* جناب دکتر ، به عنوان اولین سئوال ، به طور کلی مهمترین شبکه های ماهواره ای فعال که برای جامعه ایرانی برنامه پخش می کنند کدام هستند و چه اهدافی را در پی دارند؟
** قبل از پرداخت به پاسخ سئوال شما که سئوال خیلی مهمی هم هست اجازه دهید مقدمه کوتاهی عرض کنم .
مستحضرید که با پشت سر گذاشتن جنگ جهانی دوم ، نظام سلطه به دنبال روش های مطمئن تر و کم هزینه تری برای تسلط بر کشورها بود . روشی که به جای ایجاد روحیه مقاومت و استکبارستیزی به ترغیب مردم جهت قدم برداشتن در مسیر مورد نظر استعمارگران بپردازد. به تعبیری آنها سعی کردند به جای از بین بردن فیزیک انسانها ، روحیه و ارزشهای آنها را مورد هدف قرار دهند .
با اغماض می توان گفت که «پارادایم جنگ فیزیکی» به «پارادایم جنگ متافیزیکی» ، شیفت پیدا کرد . متذکر شوم که مقوله جنگ فیزیکی یا جنگ سخت ، برای قلدران جهانی هنوز هم قابل استفاده است و البته آنها سعی می کنند این دو را در کنار هم به پیش ببرند و یک نوع هارمونی و بالانس بین آن دو برقرار کنند گرچه غلظت جنگ نرم در اغلب موارد در دهه های اخیر بیشتر شده است .به عنوان مثال بعد از اشغال عراق و افغانستان و کشتار وحشتناکی که در آنجا صورت گرفت و الآن هم در حال انجام است ، می بینیم که در تصرف و تغییر «ادراکات» و «احساسات» و البته تغییر سلایق ، علایق و مهمتر از آن بینش ، جنگ بی پایانی در عرصه فرهنگی و اجتماعی شکل گرفته که خلاصه کلام به «آمریکایی کردن سبک زندگی مردم» منجر شده و با استحاله فرهنگی و مذهبی ، بویژه در جوانان ، مقدمات تسخیر تام و تمام ، بدون جنگ و خونریزی و با سلاح اقناع و ابزار رسانه ها را فراهم نموده است.
* به نظر شما دلیل این خصومت و به تعبیری آغاز یک جنگ تمام عیار فرهنگی علیه ما چیست؟
** اقطاب استکباری به دنبال سیطره هیمنه شیطانی خود بر سایر جوامع انسانی هستند . آنها به دلایل خیلی روشن و بدیهی می دانند که « اسلام » ، مهمترین و به عبارتی بهتر ، اصلی ترین رقیب و اندیشه مقاوم و فرهنگ متعالی در مقابل آنها قرار دارد . غرب تجربه آندلس و جنگ های صلیبی را خوب به یاد دارد و طبیعی است می خواهد از آن تجربیات شوم خود ، در دوره جدید استفاده کند . بنابراین هر ابزاری که بتواند مایه خدشه ، زوال ، استحاله و انهدام فرهنگ غنی اسلامی بشود ، بی گمان و لاجرم از آن بهره خواهد جست . کانونی ترین و جدی ترین رقیبی که در شرایط موجود برای فرهنگ مهاجم غرب ، در جهان اسلام قابل تصور است ، ایران اسلامی است . این نکته ، گزافه نیست و از سر تعصب زده نمی شود .
شما ملاحظه کنید که اغلب سیاستمداران و اندیشمندان مهم غرب درباره ایران ، انقلاب اسلامی و رهبران آن چه می گویند . در همین اجلاس سران جنبش عدم تعهد ، آقای بان کی مون – دبیرکل سازمان ملل متحد – در دیدار با مقام معظم رهبری چه گفت ؟ وی خطاب به معظم له گفتند که « شما فقط رهبر جمهوری اسلامی ایران نیستید ، بلکه رهبر مذهبی جهان اسلام هستید »
این جملات در عالم سیاست و دیپلماتیک خیلی معنادار است . در دیدار دانشجویان جهان اسلام با ایشان ، جملاتی که از نسل جوان جهان اسلام ، صادر شد ؛ انصافا کدامیک از این حرفها و عبارات در مورد یکی از رهبران دنیای غرب و یا شرق صادر شده است . اینکه امروز ، جمهوری اسلامی ایران ، کانون تحولات منطقه ای و جهانی است ، حرف خیلی روشن و قابل اطمینانی است . اصلا اجازه دهید اشاره کنم به دعواهای انتخاباتی باراک اوباما و میت رامنی . چرا نحوه تعامل با ایران اسلامی به یکی از عناصر تعیین کننده در انتخابات ریاست جمهوری قلدرترین کشور عالم تبدیل شده است ؟ اگر ایران ضعیف و ناتوان هست ، پس چرا ، بحث ایران ، همواره از مباحث جدی و پرچالش آنهاست ؟ مورد دیگر اینکه امروز مهمترین دشمن « اسلام » در دنیا چه کسی است ؟
هیچ اختلافی وجود ندارد که بیش از یک میلیارد مسلمان معتقدند که خبیث ترین دشمن مسلمانان ، رژیم صهیونیستی غاصب است . خوب ، مهمترین دشمن اسرائیل چه کسی است ؟ و اسرائیلی ها با شنیدن نام کدام کشور ، لرزه بر اندامشان می افتد و رعشه می گیرند ؟ پاسخ معلوم است : جمهوری اسلامی ایران .اینها را عرض کردم که بدانیم کانون این حملات و نوک پیکان تهاجم فرهنگی رسانه های رژیم صهیونیستی ، ایالات متحده و اذناب و اقمارشان به سمت ما نشانه رفته است . طبیعی است آنها دست به هر خباثتی بزنند و البته تا الآن هم دامنشان به انواع رذالت ها و شرارت ها آلوده است .
* در این میانه جنگ فرهنگی غرب علیه ایران اسلامی جایگاه شبکه های ماهواره ای که این روزها رشدی قارچ گونه پیدا کرده اند چگونه است؟
** شبکه های ماهواره ای از مهمترین ابزارهای تهاجم فرهنگی است . با ورود ماهواره به عرصه مصارف فرهنگی از اواخر دهه شصت و بعد از اتمام جنگ تحمیلی ، به تشدید برخی ناهنجاری های ارزشی و فرهنگی کمک کرد. قبل از آن و در طول دهه شصت برخی از برنامه های کانال های تلویزیونی کشورهای همسایه در بعضی شهرهای نزدیک مرزی و توسط آنتن های خیلی بلند، دریافت می شد. در دهه هفتاد با ورود قاچاق انواع تجهیزات ماهواره ای ، حجم دریافت این کانالها به سرعت افزایش یافت و به مناطق مرکزی کشور نیز سرایت کرد . دهه هشتاد و در سال های جدید و با استفاده از دیش های جدید و دریافت کننده های دیجیتالی میزان دریافت این کانالها افزایش یافت . برآورد اولیه نشان می دهد که درفضای اقلیمی ایران حدود 18000 شبکه تلویزیونی قابل دریافت است و البته دارندگان تجهیزات ماهواره ای برنامه های حدود 2000 شبکه را دنبال می کنند و سایر شبکه ها به دلایل گوناگون از جمله عدم جذابیت ، بیگانگی زبان و... مورد توجه جدی دارندگان تجهیزات ماهواره ای نیستند.
* مهمترین شبکه های ماهواره ای که برای کشورمان برنامه پخش می کنند کدامند؟
** از مهمترین شبکه های ماهواره ای که بیشترین میزان مخاطب را در بین دارندگان شبکه های ماهواره ای برای خود اختصاص داده اند می توان به شبکه های Manoto ،Farsi1 ، Gem TV ،BBC Persian ، VOA اشاره کرد . البته شبکه هایی نیز هستند که برد قومی و منطقه ای دارند . مثلا شبکه Gunaz TVکه برای مناطق آذری زبان برنامه پخش می کند و به دنبال تحریک احساسات قومیتی و پان ترکی است . یا شبکه هایی مثلZagros و روژهه لات که برای مناطق کردنشین ، برنامه پخش می کند و سودای تجزیه طلبی دارند و به تعبیری بلندگوی گروهک هایی مثل دموکرات ، کومله و پژاک هستند. همچنین گروه شبکه های mbc با اختصاص دادن شبکه هایی مخصوص کودکان و زنان و همچنین پخش فیلم های خشن و مبتذل هالیوودی و همچنین فیلم های پر زرق و برق ترکی از جمله شبکه های پرطرفدار هستند . هرچند احتمالا به دلایل مالی مدتی است که شبکه فارسی این گروه با عنوان mbc pershia تعطیل شده است.
شبکه هایی نیز وجود دارند که به دنبال تبلیغ و ترویج مسیحیت هستند که از مهمترین آنها می توان به شبکه «نجات » ، اشاره کرد که به دنبال ایجاد ، «کلیسای خانگی» است . بهائیان نیز فعال هستند و از شبکه های گوناگون مطالب خود را انتقال می دهند که عریان ترین و صریح ترین آنها از شبکه سلطنت طلب Pars TV است که روزی چند ساعت برنامه دارند .
شبکه های خبری نیز وجود دارند که تعدادی را جلب خود کرده اند که از آن جمله ؛ به شبکه یورونیوز ( شبکه تلویزیونی اتحادیه اروپا که به زبانهای مختلف ترجمه میشود ) و یا الجزیره ( شبکه قطر ) و شبکه العربیه ( شبکه تلویزیونی آل سعود ) . شبکه هایی نیز وجود دارد که به ترویج اسلام سکولار و انجمن حجتیه ای می پردازد که مثال بارز آن شبکه موسوم به «شبکه اهل بیت» است که در زیر لوای اهل بیت (علیهم السلام) و از داخل خاک آمریکا برنامه پخش می کند و جالب است که آمریکا و اسرائیل - که مهمترین دشمنان اسلام و شیعه هستند - به هیچ وجه مورد توجه قرار نمی گیرند و حرفی از آن زده نمی شود و مهمترین و البته تنهاترین برنامه و هدف آن بحث پیرامون ولایت حضرت امام علی (ع) و مسائل مرتبط با موضوع ولایت و خلافت است .
* نوع فیلم ها و سریالهایی که این شبکه ها در دستور پخش خود قرار می دهند حاوی چه مضامینی است و این مضامین چه تاثیری بر فرهنگ و رفتار افراد جامعه خواهد داشت؟
** اجازه دهید با ذکر نمونه های روشن به سئوال شما ، پاسخ دهم . می دانیم که شبکه تلویزیونی فارسی وان ، توسط گروه رسانه ای سعد محسنی (موبی) -که یک بهائی افغانی و مقیم استرالیاست - در سال 2009 تأسیس شد .قابل ذکر است کمپانی موبی ، قبل از تأسیس فارسی وان ، شبکه های تلویزیونی طلوع ، لمر ( به زبان پشتونی) ، رادیو آرمان ، استودیوی موسیقی باربد میوزیک و .... راه اندازی کرده اند که مخاطب اصلی آن مردم افغان هستند. فارسی وان با ترجمه فیلم ها و سریال های تلویزیونی سعی می کند بخشی از مخاطبان ایرانی و فارسی زبان را به خود جذب نماید .
دفتر مرکزی آن در هنگ کنگ و دفتر فروش و بازاریابی اش در دبی قرار دارد.فیلم ها و سریال هایی همچون آشنایی با مادر ، خواهر دوست داشتنی من ، همسر من بی نظیره ، رؤیای شیشه ای ، همسایه ها ، افسانه افسونگر، سفری دیگر، دارما و گریک ، ققنوس، ویکتوریا و... مخاطبانی پیدا کردند که دوست داشتند به تعقیب داستان بپردازند و خود را به آخر ماجرا برسانند ولی قصه این فیلم ها چه بود؟هر فیلم و سریالی که فارسی وان پخش می کند محتوای اصلی و اساسی آن « خیانت » در خانواده است ، هم مرد به زن و هم زن به شوهرش خیانت می کند و از این خیانت قبح زدایی می شود. فرزندان ، حرامزاده و در بسیاری موارد و در صورت اقتضای سنی خود اسیر این روابط نامشروع خارج از نظام خانواده هستند و جالب اینکه افراد به این مسئله کمترین واکنشی را نشان نمی دهند و راحت از کنار آن می گذرند و این خیانت را طبیعی می پندارند .
* به نظر شما چرا فارسی وان ، این گونه فیلم ها را که محتوای اصلی آن خیانت هست ، برای مخاطب ایرانی نشان میدهد ؟
** جالب است بدانیم فارسی وان با پیوستن به گروه رسانهای استار ، تحت قیمومیت شرکت نیوز کورپوریشن قرار گرفته است که رئیس آن رابرت مرداک ، صهیونیست مقیم استرالیا و شیطان رسانه ای دنیاست و می دانیم که (سعد محسنی ، مدیر فارسی وان ، یک بهائی است) و با صهیونیست ها روابط تنگاتنگی دارند.یا گروه شبکه های gem که امروزه به فارسی وان دوم شهرت یافته است و علاوه بر پخش موسیقی به پخش سریال های ترکی و عربی با همان مضامینی که قبلا ذکر شد ، می پردازد.البته ناگفته نماند که در این بین شبکه سرگرمی « من و تو » ، گوی سبقت را از سایر رقبا ربوده است و اهداف سیاسی آن هر روز بیش از دیروز بر بینندگان آشکار می شود.
در حالی که تلاش لندن تا سال گذشته عمدتاً به پخش برنامه های سیاسی ، ضد مذهبی یا ضد شیعی برای مخاطبان ایرانی محدود می شد، ولی مدتی است سیاستگذاران جنگ نرم در لندن با چرخشی معنادار به سراغ برنامه هایی با پوشش سرگرمی رفته اند. استفاده تمام عیار از تمام ظرفیت های تصویری از مستند و آموزشی تا فیلم سینمایی، با پوشش تمام گروه های سنی از کودک تا بزرگسال، که با ایجاد کانال های متعدد سرگرمی و موسیقی دنبال می شود، در دستور کار این برنامه راهبردی قرار دارد.در برنامه معروف «بفرمایید شام » به دنبال عادی سازی و قبح زدایی از «شراب و شرابخواری » ،« گوشت خوک » و ... دنبال میشود . در بسیاری از مستندهای مربوط به ایران ، به دنبال « تطهیر رژیم شاه » هستند و در برخی دیگر ، القای آموزه های بهائیان را دنبال می کنند .
چند وقت پیش ، شبکه من وتو ، گزارش مستندی ساخت تحت عنوان « از تهران تا قاهره» که فرح دیبا – بیوه محمدرضا پهلوی – بازیگر اصلی آن بود . مجری و یا مصاحبه کننده یکبار ولو یکبار از زندان های گوناگونی که ساواک و به دستور مستقیم همسر فرح ؛ محمدرضا پهلوی، در ایران دایر کرده و در آن به شکنجه مبارزان مسلمان می پرداخت، اشاره نمی کند . یا از وی درباره شهادت شصت هزار نفر از ایرانیان که توسط رژیم منحوس شاهنشاهی، به شهادت رسیدند ، سئوال نمی کند. از وابستگی ، فساد ، غارت و دزدی اموال عمومی نمی پرسد . گویا در دوران پهلوی ، ایران بهشت برین بوده است ! اگر این طور بوده ، پس چرا میلیونها ایرانی علیه آن قیام کردند و آنها مجبور شدند مثل دیکتاتورهای کشورهای عربی پا به فرار بگذارند .
کارویژه اصلی شبکه ماهواره ای من و تو ؛ عادی سازی مفاهیم غیردینی، ترویج اباحه گری و لیبرالیسم فرهنگی و دین زدایی است. درواقع « آندلسی کردن ایران » ، مهمترین هدف این شبکه می باشد.ناگفته نماند که برخی از دستاندر کاران این شبکه بخصوص « اتاق خبر» از همکاران سابق BBC هستند.
* این شبکه ها چه گروه هایی از جامعه را هدف خود قرار داده اند؟ کودکان و جوانان در کجای اهداف این شبکه ها قرار می گیرند؟
** طبیعی است آنها بیشتر به دنبال جلب مخاطب از بین کودکان ، نوجوانان و جوانان هستند تا با فرصتی که دارند با دستکاری در مفاهیم ، مفروضات و نظام ارزشی و دستگاه عقیدتی آنها ، انسانهایی با استانداردهای خود تربیت کنند .
بنابراین روشن است که این گروه مهمترین و اصلی ترین مخاطب شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب است .
* در حوزه اخبار و برنامه های سیاسی این شبکه ها چه رویکردهایی را دنبال می کنند؟ این برنامه ها بهچه میزان مطابق با واقعیت های جامعه ایران است؟
** ببینید هدف اصلی تمام شبکه های فارسی زبان ، انهدام فرهنگ و ارزشهای اسلامی ایرانیان است و فقط قالب برنامه ها عوض می شود و نباید اسیر تغییر این قالب ها شویم. طبیعی است در برنامه های خبری و سیاسی ، روشها فرق می کند ولی هدف ، همان است که عرض کردم.
به عنوان مثال شبکه بی بی سی فارسی - که رسما از طریق وزارت خارجه بریتانیا ، ساپورت مالی می شود - ادعا میکند که این شبکه بی طرف است ! اگر بی طرف است ، پس چرا تامین مالی آن بر عهده وزارت خارجه بریتانیاست ؟
اگر بی طرف است چرا فقط اخبار یکسویه منفی و در تمام موارد سیاه از وضعیت فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی ایران نشان می دهد. در اجلاس سران جنبش غیر متعهدها که در تهران با اقتدار برگزار شد ، آبروی اینها رفت و اگر کسی ادعا کند که این شبکه بی طرف است ، یا به عقلش باید شک کرد و یا به تعهدش در قبال وطنش. بی بی سی فارسی ، قبل از اجلاس ، مدام خبر می داد که «بان کی مون» به ایران نخواهد آمد ، محمد مرسی نخواهد آمد ، عربستان شرکت نخواهد کرد و ... و دهها خبر دیگر که اتفاقا در اکثر موارد دروغ از آب در آمد .
حالا بعد دیدند که اتفاقا اجلاس در سطح فوق العاده عالی برگزار می شود، سکوت کردند و خفه خون گرفتند . وقتی هم خواستند خبری منتشر کنند فقط به آن بخش از سخنان محمد مرسی که پیرامون تحولات سوریه گفته بود ، پرداختند . محمد مرسی درباره رژیم صهیونیستی و حقوق ملت مظلوم فلسطین ، به مراتب بیشتر از سوریه سخن گفت ، چرا از آنها خبری پخش نکردید . این یک شیطنت و شرارت رسانه ای محرز و آشکار است .یا مثلا با برخی ورشکسته های سیاسی مصاحبه می کنند که اساسا جنبش غیر متعهد ها ، یک جمع غیرفعال و غیر موثر است . گیرم که این طور است ، پس چرا قبل از برگزاری آن حرفها را می زدید ؟ و الآن دست به دامن شانتاژ ، فریبکاری و دروغ بافی شده اید .
* چگونه می توان جامعه را از گرایش به چنین برنامه هایی منع کرد؟ رسانه ملی چه میزان توانسته است در این زمینه فعال باشد و نیازهای جامعه در زمینه هایی مانند سرگرمی ، اطلاع رسانی و ... را فراهم آورد؟
** باید دید چرا تعدادی از مردم به سمت شبکه های ماهواره ای گرایش پیدا کرده اند . دلایل گوناگونی برای این امر وجود دارد . واقعیت این است که صدا و سیمای ما تنوع لازم برای جلب و جذب مخاطب با انواع و اقسام ذائقه ها را ندارد . البته بخشی به صدا و سیما و بخشی هم به فضای فرهنگی و سیاسی کشور بر می گردد . عده ای هستند که مدام از برنامه های صدا و سیما انتقاد می کنند . در مواردی این انتقادها قابل قبول است ولی واقعیت آن است که به نیت برخی از منتقدین شک دارم . کلمه حقی است ولی از آن باطل اراده می شود . یعنی اگر جریان ، باند و گروه آنها در صدا و سیما حاکم بود ، صدایشان در نمی آمد .
با این وجود در مواردی هم انتقادهای صریح توسط مراجع عظام ، علمای اعلام ، اساتید و یا تشکل های دانشجویی صورت می گیرد که انصافا این انتقادات وارد است . بررسی خیلی مختصر نشان می دهد که فی المثل سریال های ماه مبارک رمضان ، به طور جدی افت پیدا کرده است و متاسفانه در مواردی با روح حاکم بر این ماه شریف منافات دارد . انصافا سریال «خداحافظ بچه» را با کدام معیار دینی و حتی عقلی یا عرفی می شود پذیرفت ؟
جالب است اول حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ، سخنرانی می کردند و بعد سریال خداحافظ بچه ، پخش میشد ! در حالی که کوچکترین سنخیتی بین این دو برنامه وجود نداشت . در برنامه های سیاسی ، اجازه کوچکترین انتقاد و به چالش کشیدن رفتار نامتناسب فلان مسئول داده نمیشود . شما یک برنامه سراغ دارید که در آن پیرامون یک مسئله مهم سیاسی ، دو نفر بیایند و از زوایای گوناگون حرف بزنند و به تعبیری مناظره اتفاق بیفتد ؟ اگر هم تک برنامه هایی هم مثل« زاویه» ساخته می شود ، بیشتر دنبال مباحث انتزاعی است که طبیعی است افراد خاصی آن را دنبال می کنند و فراگیر نیستند .در بخش های خبری هم همین گونه است . هیچ تفاوتی بین اخبار ساعت 14 ، 19 ، 21 ، 22 و 30/22 وجود ندارد حتی ادبیات و واژگان آن هم یکی است با اینکه از شبکه های مختلف پخش می شود .خلاصه کنم الآن هیچ کسی دنبال این نیست که مسائل و مباحث پیرامون فوتبال را از شبکه های ماهواره ای پیگیری کند . چرا؟ چون برنامه نود – علی رغم همه اشکالات احتمالی آن- بدون هیچ خط قرمز کاذب و کذایی ، اطلاع رسانی کرده و نظرات مختلف و بعضا متضاد را ارائه می کند .
تلویزیون مدام از فروپاشی اقتصادی ، بیکاری و بدبختی مردم فلان کشور اروپایی یا آمریکا گزارش تهیه می کند و مصیبت خوانی می کند ولی چرا از وضع نابسامان اقتصادی کشور خودمان ، خبری پخش نمی شود ؟ نابسامانی بازار طلا و ارز نادیده گرفته می شود .
هر روز فلان جنس ، فلان درصد بالا می رود ولی هیچ خبری گویا رخ نداده است . معیشت مردم ، خیلی مهم است. شما خبررسانی کنید و دست آلوده غارتگران اقتصادی را نشان دهید ، ببینید چگونه اعتماد عمومی به رسانه ملی به صورت جهشی بالا می رود . چرا از فلان کارگر مظلوم که در یک شهر دورافتاده ، از صبح تا شب کار می کند و تازه حقوقش را مثلا شش ماه است نداده اند ، خبر تهیه نمی کنند تا مسئولی که در مقابل آن پاسخگوست، تحت فشار افکار عمومی قرار گیرد. البته صدا و سیما با راه اندازی شبکه های جدید مثل نمایش ،آی فیلم ، پویا ، بازار ، ورزش و ... انصافا خیلی بهتر از گذشته عمل کرده و باید قدردان این زحمات بود . مخصوصا در پوشش خبری نشست سران جنبش عدم تعهد سنگ تمام گذاشت و باید دست مریزاد گفت .مثال خیلی بارز همین پوشش نشست سران عدم تعهد است . ما انتظارمان از صدا و سیما همین است . کمتر کسی سراغ اخذ خبر درباره اجلاس از شبکه های بیگانه بود . این یک نمونه موفق و به اصطلاح ایده آل تایپ است.
* اگر نکته خاصی به نظرتان می رسد که به غنای مطلب می افزاید، ارائه فرمایید.
** می دانیم که در دهه های آینده دیگر نمی شود با برخوردهای فیزیکی به سراغ مبارزه با رسانه ها رفت . در جنگ رسانه ها باید از ابزار رسانه و شیوه های عملیا ت روانی به خوبی استفاده کنیم . ما با یک کشور درگیر نیستیم. با دنیایی درگیریم که ارزشهای ما با ارزشهای آن در تقابل و در تضاد است . هر چه امروز زحمت بکشیم در آینده ، ثمرات آن را درو خواهیم کرد. به دنبال تئوریزه کردن رسانه اسلامی – ایرانی باشیم و مهمتر از آن ، آن را عملیاتی و اجرایی کنیم و نیز مطمئن باشیم که جوانان ما ، مسلمان و ایرانی هستند. به آنها ایمان داشته باشیم و فضا را باز کنیم و به آنها هم اجازه دفاع از انقلاب و ارزشهای والای اسلامی بدهیم . جوانان ما علمدار و پیرو همت ها ، باکری ها ، خرازی ها ، چمران ها و ... هستند نمونه اش شهدای هسته ای . پس آنها باور کنیم .
* با تشکر از اینکه وقت مبسوطی را در اختیار ما و مخاطبین روزنامه رسالت قرار دادید.
** خیلی ممنونم که اجازه دادید عرایضم را ارائه دهم.