تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۸:۰۷  ، 
کد خبر : ۲۵۲۴۱

ژنرال در هزارتوی خویش


سیامک طاهری

پاکستان کشور فقیری است با بدهی‌هایی که بیش از 70 درصد تولید ناخالص داخلی کشور را در برمی‌گیرد و شکاف‌هایی ژرف در توزیع ثروت. مشکلات پاکستان ساختاری بوده و امکان رفع آن بدون اصلاحات عمیق و ریشه‌یی ممکن نیست. پاکستان کشوری است قبیله‌یی که قبایل این کشور از استقلال نسبی برخوردارند. هرگاه که حکومت مرکزی کوشیده است اراده دولت را در مناطق قبایلی جاری سازد با مقاومت شدید این نیروها مواجه شده و مجبور به سازش با آنان شده است. 30 سال پیش در‌ درگیری‌های شدیدی که میان نیروهای ارتش و بلوچ‌ها رخ داد 3 هزار نفر از نیروهای دولتی و 5 هزار نفر از بلوچ‌ها کشته شدند. چندی پیش هم که زیر فشار آمریکا برای بیرون راندن نیروهای القاعده دولت مرکزی به مناطق تحت اداره قبایل این کشور هجوم برد، بار دیگر در نتیجه مقاومت سرسختانه آنها مجبور به سازش شد. در این درگیری‌ها که در ایالت کوهستانی وزیرستان ـ که مجاور افغانستان است ـ ‌رخ داد، از یکسو به دلیل آنکه گمان می‌رود اسامه‌بن‌لادن در آنجا پناه گرفته است و از سوی دیگر به دلیل آنکه دولت مرکزی بیش از 80 هزار نفر از نیروهای مسلح خود را بدان جا گسیل کرده بود مورد توجه رسانه‌های بین‌المللی قرار گرفت. دولت مرکزی تلفات خود را چند صد نفر اعلام کرد. این درگیری‌ها که به یک جنگ کامل تبدیل شده بود برای حکومت پاکستان هیچ دستاوردی نداشت و مانند همیشه سازش طرفین با میانجیگری دیگر قبایل حاصل آن بود.

قاعده دوست و دشمن

در زمانی که هنوز دولتی چپگرا در افغانستان حکومت می‌کرد و دولت‌های غربی به همراه شماری از کشورهای اسلامی به مدد مجاهدان شتافته بودند، پاکستان از اهمیتی بسیار برخوردار بود. پاکستان کشوری مسلمان هم‌مرز با افغانستان، دارای دشمنی دیرینه با هندوستان ـ کشور دوست شوروی ـ و دارای روابط بسیار گرم با عربستان ـ مهد‌القاعده ـ ستاد اصلی تجهیز، جمع‌آوری و گسیل نیرو، مهمات و نفرات به افغانستان بود. در این دوران گستردگی تبلیغات ضددولت افغانستان و شوروی و نیز انبوه کمک‌های مالی از کشورهای گوناگون به مجاهدین افغان و دستیابی فرماندهان نظامی و اطلاعاتی و امنیتی و سیاستمداران به بخش‌هایی از این کمک‌ها آنچنان همه را سرخوش ساخته بود که هیچ‌کس توجهی به روابط ایجاد شده بین سازمان‌های ضدجاسوسی ارتش پاکستان و بخش‌هایی از نیروهای مذهبی سنی و پاره‌یی از قبایل مرزی پاکستان از یکسو و طالبان از سوی دیگر نشان نمی‌داد. تا وقتی که طالبان علیه نیروهای شوروی و حکومت مرکزی وقت افغانستان می‌جنگیدند، نه حمله به مدارس دخترانه و نه تجاوز به معلمان زن و دانش‌آموز دختر توجه کسی را برمی‌انگیخت و نه روابط آنها با مراکز قدرت پاکستان چرا که منطق جنگ، منطق «دشمن دشمن تو، دوست توست» است.

اما زمانی که بنیادگرایی اسلامی زوج طالبان ـ القاعده در جهت عکس خواست و منافع ایالات ‌متحده آمریکا چرخید و نیروهای شوروی نیز از افغانستان خارج شدند و به خصوص پس از فروپاشی شوروی نیروهای طالبان دیگر نه یار غار که موی دماغ شده بودند.

اما غول القاعده نه تنها از بطری خارج شده بود و قصد بازگشت به درون آن را نداشت، بلکه همچون اختاپوسی در سراسر منطقه و به خصوص پاکستان ریشه دوانده بود و دولت ژنرال مشرف که با کودتایی، دموکراسی را تعطیل و احزاب این کشور را به مرخصی فرستاده بود، به رغم فشارهای آمریکا به آسانی توانایی برخورد با این نیروها را نداشت.

بنیادگرایی

مشکل دیگر پاکستان وجود نیروهای ستیزه‌جو و بنیادگرای سنی در این کشور است. نیروهایی چون «سپاه صحابه» و «لشکر جنگو»، که مسلحانه دست به اقدامات تروریستی و بمب‌گذاری در مدارس و مساجد و بازارها می‌زنند و نیز گروه‌ها و دستجات دیگری که در سرتاسر این کشور پراکنده‌اند و به اشکال اساسی به دولت مرکزی فشار وارد می‌کنند. گروه‌های ضدهندی که از مشکل تقسیم کشمیر تغدیه می‌کنند نیز از دیگر معضلات این کشور هستند.

از سویی ارتش برای به وجود آوردن جوی ناسیونالیستی برای بسیج عمومی علیه هندوستان به وجود اینگونه نیروها نیاز داشته است و از سوی دیگر اعمال و رفتار خودسرانه این نیروها وجهه جهانی پاکستان را مخدوش کرده‌اند. پس از حمله آمریکا به افغانستان، ایالات ‌متحده برای از میان برداشتن نیروهای طالبان در مرزهای پاکستان و افغانستان به این کشور فشار وارد آورد. اما برای دولت پاکستان در افتادن همزمان با نیروهای قبایلی و طالبان که از حمایت‌های نیروهای افراطی در درون پاکستان برخوردار بودند و با بخشی از نیروهای امنیتی و ارتش پاکستان روابط تنگاتنگی برقرار کرده بودند، کاری بس مشکل بود.

به همین جهت ژنرال مشرف در ابتدای امر سیاست وقت تلف‌کردن در مقابل آمریکاییان را در پیش گرفت. ژنرال مشرف چندی پیش فاش ساخت که دولت آمریکا در مقابل این سیاست او تهدید کرده بود که کشور پاکستان را آنچنان بمباران خواهد کرد که به دوران نوسنگی بازگردد.

در چنین شرایطی ژنرال مشرف که بدون حمایت آمریکا ـ چه رسد به دشمنی او ـ‌ نمی‌توانست بر این کشور حکومت کند، چاره‌یی به جز همراهی نداشت اما همراهی که با میل و از صمیم قلب نباشد، نمی‌تواند نتیجه چندان دلخواهی را پدید آورد، به خصوص که بخش‌هایی از ارتش و سازمان‌‌های امنیتی این کشور در این راه ژنرال مشرف را همراهی نمی‌کردند. به همین جهت آمریکا ناچار می‌شد که هر از چندی فشار مجددی را به این کشور وارد کند. در این راه ایالات ‌متحده از سیاست آزموده شده چمق و شیرینی بهره می‌گرفت. پس از سپتامبر 2001 که ژنرال مشرف همکاری با آمریکاییان علیه القاعده و طالبان را برگزید، آمریکا بخش بزرگی از بدهی‌های پاکستان را به این کشور بخشید و موجب شد وضعیت وخیم بدهی‌های این کشور اندکی بهبود یابد، پاکستان به کمک‌های خارجی متکی است و آمریکا از مهم‌ترین کمک‌کنندگان به پاکستان به شمار می‌رود.

از سال 1947 تا 2004 حدود 15 میلیارد دلار از سوی آمریکا به این کشور کمک شده است که بخش عمده این کمک‌ها نظامی بوده است.

صلح با هندوستان از نقش ارتش در این کشور خواهد کاست. بودجه نظامی را کاهش خواهد داد. از نیاز اقتصاد این کشور به کمک‌های نظامی آمریکا خواهد کاست و روند دموکراتیزاسیون در این کشو ر را تقویت خواهد کرد.

قدرت برتر ارتش

به علت سالیان طولانی درگیری‌های مرزی و جنگ با کشور مادر، هندوستان، ارتش از گستردگی بسیاری برخوردار شده است. هزینه‌های دفاعی و نرخ سود بدهی‌های دولت بیش از 70 درصد کل سرمایه کشور را می‌بلعد. قدرت و گستردگی این کشور باعث شده است با وجود آنکه کشور پاکستان از ساختاری شبیه هندوستان برخوردار باشد، دچار دیکتاتوری‌های دوره‌یی نسبتاً طولانی شود. در حالی که هندوستان به علت جمعیت بیشتر با وجود داشتن ارتشی بزرگتر، نقش ارتش در حیات سیاسی‌اش بسیار محدودتر است. در پاکستان ارتش با استفاده از اختلافات میان احزاب با کودتاهای پی‌در‌پی همواره یا قدرت را مستقیماً در دستان خود متمرکز کرده است یا با وارد کردن فشار به دولت مرکزی، اعمال اراده کرده است.

ارتش پاکستان از سویی در مقابل فشارهای آمریکا بسیار ضعیف است زیرا ساختار آن و بیشتر تجهیزاتش آمریکایی است و بدون کمک‌های آمریکا این ارتش به شدت آسیب‌پذیر است، از سویی دیگر همین ارتش به علت سالیان جنگ علیه هندوستان و سپس شرکت و همراهی در جنگ با افغانستان - در زمان دولت‌های چپ‌گرای این کشور - روابط بسیار تنگاتنگ و درهم تنیده‌یی با نیروهایی دارد که اینک باید با آنها درگیر شود؛ تناقضی که حل آن اگر غیرممکن نباشد، لااقل بسیار مشکل است. آمریکا به ژنرال مشرف فشار وارد می‌کند تا متون درسی مدارس را اصلاح کرده و جنبه‌های ستیزه‌جویانه دینی را از آنها بزداید و مدارس مذهبی را که تعداد آنها از سوی دولت 12 هزار برآورد شده است تعطیل کند. چنین اقدامی با مقاومت شدید اسلام‌گرایان مواجه می‌شود. برای درهم شکستن این مقاومت، یک حکومت نظامی ابزاری جز خشونت در دست ندارد. اما به کار بردن این ابزار تیغی دوسویه است که ممکن است به جنگی داخلی بینجامد.

نهادهای مدنی

افزودن بر آن نباید فراموش کرد که در پاکستان با وجود حکومت نظامیان، نهادهای مدنی از قدرتی نسبی برخوردارند و به شیوه‌های گوناگون در کار سرکوب مردم توسط نظامیان می‌توانند اخلال ایجاد کنند. سازمان‌های حقوقی بشر جهانی نیز تا حدود معینی دست و پای نظامیان را می‌بندند. دولت‌های نظامی از آنجایی که به مردم خود تکیه ندارند، نیاز بیشتری به جلب افکار عمومی جهانیان دارند. سازمان دیده‌بان حقوق بشر در نیویورک در اکتبر 2003 اعلام کرد که چهار سال حکومت نظامیان در پاکستان موجب پایمال شدن حقوق انسان‌ها در این کشور شده است.

در سال 2004 نیز خانه آزادی برای یازدهمین سال پیاپی، پاکستان را کشوری دانست که حقوق سیاسی و آزادی شهروندان آن در نازل‌ترین سطح قرار دارد. درست در چنین شرایط دشواری - برای ژنرال مشرف - خانم بوتر، مبارزات سیاسی و انتخاباتی خود را علیه او آغاز کرده است. علت تعیین چنین زمانی از سوی خانم بوتو، به غیر از دشواری‌های ژنرال مشرف و نزدیک شدن تاریخ انتخابات پاکستان، شرایط سخت جمهوریخواهان در آمریکا نیز هست. خانم بوتو که او و پدرش همواره از شعارهای دموکراسی – و تا حدود اندکی، عدالت اجتماعی - برای رسیدن به قدرت سود برده‌اند، به طور سنتی که جمهوریخواهان - که از نگاه خانم بوتو، مسوول اصلی روی کار آمدن نظامیان پاکستان هستند - در باتلاق عراق و افغانستان گرفتار آمده‌اند و باد بر بیرق دموکرات‌ها می‌ورزد. وی زمان را برای خارج شدن از مرخصی سیاسی مناسب یافته و حملات همه‌جانبه خود به ژنرال را افزایش داده است. او در این راه از هر وسیله‌یی سود می‌جوید؛ از به کار گرفتن بنگاه‌های تبیلغاتی در آمریکا و چاپ آگهی در روزنامه‌های این کشور تا شرکت در ضیافت شام در دهلی‌نو پایتخت دشمن دیرین.

او فقط درصدد رساندن یک پیام به تمامی جهان به خصوص دوستان پاکستان در آمریکا و انگلستان است؛ «دولت مشرف توان مبارزه با تروریست‌ها را ندارد.» در روزهای آغازین ماه مه، 4 عضو کمیته روابط خارجی سنا، از جمله سناتور دموکرات و کاندیدای ریاست ‌جمهوری آمریکا جوزف‌ بایدن، در نامه‌یی به ژنرال پاکستانی هشدار داد که بدون بازگشت بوتو و نواز شریف انتخابات سال 2007 این کشور از دیدگاه جهانیان به عنوان یک انتخاب آزاد شناخته نخواهد شد.

در اینجا نیز جمهوریخواهان آمریکا در شرایط دشواری قرار دارند. از یک سو برای پیشبرد جنگ خود علیه تروریسم، نیاز به همکاری با پاکستان دارند و این همکاری بدون فشار بر رژیم نظامی این کشور میسر نیست و از سوی دیگر این فشار می‌تواند به تضعیف ژنرال مشرف و روی کار آمدن بوتو یعنی کاندیدای مورد قبول رقبای دموکرات آنها منجر شود.

آینده سیاسی پاکستان با آینده سیاسی احزاب رقیب در آمریکا و مبارزات انتخاباتی آمریکا گره خورده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات