قاسم غفوری
جایگاه علوم و دانش هستهای در عرصه بینالملل سبب گردیده تا بسیاری از کشورها دستیابی به این فنآوری را در چارچوب اهداف کلان خود قرار دهند. اهمیت این امر بدان حد است که باعث شده کشورهای خاورمیانه به عنوان بزرگترین دارندگان منابع نفت و گاز، برای دستیابی به این مهم فعالیتهای بسیاری مبذول دارند. در خصوص جایگاه دانش هستهای در خاورمیانه دو نکته قابل تامل است.
اولا رویکرد کشورهای عربی به مساله دانش صلحآمیز هستهای از نکات مهم در عرصه خاورمیانه است. این کشورها دریافتهاند که برای تحقق اهداف اقتصادی، سیاسی و علمی خود نیازمند دستیابی به این مهم میباشند. تدوین اساسنامه هستهای در نشست شورای همکاری خلیجفارس و اتحادیه عرب و دعوت از بازرسان آژانس انرژی اتمی برای بررسی چگونگی راههای کمک به این کشورها، مهمترین تحرکات در این زمینه است.
ثانیا جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر به رغم تمام سنگاندازیها و توطئههای غرب با اتکاء به متخصصان داخلی توانسته است در جمع دارندگان چرخه سوخت هستهای قرار گیرد.
با توجه به اینکه پیش از این ایران بارها بر آمادگی خود برای انتقال دانش هستهای به کشورهای اسلامی بویژه در حوزه خلیجفارس و مشارکت در طرحهای ساخت راکتور هستهای برای آنها تاکید نموده است و از سوی دیگر کشورهای عربی ضمن تاکید بر صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران از همکاری با تهران و بهرهگیری از تجربیات آن در زمینه هستهای استقبال کردهاند، دستیابی به دانش هستهای را میتوان در جمع راهکارهای اتحاد کشورهای منطقه به حساب آورد. به عبارتی دیگر ایران و سایر کشورهای منطقه میتوانند با تشکیل کمیتههای کاری مشترک هستهای مبادله اطلاعات و دانشمندان، تاسیس کنسرسیومهای فراگیر و متحد برای تولید سوخت هستهای، زمینههای لازم را برای برخورداری تمام کشورهای منطقه از دانش صلحآمیز هستهای فراهم آورند. در شرایطی که این مهم با تدبیر و ضمانتهای امنیتی و اطلاعاتی صورت گیرد میتواند پیامدهای مثبتی برای یکایک کشورها و در مجموع کل خاورمیانه (بویژه حوزه خلیجفارس) به همراه داشته باشد.
1ـ تلاش برای توسعه علمی و اقتصادی از اولویتهای تمام کشورهای منطقه میباشد. اتحاد این کشورها برای دستیابی به دانش هستهای میتواند از یک سود تحققبخش اهداف اقتصادی و علمی آنها باشد از سوی دیگر به دلیل تمایل ملتهای منطقه به ارتقای جایگاه علمی و صنعتیشان بویژه در امور هستهای با اتکا و اتحاد تمام کشورهای منطقه، محبوبیت سران این کشورها را به همراه دارد.
آمار نشان میدهد که 95 درصد ملتهای عربی بر اتحاد با ایران برای دستیابی به دانش هستهای بومی تاکید دارند لذا گرایش سران عرب به اجرای این مهم به حمایت مردمی از آنها منجر میگردد که نیاز آنها به همکاری با بازیگران خارجی برای کسب مشروعیت داخلی را از میان خواهد برد.
2ـ از اهداف مشترک تمام کشورهای خاورمیانه خروج بیگانگان از منطقه است. این آرمان در حالی در منطقه پیگیری میشود که غرب تلاش دارد تا با ایجاد رقابت هستهای در خاورمیانه، حضور نظامی در منطقه به بهانه حفظ امنیت، ورود شرکتهای غربی در پروژههای هستهای کشورهای عربی برای وابسته نگاه داشتن آنها به فنآوری غربی، سیاست تفرقهافکنی میان ایران و اعراب، توجیه توسعه فعالیتهای هستهای غیرصلحآمیز رژیم صهیونیستی و... را محقق سازد. اتحاد کشورهای منطقه (کشورهای عربی و ایران) برای تحقق اهداف هستهای میتواند ضمن خنثیسازی این توطئهها شرایطی امن در منطقه را ایجاد نماید که نتیجه نهایی آن خروج بیگانگان از خاورمیانه خواهد بود. (این طرح با اتحادهای امنیتی و اطلاعاتی و همکاریهای فراگیر در امور هستهای میتواند اجرایی میشود).
3ـ این حقیقت انکارناپذیر است که دستیابی کشورها به دانش هستهای موجب ارتقای جایگاه جهانی آنها میشود. با عنایت به اینکه پیشرفت متحد هستهای کشورهای اسلامی، اتحاد سیاسی و اقتصادی آنها را به همراه دارد، همکاری هستهای آنها در نهایت به بهبود جایگاه بینالمللی آنان به عنوان بازیگری بزرگ منجر خواهد شد که اهداف بسیاری را برای آنان محقق میسازد. این پیامد در صورت انفرادی بودن فعالیتهای هستهای بازتاب چندانی نخواهد داشت و صرفا به عنوان یک اقدام علمی و صنعتی شناخته میشود در حالی که اقدام متحد، آنها را به قطبی موثر در معادلات جهانی مبدل میسازد که میتواند حتی برای خلع سلاح رژیم صهیونیستی و قدرتهای هستهای غرب مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
در نهایت میتوان گفت که پروژه، هستهای شدن خاورمیانهای که برگرفته از ارتقای سطح آگاهی کشورهای منطقه و تاکید آنان بر لزوم دستیابی به فنآوری صلحآمیز هستهای به عنوان پشتوانه اقتصادی و علمی است، نویددهنده تحولاتی بزرگ در منطقه (بویژه در حوزه خلیجفارس) است که با جهتدهی صحیح به آن میتواند دستاوردهای مهمی به همراه داشته باشد. این رویکرد در شرایطی که به اتحاد فراگیر کشورها و بهرهگیری از ظرفیتها یکدیگر (کشورهای عربی و ایران) هدایت گردد، نویدبخش صلح و ثبات و توسعهیافتگی در خاورمیانه خواهد بود که پیامدهای منطقهای و بینالمللی مثبتی در انتظار آن است. در همین حال اگر مداخلات غرب در این زمینه استمرار یابد و به جدایی کشورهای منطقه منجر شود (رقابت هستهای) پیامد آن جز ادامه کارشکنیهای غرب و تشدید سیاستهای تفرقهافکنانه آنها نخواهد بود. لذا جا دارد تا کشورهای عربی به علاوه ایران با تحکیم مناسبات فیمابین و تشکیل کمیتههای کاری مشترک در راه بومی ساختن دانش صلحآمیز هستهای در خاورمیانه گام بردارند تا ضمن شکست توطئههای دشمنان به تشکیل منطقهای پیشرفته و متحد (که خواست تمام ملتهای منطقه است) نائل آیند.