گروه سیاسی، محمد فقیه: آخرین شگرد «محمدرضا باهنر» برای «وحدت میان اصولگرایان» بلافاصله به بنبست خورد. او که سیاستمداری است نیمی درسایه و نیمی در روشنایی، روز گذشته و نیز در جلسه دبیران استانی جامعه اسلامی مهندسین از «تدوین منشور اصولگرایی» خبر داده بود. او به ایسنا گفته بود: «مجموعه جریان اصولگرایی همانند جبهه پیروان خط امام و رهبری، ایثارگران، جریانات طرفدار رئیسجمهور و گروههای مختلف دیگر در حال فعالیت هستند تا بتوانند از نظر ضوابط کاری به جمعبندی رسیده و کار را شروع کنند.» باهنر این جمعبندی را در «تدوین منشور اصولگرایی» خلاصه کرد و گفت: «این منشور با توجه به انتخابات مجلس هشتم در حال تدوین است.» اما این سخن باهنر روز گذشته از سوی تشکلهای اصولگرا با گرایشهای گوناگون تکذیب شد و تمامی آنان از چنین منشوری اظهار بیاطلاعی کردند. غلامرضا مصباحیمقدم سخنگوی جامعه روحانیت مبارز تهران در اینباره گفت: «از تدوین منشور اصولگرایی اطلاعی نداریم.» همچنین سخنگوی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی نیز با تاکید بر «بیاطلاعی» این تشکل از منشور اصولگرایی حدس زد که «با احتمال زیاد تدوین این منشور از سوی جبهه پیروان خط امام و رهبری صورت گرفته و با جمعیت ایثارگران در حال حاضر در این ارتباط بحثی نشده است.» لطفالله فروزنده در پایان به ایسنا گفت: «ما از این منشور که خبر آن اعلام شده اطلاعی نداریم.» البته این حدس فروزنده نیز از سوی یک عضو ارشد جبهه پیروان امام و رهبری تلویحاً رد شد. «مریم بهروزی» گفت: «در جبهه پیروان خط امام و رهبری و همچنین تمام تشکلهای اصولگرا استراتژی برای انتخابات در حال تهیه است اما در صورتی میتوان به آن استراتژی، منشور گفت که همه احزاب اصولگرا به آن رای بدهند.» او قاطعانه خبر «باهنر» را تکذیب و اعلام کرد: «هنوز منشور یا استراتژی به صورت قطعی از سوی اصولگرایان تهیه نشده است.» این تکذیب چندگانه گروههای اصولگرا در برابر ادعای «محمدرضا باهنر» دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین که همواره میخواهد نقش حلقه واسط میان تمامی گروههای اصولگرا را بازی کند، شکست بزرگی را برای او به همراه داشت. چرا که در نشست دبیران استانی تشکل جامعه مهندسین سعی شد به نوعی بر محوریت او در میان اصولگرایان تاکید شود. «محمدجواد لاریجانی» سخنران مدعو این تشکل در این نشست هم گفت: «باهنر میتواند نقش بسزایی در همگرایی اصولگرایان داشته باشد.» این تکذیب بلافاصله اعضای ارشد گروههای مختلف اصولگرا، محوریت باهنر را نیز درهم شکست و با بنبست روبهرو کرد. البته این تکذیبها در میان اصولگرایان امری طبیعی است و بارها و بارها این روش از سوی آنان به کار گرفته شده است. روزی سخن از «محوریت مهدویکنی» در میان آنان شنیده شد که فردای آن روز فروزنده سخنگوی ایثارگران از این مساله اظهار بیاطلاعی کرد... و بیادی سخنگوی آبادگران هم همچون فروزنده سخن گفت و از محوریت «مهدی چمران» در میان همفکران خود خبر داد. اما این خبر «محوریت چمران» هم پس از مدتی از طرف شخص چمران چمران تکذیب شد.
همچنین نوع مکانیسم وحدتبخش میان اصوگرایان بارها با نامهای مختلف از سوی آنان مطرح شده است. روزی از شورای هماهنگی نام میبردند، روزی دیگر از شورای معتمدین و اخیراً «شورای همگرایی اصولگرایان». اما تمامی این ادعاها از سوی برخی اصولگراها تایید و برخی دیگر تکذیب شد. این رفتار اصولگرایان نشان از آن دارد که فضای حاکم در میان اصولگریان فضای تعامل و همفکری نیست. چرا که اگر این ادعا نادرست باشد، باید لااقل گروههای مختلف اصولگرا از نظرات سیاستمداران همفکر در اردوگاه اصولگرایی مطلع باشند و از آن «اظهار بیاطلاعی» نکنند. تولد گروهها و جریانهای جدید در میان اصولگرایان دیگر معضل آنان است که هر از چند گاهی بروز میکند. البته این معضل در آستانه هر انتخاباتی افزایش مییابد و تکثیر سلولی آن سایتهای خبری را به وجد میآورد. اما با وجود اینکه ماهها به آغاز رقابت انتخاباتی مجلس هشتم باقی مانده، از دل اصولگرایان مجلس، فراکسیون یا جریان جدیدی بروز کرده که تا دیروز موسسین این جریان بسترساز رشد اصولگرایان جدید بودند و داعیهدار شورای شهر دوره دوم و مجلس هفتم هستند و مدعیاند احمدینژاد را هم از این نردبام بر فراز کرسی ریاست جمهوری قرار دادهاند. این جریان امروز به نام فراکسیون خلاق یا مستقل اصولگرایان در مجلس شناخته میشود که «اصولگرایان جدید منتقد دولت نهم» هستند. این تولد با موضعگیری افرادی از جریان اصولگرا روبهرو شد و باهنر در واکنش به این خبر گفت که برخی از ابتدا اصولگرا نبودند.
داستان وضعیت سیاسی اصولگرایان، گردش لحظهیی مهرههای این جریان است. به عنوان مثال محمدرضا باهنر در رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری دوره نهم رئیس ستاد انتخاباتی «علی لاریجانی» کاندیدای راستگرایان کلاسیک شد و در دوره دوم این انتخابات از هاشمی و احمدینژاد حمایت آشکار نکرد. اما پس از انتخابات با پیروزی «محمود احمدینژاد » اعلام کرد که این بهترین نتیجه ممکن بود. او حتی در ترکیب کابینه نقش جدی خود را ایفا و لقب حامی احمدینژاد را در مجلس از آن خود کرد و رئیس ستاد انتخاباتی او از حوزه انتخاباتی کرمان در مجلس هفتم وزیر علوم دولت احمدینژاد شد و خواهرزادههایش پستهایی کلیدی در این دولت را از آن خود کردند . امروز هم از وحدت تمامی اصولگرایان میگوید. او یک نمونه از تغییر گرایش اصولگرایان در برهههای مختلف سیاسی است. این رفتارها به گونهیی در حال شکلگیری است که نام «اصولگرایی» اندک اندک کمرنگ میشود و «عملگرایی رادیکال» به جای آن مینشیند.
در این بستر، افراد همچون باهنر نیز با وجود ارتباط با احمدینژاد در جریان رای اعتماد به کابینه و مهرهچینی در دولت نهم، رفاقت با قالیباف در آستانه انتخابات شورای شهر دوره سوم، همراهی با راستگرایان کلاسیک همچون جبهه پیروان امام و رهبری و به خصوص حزب موتلفه در انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم و قبل از آن، توصیههایشان تکذیب و طرد میشود. او همچنین نتوانست محوریت خود را جا بیندازد و با این همه مقدمهچینی و رفاقت سیاسی با تمامی اصولگرایان در زمانهای متفاوت زودتر از موعد نقشش در وحدت میان اصولگرایان به شکست انجامید و تک خال او هم سوخت. حال اصولگرایان باید به دنبال راهکار دیگری بگردند تا آنان را گردهم جمع کند و داروی شفابخش وحدت را به خورد آنان دهد تا دیگر سخنان یکدیگر را از رسانههای خبری نشنوند و در برابر سوال خبرنگاران «اظهار بیاطلاعی» نکنند.