تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۵۲۲۹۹
شیطان‏پرستی، با داعیه دین و معنویت

هبوط شیطان در ردای یک فرشته!


عباس خسروانی / Abbas.khosravani@yahoo.com
سالهای پس از رنسانس را می توان به سالهای افسارگسیختگی جهان غرب در تمامی ابعاد فردی، اجتماعی و جنبه های متعدد روابط انسانی توصیف کرد .پس از برداشته شدن یوغ تعالیم متعصب کلیسای کاتولیک از گردن انسان غربی چند کنش مهم فکری و فلسفی شکل گرفت که از جمله آنها رویکردهای متفاوت به مسئله انسان و رابطه او با خدا است که زمینه های شکل گیری بسیاری از جریان های فلسفی را فراهم آورد. در سالهای آغازین قرن بیستم برخی عناصر فاسد الاخلاق با اتکا به گرایش ها و نظریات توراتی و پروتستانی به‌طور مخفیانه جریان شیطان پرستی را با ویژگی هایی چون گناه گرایی، قتل، تجاوزات جنسی، نابود کردن اصول اخلاقی، بی توجهی به مسائل توحیدی و ... پایه گذاری کردند. گرایش مردم جهان به معنویت، اربابان قدرت و مدیران جامعه در غرب را بر آن داشت که به مدیریت این گرایش مواج بپردازند.
بیش از 20 سال از زمانی می‎گذرد که گرایش به معنویت، موج بزرگی را در دنیای غرب پدید آورد که به سمت‌و‌سوی معنویت دینی جهت می‌گرفت. علت هم این بود که باور‎های معنوی دینی تنها باور‎های موجود و به‎روز در جامعه بودند؛ بویژه که بعد از نهضت‌‎های دینی در شرق عالم بخصوص انقلاب اسلامی ایران، گرایش معنوی در جهان جهت اسلامی پیدا کرد و گرایش به اسلام در غرب بالا گرفت و افراد و جوانان زیادی را متأثر کرد. این گرایش اگرچه یک گرایش فطری بود، اما علل و عواملی این موج را در دنیای غرب به انحراف کشاند و از درون آن نحله هایی چون شیطان پرستی بیرون آمد.
این آیین خطرناک در کشور ما دیده می شود و برخی از جوانان خواسته یا ناخواسته وارد گروه ها و دسته های مروج این آیین شده اند و شواهد دال بر این موضوع دیده شده که خود لزوم پرداختن به آن،ریشه یابی و مقابله با آن را دو چندان می کند. در سال های اخیر فرقه های متعدد شیطان پرستان در ایران فعال شده اند که هر چند ماه یک بار خبری در مورد بازداشت گروهی از آنان منتشر می شود.موقعیت جغرافیایی فعالیت این جریان مخرب و ویرانگر اخلاقی برخی ازشهرهای نقاط مرکزی و جنوب غربی ایران است و خشونت، خونخواری و آدم زدایی از ویژگی‌های آن به شمار می رود به گونه ای که برخی از جوانان هوادار این جریان‌ها با آسیب رساندن به خود و دیگران درصدد ارتقای جایگاه خویش در گروه هستند.
شیطان‏پرستی معاصر، با داعیه دین و معنویت به میدان آمده‏است، این مرام بر خلاف تصور رایج، جذابیت‏هایی دارد که فهم و درک آن برای کسانی که تصور روشنی از آموزه‏های این آیین ندارند، بسیار دشوار است، هر چند شیطان‏پرستی جدید به تقلید از شیطان‏پرستی قرون وسطایی شکل گرفته و بسیاری از آموزه‏های آن را در خود جای داده است، این جنبش، در نوع خود حرکت جدیدی است که باید با نگاه به ریشه‏های تاریخی ـ اجتماعی آن در غرب تحلیل شود.شیطان‌پرستی، به معنای یک آیین و مکتب با عناصری از تفکر است.
اولین عنصر و رکن از این آیین، آتئیسم (Atheism) است؛ تئیسم (Theism) به معنای اعتقاد به خدا و آتئیسم به معنای بی‌اعتقادی به خدا و به تعبیر امروزی الحاد است. اولین و مهم‌ترین عنصر اساسی این تفکر، بی‌اعتقادی به خدا، به عنوان نماد هرگونه عنصر ماوراء طبیعی است. این آموزه بیان می‌کند که ابلیس قدرت برتر در جهان است.شیطان‌گرایی مدرن در الگو قرار دادن ابلیس به همین معنا توجه دارد. در واقع یکی از وجوه الگو بودن ابلیس و شیطان برای شیطان‌گرایان دقیقاً همین امر است که انسان باید به دنبال قدرت برتر و توانمندی بالاتر باشد و برترین قدرت در جهان از آن کسی است که خدا را به زانو درآورد و آن کسی که چنین کاری را کرده است، کسی جز ابلیس نیست.
بنابراین تصویرهایی که عهدین و بخصوص عهد عتیق و تورات از ابلیس ارائه کرده‌اند زمینه بسیار مناسبی برای ظهور جریانی در جهان غرب فراهم کرده است که خواهان قدرت بالاتر و برتر است. اساساً شیطان‌گرایی مدرن در اعتقاد به قدرت برین و توانمندی بالا خلاصه می‌شود. اینان معتقدند کسی در این جهان ماندگار است که دارای برترین و بالاترین توانمندی‌ها و قدرت‌ها باشد.شیطان در تمام داستان‌های کهن و در تمامی ادیان وجود دارد، شیطان آمده است تا انسان خلیفه‌الله نباشد. شیطان بسان تاریکی مطلق در مقابل روشنایی و نور رحمت الهی است. هر چند در ابتدا بشر سعی داشت تا از شیطان دوری کند و از شر او در امان باشد اما بشر امروزی در پی فنا شدن در نیروی شیطان است.
شیطان‌گرایان و شیطان‌پرستان معتقدند که شیطان منشأ قدرت است و کامیابی و موفقیت در زندگی را در روزگار غلبه شیطان در گرو دست دادن با او و سپردن روح خود به شیطان اعلام می‌کنند. شیطان‌گرایان می‌گویند ما در دوران غلبه شر بر خیر زندگی می‌کنیم و این نشانه غلبه شیطان بر خداست، پس نیروی غالب نیروی شیطان است و در صورت همراهی با او می‌توان به نیروی لازم برای رسیدن به اهداف و آرزوها دست یافت. در حالی‌که واقعیت چیز دیگری است.
ما در دوره مهلت یافتن شیطان و متأسفانه سستی انسان به سر می‌بریم. شیطان نه تنها رقیب خداوند نیست، بلکه رقیب انسان هم نیست و اگر انسان به خود بیاید و به خدا پناه ببرد شیطان در برابر او عاجز و ذلیل خواهد شد. قرآن کریم می‌فرماید:" نیرنگ شیطان ضعیف است".(نساء/76) و "سلطه‌ای بر اهل ایمان و توکل‌کنندگان ندارد"،(نحل/99) "سلطه او فقط بر کسانی است که به او دل سپرده و فرمانش را می‌پذیرند و او را شریک پروردگارشان می‌پندارند". (نحل/100)
جنبش شیطان‌گرایی در راستای جا انداختن این دروغ بزرگ که در دوران غلبه نیروی شیطان به سر می‌بریم، دست به فعالیت‌های تبلیغی گسترده‌ای زده است. از جمله تولید فیلم‌هایی نظیر کودک رزماری، دروازه نهم و گابریل. رومن پولانسکی در فیلم کودک رزماری (1968) تولد شیطان را اعلام کرد، تولدی که همه از آن خوشحال اند و او را فرزند قدرتمندترین قدرتمندان می‌دانند. سپس در فیلم دروازه نهم (1999) شیطان را به صورت نیرویی که غلبه یافته معرفی می‌کند. نیرویی که خیلی از مردم و حتی افراد شاخص نظیر اساتید دانشگاه و ثروتمندان در جستجوی راهی برای سپردن روح و جسم خود به او و متقابلاً برخورداری از قدرت او هستند.جنبش شیطان‌گرایی می‌خواهد با تقدیس و مشروعیت دادن به شرارت و شیطنت، تضاد درونی و آشفتگی روانی را بکاهد و حتی وعده از بین بردن آن را می‌دهد، اما این وعده دروغی است که هیچ‌گاه محقق نخواهد شد.
انسان هرچقدر هم خطا کند و با فطرت و خرد و فرشته درون خود مبارزه کند، نمی‌تواند وجود خود را از حضور آنها تهی سازد، زیرا فطرت در حقیقت ندای خالق و هستی بخش ماست که درون ما حضور دارد و تا هستیم او با ماست. به همین منظور شیطان‌گرایان از مرگ خدا سخن می‌گویند تا بتوانند فرشته درون را نابود کنند و البته این توهمی بیش نیست. در این مرحله که به نتیجه نرسند ممکن است پایان دادن به هستی را پیشنهاد کنند و فکر کنند با خودکشی می‌توان از هستی و هستی بخش رو گرداند. ولی با مرگ به او نزدیک‌تر می‌شوند، در حالی‌که قادر متعالی را از خود ناخشنود کرده و برای دریافت عشق بی‌کران او آماده نشده‌اند. از این رو با قهر و غضب مواجه خواهند شد.
خداوند مسیر سلوک معنوی را به انسان معرفی می‌کند، اما ما می‌بینیم که در معنویت مدرن این انسان است که خودش حتی سیر و سلوک روحی و باطنی را به ذوق، فکر و سلیقه خود ابتکار می‌کند. فرقه‎‎های گوناگون هرکدام سلیقه‎ای برای رفتار‎های باطنی خویش دارند؛ یعنی بر این باور نیستند که خداوند باید راه سلوک را به انسان نشان دهد، بلکه می‌گویند ما خود راه سعادت و معنوی شدن را طراحی می‌کنیم. این همان معنویت اومانیستی است.
در زمان ما، ده‌ها فرقه انحرافی و آیین های عرفانی و معنوی خرد و کلان در دنیا و به تبع آن در سطح کشور به گونه‌های مختلف در حال فعالیت هستند که برخی از آنان به صورت مخفیانه و برخی در سطح تبلیغات مکتوب و برخی دیگر با نام عرفان و معنویت و نفوذ در رسانه‌های ارتباطی می‌کوشند به جای ایمان و معنویت حقیقی، پیروانی را گرد خود جمع کنند و بهره‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خود را ببرند.از سوی دیگر؛ این حقیقت تلخ را باید اعتراف کرد که نهادهای فرهنگی مسئول، در مواجهه و مقابله با این انحرافات فکری و روحی و نیز در معرفی اندیشه، اخلاق و عرفان ناب اسلامی به جامعه بخصوص به جوانان و تشنگان معنویت و عرفان، کوتاهی کرده‌‌اند و آن گونه که شایسته بود فعالیت نداشته‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات