تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۳  ، 
کد خبر : ۲۵۱۹۴۹

از «جنبش عدم تعهد» تا «سازمان ملل غیرمتعهد»


محمدرضا باقرزاده
جنبش عدم تعهد به‌عنوان یک تشکل مهم بین‌المللی و تأثیرگذار بر روند تحولات جهان، از همان ابتدای تشکیل در سال 1961 با هدف پایان دادن به دوران استعمار و مخالفت با سلطه‌ قدرت‌های بزرگ شروع به کار کرده و با همراهی و مساعدت با آرا و مواضع کشورهای در حال توسعه، در راستای استقلال سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و بهبود مناسبات بین‌المللی به فعالیت پرداخته است. اکنون این جنبش متشکل از 120 کشور عضو اصلی، 17 کشور ناظر و 10 سازمان و تشکل بین‌المللی به‌عنوان دومین سازمان بزرگ و تاثیرگذار بین‌المللی پس از سازمان ملل متحد شناخته می‌شود.
جنبش عدم تعهد برپایه اصول احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشورهای عضو، عدم تجاوز، عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر، برابری و امتیازات متقابل و همزیستی مسالمت آمیز شکل گرفت. این تشکل به‌عنوان یک تشکل مهم بین‌المللی، یکی از مجموعه‌های تأثیرگذار بر روند تحولات جهان است. این جنبش به مثابه نشانه‌ای از پایان دوران استعمار، اعلام مخالفت با پذیرش سلطه قدرت‌های بزرگ و تریبونی آزاد برای اعلام نظرات و مواضع کشورهای مستقل و در حال توسعه بود و عضویت در آن به منزله مقدمه‌ای برای دستیابی به استقلال سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به شمار می‌آمد. جنبش عدم تعهد تاکنون 15 اجلاس در سطح سران و 15 اجلاس در سطح وزرا برگزار کرده است.
جنبش عدم تعهد دارای سازمان و تشکیلات مخصوصی نیست. شاید علت اصلی آن این بود که بنیانگذاران جنبش چون خود علیه دسته‌بندی و بلوک‌سازی به پا خاسته بودند نمی‌خواستند به این جنبش شکل یک گروه و سازمان مشخصی را بدهند. با وجود این در طول زمان، جنبش غیرمتعهدها خود به خود شکل گرفت و کم و بیش دارای سازمان و ارگانی شد که گرچه با قالب‌های سنتی اتحادیه‌ها و سازمان‌ها منطبق نیست ولی می‌توان آن را یک گروه مخصوص به خود توصیف کرد.
کشورهایی با رژیم‌های سیاسی متفاوت، با سیستم‌های اقتصادی ناهمگون و با وسعت، قدرت و مناطق جغرافیایی مختلف در این جنبش گرد هم آمدند که تنها عامل پیوندشان اصل همزیستی مسالمت‌آمیز و سلطه‌ستیزی بود. اولین شرط این همزیستی، عدم شرکت اعضاء در دسته‌بندی‌های سیاسی و خودداری از دادن پایگاه‌های نظامی به بلوک‌های شرق و غرب تعیین شد، هرچند به تدریج این شرایط نیز در عمل رعایت نگردید و برخی کشورهای عضو به گروه غرب یا شرق تمایل داشتند و در هر فرصتی تلاش می‌کردند به نفع آن‌ها اقدام کنند، درحالی‌که خود را همچنان غیرمتعهد می‌خواندند.
جنبش عدم تعهد در دوره پس از جنگ سرد با چالش‌های گوناگونی مواجه بود و حتی برخی فلسفه وجودی آن را زیر سؤال برده و معدودی از کشورهای عضو از آن کناره گرفتند، اما کشورهای فعال جنبش آن را همچنان زنده نگاه داشته و برای تقویت آن تلاش کردند.
اجلاس سران بالاترین و عالی‌ترین گردهمایی جنبش عدم تعهد به‌شمار می‌آید که معمولاً هر سه سال یک بار در پایتخت یکی از کشورهای عضو برگزار می‌شود و از آن پس کشور میزبان ریاست جنبش را برعهده می‌گیرد.
چند روز قبل از گردهمایی سران، اجلاس کارشناسان ارشد و نشست وزرای خارجه کشورهای عضو جهت بررسی نهایی پیش‌نویس بیانیه پایانی و دیگر بیانیه‌ها که قبلاً توسط دولت میزبان تهیه و در دفتر هماهنگی در نیویورک مورد بررسی قرار گرفته، تشکیل می‌گردد. کارشناسان ارشد معمولاً با تشکیل دو کمیته سیاسی و اقتصادی، اجتماعی، ضمن بحث و گفت‌وگو، نظرات پیشنهادی خود را به صورت اصلاحیه برای درج در بیانیه نهایی پیشنهاد می‌کنند که در صورت کسب اجماع در بیانیه درج می‌گردد.
کارشناسان ارشد گزارش کار خود را به اجلاس وزرا ارائه داده و وزرا نیز پس از بررسی مصوبات کارشناسان، اسناد اجلاس را برای تصویب نهایی به اجلاس سران می‌دهند. این مصوبات در صورت نظر موافق سران مورد تصویب نهایی قرار می‌گیرد و به‌عنوان بیانیه جنبش منتشر می‌گردد. لازم به ذکر است که وزرای خارجه و سران در طول اجلاس علاوه بر بررسی مواضع و مسائل مطرح شده، در جلسات عمومی به ایراد سخنرانی در خصوص مسائل مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی پرداخته و در حاشیه اجلاس نیز به انجام دیدارهای دوجانبه و چندجانبه با دیگر اعضا می‌پردازند.
تاکنون 14 اجلاس در سطح سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد برگزار شده است. معمولاً در آغاز دوره سه ساله، محل اجلاس بعدی سران و میزبان آینده جنبش تعیین می‌گردد و رئیس کشور میزبان به مدت سه سال ریاست جنبش عدم تعهد را برعهده دارد اما عملاً این ریاست به وزیرخارجه آن کشور تفویض می‌گردد. با توجه به این‌که جنبش عدم تعهد دبیرخانه ندارد، کشوری که مسؤولیت ریاست آن را به‌عهده می‌گیرد الزاماً باید بخش عمده‌ای از وزارت خارجه خود را به جنبش عدم تعهد اختصاص دهد تا به مسائل جنبش بپردازد.
جنبش غیرمتعهدها با جایگاه، توان و روند پرشتاب خود، نماد بروز و ظهور نظام چندقطبی بوده و با به چالش کشیدن نظام سلطه و یکجانبه‌گرایی، افق‌های روشنی پیش روی ملل جهان قرار داده است. هم اکنون این جنبش تجلی اراده ملل مستقل برای دستیابی به صلح بر مبنای عدالت و ارزش‌های والای انسانی و معنوی بوده و با ظرفیت‌های بالفعل و بالقوه اقتصادی - صنعتی، رشد اقتصادی قابل توجه و بازار تولید و مصرف در کشورهای مستقل، نویدبخش آینده روشن در تحولات جهانی است.
جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک کشور مستقل برای بازشناسی و واکاوی عناصر تاریخی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هم‌گرایی در جنبش عدم تعهد و تقویت این فرآیند اجتناب‌ناپذیر و تحقق آرمان‌های جنبش، رسالتی بس عظیم بر دوش می‌کشد.
در این راستا اهمیت مسؤولیت‌پذیری جمهوری اسلامی ایران در این جنبش ناشی از مواردی به قرار زیر است:
1. برپایی این اجلاس با توجه به اهمیت استراتژیک آن در منطقه و جهان و نیز فشارهای غرب و استکبار جهانی گواه اقتدار، عزت و عظمت جمهوری اسلامی ایران و خط بطلانی بر عدم انزوای ایران در عرصه‌های سیاسی جهان است. بدون شک برگزاری هرچه بهتر این اجلاس بر عزت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران می‌افزاید و نشان دهنده توان مدیریتی بالای کشورمان خواهد بود.
2. از آن‌جا که الگوهای سیاسی - اجتماعی غرب برای جهان سوم به ویژه کشورهای مستقل قابل تجویز نیست، منزلت‌یابی جنبش عدم تعهد نیازمند آن است که الگوی جدیدی از رفتار و روابط را در دستور کار خود قرار دهد و این ایران اسلامی است که می‌تواند در تدوین الگوی پیشرفت بومی کشورهای عضو پیشقدم باشد.
3. برگزاری اجلاس در تهران زمینه مناسبی برای تبیین جایگاه ایران اسلامی به‌عنوان الگوی برتر نظامات سیاسی برای ملت‌های جهان است. بخصوص آن‌که امروزه بر همگان واضح است که بیداری اسلامی کشورهای اسلامی منطقه و شعاع‌های تأثیر‌گذاری جهانی آن نشات گرفته از این الگوی برتر بوده است. در این راستا معرفی دستاوردهای فرهنگی کشور برای شرکت‌کنندگان در اجلاس حائز اهمیت بوده و می‌تواند عامل درخشش فرهنگ اصیل اسلامی کشورمان در میان اعضای جنبش باشد.
4. از آن‌جا که اهداف عالیه نظام اسلامی ایران در اشتراک با آرمان‌های این جنبش است و با توجه به این‌که در چارچوب جنبش عدم تعهد، برخی از ارزش‌های بنیادین حوزه تمدنی و فرهنگی جنبش در حال احیاء می‌باشد باید این رویکرد توسط کشورهای مدعی ارزش‌های انسانی همچون ایران اسلامی تقویت گردد.
5. از سوی دیگر توسعه همکاری با کشورهای مستقل جهان یکی از سیاست‌های راهبردی و رویکردهای اصلی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. جمهوری اسلامی ایران برای همگرایی و همکاری اقتصادی و امنیتی با کشورهای مستقل عزم راسخ دارد؛ زیرا بر این اعتقاد است که پیش زمینه تقویت مناسبات، وجود روابطی مستحکم و درهم پیوسته بین کشورهای مستقل و غیروابسته است.‌
6. علاوه براشتراکات فرهنگی و اجتماعی، ظرفیت‌های متنوع اقتصادی کشورهای مستقل می‌تواند روند هم‌گرایی و هماهنگی میان آن‌ها را به صورت جریانی طبیعی و اجتناب‌ناپذیر پیش برد. در حقیقت این کشورها با تکیه بر ویژگی‌ها و قابلیت‌های اقتصادی موجود خود می‌توانند نقش تکمیلی و فزاینده‌ای در اقتصاد یکدیگر ایفا کنند. از این رو، دولت جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که به‌عنوان یکی از صاحبان عمده ذخایر انرژی و منابع انسانی متخصص و با تکیه برموقعیت جغرافیایی ویژه خود می‌تواند مکمل اقتصاد کشورهای مستقل جهان باشد.
7. جنبش عدم تعهد، سکوی جهش به سمت عدالت‌خواهی در جهان است که عدالت‌گرایی در سازمان ملل بخشی از این جهش عمومی است. بنا بر‌این جایگاه تثبیت شده حقوقی جنبش عدم تعهد در دنیا را باید مغتنم شمرد و از آن در جهت بیان عدالت‌خواهی و دیگر آرمان‌ها در مهندسی نظام جهانی استفاده کنیم. برگزاری این اجلاس در تهران، فرصتی است برای تغییر مهندسی دنیا و می‌توان از آن در جهت جاانداختن ایده‌آل‌های ایران اسلامی در مهندسی سازمان ملل متحدی در شان جهان معاصر کمال بهره را برد.
اکنون سؤال اساسی این است که جنبش عدم تعهد تا چه حد ظرفیت شتاب بخشیدن به اصلاح ساختار سازمان ملل را دارد؟ و چنین انتظاری از این جنبش تا چه اندازه مورد قبول است؟
برای پاسخ به این سؤال توجه به نکات زیر لازم است:
1. این جنبش، بزرگ‌ترین گروه فرامنطقه‌ای جهان پس از سازمان ملل متحد است. علیرغم تلاش غربی‌ها که با توهین به 118 کشور عضو این جنبش مهم، آن را «کلوپ تفریحی بی مصرف» قلمداد می‌کنند، باید توجه داشت که اکثریت کشورهای عضو سازمان ملل متحد از اعضای این جنبش هستند، بنا‌بر‌این نقش روز افزون جنبش عدم تعهد در تصمیمات بین‌المللی در موضوعاتی نظیر همکاری‌های چندجانبه، خلع سلاح جهانی و منطقه‌ای، حفظ صلح پایدار جهانی، صیانت از حقوق و منافع کشورهای عضو و گسترش همکاری‌های افقی کشورها (نظیر همکاری‌های جنوب جنوب) در جهت مقابله با نظام سلطه، غیر قابل انکار است.
به دلیل فوق و با توجه به این‌که جنبش عدم تعهد، بزرگ‌ترین گروه فرامنطقه‌ای پس از سازمان ملل متحد محسوب می‌گردد، مسؤولان عالی سازمان ملل همواره در اجلاس عالی رتبه آن شرکت جسته‌اند. از همین رو بی‌دلیل نیست که اخیرا روزنامه واشنگتن پست با توهین به کشورهای عضو این جنبش، از دبیرکل سازمان ملل خواسته بود در این اجلاس شرکت نکند. شبکه آمریکایی فاکس‌نیوز نیز که به جمهوری‌خواهان و بخصوص جنگ‌طلب‌های آمریکا نزدیک است، با انتشار گزارشی به بهانه آغاز اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران، از بان‌کی‌مون دبیرکل سازمان ملل به دلیل سفر به تهران انتقاد کرد و آن را مغایر با تلاش‌های انجام شده برای منزوی کردن ایران، دانست.
2. در تاثیر جنبش بر تحول در سازمان ملل همین بس که فاکس نیوز در این باره نوشته است: «احمدی‌نژاد به زودی برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک خواهد رفت، و هم سمت ریاست‌جمهوری ایران و هم سمت ریاست جنبش عدم تعهد به‌عنوان بزرگ‌ترین بلوک از رای‌دهندگان در مجمع عمومی را بر عهده خواهد داشت».
3. بسیاری از صاحب‌نظران پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و فروپاشی پیمان ورشو، بر این باور بودند که دیگر نیازی به ادامه وجود جنبش عدم تعهد نیست. حتی آرژانتین پس از فروپاشی بلوک شرق، از جنبش عدم تعهد خارج شد. اما دسته‌ای دیگر استدلال‌هایی را مطرح می‌کردند که درست در تقابل با استدلال فوق قرار دارد. از این منظر، در نظام دوقطبی، همواره این امکان وجود داشت که توسعه‌طلبی یک قطب توسط قطب دیگر بالانس شود. «کنث والتز»، بنیان‌گذار دیسیپلین سیاست بین‌الملل، از مهم‌ترین نظریه‌پردازان حامی نظام دوقطبی است و آن را پایدارترین نوع توزیع قدرت در عرصه بین‌المللی می‌داند.
به این ترتیب، در نظام تک‌قطبی یا هژمونیک، منافع، امنیت و استقلال سیاسی کشورهایی که همسو با نظام تک‌قطبی نیستند، بیش از هر زمان دیگری تهدید می‌شود. بنابراین، نه‌تنها جنبش عدم تعهد فلسفه وجودی خود را از دست نداده، بلکه باید با قدرت بیش‌تر در جهت همگرایی بین کشورهای جهان سوم تلاش کند. هم اکنون و با توجه به حاکمیت نظام تک قطبی بر سازمان ملل متحد و روابط بین‌المللی اقتدار جنبش که همچنان باقی مانده می‌تواند به بهترین نحو به کمک اصلاحات در سازمان ملل بیاید و ایران به‌عنوان هدف اصلی در نوک پیکان یک جانبه گرایی در این میان نقشی بی‌بدیل دارد.
4. همان‌گونه که کنت والتز می‌گوید، نظام تک‌قطبی در جهان قابلیت بقا ندارد. این نظام وابسته به هژمون است و هژمون به مرور زمان به جهت مسوولیت‌های سنگین فرامرزی که پذیرفته است، تضعیف می‌شود، از دیگر سو، توانمندی‌های هژمون سرانجام منجر به بدبینی در دیگر بازیگران عرصه بین‌الملل شده و باعث می‌شود که دست به موازنه‌سازی زنند. امانوئل والرشتاین، از نظریه‌پردازان «نظام جهانی» هم افول امپراتوری ایالات متحده را پیش‌بینی کرده است.
در چنین شرایطی، جهان احتمالا در حال حرکت به سوی یک نظام نه تک قطبی بلکه چندقطبی است که نقش کشورهای جهان سوم یا کشورهای جنوب، در آن بیش از گذشته دیده خواهد شد. در واقع جنبش عدم تعهد می‌تواند با حمایت از منافع کشورهای مستقل، عدم تعهد خود را به سیاست‌های هژمون به اثبات برساند. به عبارت دیگر، فلسفه وجودی جنبش عدم تعهد در این دوران، همانا عدم تعهد به هژمون و حفظ روحیه استقلال است.
5. با توجه به این‌که دوسوم کشورهای عضو سازمان ملل متحد عضو جنبش عدم تعهد هستند حتی پس از سرنگونی محتوم هژمون نیز، این جنبش قادر خواهد بود تا با ایجاد همگرایی در بین کشورهای جنوب، نه‌تنها از منافع آن‌ها دفاع کند، بلکه به تشکیل قطبی جدید از کشورهایی که کم‌تر به حقوق خود دست یافته‌اند، کمک کرده و حقوق از دست رفته در دوران استعمار را به کشورهای مزبور بازگرداند.
6. این مطلب زمانی واضح‌تر می‌شود که توجه داشته باشیم اصلاح سازمان ملل با توجه به ساختار استکباری موجود در شورای امنیت آن با مشکلات و موانع جدی روبه‌رو است و نهادی که می‌تواند با این نقیصه مقابله نماید نهادی جز جنبش عدم تعهد و هم‌طراز آن نیست.
7. در نهایت پاسخ به این سؤال را به خواننده محترم این سطور می‌گذارم که بالاتر از اصلاح‌های سطحی در سازمان ملل متحد، آیا تقویت جنبش عدم تعهد مقدمه‌ای لازم برای جایگزینی یا تغییر هویت «سازمان ملل متحد» به وسیله یک سازمان واقعا بین‌المللی به نام «سازمان ملل غیر متعهد» یا چیزی شبیه به آن نیست؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات