معین فتحی
«سرگرمی» این روزها بازار داغ و گستردهای پیدا کرده است. پس از سپری شدن دوران طولانی تسلط «نوارهای VHS» بر صنعت غیررسمی سرگرمی، چند سالی است با کمک تکنولوژی جدید، علاقهمندان میتوانند علاوه بر فیلمهای خارجی، سریالهای تلویزیونی را نیز بر روی DVD تماشا کنند و ساعتها، روزها و هفتههایی بسیار طولانی مخاطب سریالهای خارجی شوند؛ سریالهایی که به واسطه برخورداری از زیرنویس فارسی طیف گستردهتری از مخاطبان را حتی در میان طبقات عادی و نه چندان فرهیخته جامعه درگیر خود میکند و ساعتها آنها را در پای رایانه و تلویزیون سرگرم میکند.
در سالهای اخیر بازار سریالهای خارجی با ورود «شبکههای ماهوارهای فارسی زبان» ماهیت عجیبی پیدا کرده و با اضافه شدن حجم فراوانی از شبکههایی که برای فارسیزبانان سریال پخش میکنند، جبههای تازه در مقابل رسانهها باز شده است.
ماه رمضان امسال پخش سریالی ۳۰ قسمتی از یک شبکه ماهوارهای بحثها و اظهارنظرهای مختلفی را در جامعه بهوجود آورد. این سریال با نام اختصاصی «عمر» و با موضوع زندگی خلیفه دوم محصول گروه شبکههای mbc بود و طبق خبرهای قبلی قرار بود با زیر نویس فارسی از شبکه «امبیسی پرشیا» نیز پخش شود اما چنین اتفاقی رخ نداد هرچند پخش آن به زبان عربی نسبتاً قابل فهم برای ایرانیان از چند شبکه عرب زبان مخاطبانی را به دنبال خود داشت. بررسی صفحات رسانههای خبری و سایتهای اینترنتی نشان میدهد این مخاطبان نسبتاً قابل تأمل بودهاند.
روزنامه جوان بر حسب وظیفه رسانهای خود به این موضوع در مطالب گوناگون پرداخت و در زمان پخش این سریال به شکلی جدی این موضوع را مورد توجه قرار داد اما جای خالی یک نقد و بررسی درخصوص این سریال بسیار خالی بود. طی بررسیهای صورت گرفته از میان دستاندرکاران هنرهای تصویری در ایران سرانجام پای صحبت «سید سعید صدرزاده» نشستیم. او از معدود افرادی است که این سریال را به صورت کامل دنبال کرده است. این روحانی در سه زمینه «علوم دینی»، «تاریخ» و «سینما» دارای تحصیلات آکادمیک است. ساخت فیلمها و کلیپهای گوناگون و نیز اجرای چندین نمایشنامه از جمله سوابق وی است که آخرین اثر وی نمایشی با نام «زینب سلام الله علیها» بود که بهمن سال گذشته در تالار حرکت به روی صحنه رفت. در کنار همه این موارد دوستی نزدیک وی با گروه فراوانی از علمای اهل سنت نیز از دلایل مهمی است که سبب شده تا درخصوص این سریال با وی به گفتوگو بنشینیم.
کنجکاویهای ایرانیان در خصوص شخصیت «عمر»
عمر یا همان خلیفه دوم و چهرههای مورد وثوق اهل سنت، شخصیتی شناخته شده برای اغلب ایرانیان است. در تاریخ ایران از او با نام «فاتح ایران» نام برده شده است. در دوره او بود که مسلمین با عبور از مرزهای جغرافیایی وارد ایران شدند و با در هم شکستن آخرین مقاومتهای حکومت رو به اضمحلال ساسانی، آخرین بازماندههای این حکومت را تار و مار کرده و اسلام را بر ایران حاکم کردند.
در روایتهای تاریخی نزدیک به نویسندگان ملیگرای ایرانی، روایتهای عجیب و تکاندهندهای از حمله اعراب به ایران منتشر شده و گاه این حمله را زمینه از میان رفتن علم و دانش در ایران برشمردهاند که البته این روایتها واقعی و مستند نیست. ضمن اینکه در اغلب روایتها صرفاً حمله اعراب به ایران دیده میشود و اشارهای به فساد فراوان دستگاه ساسانی، تسلط مغها بر ارکان حکومت در آن دوره و نقش آن در اضمحلال حکومت و کلاً مشکلات داخلی حکومت ایران که منجر به سقوط دولت ساسانی شد نمیشود اما همین دلایل کافی است تا پخش سریالی با این مضمون، حداقل کنجکاوی قشر کتابخوان و علاقهمند به تاریخ را برای تماشای روایتی عربی از این موضوع ایجاد کند. قتل خلیفه دوم به دست یک ایرانی به نام «ابو لولو» هم انگیزه دیگری است که سبب میشود تا پخش این اثر در ماه رمضان با پیگیری گروهی از مخاطبان همراه شود
سریال را چه کسانی ساختند؟
این سریال محصول شرکت MBC است که توسط «شیخ ولید بن ابراهیم آل ابراهیم» اداره میشود. این فرد کمتر در رسانهها حضور مییابد و تلاش میکند شخصیتی معتدل از خود نشان دهد. شبکه «الرساله» نیز شبکهای دینی و مذهبی است که توسط وی راهاندازی شده تا به نوعی تعادل را در فعالیتهای رسانهایاش ایجاد کند اما این شخصیت ماهیتی وهابی دارد و در جایجای سریال نیز این گرایش به چشم میخورد.
دستاندرکاران و سازندگان این اثر نمایشی، پیش از آغاز پخش آن در توصیف این اثر گفتند: «این مجموعه نمایشی تلویزیونی از آن سو اهمیت دارد که نمایشگر راه و روش عملی عمر بن الخطاب و شخصیت وی است که نقشی استثنایی در تاریخ دعوت به اسلام و تأسیس کشوری اسلامی ایفا کرد.» اما آیا آنچه در این سریال به تصویر کشیده شده با واقعیت انطباق دارد؟ پاسخ این سؤال از نظر «سید سعید صدرزاده» مثبت نیست. او معتقد است این سریال تصویری خشن از جامعه مسلمانان نشان میدهد که در شرایط امروز به نفع مسلمین نیست.
صدرزاده برای تشریح منظور خود به نمایش جنگهای متعدد در این سریال اشاره میکند که منجر به فتح سرزمینهای جدید میشود. او در ادامه با مقایسه کلی این سریال با فیلم، ساخته شده توسط مصطفی عقاد میگوید: «در آن فیلم چند جنگ خاص و محدود همچون احد، خیبر و فتح مکه نمایش داده شد که طی آن مسلمانان در حقیقت دفاع کردند نه جنگ، اما در این سریال به دلیل کثرت جنگهای به نمایش درآمده، تصویری که در ذهن مخاطب شکل میگیرد این است که انگار اسلام فقط به دنبال گسترش با زبان شمشیر بوده است!»
صدرزاده در ادامه اضافه میکند: «در فیلم مرحوم مصطفی عقاد، ابوسفیان در زمان فتح مکه جملهای بسیار جالب بیان میکند. او میگوید: محمد از دلها نفوذ میکند نه از دیوارها! اما در سریال عمر مسلمانان همیشه از دیوارها نفوذ میکنند و این همان چیزی است که برای مخالفان اسلام دستاویز بسیار خوبی برای تخطئه این دین است. در بخشی از همین سریال، وقتی به خلیفه دوم خبر کشته شدن تعداد زیادی از افراد داده میشود با آرامش با مسئله برخورد میکند و میگوید: الحمدلله! او اصلاً از شنیدن چنین خبری متأثر نمیشود و چنین جزئیاتی در کنار هم سبب میشود مخاطب غربی که احتمالاً مخاطب چنین اثری است، با خودش فکر کند انگار تروریسمی که در دنیا به مسلمانان نسبت داده میشود حرف بیربطی نیست!»
تغییر و دستکاری در تاریخ
«نادیده گرفتن برخی شخصیتها» و «سفیدنمایی برخی شخصیتهای سیاه و خاکستری» دو نکته محوری در این سریال است. به گفته صدرزاده در این سریال برخی شخصیتهای تاریخی همچون حضرت زهرا(س) که شخصیتی محوری و مؤثر در آن دوره بوده اصلاً دیده نشده و برخی شخصیتها همچون هند جگرخوار و خالدبن ولید به شدت سفیدنمایی شده است. او در توضیح این موضوع میگوید: «من قصد ندارم این سریال را با «مختارنامه»، «امام علی(ع)» یا دیگر آثار ساخته شده توسط هنرمندان شیعی مقایسه کنم فقط کافی است این سریال را با فیلم «محمد» که توسط هنرمندی از اهل تسنن ساخته شده مقایسه کرد تا متوجه میزان بالای تحریفهای موجود در آن شد.
در این سریال اثری از علی بن ابی طالب و فرزندانش به شکل مؤثر دیده نمیشود. از شخصیت حمزه نیز تقریباً چندان اثری دیده نمیشود حال آنکه در فیلم محمد رسولالله(ص) بارها از زبان شخصیتهای منفی فیلم بیان میشود که محمد رسول خدا، حمزه و علی(ع) سه دشمن کفار هستند اما در این سریال دغدغه تمام کفار و اشراف مکه، عمر و خالد بن ولید است! نکته جالب دیگر اینکه در فیلم محمد(ص) فقط دو جا نام ابوبکر شنیده میشود. یکبار زمانی که بلال را میخرد و دیگر بار در زمانی که کفار به غار مراجعه میکنند اما در این سریال خلیفه اول حضوری پررنگتر از حضرت علی(ع) دارد.
شخصیت حضرت زهرا(س) هم چنان نادیده گرفته شده که انگار اصلاً پیامبر چنین دختری نداشته است! اوج این کار درخصوص شخصیت حضرت علی(ع) است که همیشه در این سریال در پشت عمر حرکت میکند و در حادثه رحلت پیامبر(ص) بسیار حضوری اندک دارد. حتی در جایی نشان داده میشود که حضرت علی(ع) گرفتار راهزنان میشود و ابوبکر و عمر او را نجات میدهند! در کجای تاریخ حضرت علی(ع) گرفتار راهزنان شده است؟! حتی زمانی که دیگران گرفتار میشدند او آنها را نجات میداد. از خود عمر جمله مهمی نقل شده است که میگوید: «اگر علی نبود، هر آینه عمر هلاک میشد». (لولاعلی لهلک العمر) حضرت علی(ع) همیشه برای خلفا مشاور خوبی بود اما در این سریال این موضوع به تصویر کشیده نشده است.»
صدرزاده درخصوص تطهیر شخصیت هند جگرخوار در این سریال نیز میگوید: «در فیلم الرساله، (محمدرسولالله) هند جگرخوار در سکانسی حمزه را خطاب قرار داده و میگوید: حمزه ای شکارچی شیر! با ناخنهای خودم شکارت میکنم!
اما همین هند در سریال عمر پس از اجیر کردن وحشی برای شهادت حمزه در چند قسمت بعد تطهیر میشود و بتها را میشکند که این مسئله دقیقاً تقلیدی از رفتار زلیخا در سریال یوسف است. از طرفی دیگر در جنگ اعراب با رومیان، هند در مقابل سربازان عربی که از میدان نبرد میگریزند میایستد و از آنها تقاضا میکند تا دوباره به میدان جنگ بازگردند! مشابه چنین صحنهای در فیلم محمد رسولالله(ص) وجود دارد اما در آنجا هند در مقابل فرار سربازان فراری از صحنه جنگ بدر چنین واکنشی نشان میدهد. به هر حال در این سریال هند به شدت تطهیر شده است تا مخاطب تصور نکند مادر معاویه بن ابی سفیان شخصیتی منفی بوده است!»
صدر در ادامه اضافه میکند: «البته در این سریال درخصوص چهرههای سفید سیاهنمایی صورت نگرفته است و ایرادی به اهل بیت وارد نشده است که البته چنین امری ممکن هم نیست اما سفیدنمایی شخصیتهای مذکور جای بحث دارد. درخصوص شخصیت عمر نیز نکته جالب توجه این است که در تمامی سریال و حتی در دوران جوانی این شخصیت عصایی به دست دارد که به شدت شبیه عصای حضرت موسی در فیلم سیسیل ب. دومیل است. سؤالی که برایم پیش آمده این است که چطور ابوبکر که از عمر پیرتر است هیچگاه عصا به دست ندارد اما عمر از جوانی عصا در دست دارد؟! از طرف دیگر در همین سریال تصاویری وجود دارد که پناه بر خدا طی آن ابوبکر بیشتر از رسول خدا صاحب درایت و تدبیر نشان داده شده است.
در قسمتهای ۱۷ و ۱۸ سریال، در پایان زندگی ابوبکر و پایان خلافت وی، او با حضور در محافل مختلف از جانشین خود حرف میزند و حتی با نگارش وصیتنامهای کتبی که در سطح شهر خوانده میشود، از مردم میخواهد به عمر اقتدا کرده و برایش از مردم بیعت میگیرد. ابوبکر مدت کوتاهی خلافت کرد و جالب است که در همین مدت کوتاه نگران این است که زحمات چندین سالهاش را به دست فردی مطمئن بسپارد اما چنین رویهای درخصوص حضرت پیامبر(ص) نمایش داده نمیشود و واقعه غدیر هم تحریف میشود؛ گویی برای رسول گرامی خدا با آن همه شهدا همچون یاسر، سمیه، حمزه و شهدای احد مهم نبوده که پس از ایشان چه اتفاقی برای اسلام رخ میدهد!
در ادامه همین موضوع، در ماجرای نمایش بنی ثقیفه مباحث افراد حاضر در جلسه حتی به پنج دقیقه هم نمیرسد و حتی آنها روی زمین نمینشینند و تقریباً به شکل سرپایی درخصوص انتخاب خلیفه بحث میکنند. این نکته بسیار دردناکی است که در این سریال نمایش داده شده که برای خلیفه اول، عاقبت دین مهم بوده اما این موضوع برای رسول خدا(ص) مهم نبوده است.
بازتابهای سریال در داخل ایران
سریال عمر تقریباً از دو سال قبل برای ایرانیان شرکتکننده در بازار کن سریالی شناخته شده بود. اوایل اکتبر ۲۰۱۰ پوسترهای این سریال در نمایشگاه کن توزیع و بنرهایش نصب شده بود. جالب توجهتر اینکه بنر ورودی ساختمان بازار کن پوستر این سریال بوده و حتی آنوس اولیهای هم از این سریال در آنجا نمایش داده شده بود.
حضور عوامل ایرانی و عمدتاً دستاندرکاران سریال مختارنامه در ساخت این سریال نیز از موضوعهای جنجالبرانگیزی بود که سبب مطرح شدن نام این سریال در رسانههای داخلی شد. «عبدالله اسکندری»، «جلیل فتوحینیا»، «آذر محمدی» و «محمود اردلان» چهار چهره محوری مشترک سریال مختارنامه و عمر هستند که در سمتهای مدیر چهرهپردازی، طراحی صحنه، طراحی لباس و طراحی صحنههای جنگی هر دو اثر حضور داشتند. البته گروه فراوانی از تیم اجرایی سریال مختارنامه در بخش صحنه، لباس و گریم نیز در سریال عمر حضور داشتند که نام آنها به حدود ۱۵ تن میرسد. رسانهای شدن این موضوع سبب بروز واکنشهای مختلفی در رسانهها شد. «محمود فلاح» تهیه کننده مختارنامه اعلام کرد به خاطر این رفتار، در ساختههای بعدی خود از این گروه دیگر استفاده نخواهد کرد. حتی صحبت از اخراج و ممنوع الکاری آنها به میان آمد اما مدیر روابط عمومی سازمان صدا و سیما اعلام کرد این افراد در استخدام صدا و سیما نیستند و به همین دلیل امکان برخورد با آنها وجود ندارد.
کارگردان سریال نیز در مصاحبهای اعلام کرد «فکر میکردم حضور ایرانیها در این سریال موجب نزدیکی بیشتر ما در این موضوع میشود و فکر نمیکردم این چنین واکنشهایی داشته باشد»!
در میان این هنرمندان عبدالله اسکندری با صدور اطلاعیهای نسبت به رفتار سازندگان این سریال در به تصویر کشیدن چهره حضرت علی(ع) ابراز انزجار کرد و گفت: «کارگردان و دست اندرکاران سریال مذکور بر خلاف توافقات قبلی نسبت به تاریخ تحریف صدر اسلام و یکی از بندهای قرارداد منعقده که مقرر شده بود از نمایش چهره صحابه پیامبر اکرم(ص) خودداری ورزند در اقدامی شیطنتآمیز و خلاف قرارداد و اصول حرفهای به این امر مبادرت نمودهاند. لذا بدینوسیله مراتب انزجار و تنفر خود را نسبت به این اقدام موهن اعلام و ضمن عرض ارادت به مقام شامخ ولایت و ساحت بزرگوار علی بن ابی طالب(ع) از تحریفات تاریخی هدفمند و سوء که در راستای اغراض سیاسی مخالفین اسلام ناب انجام پذیرفته است دوری میجویم!»
نکته جالب توجه اینکه به گفته بسیاری از مخاطبان حرفهای این سریال، تصویر به نمایش درآمده از حضرت علی(ع) شباهت فراوانی با گریم بازیگر نقش حضرت اباالفضل(ع) دارد که البته در سریال مختارنامه نمایش داده نشد اما اینکه عبدالله اسکندری نمیدانسته در این سریال چهره چه کسی به تصویر کشیده میشود اندکی عجیب است!
سرمایهگذاری سنگین
سریال عمر اولین پروژه در مجموعه mbc است که با بودجه باز ساخته شده است. برآورد اولیه برای تولید این اثر حدود ۲۰ میلیون دلار بوده که البته سقف و محدودهای برای آن تعیین نشده و حالا شنیده میشود این رقم به حدود ۵۰ میلیون دلار رسیده است.
این سریال برخلاف آثار تاریخی تلویزیون ایران که ساخت آنها مدت زمانی بسیار طولانی را طی میکنند، در مدتی بسیار کوتاه و مثالزدنی ساخته شده که از این جهت توفیقی برای سازندگان این سریال است.
این سریال با دو سال پیش تولید و هشت ماه تصویربرداری آماده نمایش شده است و بخش عمدهای از جلوههای ویژه آن از سوی شرکت معروف BUF ساخته شده که جزو شرکتهای مهم خدمات دهنده جلوههای ویژه در دنیاست.
البته نمیتوان منکر حضور عوامل ایرانی در کیفیت تصویری این سریال شد. هرچند اغلب آکساسوار، لباسها و طرحهای به کار رفته در این سریال همان طرحهای سریال مختارنامه است اما نگاهی به ساختههای پیشین کشورهای عربی در این زمینه نشان میدهد اغلب آثار تاریخی آنها در سالهای گذشته آثاری بسیار ضعیف و گاه متوسط بودهاند که حالا در این سریال به لطف حضور عوامل ایرانی، فضای بهتری پیدا کرده است. به خصوص که بخش مهمی از داستان هم مربوط به حمله اعراب به ایران میشود که در این سریال با ظرافت و زیبایی خاصی هم در بخش لباس و هم در بخش کاخهای ایرانی شاهد تصاویری زیبا و چشمنواز هستیم.
صرف چنین هزینه سنگینی البته مخالفتهای فراوانی را هم به دنبال داشته است. در میان اهل تسنن نمایش چهره خلفا پذیرفتنی نیست و به دلیل نمایش چهره عمر در این سریال، بخش زیادی از اهل تسنن هم به جمع مخالفان این سریال پیوستهاند. مثلاً امام جمعه مدینه درباره این سریال گفته است: «سازندگان این سریال مرتکب گناه بسیار بزرگی شدهاند». یکی از علمای اهل تسنن اردن نیز قاطعانه میگوید: «این سریال دروغ محض است!»
صدرزاده که با اغلب علما، مولویها، ماموستاهای اهل تسنن ارتباط دارد، درخصوص نظر اهل تسنن ایران نسبت به این سریال میگوید: «شیعیان با اهل سنت اختلاف فقهی دارند اما آنچه در این سریال نشان داده شده، نه روایتی از اهل تسنن بلکه روایتی وهابی از وقایع اسلام است که مورد تأیید علمای اهل تسنن هم نیست. در خصوص نشان دادن چهرههای خلفا و حضرت علی(ع) در این سریال هم علمای اهل تسنن واکنش نشان دادهاند.
آنها از وارونه جلوه دادن حقایق تاریخی در این سریال ناراضی هستند و سال گذشته نیز درخصوص سریال «حسن و حسین» که از همین شبکه پخش شد معترض شدند. به نظر میرسد جهتگیری اصلی این سریال و دیگر محصولات این شبکه، حمله به جامعه ۲۰۰ میلیونی شیعه است و به همین دلیل آنها از سال گذشته ماه رمضان را به عرصهای برای جنگ با شیعه تبدیل کردهاند و برای این کار هم حاضر به هزینه کردن هستند.»