محمدولی علییی
از جمله مباحث مهمی که از چند دهه گذشته و بویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران (به عنوان یک حکومت دینی) و نیز در جهان مطرح گردید، موضوع جمعیت و زمینه سازی برای رشد جمعیت یا تدوین و اجرای قوانینی در راستای کنترل باروری و موالید در میان مسلمانان است. این موضوع از آن روی اهمیت بیشتری پیدا میکند که به بحث کنترل جمعیت از نگاه دینی و فقهی در سطوح خرد و کلان میپردازد. در مطالعه تاریخ جمعیتشناسی، همه ادیان الهی، بویژه دین اسلام را طرفدار افزایش جمعیت و مشوق فرزندآوری زیاد قلمداد میکنند. حال باتوجه به این نگرش، آیا میتوان اصل سیاستهای جمعیتی و کنترل موالید را در این جوامع پذیرفت یا اینکه باید با تجدید نظری اساسی و با مقدمه چینی دقیق در عرصههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، زمینه رشد جمعیت و کنترل نفوس مسلمین و شیعیان را رقم زد؟ (1)
آیا فقه و فقهای شیعی، با رشد جمعیت موافقند یا با کنترل آن؟
علما و فقهای شیعه در زمینه کنترل موالید و کمیت تعداد فرزندان به دو دسته تقسیم میشوند: الف. گروهی که اسلام را مخالف با کنترل موالید و موافق با ازدیاد جمعیت و نفوس میدانند. ب. گروهی که معتقدند اسلام علاوه بر تأکید نسبت به تکثیر نسل، جواز کنترل موالید و جلوگیری از آنرا تنها و تنها در موارد خاص صادر کرده است.
الف- مخالفان قطعی و مطلق سیاستهای کنترل جمعیت:
در شماره قبل گفتیم که برخی از علما و فقهای شیعه معتقدند که کنترل موالید و جلوگیری از بارداری، چه در سطح خرد و چه در سطح کلان، مغایر با روح اسلام و آیات قرآن است. این عده با استناد به آیات قرآن و زدودن ترس نسبت به فقر و مشکلات معیشتی برای افزایش جمعیت، لزومی برای کنترل جمعیت نمیبینند و در نتیجه، هر سیاست کنترل جمعیتی را مخالف شرع مقدس اسلام میدانند. مرحوم آیت الله طهرانی از جمله علمایی است که به مخالفت شدید با مقوله کنترل جمعیت در کتاب خویش پرداخته است. (2)
مرحوم طهرانی با استناد به آیه »وَأَنکِحُوا الْأَیَامَی مِنکُمْ وَالصَّالِحِین ...» (نور، 32) مینویسد: با وجود صفات واسع، رازق، رزاق و علیم خداوند چگونه ممکن است مسلمانان به تنگدستی بیفتند؟ از این رو، وی هرگونه جلوگیری از فرزندزایی را خلاف شرع میداند. به نظر ایشان، اصل زن در عبادت است؛ یعنی اصل، در وضعیت حمل و رضاع است. حیض خلاف اصل است؛ یعنی عدم حمل و عدم رضاع خلاف اصل است. زن به واسطه عدم حمل و عدم رضاع، تعدادی از قوای بدنی و جسمی خود را که خداوند به صورت خون درآورده است هدر خواهد داد. از این روی، از رحمت خدا دور است و خداوند در اینجا به وی اجازه عبادت و خشوع و خضوعی را که به واسطه نماز و روزه و طواف حاصل میشود نداده است. (3)
آیت اللّه طهرانی سیاست کاهش جمعیت را توطئه صهیونیسم و غرب علیه مسلمانان میداند. آنچه بدبینیهای علمایی همچون مرحوم آیتالله طهرانی را دامن زده است کمکهای صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و سازمانهایی نظیر سازمان ملل متحد به کشورهای جهان سوم برای کنترل جمعیت میباشد. به عنوان مثال، مدیر اجرایی صندوق جمعیت ملل متحد گفته است: بانک جهانی 150 میلیون دلار به عنوان وام برای بهداشت و تنظیم خانواده در ایران اختصاص داده است. (4)
آیتالله طهرانی با اشاره به قطعنامه هفده تن از فقهای اهل سنت که پس از شرکت در مجلس مجمع فقهی اسلامی در سال 1400 هـ. ق در مکه مکرمه صادر گردید، نظر ایشان را چنین معرفی مینماید: «مجلس مجمع فقهی اسلامی به اتفاق آراء مقرر میدارد که: تحدید نسل مطلقا جایز نیست و جلوگیری از آبستنی در صورتی که انگیزه آن ترس از کمبود باشد حرام است؛ چرا که خداوند متعال «هوالرزاق»،»ذوالقوة المتین» و روزی همه جنبندگان روی زمین را به عهده گرفته است: «وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَی اللّهِ رِزْقُهَا ...» (هود، 6) اما دعوت و الزام مردم به تحدید نسل و جلوگیری از آبستنی به طور کلی شرعا حرام است».
در مجموع، علما و صاحبنظران هم رأی با مرحوم آیتالله طهرانی، به دو دلیل عمده معتقد به عدم جواز برای کنترل جمعیت هستند: 1. آیات و روایات در این باره؛ 2. دسیسهها و نقشههای استعمار و صهیونیسم برای کاهش جمعیت مسلمانان.
دسته اول که قائل به کنترل جمعیت نیستند، توجه خاص خود را بر رزق و روزی و کمیت منابع برای تأمین معیشت انسان معطوف میدارند؛ اینکه رزق و روزی در دست خداوند است و اوست که روزی هر کس را مقرّر میفرماید.
الف. استناد به قرآن: این گروه یکی از دلایل مخالفت خود با کنترل موالید را آیات قرآن کریم در این زمینه عنوان میکنند؛ از جمله:
1- «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِب»؛ و هر کس از خدا پروا کند [خدا [برای او راه بیرونشدنی قرار میدهد. و از هر جایی که حسابش را نمیکند به او روزی میرساند. (طلاق، 2 و 3)
2- «وَکَأَیِّن مِن دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ یَرْزُقُهَا وَإِیَّاکُمْ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیم»؛ و چه بسیار جاندارانی که نمیتوانند متحمل روزی خود شوند. خداست که آنها و شما را روزی میدهد، و اوست شنوایی دانا(عنکبوت، 60)
3- «قُلْ إِنَّ رَبِّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَیَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِین»؛ بگو در حقیقت پروردگار من است که روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد گشاده یا برای او تنگ میگرداند. و هر چه را انفاق کردید عوضش را او میدهد و او بهترین روزیدهندگان است.(سبأ، 39)
4- «اللَّهُ لَطِیفٌ بِعِبَادِهِ یَرْزُقُ مَن یَشَاء وَهُوَ الْقَوِیُّ العَزِیز»؛ خدا نسبت به بندگانش مهربان است؛ هر که را بخواهد روزی میدهد و اوست نیرومند غالب. (شورا، 19)
ب. استناد به روایات: در ذیل به برخی از روایاتی که مشوق فرزندآوری میباشند اشاره میگردد:
1- «عن امیرالمؤمنین علیهالسلام : «تزوجوا فان التزویج سنة رسول اللّه(ص) فانه کان یقول: من کان یحب أن یتبع سنتی فان من سنتی التزویج و اطلبوا الولد فانی تکاثر بکم الامم غدا»؛ ازدواج کنید که همانا ازدواج سنت رسول خداست. همانا حضرتش میفرمود: هر کس دوست دارد که از سنت من پیروی کند، پس بداند که ازدواج یکی از سنتهای من است و طلب فرزند کنید؛ چرا که با شما میخواهم امتم را از سایر امتها بیشتر کرده باشم. (5)
2- «عن ابی جعفر علیهالسلام قال: قال رسول الله(ص) «تزوجو بکرا و اولادا ولاتزوجوا حسناء جمیلة عاقرا فانی أباهی بکم الامم یوم القیامه»؛ با زنان باکره و فرزندآور ازدواج کنید و با زنان زیباروی [و خوشاندام و خوشقیافه [نازا ازدواج نکنید؛ چرا که به شما روز قیامت مباهات خواهم کرد. (6)
3- «عن الرسول (ص): «ما یمنع المؤمن أن یتّخذ اهلاً لعلّ الله یرزقه نَسَمَةً، ثقل الارض بلا اله الا الله»؛ چه چیزی مانع مؤمن است از اینکه اهلی (همسری) انتخاب کند که شاید خداوند ذی روحی (فرزندی) به او روزی کند تا زمین را با »لا اله الا الله» گفتنش سنگین کند؟ (7)
4- « عن الرسول (ص): «اتخذوا الاهل فانه ارزق لکم»؛ اهل و عیال برای خود فراهم کنید؛ چرا که این برای شما روزیآورتر است. (8)
ب- مخالفان غیر علی الاطلاق سیاستهای کنترل جمعیت (موافقت در شرایط زمانی و مکانی خاص)
دسته دوم از علما و فقها معتقد میباشند که با توجه به شرایط زمانی و مکانی و ضرورتهای آن به طور قطعی مخالف کنترل موالید نیستند، بلکه معتقدند در مواردی که موقعیتهای اجتماعی ایجاب کند، با صلاحدید و تشخیص ولی فقیه میتوان سیاست جمعیتی را تنظیم یا دستکم کنترل جمعیتی را اعمال نمود.
سیاستهای جمعیتی از حوزه اختیارات ولی فقیه است:
آیتالله مؤمن قایئلند به اینکه نه تنها اسلام، بلکه ادیان آسمانی پیروان خود را به افزایش جمعیت با ایمان و شایسته به اندازهای که در توان آنان باشد فرا میخوانند. ایشان مقوله کنترل جمعیت و سیاستهای جمعیتی را از حوزه اختیارات ولی فقیه میداند و با استناد به آیه «وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَی اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرا أَن یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِم) (احزاب، 36) چنین میگوید: «بنابراین، هرگاه ولی امر تشخیص دهد که صلاح افراد در آن است که زاد و ولد تنظیم شود یا دستکم در هنگامهای از زمان فرزند کمتر داشتن بهتر است، و در این خصوص دستور صادر کند که هر یک از آنان باید تعداد خاصی فرزند داشته باشند، بر امت اسلامی [واجب] است که از این فرمان پیروی کنند و از آن فراتر نروند. و این حکم ولی فقیه تصرف در حکم شرعی (حق فرزندداری و جواز آن در اسلام) نیست، بلکه از باب تشخیص موضوع است در باب آنچه بر امت ارتباط دارد.» (9)
آیتالله نوری همدانی همانند بسیاری از فقهای دیگر شیعه با در نظر گرفتن ضرورتها و توجه به شرایط زمانی و مکانی به مسئله کنترل جمعیت و سیاستهای جمعیتی میپردازد. ایشان همانند آیتالله مؤمن سیاستهای جمعیتی را تابع شرایط زمانی و مکانی، و تشخیص صلاحدید آن را در حد صلاحیت ولی فقیه و حاکم اسلامی میداند.
به نظر آیةاللّه نوری همدانی، پیامبر اکرم (ص) کثرت امتش را توأم با عزت و پیشرفت آنها میخواهد. پس نمیتوان گفت که زیادی فرزند به گونه مطلق پسندیده است. اینکه برخی روایات به ناپسندی فرزند زیاد اشاره دارند تأکیدی بر همین نکته است. در آیه شریفه قرآن نیز آمده است. (منافقون، 9) بنابراین، کثرت اولاد در صورتی مطلوب است که مانع از انجام وظایف نباشد. (10)
آیتالله خرازی نیز مانند عدهای از فقهای دیگر شیعه نظرات خاص خود و در عین حال، موافق با دخالت فقه سیاسی و تشخیص زمان و مکان درباره سیاستهای جمعیتی توسط حاکم را دارد. ایشان در درجه اول موافق با افزایش جمعیت و عدم به کارگیری کنترل موالید و سیاستهای جمعیتی است و برای اثبات آن به چهار دسته از روایات استناد میکند:
1- روایاتی که دلالت دارند بر اینکه هنگام ازدواج زنی را انتخاب کنید که فرزند زیادی آورد؛
2- روایاتی که به خاطر محبوب بودن آوردن فرزند فراوان به ازدواج تشویق میکنند؛
3- روایاتی که بر مطلوب بودن کثرت فرزندان دلالت دارند؛
4- روایاتی که عزل را ناپسند میشمارند.
ایشان در خصوص روایاتی که کمی عیال را یکی از اسباب راحتی در دنیا میدانند (مانند «قلة العیال احد الیسارین»)، به سه مطلب اشاره میکند:
1- این روایات از نظر سند ضعیفند و نمیتوانند با روایاتی که بر محبوبیت ازدیاد فرزند دلالت دارند معارضه کنند.
2- واژه عیال مطلق است و شامل همسر و فرزندان ـ هر دو ـ است. پس این روایات به روایاتی که دلالت بر محبوبیت ازدیاد فرزند میکنند مقید میشوند.
3- آنچه از این روایات استفاده میشود تشویق به کم کردن اهل و عیال نیست، بلکه راهنمایی به این نکته است که زیادی عیال سخت و مشکلزاست. و این مضمون با مستحب بودن ازدیاد و اولاد و تلاش برای خانواده و تحمل مشکلات تنافی ندارد؛ مانند بخشیدن و انفاق آنچه برای انسان محبوب است در عین سختی پسندیده و مستحب میباشد. (11)
نتیجه:
از مطالب ارائه شده در شمارگان این مقاله مشاهده میگردد که جمیع علمای شیعه و حتی علمای اهل تسنن قائل به تکثیر و افزایش جمعیت و نفوس مسلمین بوده و تنها در شرایط زمانی و مکانی خاص، اعمال سیاستهای جمعیتی و کنترل موالید را مجاز دانسته و البته اقدام و ابلاغ آن را تنها در صلاحیت ولی فقیه و حاکم اسلامی معرفی نمودهاند.
رهبری معظم انقلاب اسلامی نیز در بیانات اخیر خویش در این خصوص، اعمال سیاستهای کنترل جمعیت را در اوایل دهه هفتاد شمسی درست و بجا دانسته و البته تداوم این سیاستهای کنترلی را در ادامه دهه هفتاد تا کنون را امری ناصحیح معرفی نمودند. لذا بر تمامی ارکان نظام اسلامی ازجمله قوای سه گانه و تمامی ارگانها و نهادهای سیاستگذار و مجری لازم است که با توجه به رهنمودهای ولی امر مسلمین که البته تمامی آمارهای کارشناسی در خصوص خطرات کاهش و پیری جمعیت و نفوس در سالهای آینده موید آن میباشد، اقدام به برنامهریزی و سیاستگذاری سنجیده و دقیق در جهت ایجاد زمینههای اقتصادی و فرهنگی لازم جهت بهبود سطح کیفی زندگی مردم و به تبع آن رشد و کثرت جمعیت ایران اسلامی نمایند.
پینوشتها در دفتر روزنامه موجود است.