از شورای عالی فضای مجازی، انتظار اقدامی جدی و فوری برای حل آن می‌رود. در یک سال گذشته، امیدها به مرکز رسانه‌های دیجیتال بیش‌تر شده است.
و به حتم افزایش امید، به معنای بهتر شدن اوضاع به تمامه نیست. تیم جدید، می‌تواند با بازیابی هویت مرکز رسانه‌ها به عنوان یکی از مراکز فعال در عرصه فضای مجازی، اشتباهات و فرصت‌سوزی‌های گاه نابخشودنی تیم قبلی را جبران کند. مهم در این اتفاق، درایت تیم فعلی، در دور شدن از بازی‌ها، و توجه به ساختن خرابه‌ای‌ست که برجای مانده است. البته خرابه‌ای که در ذهن‌های ما از مرکز است، نیاز به بازسازی فوری‌تری نسبت به خود مرکز دارد. امید که به شود.
چقدر حرف مانده است. در فضایی که این جلسات، کم اهمیت دیده می‌شود و شاهد جلسات مشابه و دائمی نیستیم، زدنِ حرف‌ها، در این وقت کم، امکان‌پذیر نیست. سلام و درود خدا بر خمینیِ کبیر و خامنه‌ای عزیز و بر مردمِ انقلابِ اسلامی، که دور نیست، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را به دستانِ صاحبش برسانند. ان‌شاءالله

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات