تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۶  ، 
کد خبر : ۲۵۱۹۹۴
رسانه‌ها در خدمت عملیات روانی و جنگی

جنگ رسانه‌ای مهم‌ترین مؤلفه جنگ نرم


علی لاریجانی: قدرت نرم، توانایی‌‌های یک کشور در به کارگیری ابزاری مانند فرهنگ و ارزش‌‌های اخلاقی جامعه است که به طور غیرمستقیم بر دیگر توانایی‌ها و رفتار‌های موجود در کشور تاثیر می‌گذارد. هدف قدرت نرم، تبلیغات سیاسی نیست بلکه مباحث عقلانی و ارزش‌‌های عمومی را شامل می‌شود. هدف قدرت نرم، افکارعمومی است ابتدا در خارج و سپس داخل کشور. وسایل ارتباط جمعی دیگر به انتقال واقعیت فکر نمی‌کنند بلکه خود، واقعیت‌ها را می‌سازند. آنها به مدیریت افکارعمومی نمی‌اندیشند بلکه رسانه‌ای را موفق می‌دانند که بتواند با افکارعمومی حرکت کرده و خود را سازگار با آنها نشان دهد.
از مهم‌ترین عوامل در اختیار گرفتن قدرت نرم می‌توان به حرکت آرام و مداوم در جهت تسخیر افکارعمومی توسط رسانه‌‌های همراه و همگام با مردم اشاره کرد. جنگ رسانه‌ای یکی از برجسته‌ترین جنبه‌‌های جنگ نرم و جنگ‌‌های جدید است. جنگ رسانه‌ای تنها جنگی است که حتی در شرایط صلح نیز به صورت غیررسمی ادامه پیدا می‌کند و هر کشوری با استفاده از رسانه‌ها برای پیشبرد اهداف سیاسی خویش بهره‌برداری می‌کند. جنگ رسانه‌ای ظاهرا میان رادیو و تلویزیون‌ها، خبرگزاری‌ها، شبکه‌‌های خبری و سایت‌‌های اینترنتی جریان دارد و مقوله‌ای است که همکاری هماهنگ و نزدیک بخش‌‌های نظامی، سیاسی، امنیتی، رسانه‌ای و تبلیغاتی یک کشور را می‌طلبد.
پدیده جنگ نرم که علیه جمهوری اسلامی ایران به راه افتاده است به شکل‌های مختلف مانند نابسامانی اقتصادی، ایجاد نارضایتی در جامعه، تاسیس سازمان‌‌های غیردولتی، جنگ رسانه‌ای، عملیات روانی برای ضعیف جلوه دادن دولت و ایجاد ناتوی فرهنگی متبلور می‌شود. عوامل براندازی نیز از زمینه‌‌های موجود در جامعه برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرده و سعی در ایجاد نارضایتی بین افکارعمومی دارند. پروژه «ناتوی فرهنگی» که مقام معظم رهبری آن را مورد تاکید و توجه قرار دادند، مشتمل بر خط تهاجمی دشمن و تلاش آنان برای ورود به عرصه‌‌های فرهنگی، هنری و رسانه‌ای است تا به سیاهنمایی علیه ایران بپردازند.
استفاده از قدرت نرم علیه تمامیت ارضی، استقلال و هویت ملی کشور تنها در شرایط ضعف نظام اتفاق نمی‌افتد بلکه در «پیروزی‌های خیره‌کننده» دیده می‌شود. از این رو رهبر معظم انقلاب اسلامی برای خنثی کردن تهدید‌‌های دشمن، دانشجویان، اساتید دانشگاه‌ها و هنرمندان را به میدان فراخوانده‌اند. در جنگ نرم، دشمن از ادبیات خاص یعنی «تاریک نشان دادن آینده» استفاده می‌کند و با ایجاد شک و تردید در اصول و دستاوردها تلاش می‌کند مردم را دچار ترس و اضطراب کند و نیرو‌‌های اصلی را خسته کند. در جنگ نرم، از «احساسات» و «مظلوم‌گرایی» به عنوان چاشنی اقدامات خطرناک استفاده می‌شود. در این میدان آن دسته از نیرو‌های جوان که به دلیل برخورداری از هوشیاری سیاسی دست فتنه‌گران را می‌خوانند، وظیفه‌ای مهم برعهده دارند. جنگ نرم، صحنه رویارویی دروغ‌‌های بزرگ با واقعیت‌های تردیدناپذیر است. در این جنگ نرم، کافی است هواداران جبهه حق بیدار باشند و بیکار ننشینند چرا که زبان حق همیشه موثرتر از زبان باطل است.
رسانه‌ها پل ارتباطی و بلکه وسیله‌ تسلط بر افکار، اراده و احساسات بشریت دوران معاصر به شمار می‌آیند. مراکز رسانه‌‌های استکبار که به مدرن‌ترین فناوری جهانی مجهزند‌، از یک سو ابزاری در جهت اجرای عملیات روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها و دولت‌‌های مستقل هستند و از سوی دیگر وسیله‌ای برای کنترل، تضعیف، جهت‌دهی و هدایت جوانان در سراسر جهان محسوب می‌شوند. با توجه به تحولات عظیم در بهره‌گیری از رسانه‌ها، نظام سلطه از رسانه‌‌های نوین دیداری، شنیداری و نوشتاری برای تحمیل اراده‌ خود بر ملت‌ها استفاده می‌کند.
با نگاهی به عملکرد آمریکا در جنگ‌‌های ویتنام، بالکان، کارائیب، افغانستان، 2 جنگ خلیج‌فارس و همچنین اقدامات روانی و رسانه‌ای‌اش علیه انقلاب اسلامی، آنچه مسلم است اینکه جنگ رسانه‌ای از برجسته‌ترین مولفه‌‌های جنگ نرم و کمک به پیشبرد جنگ سخت است. عملیات روانی حتی بدون نیاز به جنگ سخت، به عنوان مهم‌ترین جنگ‌ مدرن در جهان کنونی محسوب می‌شود. از آنجا که قدرت‌ها توان به میدان آوردن نیروی نظامی ‌را ندارند یا جامعه‌ آنان قادر به تحمل تلفات انسانی نیست، به جنگ رسانه‌ای روی می‌آوردند و از این ابزار بهره‌برداری می‌کنند.
در عصر کنونی به دلیل پیچیدگی اجتماعی و اهمیت یافتن نقش رسانه‌‌های جمعی در ایجاد روابط جوامع، کاربرد این وسایل در زمینه‌‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی ‌بیش از پیش مشهود است و اثر آن را می‌توان در ظهور رفتار‌های جدید و با تمایل به غرب در میان جوامع در حال توسعه مشاهده کرد. رسانه‌ها در همه جنگ‌‌های قرن بیستم به مثابه ابزاری برای جنگ روانی و تبلیغات جنگی از سوی بسیاری از کشور‌ها مورد استفاده قرار گرفتند. آمریکا در جنگ ویتنام از رسانه‌ها و ابزار‌‌های تبلیغی و رسانه‌ای بهره‌برداری کرد اما پرده‌برداری رسانه‌‌های آزاد از جنایات آمریکا در ویتنام افکار عمومی‌ را بشدت تحت‌تاثیر قرار داد و تصاویر تکان‌دهنده در سال 1972 منجر به عقب‌نشینی نیرو‌‌های آمریکایی در سال بعد شد.
آمریکا با درسی که از جنگ ویتنام و عملکرد رسانه‌ها گرفته بود، در جنگ‌‌های بعدی سیاست‌‌های رسانه‌ای خود را بازبینی و هدایت و از ورود خبرنگاران به مناطق جنگی جلوگیری کرد. در سال 1991، در جنگ اول خلیج‌فارس رسانه‌‌های غربی اجازه‌ ورود به خطوط جنگی را پیدا نکردند. در جنگ کوزوو نیز ناتو هر روزه کنفرانس مطبوعاتی برگزار می‌کرد و در آن تصاویر‌ از قبل تهیه شده را با چارچوب مشخص و معین در اختیار رسانه‌ها قرار می‌داد. در جنگ افغانستان نیرو‌‌های شرکت‌کننده در جنگ در قبال افکار عمومی‌ دنیا شیوه‌ سکوت و ضداطلاعات را در پیش گرفتند.
واقعیت آن است که فرماند‌هان و سربازان جنگ رسانه‌ای، استراتژیست‌‌های عملیات روانی و متخصصان تبلیغاتی و کارگزاران رسانه‌ای بین‌المللی هستند اما سربازان این جنگ، نویسندگان، خبرنگاران، مفسران، تصویربرداران، تولیدکنندگان خبری و مطبوعاتی، کارگردانان، تهیه‌کنندگان و عکاسان رسانه‌ها هستند که سلاح و تجهیزاتشان، رادیو، تلویزیون، اینترنت، ماهواره، خبرگزاری، دوربین‌، کاغذ، قلم، دستگاه‌‌های چاپ، نشر و... است. در پشت صحنه‌ عملیات رسانه‌ای، سیاست رسانه‌ای قدرت‌ها و نظام سلطه به مثابه راهبرد این حرکت قرار گرفته است که به صورت رسمی‌ و سازمان‌یافته اما پنهان با اختصاص بودجه‌ای سری توسط سازمان‌‌های اطلاعاتی و امنیتی و سرویس‌‌های جاسوسی و تشکیلات ویژه‌ نظامی‌ هدایت می‌شود.
بخش دیگری از متولیان و رهبران رسانه‌ها صاحبان پول و سرمایه‌ها هستند. آنان به منظور افزایش سرمایه‌‌های بی‌حد و حصر خود، جنگ رسانه‌ای راه می‌اندازند و ملت‌ها را برای مصرف کالای خود یا گرایش به سوی خود راهبری می‌کنند. فراگیری رسانه‌‌های جمعی متنوع و مدرن در عصر کنونی که اذ‌هان و افکار مخاطبان دشمن، خودی و بی‌طرف را هدف قرار داده است، همراه با ویژگی دوسویه‌ بودن آن، آثار منفی و مثبت فراوانی را به دنبال داشته است. بهره‌گیری نظام سلطه از ابزار‌ها و فنون جنگ رسانه‌ای در جهت کسب و حفظ منافع به کشف و اختراع و ساخت ابزار‌های فرامدرن منجر شده است، به گونه‌ای که طرف‌‌های درگیر به جای جنگ سخت و نظامی، ‌به جنگ نرم و رسانه‌ای و عملیات روانی گرایش پیدا کرده‌اند و از ابزار‌های رسانه‌ای خود برای تضعیف کشور هدف و کسب منافع خود از روند تضعیف کشورها استفاده می‌کنند. رسانه‌‌های جهانی امروز نقش و جایگاه بی‌سابقه‌ای در کنترل و هدایت افکار عمومی یافته‌اند.
آنچه عموما در رسانه‌‌های غربی می‌بینیم، مناظری مجازی‌اند که گاه با دنیای واقعیت به کلی متفاوتند. در کشوری مانند آمریکا، رسانه‌‌های خبری تحت نفوذ و مالکیت شرکت‌‌های غول‌پیکر اقتصادی در انتقال و تفسیر اخبار، عمدتا منعکس‌کننده‌ ایدئولوژی طبقه‌ حاکم جامعه‌اند. در عین حال رسانه‌ها گاه این تصور را برمی‌انگیزانند که آزاد و مستقل بوده و قادر به ارائه‌ گزارش‌‌های متعادل و تفسیر‌های منطقی‌اند. مخاطبان این رسانه‌ها، بسته به ویژگی‌‌های فردی خود، کم یا زیاد در معرض تبلیغات روانی جمعی قرار دارند. همه‌ اخبار به رسانه‌ها می‌رسد ولی آنها همه چیز را منتشر نمی‌کنند. کسانی که به بهانه‌ تعدد و تنوع موضوعات و محدودیت زمان پخش اخبار، راه ورود جریان اخبار به ذهن ما را سد می‌کنند، برخی را انتخاب، بعضی را انکار و بعضی دیگر را تحریف می‌کنند.
آنچه به عنوان اخبار در رسانه‌‌های امروز غرب می‌بینیم یا می‌شنویم، عمدتا «منتخب» و «هدفمند» بوده و علل و پیامد‌‌های یک واقعه را بر اساس دیدگاهی ویژه و منحصر به فرد بررسی می‌کنند. به ندرت به اخباری برمی‌خوریم که دقیق و مستند ارائه شده و مبتنی بر آمار و ارقام موثق باشد. تلخ‌‌تر اینکه با گذشت سال‌ها از تبلیغات رسانه‌ای غرب و پیشرفت روزافزون فناوری‌‌های ارتباطاتی و علوم شناختی در چند دهه‌ اخیر، قوه‌ قضاوت و تحلیل مخاطبان جهانی این رسانه‌ها رو به کاستی نهاده و همین امر موجب شده حتی ساده‌ترین دروغ‌ها در رسانه‌‌های غربی به امری مستند و قابل هضم برای شنوندگان یا بینندگان تبدیل شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات