تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۵۱۹۲۸

ترکیه و جنبش عدم تعهد

مالک کایا / کارشناس مسائل ترکیه اشاره: جنبش عدم تعهد زمانی که دنیا از سوی کاپیتالیسم به سرکردگی امریکا و کمونیسم به سرکردگی اتحاد جماهیر شوروی به دو قطب تقسیم گشته بود و ملل جهان از آن رنج می بردند در سال 1961 میلادی (1340 هجری شمسی) تشکیل شد. در آن تاریخ رهبرانی چون جواهر لعل نهرو (رهبر هند) احمد سوکارنو (رهبر اندونزی) جمال عبدالناصر (رهبر مصر) و مارشال تیتو (رهبر یوگسلاوی) تحت عنوان جنبشی که به گفته نهرو «ضد بلوک و نه بلوک» بود تشکیل شد. در واقع شالوده این جنبش در تاریخ 1955 در کنفرانس باندونگ ریخته شده بود. شرکت کنندگان در کنفرانس باندونگ نگرانی عمیق خود را از اوضاع کلی جهان و خطر جنگ اتمی اعلام داشته بودند. به دنبال این کنفرانس و انتشار اصول دهگانه آن در سال 1961 همزمان با اقدام فیدل کاسترو رهبر انقلابی کوبا و مارشال تیتو کنفرانسی در یوگسلاوی سابق برگزار شد که طی آن سازمان جنبش عدم تعهد موجودیت خود را اعلام کرد. این جنبش هم اکنون با 120 عضو پس از سازمان ملل متحد دومین سازمان بزرگ بین المللی جهانی می باشد.

در کنفرانس باندونگ به عنوان نخستین کنفرانس غیرمتعهدها کشورهایی نیز شرکت داشتند که چندان موافق با سیاست و خط مشی آن نبودند. زیرا جنبش عدم تعهد به عنوان یک جنبش معترض و مخالف دو قطب حاکم یعنی امریکا و اتحاد جماهیر شوروی تشکیل یافته و هدف خود را تشکیل اتحاد نیرومند متشکل از کشورهای آفریقا و آسیا در برابر نفوذ بلوک های شرق و غرب اعلام کرده بودند ولی مشاهده می شود که در نخستین کنفرانس رسمی بین المللی این جنبش در باندونگ، کشور ترکیه به عنوان عضو ناتو و نماینده اعلام نشده امریکا و نیز جمهوری خلق چین به عنوان نماینده شوروی سابق ابرقدرت شرق شرکت نمودند. در حالی که کنفرانس باندونگ زمینه ایجاد سازمان جنبشی را فراهم نمود و رسمیت بخشید که براساس آن کشورهای عضو نمی بایست در هیچ یک از بلوک ها و یا اتحاد نظامی عضویت داشته باشند و اصل عدم تعهد را (Non Alignemnt) رعایت نمایند.
و جالب است که مناقشات تند نمایندگان کشورهای ترکیه و هندوستان در این کنفرانس سایر مباحث کنفرانس را تحت الشعاع قرار داد.
به طوری که بعدها در سال 1963 لعل نهرو در نمایندگی هندوستان در عراق طی دیدار با لطفی آکدوغان یکی از نمایندگان مجلس ترکیه این حادثه را چنین شرح داده بود:
«لازم است که تمامی خلق ها از سلطه امریکا، انگلیس و روس نجات یابند. در یکی از صحبت های قبلی خود با شما شرح داده بودم که فاطین رشدی زورلو وزیر امور خارجه ترکیه چگونه در کنفرانس باندونگ که در تاریخ 24-18 آوریل 1955 تشکیل یافته بود چگونه از امریکا و انگلیس دفاع نموده و به عنوان وکیل مدافع آنان گشته بود. در آن کنفرانس ماکاریوس نیز گویی جنگ محله راه انداخته بود. ترکیه نیز برای عقیم گذاشتن آن کنفرانس سایر کشورها را تحت فشار قرار داد.
و متاسفانه ترکیه، کاری که امریکا و انگلیس قادر به انجامش نبودند انجام داد...»
عضویت ترکیه در پیمان ناتو و کنترل مداوم امریکا بر ترکیه باعث گشته بود تا روابط دولت ترکیه با جنبش عدم تعهد همیشه توام با درگیری و کشمکش شود.
دفاع سرسخت ترکیه از امریکا و انگلیس در کنفرانس باندونگ و تحت فشار قرار دادن سایر کشورهای شرکت کننده در این کنفرانس برای صرفنظر کردن از عضویت در جنبش ضد امپریالیسم امریکا باعث بی اعتباری ترکیه در نزد اعضای کشورهای عضو جنبش عدم تعهد گشته و ترکیه به عنوان یک کشور مدافع منافع نامشروع امریکا و انگلیس معروف گشته بود.
آغاز تغییر در گرایشات ترکیه

گفته شد که پس از جنگ دوم جهانی و همزمان با آغاز جهان دو قطبی ترکیه با بهانه ای خطر بلوک شرق و کمونیسم در داخل بلوک غرب به رهبری امریکا قرار داشته و حتی در پاره از مواقع کاسه داغتر از آش گشته و به عنوان وکیل مدافع بلوک غرب معروف گشت. معنی این متد این بود که ترکیه تصمیم گرفته بود در عرصه سیاست و اقتصاد اصول لیبرال را به اجرا درآورد و دروازه های کشور را به سمت بلوک غرب باز نماید و در همین راستا در عرصه سیاسی در تاریخ 1946 سیستم تعدد احزاب سیاسی به اجرا درآمد. زیرا از فرمان تشکیل دولت جدید جمهوریت ترکیه نوین کشور توسط تک حزبی (حزب جمهوری خلق) اداره می شد و این روند از تاریخ 1922 تا 1946 ادامه داشت.
این موضوع باعث شده تا سیاستمداران و تاریخ نویسان این مقطع زمانی تاریخ ترکیه را به عنوان حاکمیت و دیکتاتوری تک حزبی معرفی نمایند. پس از اجرای سیستم جدید تکثر احزاب در نخستین انتخابات آزاد در تاریخ 1950، حزب دموکرات با پیروزی قاطع قدرت را به دست گرفت و برای نخستین بار در تاریخ 1923 یک حزب غیر از حزب جمهوری خلق که به عنوان حزب کمال آتاتورک، بنیانگذار ترکیه نوین مشهور است، به قدرت رسید. در بین سال های 1950 لغایت 1960 حزب دموکرات قدرت را به دست گرفت و علی رغم پاره ای اقدامات مسلمان پسند از جمله تبدیل مجدد اذان محمدی از زبان ترکی به عربی، سیاست های گرایشات شدید به غرب و امریکا را پیگیری کرد و همین موضوع باعث اعتراضات جنبش عدم تعهد گشته بود. این حزب (حزب دموکرات) در داخل بلوک غرب نیز تعادل را حفظ ننموده و ترکیه را بیشتر به سمت امریکا سوق داده بود.
ولی دولت حزب دموکرات به رهبری مرحوم آدنان مندرس در پایان حکومت خودش انتظارات خود از امریکا را به دست نیاورده و حتی شاهد اقدامات خلاف منافع امریکا گشته بود که همین باعث گشته بود تا در روابط خارجی ترکیه دست به گرایشات جدید زده و با اتحاد جماهیر شوروی و یا اروپای غربی اقدام به برقراری رابطه نماید که تا آن روز عملاً قطع بود. در این راستا در تاریخ 15 ژوئیه 1959 به دنبال درخواست یونان برای عضویت در جامعه اقتصادی اروپا، ترکیه نیز در تاریخ 31 ژوئیه همان سال برای عضویت در این سازمان اقدام نموده است. اما دولت مندرس چندان دوام نیاورده و در تاریخ 1960 طی کودتای نظامی سرنگون گشته و دولت جدید نیز با پیگیری همین تغییر در سیاست خارجی وارد مرحله چند صدایی گشته و سعی داشته تا آلترناتیوهای جدید را نیز وارد سیاست خارجی نماید. در واقع این تصمیمات 3 دلیل عمده داشت:
1) در سال 1962 زمانی که بحران موشکی در کوبا پیش آمد و اتحاد جماهیر شوروی با استفاده از روابط خود با کوبا موشک های هسته ای خود را به سمت امریکا نشانه گرفت، امریکا برای حفظ منافع خود نشان داد که می تواند ترکیه را فدا نماید و ترکیه به طور ملموس این حقیقت تلخ را تجربه نمود.
2) در تاریخ 1964 همزمان با آغاز بحران قبرس، جانسون طی ارسال نامه ای به دولت ترکیه در مورد مداخله نظامی در قبرس به ترکیه هشدار داده و اعلام می دارد که علی رغم عضویت ناتو در رابطه با چنین مسئله ای اگر شوروی دست به حمله علیه ترکیه زند، ناتو در کنار ترکیه قرار نخواهد گرفت.
3) در سال 1965 زمانی که موضوع قبرس در مجمع عمومی سازمان ملل به رای گذاشته شد، ترکیه تازه متوجه گشته که دفاع از منافع غرب و وکیل مدافع بودن غرب و امریکا تا چه اندازه ترکیه را در بین سایر کشورها و ملل منزوی ساخته است. این حقایق تلخ باعث گشت تا ترکیه در سیاست های خارجی دست به تغییرات زده و پس از آن گرایش به سمت جنبش عدم تعهد و نیز بلوک شرق به عنوان آلترناتیو بلوک غرب داشته باشد. ترکیه حتی در عرصه اقتصاد نیز برای نخستین بار برای کم کردن نفوذ امریکا در کشور در سیاست های خود در داخل بلوک غرب نیز تجدیدنظر نموده و در تاریخ 12 سپتامبر 1963 برای عضویت کامل در جامعه اقتصادی اروپا قرارداد آنکارا را امضا نموده که این قرارداد در تاریخ یکم دسامبر 1964 به اجرا گذارده شد.
این روند تا سال 1971 ادامه داشته و در روابط ترکیه هم با جنبش عدم تعهد و هم با بلوک شرق و هم با اروپا پیشرفت های عمده حاصل گشت ولی در دهه 70 زمانی که جامعه ترکیه به بحران داخلی و درگیری های اجتماعی کشیده شد، ترکیه برای شکستن نفوذ گروه های چپ مجدداً به سمت امریکا گرایش پیدا نمود ولی در سال 1973 همزمان با به قدرت رسیدن حزب سلامت ملی به رهبری مرحوم پروفسور نجم الدین اربکان و حزب جمهوری خلق به رهبری مرحوم بولنت اجویت در سیاست خارجی ترکیه مجدد به کثرت روی آورده شد.
در سال 1974 پس از مداخله نظامی ترکیه در قبرس همزمان با آغاز بحران در روابط ترکیه و جهان غرب گرایش ترکیه به جهان شرق پررنگ تر گشته و این روند بخصوص بین سال های 79-1977 با شدت بیشتری تداوم داشته است. ولی در سال 1979 پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و سرنگونی رژیم پهلوی به عنوان یکی از متفقین و ژاندارم امریکا در منطقه و آغاز حرکت های مردمی در داخل ترکیه و حمایت آنان از انقلاب اسلامی در ایران که بزرگ ترین آن در سال 1980 در شهر قونیه شاهد بودیم و با شرکت چند میلیونی از مردم ترکیه برگزار گشته بود، امریکا با وحشت از گسترش انقلاب اسلامی در منطقه مجدداً سعی در افزایش نفوذ خود در ترکیه نموده و در همین راستا با انجام کودتای 12 سپتامبر 1980 سیاست خارجی ترکیه را مجدداً به سمت امریکا سوق داده است.
سیاست های امریکامحور دولت های ترکیه همیشه بدون مردم محوری پیش برده شده و مردم ترکیه هیچ وقت در تاریخ ترکیه از اقدامات و سیاست های امریکا خشنود نگشته اند و لذا در نخستین فرصت به دست آمده مردم ترکیه در انتخابات نظرات خود را برخلاف اهداف و منابع امریکا به میان گذاشته و رای به اخراجی دادند که در ظاهر مخالف گروه های مدافع امریکا بوده و علی رغم میل و خواست مدافعان امریکا در آن کشور به وجود آمده بودند و لذا پس از کودتای 1980 امریکایی، نظامیان در نخستین انتخابات آزاد می بینیم که حزب «مام وطن» ترکیه به رهبری مرحوم تورگوت اوزال که با شعارهای مردم پسندانه و دموکراسی وارد عرصه سیاست گشته بود، با آرای قاطع مردم ترکیه به قدرت رسیده و نظامیان مدافع امریکا شکست سنگینی می خورند.
گرچه بعدها خود تورگوت اوزال به عامل غرب و امریکا تبدیل شده و ترکیه را با خط مشی نرم به سمت آن سوق می دهد. همین موضوع باعث گشته که در انتخابات 1996 «حزب رفاه» به عنوان یک حزب اسلامی به رهبری مرحوم اربکان اکثریت را به دست آورده و با حزب «راه راست» به رهبری خانم «تانسو چیللر» تشکیل دولت ائتلافی دهد و مجدداً سیاست های خارجی ترکیه را به سمت شرق، عدم تعهد و جهان اسلام سوق دهند که همین موضوع باعث کودتای جدید نظامی به نام «کودتای پست مدرن» گردید و در سال 1977 دولت آقای اربکان از قدرت برکنار گردید و تا سال 2003 ترکیه توسط ائتلاف 3 حزب تشکیل یافت که علی رغم ناهمگونی آن احزاب چپ و راست با صلاحدید امریکا و نظامیان ترکیه به این روال خود ادامه داد و نیز در نخستین انتخابات مجلس حزب تازه تاسیس یافته به رهبری آقای رجب طیب اردوغان که متشکل از اعضای سابق حزب اربکان بودند و شعارهای تند علیه امریکا و غرب را سر می دادند، به پیروزی قاطع رسیده و توانست بدون ائتلاف با یک حزب دیگر به تنهایی دولت جدید را تشکیل دهد که این حزب از آن تاریخ تاکنون در راس قدرت به سر می برد.
تغییرات کلی در سیاست خارجی ترکیه

سیاست خارجی ترکیه بخصوص پس از سال 2002 در دوران دولت حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان تغییرات اساسی به خود گرفته است. معمار سیاست خارجی نوین ترکیه پروفسور احمد داوود اوغلو وزیر امور خارجه کنونی است.
وی با شعار اینکه «خط دیپلماسی وجود ندارد، سطح دیپلماسی وجود دارد و سطح دیپلماسی نیز کل جهان است» سعی بر گسترش سیاست خارجی ترکیه به کل کشورهای جهان از آن جمله کشورهای اعضای جنبش عدم تعهد نموده است.
داوود اوغلو به عنوان معمار اصلی سیاست خارجی موجود ترکیه قدم بر عرصه گذاشته بود در عین حال سیاست «صفر پربلم» با همسایگان ترکیه را بنا نهاد که متاسفانه هم اکنون این سیاست به دلایل سوال برانگیز که نشات از رویکرد اشتباه دولت ترکیه در مورد اتفاقات منطقه گرفته است با شکست روبه رو شده است، ولی در عین حال گرایش جدید ترکیه برای گسترش روابط سیاسی - اقتصادی با کشورهای خارجی و عضو جنبش عدم تعهد کماکان ادامه دارد و روابط در حال گسترش میان ترکیه با کشورهای جمهوری اسلامی ایران و چنین نمونه بارز این سخن است.
خانم زینو باران از مسئولان موسسه تحقیقاتی فکری امریکا که به عنوان یک موسسه صهیونیستی معروف است و نتایج تحقیقاتی خود را در اختیار رژیم صهیونیستی قرار می دهد، طی مصاحبه ای در رابطه با سیاست خارجی جدید ترکیه اظهار می دارد که: «روند جدید در سیاست خارجی ترکیه و دیگر عدم بسنده کردن آن به چارچوب سازمان ناتو و اتحادیه اروپا و گسترش روابط ترکیه با کشورهای شرقی، اسلامی و عدم تعهدها، بخصوص پیشرفت چشمگیر روابط ترکیه با کشورهایی مانند ایران و چین و روسیه یکی از نگرانی های اصلی در امریکا بود و مسئله داغ روز است. ترکیه طی چند سال اخیر در میان «جنبش عدم تعهدها»ی جدید برای خود جا باز نموده است. البته با توجه به این که ترکیه سالیان درازی است جزو بلوک غرب و ناتو بوده نمی توان انتظار داشت یک دفعه کلیه روابط خود با این بلوک را قطع و عضو عدم تعهدها شود. این روند می تواند تا 10 سال آینده جواب دهد.»
این اعتراف در واقع نمایانگر اهمیت ترکیه برای دولت امریکا و سازمان های صهیونیستی در آن کشور است و در عین حال نشان می دهد که امریکا، غرب و سازمان های صهیونیستی به هیچ وجه تمایل ندارند ترکیه را که سالیان مدیدی خدمات زیادی برای بلوک غرب، پیشرفت اهداف امریکا و تحکیم موقعیت رژیم صهیونیستی در منطقه به عمل آورده است، اکنون خیلی آسان و به سادگی از دست رود و حتی جزو بلوکی قرار گیرد که بسا مخالف گسترش امپریالیسم جهانی، امریکا و رژیم صهیونیستی است.
دیروز، امروز روابط ترکیه با عدم تعهدها
روابط ترکیه با جنبش عدم تعهدها از آغاز این جنبش آغاز شده و این روابط قبل از این که با اراده و خواست امریکا باشد، بیشتر به خاطر حفظ منافع امریکا و متحدانش بوده است و رفتار و سیاست های جانبدارانه ترکیه باعث شده است تا سال های طولانی در دوران جنگ سرد روابط ترکیه با کشورهای عضو این جنبش غیر دوستانه و شک بردار باشد که همین موضوع باعث شده ترکیه در سطح بین المللی بخصوص در رابطه با موضوع قبرس گرفتار ضررهای زیاد و منزوی گردد. در واقع موضعگیری ترکیه در کنفرانس باندونگ و دفاع از منافع امریکا و غرب تجربه شد تا ترکیه در کنفرانس 2009 جنبش عدم تعهدها در مصر از تلافی اشتباهات گذشته برآید و اشتباهات پیشین را تکرار ننماید.
شرکت فعال آقای عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه در کنفرانس جنبش عدم تعهدها در مصر بیانگر تغییرات اساسی هم در سیاست خارجی ترکیه و هم در سطح روابط بین المللی است. اگر تا 30 سال پیش یکی صحبت از شرکت ترکیه در جلسات کنفرانس جنبش می کرد، همه به آن می خندیدند. دلیلش نیز عضویت ترکیه در ناتو و پاسگاه شرق بلوک غرب در برابر بلوک ورشو بود در حالی که جنبش عدم تعهدها حرکت مخالف بلوک های شرق و غرب بود، ولی دنیا دیگر تغییر یافته است و به همان اندازه ترکیه نیز تغییر یافته است.
البته جنبش عدم تعهدها نیز تغییر یافته است به عنوان مثال یوگسلاوی تیتو دیگر وجود ندارد و چین نیز تا حدودی از این جنبش فاصله گرفته، قبرس و مالت نیز در پی عضویت به اتحادیه اروپا در سال 2004 عملاً از عضویت این جنبش خارج شدند. علی رغم این تغییرات جنبش عدم تعهدها در عصر کنونی به مثابه ضعف جبهه کاپیتالیسم و بلوک غرب در حال گسترش و تقویت است و در حال حاضر پس از سازمان ملل متحد دومین سازمان بزرگ جهان است که بیش از دوسوم کشورهای عضو سازمان ملل در این جنبش عضو بوده و بیش از 55 درصد جمعیت کل جهان را در خود جا داده است. هم اکنون 120 کشور عضو آن بوده و 20 کشور نیز در جلسات آن به صورت ناظر شرکت دارند.
با تمامی این اوصاف حقیقت مهم در رابطه با این جنبش این است که عدم تعهدها کاملاً پایبند به ارزش های 50 سال پیش خود می باشد و با این حقیقت کشورهای جدید تمایل زیادی برای عضویت در این جنبش دارند. تفاوت و تغییرات در سیاست خارجی ترکیه را به خوبی از حضور ترکیه در دو کنفرانس جنبش عدم تعهدها در تاریخ های 5 اکتبر 1964 و کنفرانس 2009 شرم الشیخ مصر یافت، زیرا در حالی که در کنفرانس اول دو دیپلمات ترک علی رغم مخالفت سرسخت مسئولان اجرایی به سختی وارد سالن کنفرانس گشته و توانسته بودند در سالن کناری برای خود جا باز کنند و از دور ناظر بر مذاکرات کنفرانس باشند، ولی در سال 2009 رئیس جمهور به عنوان مهمان ویژه کنفرانس دعوت شده و احترام زیادی از سوی شرکت کنندگان دیده بود.
گرایش ترکیه از سمت غرب به سمت شرق و جهان اسلام همزمان با دولت حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان و در پاره ای از مواقع موضعگیری در برابر رژیم صهیونیستی، ناتو و اظهارات دفاع از حق و حقوق مردم مظلوم فلسطین باعث گشته بود تا کشورهای اعضای ناتو و نیز کشورهای اسلامی نسبت به ترکیه امیدوار باشند و آن را در محفل خود جای دهند. همین موضوع باعث شد تا یک فرد از ترکیه به عنوان دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی (سازمان همکاری های اسلامی فعلی) انتخاب شود و نیز ترکیه با آرای بیش از 152 کشور در سازمان ملل به عنوان عضو شورای امنیت انتخاب شود. این جنبش سازمان همکاری های اسلامی و جهان شرق ترکیه را قبول داشته و در جمع خود برای آن جای باز کردند ولی آیا قدرت های جهانی که ترکیه را به عنوان یک اهرم مهم برای تحقق اهداف خود سالیان سال به کار گرفته بودند، این کشور را به حال خود خواهند گذاشت؟!
متاسفانه پاره ای از رفتارهای جدید ترکیه در منطقه مغایر با رفتار چند سال اخیر بوده و در عرض یک سال تمامی آن اعتماد ایجاد شده کشورهای منطقه بخصوص سوریه نسبت به ترکیه از میان رفته است.
امید است با شرکت مجدد آقای عبدالله گل به کنفرانس امسال جنبش عدم تعهدها و گفت و گو با سایر رهبران جنبش باعث شود تا سوء تفاهمات و اشتباهات از میان برداشته و دوستی مجدداً بر رفتار و روابط این کشور با سایر اعضای جنبش و کشورهای اسلامی حاکم گردد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات