تاریخ انتشار : ۲۵ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۰:۰۱  ، 
کد خبر : ۲۵۲۲۴
فاز جدید کارناوال رسانه‌ای غرب برای نجات یک جاسوس

بخاش: احمدی‌نژاد مثل همیشه بزرگواری کند!

مقدمه: در حالی که تلاش‌های ایالات متحده آمریکا برای فشار به جمهوری‌ اسلامی ایران مبنی بر آزادی‌ «هاله اسفندیاری» بی‌نتیجه مانده، وزیر امور خارجه آمریکا، شخصاً خواهان آزادی وی شد و ایران را کشوری بدطینت نامید. در پاسخ به این اظهارات مداخله‌جویانه، منوچهر متکی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، دخالت آمریکا‌یی‌ها در امور داخلی ایران را «اخلاق خاص» آنان نامید و آنان را از چنین واکنش‌های بی‌حاصلی برحذر داشت. پس از سخنان کاندولیزا رایس و پاسخ صریح منوچهر متکی، همسر متهمه، شائول بخاش، با التماس از رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد خواست تا مثل همیشه بزرگواری کند و چون ماجرای ملوانان، شخصاً اسباب آزادی همسرش را فراهم سازد. پس از این موضع‌گیری، «شیرین عبادی» بدون وکالت از متهمه خواهان ورود به این پرونده امنیتی و دفاع از وی شد. روز یکشنبه روزنامه «واشنگتن ‌پست» که پس از خبرگزاری «آسوشیتدپرس» در مرکزیت این کارناوال رسانه‌ای - تبلیغاتی برای جاسوس صهیونیست‌ها قرار دارد، خبر از «بایکوت آکادمیک ایران برای آزادی هاله اسفندیاری» داد. یک شب پس از «تهدید به بایکوت»، روابط عمومی وزارت اطلاعات با صدور بیانیه‌ای پرده از اعترافات «هاله اسفندیاری» برداشت و تشکیل شبکه‌های جاسوسی در پوشش رسانه‌ای و دانشگاهی را توسط وی، بنیاد سوروس، مؤسسه ویلسون و پاره‌ای از نهادهای به ظاهر پژوهشی و تحقیقاتی در ایالات متحده تأیید کرد. نهادهایی که برای ساماندهی یک انقلاب رنگین در ایران (با تکیه بر مدل‌های اروپای شرقی و آسیای میانه) کوشش می‌کنند. انتشار این بیانیه رسمی فرضیات منتشر شده در روزنامه «کیهان» از زندگی و حرفه جاسوسی «هاله اسفندیاری» و «شائول بخاش» را صحتی مؤکد می‌بخشد. با این وصف پژوهشگران دفتر پژوهشهای مؤسسه «کیهان» در این گزارش نیز کوشیده‌اند تا مجموعه واکنش‌های رسانه‌ها و شخصیت‌های حامی اردوگاه صهیونیسم برای نجات وابسته امنیتی‌شان را بازخوانی و تحلیل کنند.

کدام رویه معقول و مشروع حقوقی و کیفری در نظام‌های قضایی معاصر جهان، به مقامات سیاسی، دانشگاهی، رسانه‌ای و... این مجوز را می‌دهد تا در فرآیند دادرسی، بازپرس یا قاضی را برای مختومه کردن پرونده‌ای یا آزادی بدون قید و شرط متهمی، رویاروی با فشاری فزاینده قرار دهند؟! آیا محققان دانشگاهی و روزنامه‌نگارانی که به آزادی و عدالت می‌اندیشند، برمی‌تابند که پیش از خاتمه تحقیقات مقدماتی پیرامون وقوع جرمی یا انتساب اتهامی، دادرس به استناد گفتارها و بیانیه‌هایی که «گروه‌های فشار امپریالیسم رسانه‌ای غرب» می‌سازند، برخلاف نصوص آئین دادرسی کیفری، تن به قضاوت (حکم برائت) و لحاظ پیش‌فرض‌های ذهنی این و آن دهد؟!

کارناوال تبلیغاتی –رسانه‌ای برای بازداشت «هاله اسفندیاری» که رسانه‌های صهیونیستی از او با عنوان «مدیر برنامه مطالعات خاورمیانه مؤسسه ویلسون» یاد می‌کنند، تنها خاستگاه نظری و عملی‌ای که دارد، نقض تمام اصول و قوانین محاکماتی است که هم نظام قضایی ایالات متحده و هم نظام دادرسی اسلامی بر آن توافق دارد. در حالی که نزدیک به دو هفته از بازداشت این جاسوس آژانس یهود در تهران می‌گذرد، حامیان «هاله اسفندیاری» حتی بدون درخواستی برای اطلاع از ماهیت و مصادیق اتهامات انتسابی به وی (که رسماً از سوی سخنگوی قوه قضاییه «اقدامات علیه امنیت ملی» اعلام شده و وزارت اطلاعات در شامگاه دوشنبه آن را تأیید کرد.)، فاز نوینی از جنجال‌های خود را آغاز کرده‌اند.

در فاز نخست این کارناوال تبلیغاتی-رسانه‌ای «شائول بخاش»، همسر صهیونیست این جاسوس، کوشید تا تحلیل‌های پژوهشگران روزنامه «کیهان» از نیم قرن زندگی و حرفه جاسوسی این زوج را کذب بخواند، اما اقامه دلایل و انتشار اسناد سازمان‌های اطلاعاتی در عصر پهلوی (ساواک) و ارزیابی‌های سازمان‌های سیا، MI5 و... درباره آنان سبب گشت تا ناظران بی‌طرف، در سکوت به فرجام این پرونده جنجالی بیندیشند، تا جایی برای عقلای برخی از رسانه‌های خارجی و داخلی، خبرنگاران خود را از پرداختن و نشر رخدادهای این «پرونده پیچیده» برحذر داشتند.

اما پیگرد قضایی «هاله اسفندیاری» تنها از سوی ناظرانی که زندگی و حرفه این زوج جاسوس را نمی‌شناختند، ابعادی پیچیده نداشت. «شائول بخاش» که در نامه‌ها، بیانیه‌ها و گفت‌وگوهایی که از خانه خود در «پوتوماک» با رسانه‌های جهان انجام داده، یکی از دلایل عدم انتشار خبر بازجویی‌های چهارماهه همسرش را «پیچیده‌تر نشدن» ابعاد این پرونده ذکر کرد. بنابراین به فرض صحت ادعای همسر متهمه و آنالیز عناصر خبری –تحلیلی کارناوال رسانه‌ای-تبلغاتی برای «هاله اسفندیاری» متضمن پرسش‌ها و گمان‌های تازه‌ای است.

پس از آنکه کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در میانه دیدار رسمی خود از مسکو در جمع خبرنگاران گفت که «هاله اسفندیاری» باید بلافاصله آزاد شود و افزود بازداشت این پژوهشگر «طینت رژیم ایران را نشان می‌دهد ...»، «شائول بخاش» در مصاحبه‌ای با بخش فارسی‌ بی.بی.سی کوشید تا در موضعی معتدل‌تر، به تلطیف فضا بپردازد و اذعان کرد: «آقای احمدی‌نژاد نسبت به ملوانان انگلیسی بزرگواری نشان داد و آنها را آزاد کرد، امیدوارم آقای رئیس‌جمهور همان بزرگواری را نسبت به یک هموطن ایرانی (!) نشان بدهد و اقدام به آزادی هاله کند...»

در حالی که متغیرهای جنگ روانی صهیونیست‌ها به نحو متناقضی بروز می‌کند و در مقابل کاندولیزا رایس که «هاله اسفندیاری» را شهروند آمریکا می‌داند، شائول بخاش با استفاده ابزاری از «تابعیت ایرانی» همسرش، از اعمال رأفت اسلامی برای یک عمر شریک جاسوسی‌هایش سخن می‌گوید، تحلیلگران حقوقی با پدیده شگفت‌ دیگری در عرصه حقوقی روبرو شدند:

«شیرین عبادی» با صدور دادنامه‌ای علیه جمهوری‌ اسلامی در روزنامه «واشنگتن پست»، آشنایی دیرین خود با این جاسوس صهیونیست را متذکر گشت و بر این مبنا گفت که «مطمئن است او بی‌گناه است!»

این وکیل دادگستری که به پاس ترویج حقوق بشر آمریکایی به تازگی بیست‌ویکمین دکتری جعلی (افتخاری) خود از ایالت شیکاگو ایالات متحده آمریکا دریافت کرده، از اینکه بازپرس شعبه ویژه امنیت دادسرای انقلاب اسلامی تهران، وکالتنامه وی را برای ورود به پرونده «هاله اسفندیاری» نپذیرفته، خشمگین شد و «جلوگیری از دسترسی وی [هاله اسفندیاری] به وکیل مدافع را غیرقانونی» دانست.

اگر ادعای بازجویی‌های چهار ماهه وزارت اطلاعات از این متهمه در خیابان جردن و ساختمان معروف به «درب مراجعین» این وزارتخانه که از سوی منابع خبری صهیونیستی بارها منتشر شده را فرض بر صحت بگیریم، بدیهی است متهمی که صدور قرار بازداشت را محتمل می‌دانسته، اقدام به عقد قرارداد وکالت با وکیل مدافع خود می‌کرده است، اما «شیرین عبادی» جمعه شب در گفت‌وگویی با بخش فارسی تلویزیون آمریکا (VOA) گفت: «بازپرس پرونده با استناد به عدم قرارداد وکالت اینجانب با متهم و اینکه وکالتنامه‌ای از جانب خانم اسفندیاری به من داده نشده، اجازه مطالعه پرونده را نداد.»

پیش از این هم در محافل دانشگاهی حقوقی، برخی از آکادمیسین‌های مشهور، دانش قضایی این «برنده صلح نوبل» را به چالش‌های جدی کشیده بودند.

صبح یک‌شنبه با انتشار روزنامه «واشنگتن پست» که بدل به نقطه طلایی کارناوال تبلیغاتی برای «هاله اسفندیاری» گشته است، مرحله‌ای جدید از جنگ روانی امپریالیسم رسانه‌ای غرب و صهیونیسم برای فشار به نظام قضایی ایران آغاز گشت. این فاز نوین که آژانس دولتی بی‌بی‌سی آن را «بایکوت آکادمیک ایران برای آزادی هاله اسفندیاری» نامید، درصدر خود به یک «جعل» دیگر و آشکار دست زده و نوشته: «مرکز ویلسون یک مؤسسه تحقیقاتی مستقل و غیردولتی در واشنگتن است.»

رویکرد پنهان این «جعل» را می‌توان در بیانیه‌ای یافت که روزنامه «واشنگتن پست» از «نوام چامسکی» (منتقد مشهور سیاست‌ها و فلسفه ایالات متحده) منتشر کرده است.

از آنجا که این منتقد مشهور به ظاهر بنای دفاع از جاسوسان رسانه‌ای-دانشگاهی آمریکا را نداشته، رسانه‌های صهیونیستی می‌کوشند برای جذب حمایت آکادمیسین‌های اروپایی و آمریکایی حتی تاریخ موسسه ویلسون را که اقتصاد آن رسما با کنگره ایالات متحده و سیاست آن با لابی رسمی صهیونیست‌ها (آیپک) آمیخته را جعل و آن را موسسه‌ای «مستقل» و «غیر دولتی» معرفی کنند.

علیرغم این رویکرد، لابی صهیونیست‌ها فقط موفق به جلب حمایت سه محقق در دانشگاه‌های ام.آی.تی (نوام چامسکی)، کلمبیا (گری سیک)، میشیگان (خوان کول که به همراه شائول بخاش در آن جا به تدریس مشغول بوده است) شده‌اند، اما در میان این شکست‌ برای راه‌اندازی یک کارناوال دانشگاهی (به موازات کارناوال تبلیغاتی-رسانه‌ای) نفوذ هر چند مقطعی و تاکتیکی صهیونیست‌ها بر عناصری چون «نوام چامسکی» را هم که داعیه «استقلال نظری» دارند، به روشنی می‌توان دید.

صورتبندی مجموعه واکنش‌هایی که در ده روز گذشته مسبب برپایی گمانه‌زنی‌ها و جنجال‌های رسانه‌ای حول «بازداشت هاله اسفندیاری» گشته است، بار دیگر حکایت از آن دارد که کارگزاران سیاسی و رسانه‌ای ایالات متحده برای خود جواز هرگونه دخالت در سیستم دادرسی و سیاسی دیگر کشورها را قائل هستند. همه این مداخله‌جویی‌ها در حالی است که «جلال شرفی»، دیپلمات ایرانی را در عراق چنان شکنجه کردند که پس از هفته‌ها، هنوز هوشیاری و سلامت جسمی و روانی‌اش را بازنیافته، پنج دیپلمات دیگر ایرانی را در عراق بدون ادله اثبات متقن قضایی گروگان گرفته‌اند و «کاظم دارابی»، دیپلمات ایرانی، مدت 15 سال بدون دادنامه‌ای مستند، در زندان آلمانهاست. رسانه‌های آژانس یهود از هر اهرمی برای آزادی جاسوس خود در ایران بهره می‌جویند، اما هیچ‌گاه از نقض مسلم و مستمر حقوق بشر در فلسطین، عراق، افغانستان و... سخن نمی‌گویند.

پژوهشگران با تحلیل نمادها و نشانه‌های منتشر شده پیرامون پرونده پیچیده «هاله اسفندیاری» معتقدند که ایالات متحده به سوی «طبقاتی کردن حقوق بشر» گام برمی‌دارد و پیش‌بینی می‌کنند که نظریه‌پردازان صهیونیست از این پس با گذر از پروژه «فریب مخاطب» به سوی «فریب آکادمیسین‌ها»ی ساده‌انگار گام بردارند. پروژه‌ای که شاید در حلقه فکری دانشگاه‌های آمریکایی ثمره‌هایی بیابد، اما در گستره جهانی از هم اکنون «نطفه‌ای عقیم» است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات