مریم محمدیان
کاهش نرخ رشد جمعیت طی دو دهه اخیر ناشی از مجموعه شرایط بعد از جنگ است و به نظر می رسد مهمترین عامل در کاهش نرخ رشد جمعیت گسترش فرهنگ شهرنشینی، روحیه فردگرایی و این گونه عوامل فرهنگی و اجتماعی است.از نظر اقتصادی هر چه هزینه پرورش فرزند برای بانوان به خاطر اشتغال آنها در خارج از منزل افزایش یابد خود بهخود تمایل به داشتن فرزند کاهش پیدا میکند.
یک فرهنگ عجیبی طی دو دهه اخیر در کشور بهوجود آمد و هنوز با آن فرهنگ و تلقی روبه رو هستیم که رشد جمعیت یعنی از دست دادن زمینههای توسعه و رشد اقتصادی یا به عبارتی کنترل جمعیت شرط مقدماتی توسعه، رشد و پیشرفت است.
اما همه این مباحث فاقد یک زیربنای منطقی و اساسی است.محمد واعظ استاد دانشگاه در این باره می گوید:«جمعیت در اقتصاد دو کار انجام میدهد از یک طرف تقاضا و از طرف دیگر عرضه کالاها و خدمات را ایجاد میکند، در اقتصاد وقتی عرضه و تقاضا با هم رشد یابد خود به خود منجر به رشد اقتصادی میشود.
به همین دلیل در نظریات جدید رشد اقتصادی، رشد جمعیت یا اثر جمعیت که بسیاری اوقات از آن به اثر مقیاس یاد میشود تأثیر مثبتی در رشد اقتصاد دارد که تجربه جهانی هم نشان دهنده این مطلب است».وی معتقد است:«اگر تجربه اقتصاد جهانی طی دو و نیم قرن اخیر را در نظر بگیریم مشاهده میکنیم تا قبل از سال 1750 میلادی جمعیت جهان کم و بیش ثابت بود اما از نیمه قرن هجدهم میلادی تاکنون از یک سو با افزایش مقیاس جمعیت و از سوی دیگر با افزایش نرخ رشد اقتصاد جهانی روبهرو بودهایم پس افزایش مقیاس جمعیت در سطح جهانی نه تنها محدود کننده رشد اقتصاد جهانی نبوده بلکه عامل اساسی رشد جمعیت نیز بوده است».پیگیری اجرای سیاستهای افزایش جمعیت طبق فرمایشات مقام معظم رهبری دلیل علمی و منطقی داشته و ما به جمعیت جوان نیاز داریم و نباید راهی را که اروپاییها طی کرده و به بنبست رسیدهاند، طی کنیم.
یکی از پیامدهای پیر شدن جمعیت کاهش نیروی جوان و نیروی کار و خلاقیت است.
وقتی نیروی کار کاهش پیدا کند ما مجبور به وارد کردن نیروهای متخصص از کشورهای دیگر خواهیم بود همانطور که سالهای قبل از انقلاب از کشورهای دیگر پزشک به ایران دعوت میکردیم.
ما در بحث آمایش سرزمین و منابع جغرافیایی از جمله معادن و زمینهای کشاورزی امکانات خوبی داریم اما از این امکانات یا به خوبی استفاده نشده و یا اصلا به کار گرفته نمیشود.
باید نسبت به تربیت فرزندان و فرزندآوری در جامعه فرهنگسازی صورت بگیرد.
فرزندآوری، تربیت فرزندان، شیردهی و مسائل مربوط به فرهنگسازی درباره مادر شدن باید به عنوان وظیفه برای مسئولان تلقی شده و ترس از آینده برای بچهدار شدن و افزایش فشار اقتصادی در صورت فرزندآوری باید در خانوادهها از بین برود.برخی افراد از فضای ایجاد شده سوءاستفاده کرده و با نوعی سیاه نمایی آینده جمعیت ایران را با خطر گرسنگی و ایجاد مشکلات اقتصادی در صورت افزایش جمعیت برابر میدانند که مسئولان باید نسبت به شفافسازی این فضا اقدام کنند.
کاهش جمعیت در ایران کابوس تلخی است که در حال شکل گیری است.کاهش جمعیت و جایگزینی آن در کشور نه تنها در حوزه اقتصاد ضربات سنگینی را وارد خواهد کرد بلکه در عرصه امنیتی و نظامی و سیاسی نیز کشور را با مشکل مواجهه خواهد ساخت.
از یک سو جمعیت سالمند کشور در حال افزایش است که این امر موجب خواهد شدکه چتر حمایتی دولت در خصوص بیمه بازنشستگی،تامین اجتماعی و... افزایش یابد که به معنای باری مضاعف بر دوش بخش اقتصادی دولت است که با وجود 47 درصد سالمند در 80 سال آینده بخش عظیمی از قوای اقتصادی کشور مصروف تامین هزینه های حمایتی مذکور خواهد شد.
این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که پایین آمدن نرخ رشد جمعیتی به معنای کاهش نیروی کار است و این به معنای وارد کردن نیروهای کار و تکنسین ها از سایر کشورهای جهان است که خود راه دیگری برای گسترش فرهنگ بیگانه در کشور خواهد بود و علاوه بر این نکته باید به خروج ارز و تبعات اقتصادی آن نیز توجه کرد.