تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۹:۳۵  ، 
کد خبر : ۲۵۱۸۷۶
واکنش به سخنان باهنر

بنویس باهنر، بخوان اصولگرایان


ثمینا رستگاری
گروه سیاسی- از بر افتادن پرده ها میان دولت و اصولگرایان مدت های مدیدی می گذرد. آخرین پرده ها بعد از قهر 11 روزه کنار رفت و حرف ها و شنیده ها و زمزمه ها ناگاه علنی شد، به صحن مجلس کشیده شد و در طرفه العینی تند ترین انتقادها از زبان نزدیک ترین دوستداران او شنیده شد. به گونه یی که حتی بسیاری از اصولگرایان در نقد دولت از اصلاح طلبان هم پیشی گرفتند. به حوادث یک سال پیش که فکر کنید می بینید که در تمام این مدت نقد احمدی نژاد مجانی بوده است. اصولگرایان حتی در مواجهه با خبرنگاران اصلاح طلب ابایی از اعتراف به مسائلی که زمانی خانوادگی محسوب می شد ندارند. خیلی وقت است که ما برای شنیدن دعواهای درون گروهی اصولگرایان محرم به حساب می آییم.
در این پروسه احمدی نژاد کمترین تغییر را کرده است او از روز اول اعلام کرد که بدون کمک اصولگرایان پیروز شده و راست هم می گفت. کاندیدای اصولگرایان احمدی نژاد نبود به همین دلیل او از همان روز اول باب سهم خواهی را بست تا همه اصولگرایان با سکوت عملکرد او را نظاره کنند و از سر ناچاری او را تایید کنند. و برای این کار خود نمی توانند از احمدی نژاد مطالبه یی داشته باشند. او با صراحت مثال زدنی اش از آنها خواسته بود که «خودشان را به او نچسبانند». حالاکه به هر دلیلی اصولگرایان از او عبور کرده اند قبل از هرچیز باید از گذشته خود دفاع کنند، حمله به احمدی نژاد راه برون رفت آنها به حساب نمی آید. حالاکه اصولگرایان به هر دلیلی که (بررسی آنها مجالی و جسارتی می خواهد) از احمدی نژاد روی برگردانده اند باید هزینه این تغییر رفتار را بدهند. احمدی نژاد هنوز رییس دولت است.
او هنوز می تواند به صورت زنده با مردم حرف بزند. او هنوز محمود احمدی نژادی است که می تواند اسرار هویدا کند با این حال اصولگرایان با چه پشتوانه یی او را نقد می کنند ؟چگونه می توانند حرف از عزل او را بر زبان آورند؟ آیا نهاد مجلس در ذهن اصولگرایان چنان قدرتی را به ساکنانش بخشیده است: مجلسی که اصولگرایان در دوره اصلاحات او را از راس امور بودن دور کردند حالاچه می تواند بکند. اینها همه نکاتی است که عمده مشغولیات دولت و مجلس را شامل می شود. دولت محمود احمدی نژاد از بدو روی کار آمدن تاکنون هزینه های زیادی را برای بدنه جناح راست ایجاد کرده اما فصل تازه تقابل های این دولت با پدرخواندگانی که حالادیگر هیچ تناسبی بین خود و فرزندخوانده ناسازگارشان نمی بینند، از جنسی دیگر است. درست از زمانی که به نظر رسید تحرکات اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده رنگ و بوی جدی تری به خود گرفته، دولتی ها نیز تمام قد وارد میدان شدند و بدون واهمه از انگ انحراف عقیدتی و فساد مالی که بارها از سوی اصولگرایان به آنها نسبت داده شده بود، اقدام به خط و نشان کشیدن برای راست های سنتی و تکنوکرات های جناح راست کردند.
نخستین جرقه های این نزاع خانگی در روزنامه ایران زده شد و در ادامه هم این روزنامه پرچمدار دولتی ها شد تا با هر اقدام سایر راستی ها، اقدام متقابل را بلافاصله تدارک ببیند و در این راه سایت تازه راه اندازی شده «شبکه ایران» هم لجستیک عملیات روزنامه ایران را بر عهده گرفت. روزنامه دولتی ها در یک ماه گذشته به شدت نسبت به زمزمه های برگزاری انتخابات توسط نهادی مستقل از دولت واکنش نشان داد و تشکیل تیم اقتصاد مقاومتی در مجلس را هم نشانه یی دیگر از تلاش محافظه کاران برای سلب اختیارات دولت دانست. اما در نهایت اوج هنرنمایی «ایران» آنجا بود که پرده از نامه نگاری تعدادی از وزرای سابق احمدی نژاد و برخی دیگر از چهره های سیاسی، با مقام عالی رتبه نظام برداشت. اعلام این خبر کافی بود تا از نگاه ناظران، تلاش جناح راست برای عبور بی خطر از احمدی نژاد کاملاجدی گرفته شود.
در این موقعیت واکنش دستپاچه و سراسیمه اصولگرایان و تناقض گویی های آنها درباره این نامه باعث شد تا نه تنها خبر روزنامه ایران تکذیب نشود بلکه شواهدی هم مبنی بر تایید آن به دست آید. در این بین اظهارات محسن رضایی مبنی بر اینکه محتوای نامه به رهبری، تشکیل ستاد فراقوه یی برای اداره امور کشور بوده، این فضا را برای روزنامه ایران مهیا کرد تا در یادداشت های خود صراحتا از صفارهرندی، متکی، پورمحمدی و دانش جعفری به عنوان وزرای معزولی که پرچمدار «دشمنی با دولت» شده اند نام ببرد. مصاحبه روزنامه اعتماد با باهنر و اظهارات او در نقد دولت و اینکه اگر رییس جمهور کاری که به زعم اصولگرایان ناشایست است انجام دهد او را عزل خواهند کرد، گفتن اینکه در یک سال آینده دست روی دل مان می گذاریم و همچنان احمدی نژاد را تحمل خواهیم کرد به مثابه سوخت تازه یی برای شعله ور شدن دوباره این آتش عمل کرد.
همین سخنان باهنر و البته اظهارات دیگری که او درباره اصلاح طلبان و نامزدهای این طیف در انتخابات سال 88 به زبان آورد، دستمایه انتقادات تند و تیز دولتی ها و البته اصلاح طلبان، از چهره همیشه در صحنه اردوگاه محافظه کاران شد.
پس از این گفت وگو، غلامحسین کرباسچی که بعد از انتخابات سال 88 سکوت را به مثابه تاکتیکی برای عبور از اوضاع اتخاذ کرده تصمیم گرفت سخن بگوید. او طی جوابیه تند و کم سابقه یی، محمدرضا باهنر را به افترازنی متهم کرد و از رای خود در انتخابات سال 88 دفاع کرد و با بیان این پرسش که باهنر در انتخابات سال 88 به چه کسی رای داده است، جناح راست را مسوول اوضاع کنونی کشور دانست و گفت که برای شانه خالی کردن از زیر بار این مسوولیت، به آسمان و ریسمان چنگ نزنید.
اما این جوابیه کرباسچی، که به تنهایی می تواند بدنه محافظه کاران را به چالش بکشد و آنها را در موضع پاسخگویی نسبت به اوضاع کنونی قرار دهد، تنها معضلی نبود که به واسطه سخنان باهنر گریبانگیر جناح راست شد، بلکه آنها در شرایطی که وجاهت شان به دلیل عملکرد دولت احمدی نژاد زیر سوال رفته است، باید علاوه بر پاسخگویی به اصلاح طلبان، ضربه های جدید دولتی ها را نیز بر پیکر جناح چندپاره خود تحمل کنند.
دولتی ها هم این فرصت را غنیمت شمرده اند و در ادامه راهبرد خود که القای تقابل با محافظه کاران برای تصاحب ریاست جمهوری آینده است، این بار توسط علی اکبر جوانفکر در سرمقاله روزنامه ایران، باهنر را هدف شدیدترین انتقادات خود قرار دادند.
جوانفکر در سرمقاله روز گذشته ایران با عنوان «خواب های آشفته» نوشته است: «به این سوال باید پاسخ قانع کننده یی داده شود که چرا افرادی با رنگ و لعاب سیاسی آقای محمدرضا باهنر، پس از مصادره خانه ملت به نام خود، در برابر دولت انقلابی، ارزشی و مردمی دکتر محمود احمدی نژاد و موثرترین دولت پس از انقلاب در پیشرفت همه جانبه کشور، تا این حد تاب و توان از دست داده اند که به سختی حاضر می شوند یک سال آخر آن را تحمل کنند و از موضع خودبرتربینی و در راس امور بودن، برای دولت دهم، دائما خط و نشان می کشند، معیارگذاری و تهدید می کنند و به تعبیر خواب های آشفته خویش برای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری می پردازند.
به راستی این افراد ناگزیر از تحمل کدام هزینه سنگین خواهند بود که از ترس آن، ترجیح داده اند رییس جمهور یعنی منتخب یک ملت را تحمل کنند و به زعم خویش عزل او را فعلااز دستور کارشان خارج سازند؟!»
جوانفکر که هنوز مهر محکومیت قبلی اش خشک نشده محافظه کاران را به گربه یی که به همه جا چنگ می زند، و مشایی را به خاری در گلوی آنها تشبیه کرده و نوشته: «آنها در یک بن بست اخلاقی و رفتاری خودساخته گرفتار آمده اند و به مثابه گربه در بند افتاده یی می مانند که به هر چیز و هر کس چنگ می اندازد تا بلکه راه گریزی فرارویش گشوده شود. وقتی در برابر منطق صحیح و اصولی مهندس اسفندیار رحیم مشایی کم آوردند، خودشان او را به یک خار تیز و برنده تبدیل کردند، سپس با آن تن خویش و دیگران را مجروح و رنجور ساختند و سرانجام ترجیح دادند این خار را ببلعند تا از نظرها دور بماند اما در گلویشان آنچنان گیر کرده است که نه یارای فرو بردن خار را دارند و نه می توانند آن را بیرون آورند.»
اما جدا از این تعابیر بدیع، جوانفکر در بخش دیگری از سرمقاله روزنامه ایران، با بیان یکی از جملات مشهور احمدی نژاد، اوج تخاصم میان دولتی ها و محافظه کاران را به نمایش می گذارد و می نویسد: «این همه را گفتیم که کودکانه بودن بهانه های یک طیف زیاده خواه را برملاکنیم زیرا بر این باوریم که قرار داشتن آقای مشایی در کنار رییس جمهور، مساله اصلی امثال آقای باهنر برای ضدیت و خصومت با دولت آقای احمدی نژاد نیست و مشایی فقط یک بهانه است! در اینجا یادآوری یک توصیه صادقانه خالی از لطف نیست که: آب را جایی باید ریخت ...»
بعد از این یادداشت باهنر دیگر نمی تواند به شوخی به ما بگوید شما می خواهید میانه ما و احمدی نژاد را به هم بزنید.
او به خوبی درمی یابد که تقسیم بندی اش درباره اصلاح طلب خوش خیم و بدخیم درباره اصولگرایان کاربرد بیشتری دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات