تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۹:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۵۲۱۹۸
مهمترین عاملی که پیروزی انقلاب اسلامی را رقم زد؛

مشارکت سیاسی و حضور اجتماعی مردم


علی خانی
بدون تردید مهمترین عاملی که پیروزی انقلاب اسلامی را رقم زد، حضور فراگیر و گسترده مردمی بود که با «آگاهی و هوشیاری مبارزاتی و مکتبی»، حیات و گرمی و جوشش یکپارچه و هر چه فزون‌تری به این نهضت در سراسر کشور بخشید. آنچه موجب مشارکت و حضور جدی و موثر مردم در جریان اعتصابهای گسترده و تظاهرات سراسری در جریان انقلاب اسلامی می‌شد و پس از پیروزی حضور مردم را در صحنه‌های مختلف جبهه و جهاد یا انتخابات و ... حفظ می‌کرده است، احساس وظیفه و تکلیف الهی بوده که از متن دستورات و احکام دینی برمی‌آید. از دیدگاه قرآن، تحولات اجتماعی و سرنوشت امت، با عزم و اراده‌ آحاد جامعه شکل می‌گیرد و فراتر از خواست و رای مردم، تحول درونی در انسانهاست که تحولات اجتماعی را در پی دارد: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم؛ همانا خداوند احوال هیچ قومی را دگرگون نمی‌کند تا اینکه خودشان را دگرگون سازند»(رعد: 11).
پیامبر اکرم (ص) با حضور و مجاهدت و تلاش مومنان، یاری می‌شود: «هو الذی ایدک بنصره و بالمومنین»(انفال: 62) و در دوران همه‌ انبیاء الهی، حضور و مشارکت امت بوده که راه پیروزی و گسترش پیام الهی را هموار می‌ساخته است و بنابراین مومنین به عنوان «یاران خدا» لقب گرفته‌اند: «یا ایها الذین آمنوا کونوا انصار الله کما قال عیسی بن مریم للحواریین من انصاری الی الله قال الحواریون نحن انصار الله؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یاران خدا باشید، همچنان که عیسی بن مریم به حواریون گفت: چه کسانی یاوران من در راه خدایند؟ حواریون گفتند: ما یاران خدا هستیم»(صف: 14).
از نظر اسلام، مشارکت سیاسی و حضور اجتماعی اعضای جامعه‌ اسلامی، نه تنها به عنوان یک «حق شخصی» که قابل صرف‌نظر کردن باشد، بلکه به عنوان یک وظیفه‌ دینی و الهی تلقی می‌شود که هرگز نمی‌توان از ایفای صحیح آن دست کشید. یاری خدا، یعنی حمایت و پشتیبانی از دین خدا و تلاش برای استقرار نظام الهی و کمک و مساعدت با آن در راه خدا، نه برای تامین منافع مادی یا مصالح شخصی و گروهی، و این تلاش است که نصرت الهی را به دنبال دارد: «یا ایها الذین آمنوا ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر خدا را یاری کنید شما را یاری خواهد کرد و گامهایتان را استوار می‌سازد»(محمد:7). بسیاری از احکام شرعی و واجبات دینی، ناظر به همین امر است. وجوب امر به معروف، نهی از منکر، جهاد و دفاع از مرز و بوم و ناموس و نظام اسلامی، وجوب بیعت با امام مسلمین، مشارکت در تامین هزینه‌های دولت اسلامی و ... همه احکامی است که عملا نقش و حضور امت را در امور جامعه، تامین می‌کند و احساس مسئولیت مشترک و همگانی را ایجاد می‌نماید.‏
در اندیشه سیاسی اسلام نیز، مشارکت و حضور مردم بسیار حائز اهمیت است. بینش سیاسی اسلام با ابطال پندار کسانی که معتقدند: پذیرش مبنای «مشروعیت الهی» حکومت، مستلزم نادیده انگاشتن نقش مردم در نظام سیاسی و بی‌اعتنایی به حریم آنهاست، بر رضایت و خواست مردم در بالاترین مرتبه خود، یعنی استقرار حاکمیت الهی و عینیت یافتن حکومت و نیز استمرار نظام اسلامی، تاکید می ورزد. در باور اسلامی، هر چند رای مردم و رضایتمندی آنها، پایه «مشروعیت» (به معنای حقانیت) حکومت، قرار نمی‌گیرد، لکن علت تامه تحقق و عینیت یافتن حاکمیت الهی محسوب می‌شود.
بر این اساس است که امیر مومنان علی (ع)، «حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر»(1) را، از زمینه‌های پذیرش حکومت خود بیان می‌دارند. محصور نبودن اسلام در بعد فردی و تاکید فراوان این دین توحیدی بر مسئولیت اجتماعی هر فرد مسلمان، اهتمام ویژه به فریضه امر به معروف و نهی از منکر، لزوم پاسخگو بودن زمامداران در برابر مردم، توجه به شورا و مشورت در تصمیم‌گیریهای حکومتی و ... در نهادینه کردن حضور مردم در عرصه‌های مختلف اجتماعی، زمینه و فضای بسیار مساعدی را فراهم نموده است. بینش سیاسی اسلام، با تبیین این حقیقت که «حکومت به خود مردم تعلق دارد و حاکمان، امانتدارانی بیش نیستند»(2)، مردم را بیگانه از حکومت و حکومت را تافته جدا بافته از مردم نمی‌داند و به هر یک از آحاد مردم، به دید مسئول نگریسته، حضور و مشارکت همه‌جانبه
آنها را در تعیین سرنوشت خود و حفظ و حراست از آن، الزامی می‌داند. حدیث نبوی «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته»(3)، با برحذر داشتن امت اسلامی از انزواطلبی، به صراحت بر مسئولیت‌پذیری آحاد جامعه تاکید می‌کند. در منطق دینی، مشارکت سیاسی به عنوان یک تکلیف الهی مورد توجه قرار گرفته است. مرحوم کلینی به طور مستند از امام صادق (ع) نقل کرده که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «من اصبح و لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم؛ هر مسلمانی که صبح کند و به امور مسلمین اهتمام نورزد، مسلمان نیست»(4). کلمه «امورالمسلمین» که در این‌گونه روایات به کار رفته است، اطلاق دارد و همه شئون و امور فردی و اجتماعی مسلمانان را در بر می‌گیرد، از این رو نمی‌توان آن را صرفا به معنای امور خصوصی و فردی مسلمانان دانست و مفهوم این حدیث شریف را در گستره همین امور تفسیر کرد. بی‌شک، مشارکت در مسائل سیاسی و حکومتی نظام اسلامی، از مهمترین اموری است که به مقتضای حدیث نبوی فوق، اهتمام به آن، از وظایف مسلمانان دانسته شده است. بر این اساس، حکومت اسلامی نیز موظف است در ساختار تشکیلات نظام حکومتی را به شکلی تنظیم کند که زمینه اجرای این تکلیف برای عموم مسلمانان فراهم شود.
در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز که مبتنی بر مردم‌سالاری دینی و بر پایه اندیشه و تعالیم اسلامی بنا شده است، حق مردم در تعیین سرنوشت خویش، از اصول مسلم و غیر قابل انکار است، که البته استیفاء این حق، مستلزم مشارکت مردم و حضور آنها در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی می‌باشد. در اندیشه سیاسی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نیز، دارا بودن حق تعیین سرنوشت، از جمله اصولی است که مورد تاکید و توجه ایشان بوده است: «از حقوق اولیه هر ملتی است که باید سرنوشت و تعیین شکل و نوع حکومت خود را در دست داشته باشد(5) ... ماهیت حکومت جمهوری اسلامی این است که با شرایطی که اسلام برای حکومت قرار داده است، با اتکا به آرای عمومی ملت، حکومت تشکیل شده و مجری احکام اسلام می‌باشد»(6).
ایشان همچنین ضمن پذیرش اصل مشارکت مردم در اداره‌ امور جامعه، بارها در بیانات خود از مسئولیت عمومی مردم در نظام اسلامی سخن به میان آورده‌اند: «یک کشوری را که بخواهید اداره بکنید، یک دولت، تا شرکت مردم نباشد نمی‌شود اداره‌ صحیح بشود(7)... اگر بخواهید در مقابل دنیا اظهار حیات بکنید که بگویید ما بعد از گذشتن چندین سال زنده هستیم، باید مشارکت کنید، اگر خدای ناخواسته از عدم مشارکت شما یک لطمه‌ای بر جمهوری اسلامی وارد بشود، بدانید که آحاد ما که این خلاف را کرده باشیم - خدای ناخواسته- مسئول هستیم، مسئول پیش خدا هستیم»(8).
تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مردم نقشی در تعیین سرنوشت خود نداشتند، اما به برکت پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به این سیاست و بینش پایان داده شد. این دستاورد بزرگ انقلاب موجب گردید، مردم نقش اصلی و تعیین کننده‌ای در مهمترین ساختارهای حکومتی، وضع قوانین و همه پرسیها و نیز اداره کشور داشته باشند. در مقدمه‌ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «چون هدف از حکومت رشد دادن انسان در حرکت به سوی نظام الهی است تا زمینه‌ بروز و شکوفایی استعدادها به منظور تجلی ابعاد خداگونگی انسان فراهم آید و این جز در گرو مشارکت فعال و گسترده‌ تمامی عناصر اجتماع در روند تحول جامعه نمی‌تواند باشد. با توجه به این جهت، قانون اساسی زمینه‌ چنین مشارکتی را در تمام مراحل تصمیم‌گیریهای سیاسی و سرنوشت‌ساز برای همه‌ افراد اجتماع فراهم می‌سازد». اصل اول قانون اساسی که بیان کننده نوع حکومت می‌باشد، تصریح به جمهوریت نظام دارد.
در مورد جمهوریت و نقش اساسی مردم در اداره امور کشور، قانون اساسی دولت را ملزم به مشارکت دادن مردم در سرنوشت خود کرده است. در بند8 اصل سوم قانون اساسی که وظایف کلان دولت را مشخص کرده است، چنین آمده است: «مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش». در اصول ششم و هفتم قانون اساسی صریحا اداره امور کشور را متکی به آراء عمومی ساخته و برای ایفای نقش مردم در امور سیاسی و سرنوشت جامعه، نهادهای قدرتمند و معتبری همچون مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، شورای اسلامی شهر و روستا را پیش‌بینی کرده است. البته نقش گسترده و عمیقی که مردم ما در سرنوشت اجتماعی خود بر عهده دارند، به راهکارهای رسمی و قانونی محدود نمی‌شود، بلکه در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب حضور میلیونی مردم در راهپیمایی ها و اجتماعات سراسری و نماز جمعه، همواره یکی از نمودهای مشارکت فعال سیاسی مردم بوده است و این همه برخاسته از رابطه‌ عمیقی است که در نظام امت و امامت، بین حکومت و مردم ایجاد می شود و به عنوان یک ارزش اجتماعی تلقی می‌گردد.
پی‌نوشتها در دفتر روزنامه موجود است‏.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات