علی تتماج
لبنان که در هفتههای اخیر دورانی بحرانی را سپری میکند بار دیگر شاهد تکرار سناریوی ترور هدفمند رهبران سیاسی بود. در حالی که مردم این کشور همچنان از اثرات ترور افرادی همچون رفیق حریری نخستوزیر سابق (فوریه 2005)، پیر جمیل وزیر صنایع و دهها مسئول برجسته در دو سال اخیر، متحمل خسارات سیاسی میشوند ولید عیدو نماینده گروه چهارده مارس در پارلمان در عملیات بمبگذاری به قتل رسید.
این ترور که آن را میتوان ادامه سیاست ایجاد وحشت بر جامعه ارزیابی نمود در شرایطی روی میدهد که:
1ـ ترکیب و مراحل ترور نماینده پارلمان لبنان که برگرفته از انفجار خودروی بمبگذاری شده است با ترورهای سایر نمایندگان و بزرگان سیاسی لبنان همانند میباشد که بیانگر توطئههای سازمان یافته از سوی مخالفان امنیت این کشور میباشد.
2ـ در حالی ترور ولید عیدو صورت میگیرد که لبنان تحولات بسیاری را شاهد است. هنوز تحصنها و مخالفتهای مردمی با دولت سینیوره ادامه دارد در حالی که گروه 14 مارس برای حفظ قدرت فعالیت میکند، تحولات نهر البارد شرایطی بحرانی را بر لبنان مستولی ساخته است. این تحولات سبب شده تا از یک سو فضایی غیرامنیتی بر لبنان حاکم گردد از سوی دیگر ارتش قوای خود را بر اردوگاههای فلسطینی متمرکز سازد، بازسازی ویرانیهای جنگ 33 روزه که از وظایف دولت است همچنان اجرایی نشده است در حالی که مردم از این روند ناراضی میباشند.
3ـ در کنار تحولات داخلی لبنان بازیگران خارجی و سناریوهای آنها را میتوان از نکات مهم در این کشور ارزیابی نمود. تلاش غرب و رژیم صهیونیستی برای اجرای قطعنامههای 1559 و 1595 و 1757 برای خلع سلاح مقاومت و تشدید بحران در لبنان در قالب دادگاه ترور حریری، تشدید ناآرامی در لبنان بواسطه درگیری در نهرالبارد در حالی که برای آغاز درگیری میان حزبا... و ارتش تلاش میشود، صفآرایی صهیونیستها در مرزهای لبنان برای آغاز جنگی دیگر، تلاش غرب برای حفظ دولت سینیوره به عنوان مهرهای برای اختلافافکنی میان لبنانیها، اجرای سناریوی ایجاد بحران هدفمند در خاورمیانه که راه برای مداخله آمریکا در تمام منطقه فراهم میکند که بخشی از آن در لبنان اجرایی میگردد، ارسال سلاح به داخل بیروت در کنار حمایتهای سیاسی و مادی از گروههایی که سابقهای طولانی در فتنهانگیزی و حرکت در چارچوب اهداف غرب و صهیونیستها را دارند و... را میتوان از اهداف و سیاستـهای غرب در لبنان ارزیابی نمود.
با تمام این تفاسیر هر چند که تحولات لبنان را برگرفته از سناریوی تکراری ترور از سوی مخالفان اتحاد ملت لبنان شامل گروههای داخلی و البته فریبخورده غرب، برخی بازیگران غربی و قطعا غرب و رژیم صهیونیستی میتوان ارزیابی کرد، اما این حقیقت انکارناپذیر است که عملکردهای داخلی و عدم اتحاد ملی عامل اصلی بحران میباشد که نتیجهای جز تخریب اهداف ملت لبنان و در نهایت اشغال این کشور توسط غرب و صهیونیستها در پی نخواهد داشت. هر چند که عامل این ناآرامیها چندان قابل پیشبینی نیست اما این نکته را یادآوری میسازد که بحران سنگین خاورمیانه را تهدید میکند. بحرانهای فرقهای در عراق که با عملیاتهای انتحاری و بمبگذاریهای هدفدار اجرا میشود (تخریب اماکن مقدسه) تقابل داخلی در فلسطین، بحران امنیتی و سیاسی در لبنان، تحولات سولانی و سودان و... حکایت از این واقعیت دارد که دشمنان اسلام اسلام برای اجرای توطئهای فراگیر فعال گردیدهاند که نمود بارز آن را در خاورمیانه میتوان مشاهده کرد. لذا جا دارد تا کشورهای اسلامی بویژه در قالب سازمان کنفرانس اسلامی از دیدگاه شخصی خارج شده و با برداشتن گامهای متحد برای حل این بحرانها تلاش نمایند تا با برقراری صلح در منطقه در مقابل توطئههای دشمنان صفآرایی نمایند چرا که مسلما ادامه روند کنونی دامان تکتک کشورهای اسلامی را خواهد گرفت که صرفا تحققبخش سیاستهای توسعهطلبانه غرب و رژیم صهیونیستی خواهد بود.