کریم جعفری
روابط افغانستان و پاکستان همچنان در هالهای از سردرگمی در جریان است. درگیری مرزی یک ماه گذشته میان مرزبانان افغانی و پاکستانی نشان از عمق اختلافها میان کابل و اسلام آباد دارد. حادثهای که دو روز قبل در مرزهای پاکستان رخ داد و منجر به کشته شدن چند آمریکایی و افغان شد حکایت از آن دارد که طرف پاکستانی هیچ تمایلی برای حل نهایی موضوع اختلافهای مرزی و یا به عبارت بهتر حمایت پاکستان از طالبان رانده شده از قدرت ندارد.
ماجرا از آنجا آغاز شد که پس از درگیری مرزی دو هفته قبل میان مرزبانان دو کشور گروهی از مقامات افغان و آمریکایی شامل چند افسر و مقام سیاسی برای گفتوگو و حل اختلافات موجود، راهی نقطهای در خاک پاکستان میشوند. در میانه مذاکرات است که یکی از افسران پاکستانی حاضر در گفتوگو با مسلسل خود به جان هیات افغانی- آمریکایی افتاده، دو افسر آمریکایی را میکشد و دو تن دیگر را زخمی میکند. در این حادثه همچنین دو مقام افغان نیز کشته میشوند. این حادثه از سراتفاق نیست، بلکه به نظر میرسد برنامهای از پیش تعیین شده برای به بنبست رساندن هر گفتوگو و مذاکرهای است و نشان میدهد که تنشها همچنان باید ادامه داشته باشد. اما چرا پاکستانیها علاقهمند به حل مشکلات خود با دولت افغانستان نبوده و هر روز دردسر جدیدی برای آن رقم میزنند؟ پاسخ به این سوال چندان سخت نیست و با نگاهی به گذشته نه چندان دور روابط دو کشور میتوان به آن پیبرد.
1- اختلافات مرزی میان طرفین از زمان استقلال پاکستان موضوع بسیار مهمی در روابط طرفین بود. کما اینکه قبایل پشتون که جمعیت و قدرت فراوانی هم دارند در دو سوی مرز پراکنده شدهاند و امکان بازسازی مرزی به آنها را نمیدهد.
2- پس از اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ، پاکستان مجال مناسبی یافت تا با حمایت از مجاهدین افغان، حضور و نفوذ خود را در سرزمین کوهستانی شدت بخشد. پاکستانیها که به فرصتطلبی مشهور هستند با دریافت کمکهای فراوان از کشورهای عربی و غربی تنها مقدار کمی از آن را در اختیار مجاهدان افغانی- آن هم با صدمنت- قرار میدادند. در این میان بود که برخی از رهبران مجاهدین به شدت با اسآیآس (SIS)- سازمان اطلاعات ارتش پاکستان- پیوند خوردند. این پیوند چنان بود که آنها بدون مشورت با این افسران حتی حاضر نبودند کوچکترین اقدامی انجام دهند. بعدها و هنگام ظهور طالبان در افغانستان میشد رهبران مجاهد وابسته به اسآیاس را در بالاترین ردههای رهبری طالبان یافت.
3- پاکستان آن هنگام که طالبان در کابل حکم میراند میدانست با حکومتی سر و کار دارد که حیات و معاشش وابسته به اسلام آباد است و بر آن به صورت کامل نفوذ دارد، اما هنگامی که دولت حامد کرزای با پشتیبانی نیروهای چندملیتی در افغانستان زمام امور را به دست گرفت، سران پاکستان به خوبی این نکته را درک کردند که دیگر جایگاهی در این کشور ندارند. هر چند مسوولان سیاسی پاکستانی تا حد زیادی سعی در بیطرف نشان دادن خود در تحولات افغانستان نمایند، اما آنگونه که پیداست بسیاری از افسران اطلاعات ارتش پاکستان هنوز هم حاضر نیستند واقعیتها را پذیرفته و افغانستان را به حال خود رها کنند. برای این افسران که به شدت از تفکر وهابیگری افراطی برخوردارند حمایت از طالبان و القاعده بسیار مهم است. از آنجا که ارتش در ساختار سیاسی و اجتماعی پاکستان حضور جدی و سرنوشتسازی دارد، بنابراین باید گفت دخالت ارتش پاکستان در افغانستان امری جدی است.
4- مقامات سیاسی پاکستان به هیچ عنوان از اینکه آمریکا و انگلیس ایران را به حمایت از طالبان و القاعده متهم کنند، ناراحت نشده و بلکه خوشحال هم میشوند. حمایت نظامی، تسلیحاتی و اطلاعاتی از طالبان توسط پاکستانیها و سپس سوق دادن آن به سمت ایران حربه کهنه کثیفی است که مقامات اسلامآباد با توسل به آن سعی دارند ایران را هم ناخواسته وارد بازی خود کنند تا انگشت اتهام را به سمت تهران نشانه رود. چرا که با باور آنها روابط خوب کابل- تهران به شدت به آنها ضربه و ضرر میزند.
5- پرویز مشرف نظامیای است که به حکم نظامی بودنش برای بقای خود دست به هر اقدامی میزند تا همچنان بر کرسی ریاست خود بر پاکستان تکیه زند. درگیریهای خونین چند روز گذشته در کراچی و دیگر مناطق پاکستان که علیه تصمیمهای خودسرانه مشرف اتفاق افتاد، نمونهای از عدم محبوبیت وی است. ژنرال مشرف اما برای آنکه توجه افکار عمومی خود را به سمت دیگری منحرف کرده و همانند بسیاری از کشورهای جهان سوم فرافکنی کند، به اختلافات با افغانستان دامن زده و به قول معروف دشمنتراشی میکند. او که خود را آماده میکند تا یکبار دیگر در پاکستان زمام امور را به دست گیرد رئیس دیوان عالی را مزاحم میبیند و به بهانههای گوناگون او را بر کنار میکند، آن وقت به مرزبانان خود میگوید با افغانهای تازهرسته از زیر یوغ طالبان به شدت برخورد کنید تا شاید آرامش به پاکستان بازگردد. آنچه که در پایان این سطور باید گفت این نکته است که پاکستانیها نشان دادهاند برای پیشبرد اهدافشان از هیچکاری دریغ نمیورزند، اگر امروز افغانستان را به آشوب کشانیده و هر روز درگیری جدیدی آغاز میکنند، بیشک در آینده ممکن است نقاط دیگری را هم دستخوش تنش کنند.