سفر اخیر دیک چنی معاون رئیسجمهوری آمریکا به عراق، امارات، عربستان و مصر ناشی از تنگنای سیاسی دولت آمریکا در صحنه داخلی این کشور و همچنین مشکلات عمده آمریکا در عراق و منطقه است. چنی در این سفر چند هدف عمده آمریکا در عراق و منطقه را به طور موازی پیگیری میکند. پیگیری این اهداف در حالی صورت میگیرد که فشار دموکراتها در کنگره آمریکا زمینه مانور برای دولت بوش را در عراق و خاورمیانه تنگتر کرده است.
معاون رئیسجمهوری آمریکا که از جناح تند نومحافظهکاران آمریکا و شریک بوش در جنگ عراق است، سفر خود را با دیدار از بغداد آغاز کرد و در مذاکراتش با مالکی تلاش نمود تا وی را متقاعد کند که 3 طرح آمریکا برای بازگرداندن نسبی آرامش در عراق را که شامل تقسیم درآمد نفتی میان اقوام عراقی، ایجاد زمینه اصلاحات در قانون اساسی به نفع مخالفان دولت و بازگرداندن بعثیها به پستهای دولتی است به مورد اجرا بگذارد. فشار چنی به دولت مالکی برای اجرای خواستههای آمریکا در حالی صورت گرفته است که وی در دیدار با مقامهای امارات متحده عربی، عربستان و مصر از آنان نیز خواسته است تا حمایتهای خود از شورشیان عراقی را متوقف نموده تا شاید زمینه اجرای طرحهای امنیتی آمریکا در عراق فراهم شود و دولت بوش از فشارهای داخلی کنگره رهایی یابد. این درخواست چنی از دولتهای عربی بیانگر این واقعیت است که عامل عمده ناآرامیها در عراق مداخلات متحدان عرب آمریکا در منطقه است نه مداخلات ایران در عراق. نکتهای که در مشاجرات لفظی مقامات عراقی و سعودی در اجلاس شرمالشیخ به وضوح آشکار بود، گفته میشود موضوع مخالفت دولت سعودی با دولت مالکی موجب شده است تا روابط صمیمی و خانوادگی سعودیها با چنی و بوش که به سالها پیش باز میگردد رو به سردی بگراید که البته این رفتار تنها به دولت عربستان باز نمیگردد، بلکه دولتهای اردن و مصر و دیگر کشورهای عرب منطقه نیز چنین رفتاری در پیش گرفتهاند؛ واقعیتی که دولت بوش تاکنون به دلایل مختلف آن را نادیده گرفته است.
چنی در سفر خود به منطقه در ملاقاتهایش با سران کشورهای عربی تلاش کرده است تا ائتلاف ضد ایران در منطقه را که چند ماه پیش مجدداً در دستور کار دولت آمریکا قرار گرفته است دوباره احیا کند. بوش، رایس و چنی بارها در ملاقاتهایی که با سران کشورهای عربی داشتهاند بر ضرورت تلاش برای کنترل نفوذ ایران در عراق و خاورمیانه هشدار داده و آن را خطری جدی برای منافع آمریکا در منطقه ارزیابی کردهاند. از این رو بزرگنمایی غیر واقعی خطر ایران برای کشورهای منطقه از جمله اهدافی است که چنی و اسلاف او در سالهای گذشته بویژه در ماههای اخیر دنبال کردهاند.
چنی در برخی از ملاقاتهایی که با رهبران کشورهای عربی داشته اعلام کرده است که اگر آنان از دولت مالکی حمایت نکنند و این دولت سقوط کند، طرحهای آمریکا در عراق نیز به شکست خواهد انجامید و فرصتی برای نفوذ بیشتر ایران در عراق و منطقه فراهم میشود و اکنون راهی جز حمایت از دولت عراق و موفقیت طرحهای آمریکا برای برقراری ثباتی نسبی در عراق وجود ندارد. در همین حال با توجه به تمایل جناح میانهرو در دولت بوش که به طور عمده از جانب رایس و وزارت خارجه حمایت و هدایت میشود، برخی از نگرانیها در میان متحدان عرب آمریکا در منطقه ایجاد شده است که بهبود این روابط چه تأثیری در روابط آمریکا در منطقه خواهد داشت از این رو چنی که همواره از مخالفان رابطه با ایران بوده و وابسته به لابی اسرائیل در آمریکا است، در این سفر تلاش کرد تا این موضوع را برای متحدان آمریکا در منطقه تبیین کند تا بهبود احتمالی روابط ایران و آمریکا تغییری در سیاستهای خاورمیانهای آمریکا در قبال متحدان عرب خود نخواهد داشت؛ که این امر میتواند بیانگر دو دیدگاه متفاوت در دولت آمریکا نسبت به بهبود رابطه آمریکا با ایران باشد.