نجمهسادات الحسینی
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سیاستهای کاهش جمعیت منجر به تصویب قانونی در قالب تنظیم خانواده در سال 72 شد.اما این سیاست ها بدون در نظر گرفتن زمان توقف، به اجرا درآمد حتی حجم عظیمی از فرهنگسازی نیز روی آن صورت گرفت و چنانچه مقام معظم رهبری نسبت به این مسئله هشدار نمیدادند معلوم نبود کاهش جمعیت تا کجا پیش برود.
رشد شدید باروری موجب گشت تابرخی، خطر انفجار را برای ایران گوشزد کنند و دولت وقت نیز در راستای سیاست کنترل جمعیت با بسیج کردن تمام دستگاه های تبلیغاتی و اجرایی کشور توانست خطر انفجار جمعیتی را کنترل کند و رشد جمعیتی ایران را به حد متوسط جهانی برساند اما آن چیزی که مدیران به آن توجه نکرده بودند حرکتی انقلابی در خصوص کنترل جمعیت بود و این تندروی در این مسئله موجب شد تا برخی از کارشناسان نسبت به این موضوع ابراز نگرانی کنند و خواستار تجدید نظر در سیاست های جمعیتی کشور شوند.
هرچند که بیان این هشدارها پیش تر نیز از سوی برخی از مراجع تقلید و همچنین ریاست جمهوری ایران با بی توجهی و حتی انتقاد بسیاری از رسانه ها و برخی از مسئولین روبهرو شد اما بیان این نکات از سوی رهبر معظم انقلاب و دغدغه ایشان نسبت به روند جمعیتی ایران اسلامی نشان داد که بی توجهی به این مهم می تواند تبدیل به مشکلی جدی برای نظام شود.
رهبر معظم انقلاب چندی پیش در جمع کارگزاران نظام با انتقاد از تداوم سیاست کنترل جمعیت فرمودند: «در اوایل دهه هفتاد اجرای این سیاست بنابر مصالحی، صحیح بود اما ادامه آن در سالهای بعد خطا بود.بررسی های علمی و کارشناسی نشان می دهد که اگر سیاست کنترل جمعیت ادامه پیدا کند، به تدریج دچار پیری و در نهایت کاهش جمعیت خواهیم شد، بنابراین مسئولان باید با جدیت در سیاست کنترل جمعیت تجدید نظر کنند و صاحبان رسانه و تریبون از جمله روحانیون در جهت فرهنگ سازی این موضوع اقدام کنند.»
کارشناسان معتقدند اگر روال جمعیتی ایران به همین صورت به ادامه جایگزینی جمعیتی بپردازد و برنامه ای برای تعادل آن نداشته باشد در 80 سال آینده جمعیت 31 میلیونی را تجربه خواهد کرد که 47 درصد آن را افراد سالمند بالای 60 سال در برمی گیرند و این درحالی است که در خاورمیانه کشورهای عربستان و قطر دارای بیشترین رشد جمعیتی در میان سایر کشورهای منطقه هستند.
دکتر غلامرضا علیزاده جامعه شناس معتقد است: «واقعیتهای آماری نشان از کاهش جمعیت ایران دارد و همچنین مشخص می شود میانگین سنی جمعیت کشور افزایش پیدا کرده است بهطوریکه به 30 سال نزدیک شده است. در سال 55 میانگین سنی جمعیت 22/4 سال بوده است، در سال 85 نیز میانگین سنی به 28 سال رسیده بود در حالیکه در سالهای بعد میانگین سنی کاهش یافت. به گفته این استاد دانشگاه، تمامی آمارهای موجود مشخص کننده آن است که جمعیت کشور رو به میانسالی میرود بهطوری که طی 5 سال آینده جمعیت سالمند دو رقمی یعنی از 7 درصد اکنون به 10 درصد خواهد رسید.متناسب با افزایش جمعیت سالمند در کشور هزینه های درمانی و نیازهای ضروری سالمندان نیز در آینده افزایش پیدا می کند و چنانچه از هم اکنون به فکر تامین این نیازها نباشیم در آینده با بحران مواجه میشویم».
ایران در حال حاضر جز 10 کشوری است که به سرعت به سمت کهنسالی در حال حرکت است و در جایگاه ششمین کشور جهان قرار دارد که افراد آن به سن پیری میرسند. ایران در بیست سال آینده وارد فاز اول سالمندی جمعیتی خواهد شد. دکتر محمد میرزایی استاد جمعیت شناسی دانشگاه تهران در این باره معتقد است: «با توجه به اینکه میزان باروری پایین آمده به همین دلیل این موضوع در آینده نگران کننده است و چنانچه این نرخ با همین روند ادامه پیدا کند در آینده به رشد صفر و طی 40 سال دیگر به رشد منفی میرسد. اما در حال حاضر رشد سالانه جمعیت 1/3 درصد است بهطوریکه سالیانه یک میلیون نفر به جمعیت ایران افزوده می شود. جمعیت از سال 85 تا 90، بیش از 5 میلیون نفر افزایش پیدا کرده است. براساس آمارها رشد جمعیت از 3/2 به 1/3 رسیده است یعنی سالانه 1/3 درصد به جمعیت کشور افزوده میشود.
وی همچنین در خصوص راهکار های پیشگیری از بهوجود آمدن وضعیت بحرانی در جمعیت کشور می گوید: «باید با انجام اقدامات فرهنگی در جهت افزایش نرخ موالید در میان خانواده ها اقدام کرد تا تعداد فرزندان از 1/8 به 2/2 برسد. فراهم کردن زمینه های ازدواج، زمینه سازی و بستر سازی، بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی و ...از جمله راهکارهای افزایش موالید در کشور است».
زمانی که تفکر کنترل جمعیت و تکفرزندی در کشور به گفتمان رایج تبدیل شد، آثار و تبعات فرهنگی خاصی نیز در پی داشت و عقیمسازی زنان و مردان به یک عرف مجاز تبدیل شد به طوری که امروز در جمهوری اسلامی تنها موردی که در بیمارستانها و خانههای بهداشت به صورت رایگان انجام و بعضا جایزه هم اعطا میشود، عمل عقیمسازی است! البته سقط جنین نیز در نگاه برخی خانوادهها مجاز دانسته میشود، زیرا تنظیم خانواده یک ضرورت است و فرزند چهارم از وجهه خوبی برخوردار نیست و از برخی امکانات محروم خواهد بود.
طبیعی است در این فرهنگ، برخی خانوادههایی که از تنهایی رنج میبرند خلأ انس با فرزند را با انس با حیوانات پر کنند، امری که امروزه در بسیاری از شهرهای بزرگ بویژه مناطق اشرافنشین به چشم میخورد و در غرب به عنوان یک فرهنگ و یک عرف شناخته می شود. شغلهای جدید و مغازههایی با عنوان غذای سگ و شستشوی سگ و درمانگاه سگ و... از پدیدههایی است که هر روز بر تعداد آنها افزوده میشود. روشن است خانوادهای که فرزند نمیآورد یا تک فرزند است و فرزندش به دانشگاه رفته و یا ازدواج کرده است، چنین خلایی را در زندگی احساس میکند و برای جبران آن چنین راهکارهایی میاندیشد که غربیها اندیشیدهاند.
این فرهنگ هیچ سنخیتی با فرهنگ ایرانی اسلامی نداشته و بروز و رواج روز به روز آن در جامعه تبعات اجتماعی خاصی را به دنبال خواهد داشت.
برخی تغییرات اجتماعی در جامعه باعث کاهش رشد جمعیت شده،تغییراتی همچون، افزایش سن ازدواج، تاخیر در فرزند آوری،بسنده کردن به یک فرزندو عدم مسئولیت پذیری خانواده ها از جمله تغییراتی است که کاهش جمعیت را در بر داشته است.قشر تحصیلکرده و دانشگاهی جامعه مجبورند بیشتر وقت خود را صرف تحصیل، کار، کنکور و ... کنند به همین دلیل در سن بالا ازدواج می کنند و همین امر باعث می شود که سن بچه دار شدن آنان بالا برود.نگرانی از اشتغال و تحصیل و همچنین نگرانی از آینده فرزندان نیز از دیگر مشکلاتی است که جوانان و خانواده ها با آن دست و پنجه نرم میکنند.
به طوری که مانعی برای ازدواج و فرزند دار شدن زوجین است.
تعداد زیادی از زوجین مهمترین عامل تاخیر در فرزند آوری و تک فرزندی خود را مشکلات اقتصادی عنوان می کنند. مشکلاتی چون نداشتن مسکن مستقل، اشتغال مطمئن و یا درآمد ناکافی، هزینه های بالای آموزش و... عللی است که از سوی زوجین عنوان می گردد. البته مشکلات اقتصادی تاثیر مستقیم بر کاهش رشد جمعیت ندارد.
هم اکنون طبقات مرفه و پر درآمد جامعه فرزند کمتری نسبت به افراد کم درآمد دارند. به همین دلیل نمی توان گفت که مشکل اقتصادی در کاهش آمار فرزندان در خانواده ها تاثیر بسزایی دارد. سید امیر حسین قاضی زاده سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس معتقد است: «به منظور ارائه راهکار برای افزایش جمعیت باید ابتدا سیاستهای جمعیتی که در گذشته محدود کننده بودند مورد بررسی و بازنگری قرار گیرند و در کنار آن با تدوین سیاستهای تشویقی در جهت افزایش تعداد فرزندان در خانواده ها اقدام شود».