آرش غفوری
مصاحبه من با صادق خرازی، ابتدا قرار بود در دفتر آقای خاتمی در جماران برگزار شود. اما بعد از آنکه در بعد از ظهر یکی از روزهای اوایل اردیبهشت به آنجا رفتم با SMS به من خبر داد که مکان مصاحبه تغییر کرده و بهتر است به منزلش در کوچه پی کوچههای تجریش بروم که رفتم و البته زودتر از او به محل قرار رسیدم. با هم از پلهها بالا رفتیم و در اتاقی که احتمالاً اتاق کار آقای دیپلمات هست به مصاحبه با هم نشستیم. صحبت ما در ارتباط با سفرهای خارجی آقای خاتمی و سودمندی این سفرها برای نظام بود. مشاور رئیسجمهوری سابق اسلامی ایران از سفرهای آقای خاتمی دفاع میکند و میگوید که تمام این سفرها در راستای دفاع از منافع ملی ایران است. هر چند او هم اعتقاد دارد که بعضی افراد در داخل کشور چون علاقهای به مطرح شدن آقای خاتمی ندارند نسبت به این سفرها هم منتقد هستند. افرادی که هم مخالفان محافظهکارشان را شامل میشود و هم حتی برخی از دوستان اصلاحطلب. بحث در مورد پرونده هستهای ایران، از جمله موارد غیر قابل اجتناب در مصاحبه با هر دیپلماتی است و سفیر سابق ایران در فرانسه هم از این موضوع مستثنی نبود. صادق خرازی پرونده هستهای ایران را در دولت خاتمی مورد دفاع میداند و متذکر هم میشود که خاتمی جهان را آرام میکرد.
* آقای خرازی، بگذارید بدون رودربایستی بپرسم که آیا کلاً آیا نظام و مجموعه حاکمیت فعلی از سفرهای خارجی آقای خاتمی منتفع میشود؟
** حتماً همینطور است، آقای خاتمی یک جایگاه ملی و موقعیت بینالمللی دارند که به واسطه آن ظرفیتهایی بینظیری ایجاد شده است تا ایشان در سطح منطقه و جهان از لحاظ سیاسی و فرهنگی تأثیرگذار باشند. ضمن اینکه آقای خاتمی غیر از حضور هشت ساله به عنوان عالیترین مقام اجرایی کشور، از ابتدای انقلاب در بطن حوادث حضور داشته و دارای ظرفیتهای ملی و تواناییهای فراوان هم هستند. از سوی دیگر آقای خاتمی در چارچوب منافع حزبی و جناحی تعریف نمیشود، به همین دلیل وقتی که ایشان از منافع ملی صحبت میکنند بدون تردید به دنبال آن هستند که کشور نفع ببرد و آگاهان به مسائل سیاسی و شخصیتهای تراز اول نظام هم از مجموعه تلاش مدنی و جهانی آقای خاتمی استقبال میکنند. ضمن اینکه کسانی که به لحاظ سیاسی با آقای خاتمی همسو نیستند و از منتقدان ایشان در زمان ریاست جمهوری بودند از نتایج سفر ایشان و برکات آن برای کشور ابراز رضایت میکنند.
* پس به چه دلیل اخبار مربوط به ایشان در این سالهای پس از ریاست جمهوری از رسانه ملی که مجرای اصلی تبلیغاتی کشور است بازتاب داده نمیشود؛ آیا این عامدانه است؟
** هر چند در برخی موارد استقبالی از سفرهای ایشان در رسانه ملی مشاهده نمیشود اما برخی خبرهای ایشان هم خوب بازتاب داده شده است. به عنوان مثال سفر ایشان به مصر و هند و داوس در رسانه ملی بازتاب داشت اما همانطور که گفتم این را هم میپذیرم که در برخی موارد هم اینگونه نبوده است. البته اگر بخواهیم واقعبینانه به مسئله نگاه کنیم میتوان گفت که از یک سو در این قضیه کم توجهی ملی صورت گرفته است و از سوی دیگر هم اینکه ما اطرافیان آقای خاتمی بیسلیقهگی کردهایم و در مورد خبرهای مربوط به ایشان اطلاعرسانی خوبی نداشتهایم. من مثالی از گلایه آقای خاتمی به رهبری میآورم که در مورد سفر به آمریکا به ایشان گفته بود وقتی خبرهای مرتبط با من در رسانه ملی خودمان خوب بازتاب داده نمیشود نمیتوان انتظار داشت که رسانههای خارجی هم اخبار مربوط به ایران و سفرهایم را به درستی و صحت منعکس کنند.
* در مورد آمریکا حرف شما درست است. ولی بعد از آن به نظر میرسد که صدا و سیما تلاش داشته است تا به نوعی جبران نماید. البته در سطح عالی نبوده است اما اینگونه هم نیست که پوشش ندهند. حالا فکر نمیکنید این بیتوجهی صدا و سیما خلاف منافع ملی است که آقای خاتمی همواره در سفرهای خودش از آن دریغ ندارد.
** من هم با شما موافق هستم که اینگونه نباید باشد تا صدا و سیما هر جا که به نفع خودش تشخیص داد خبرهای مربوط به آقای خاتمی را پخش کند و بقیه موارد را سانسور نماید. این انتقاد به شیوه تنظیم و انتقال خبر شاید وارد باشد، اما به صورت عام قضیه آقای خاتمی جزو شخصیتهای ممتاز سیاسی در ایران است که امروز هم فرای تقسیمبندیهای سیاسی و جغرافیایی در داخل و خارج مطرح هستند. صدا و سیما میتواند از این ظرفیت ارزشمند ملی و اسلامی بهترین استفاده را بکند. اتفاقاً هم این ظرفیت در جهت همین استراتژی اتحاد ملی و انسجام اسلامی تعریف میشوند. عدم استفاده از موقعیت آقای خاتمی به ضرر منافع ملی است. خاتمی صدای رسایی است که میتواند عنصر اصلی وحدت و انسجام اسلامی باشد و اندیشههای ایشان هم در دنیای اسلام خریدار دارد. چون در راستای وحدت امت اسلامی نقش آفرین است. در عین حال ترمینولوژی صحبتهای آقای خاتمی هم دقیقاً در چارچوب اهداف عالیه نظام سیاسی ایران است که با توجه به این ظرفیت در برخی جاها با بیمهری و کجسلیقهگی مواجه میشود.
* آقای خرازی پاسهای شما کلی و دیپلماتیک است، در حالی که سئوال من بیشتر در ارتباط با چرایی این بیمهری است. آیا فکر میکنید همانطور که برخی از اطرافیان آقای خاتمی اشاره کردهاند ارادهای در این بیتوجهی به ایشان وجود دارد.
** آقای خاتمی یک واقعیت است، به همین دلیل برخی از رقبا از ایشان هراس دارند و نگران هستند که دوباره این پتانسیل در جامعه نقش آفرین باشد. رقیب باید بداند که حذف کردن شخصیتهای ملی اقدام مطلوبی برای توسعه تحولات سیاسی ـ اجتماعی یا حضور مردم در صحنه نیست. ضمناً آنها باید بدانند که استفاده انتخابی از شخصیتها هم یک راه و روش مطلوبی نخواهد بود. این انتقاد در همه جا وجود دارد؛ حتی نه صرفاً در مورد سفرهایی که انجام میدهد بلکه باید بپذیرند که ایشان در صحنه حضور دارند؛ هر چند ایشان در قدرت نیستند اما در متن جامعه و سیاست که هستند. از این ظرفیت است که برخی هراس دارند. نه تنها رقبا رفقا هم همینطور. یعنی برخی از رفقا هم نگران هستند.
* کدام رفقا؟
** حالا اسم نمیبرم، تو خودت حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
* نه فقط شما که از اطرافیان آقای خاتمی هستید، بلکه برخی از افراد جناح مقابل هم در عین حال از سفرهای ایشان دفاع میکنند. حتی فردی مثل علی آقا محمدی که زمانی معاون آقای لاریجانی در صدا و سیما بود به میان شرکت کنندگان در اجلاس سالیانه تشکلهای دانشگاه آزاد میرود و از تأثر زیاد سفرهای آقای خاتمی میگوید. این دوگانگی در طرف مقابل به چه معنی است؟ یعنی به نظر شما مخالفان فکری و جناحی آقای خاتمی هم در مورد نگاه به نقش ایشان با یکدیگر همفکر نیستند؟
** بالاخره زمانی فرا میرسد که ضمیر خودآگاه انسان صداقتی از خودش نشان میدهد. حضور آقای خاتمی و وکلام و اندیشههای ایشان مغتنم است، چون خاتمی چیزی غیر از دفاع از اسلام ایران و نظام نمیگویند. صدای خاتمی صدای متفاوتی در دنیای اسلام است که با اقبال ملی و بینالمللی مواجه میشود او درد دین دارد از زمانهای سخن میگوید که دین و ایمان با مهجوری و مشتاقی روبروست.
* ولی مخالفان آقای خاتمی روشنگری ایشان را بر نمیتابند و حتی انگ صدای مخالف هم به ایشان میزنند.
** هدف آقای خاتمی جذب افکار عمومی صرفاً برای شخص خودشان نیست، او روشنگری میکند برای اهداف متعالی. شما دقت کنید که کشور ما با پیچیدگیهای بسیاری روبروست و مسائل و مشکلات آن با حوادث بینالمللی درآمیخته است. وقتی هم که شخصی در موقعیت آقای خاتمی نسبت به مسائل حوزههای پیرامونی اظهارنظر میکنند، سخنانش بازتاب جهانی دارد. خاتمی شاید به شیوهها انتقاداتی داشته باشد اما ترمینولوژی او متفاوت از جهتگیری اصلی نظام نیست و همین تکثر آراء هم هست که تضمین کننده امنیت ملی و منافع ملی است و اتفاقاً میتوان با پایداری و استقامت، منافع ملی را به طرف خارجی تحمیل کرد البته عزت و ذلت از آن خداوند است اگر کسی اخلاص داشت خدا به او کمک میکند. نبایست به هتاکیها توجه کرد بلکه بایست برای ایشان دعا کرد.
* یکی از مهمترین سفرهای آقای خاتمی، حضور ایشان در آمریکا بود. در محافل دیپلماتیک نقل میشد که قبل از سفر آقایان متکی و لاریجانی با آقای خاتمی دیدار داشتند. تا چه میزان این ادعا صحیح است؟
** خیر، صحیح نیست.
* هدف اصلی سفر چه بود؛ حالا فارغ از دعوتی که از ایشان شده بود این را دیگر همه میدانیم که آمریکا متغیری تأثرگذار در نظام ایران است. با این دیدگاه آقای خاتمی از سفر به آمریکا به دنبال چه بودند؟
** آقای خاتمی قرار بود در اجلاس ائتلاف تمدنها در سازمان ملل شرکت کند که خود ایشان هم جزو هیأت عالیرتبه 18 نفره گروه عالیرتبه منصوب دبیر کل U.N بودند. به دنبال اعلام حضور ایشان نهادهای علمی و دانشگاهی آمریکا هم مطلع شدند و به این بهانه از ایشان دعوت کردند تا با حضور در این مجامع نظرات آقای خاتمی را بشنوند. برنامهریزیهای لازم انجام شد تا ایشان سفر پر باری را داشته باشند.
* هنگامی که آقای خاتمی به یک سفر دعوت میشود بر اساس چه معیارهایی ایشان دعوت را میپذیرد یا رد میکند؟
** ما ابتدا اولویتها را میسنجیم، چون دعوت از آقای خاتمی زیاد است. به طوریکه ایشان اگر تمام سال در سفر باشد باز هم نمیتوانند به تمام دعوتها جواب مثبت دهد. تأثیر سفر و نوع مخاطب هم خیلی مهم است؛ چون سفرهای آقای خاتمی برای مذاکرات دوجانبه نیست،. آقای خاتمی بنا دارند تا با صاحبان فکر و اندیشه در محافل آکادمیک صحبت کنند، نظرات خودشان را بیان کنند و دیدگاههای آنها را بشنوند. به همین دلیل هم در مورد کیفیت مخاطبین آقای خاتمی و همچنین جایگاه سیاسی کشور دعوت کننده بررسیهای لازم صورت میگیرد و بر این اساس ایشان به پیشنهادات جواب مثبت یا منفی میدهد.
* تیم مشورتی ایشان شامل چه کسانی است؟
** جمعی از سیاستمدارانی که پیش از این در جاهای مختلف به خصوص وزارت خارجه، شورای امنیت ملی و ریاست جمهوری سابق خدمت میکردند امروز هم به ایشان کمک میکنند.
* مثلاً چه کسانی؟ اسم ببرید.
** بهتر است بگویم جمعی از دوستان، همفکران و یاران ایشان.
* فکر میکنید که دستاورد سفر آقای خاتمی به آمریکا تا چه حد تأثیرگذار بود؟
** من معتقدم که سفر آقای خاتمی یکی از مهمترین سفرها به آمریکا در تاریخ سیاسی ایران بود. به خاطر اینکه آقای خاتمی فضا را در آنجا تغییر دادند. آن روزها پرونده هستهای ایران، فضا را نظامی کرده بودند و آقای خاتمی با بیان نظرات محکم خود چند پیام مشخص فرستادند. اول اینکه انرژی هستهای یک امر ملی و اجتنابناپذیر است؛ دوم اینکه ایران آماده است شرایط را برای گفتوگو با آمریکا و اروپا فراهم کند و سوم هم تأکید ایشان بر نیاز ایران و کشورهای جهان سوم به تکنولوژیای است و جهان باید با این مسائل واقعبینانه برخورد کند. آقای خاتمی همینطور بر مشکلات موجود در عراق و افغانستان اشاره کردند و راهحلهای امنیتی و نظامی را برای حل آن نادرست دانستند. ضمن آنکه حل مسائل افغانستان و عراق را با ایران قابل امکان میدانستند. ایشان تقاطع مشترک ایران، عراق و آمریکا بر انسجام دولت مستقر در عراق را تأکید داشتند. بعد از این صحبتها و بازتاب آنها هم بود که فضا خیلی تغییر کرد. واشنگتن پست در مورد این سفر تعبیری به کار برد و گفت که ایشان با بیان اصول سیاستهای ملی ایرانیان به نخبگان و صاحبنظران در آمریکا این پیام را داد که ملت ایران یکپارچه از منافع خود دفاع میکند. دبیر کل سازمان ملل هم خطاب به آقای خاتمی گفت که ایشان نه تنها با فضای موجود مقابله کرد بلکه فضای جدیدی را در ذهن مخاطبان آمریکاییشان در بخشهای دولتی و دانشگاهی ایجاد نمود. نشریه بوستون کلاب در مورد آقای خاتمی تعبیری به کار برد مبنی بر اینکه او مردی است که به زیبایی سخن میگوید، قامت نظیف دارد، سخنان منطقی میزند و به همراه لبخند، مهربانانه سخن میگوید. و ادامه هم داد خاتمی مردی است که از حزبا... سخن میگوید برای او دست میزنند، از آمریکا و اسرائیل انتقاد میکند برای او کف میزنند، از پرونده هستهای ایران دفاع میکند برای او دست میزنند و از هر چه صحبت میکند باز هم برای او کف میزنند. در عین حال ما امیدواریم که دیگر هیچگاه شاهد چنین وضعیتی در آمریکا نباشیم. این امر نشان میداد تأثیر آقای خاتمی بر مخاطبانش به قدری زیاد بود که این نشریه برای منافع خودش چنین برآوردی دارد. باور من این هست که سفر آقای خاتمی تا حد زیادی معادلات موجود را تغییر داد.
* با تمام این تعابیری که به کار بردید فکر میکنید که آیا چه در آن زمان و چه امروز ظرفیت استفاده از این پتانسیل در طرف مقابل ایشان که امروز دولت را میگرداند وجود دارد؟
** البته سلیقههای متفاوت وجود دارد برخی دارای سعهصدر نیستند البته برخی هم متواضع هستند و به گونه دیگری فکر میکنند. آنها اگر کسی از خودشان باشد، مسأله را به گونه دیگری مطرح میکنند؛ اما وقتی طرف موضوع آقای خاتمی باشد سعی دارند که ایشان را مطرح نکنند.
* در مورد طرف آمریکایی چه فکر میکنید؟ یعنی با وجود آنکه ممکن است محافل دانشگاهی و آکادمیک از آقای خاتمی استقبال کنند اما با این وجود آیا در دولت و حاکمیت آمریکا حرفهای ایشان درست شنیده میشود؟
** آقای خاتمی به عنوان یک شخصیت سیاسی و صاحبنظر در منطقه و دنیای اسلام که در عین حال بخش عمدهای از جامعه ایران هم طرفدار وی هستند خیلی مورد احترام است. ضمن اینکه آقای خاتمی حرفهای منطقی میزند. صدای ایشان در دنیای امروز متفاوت است. دنیای امروز نگران صدای خشونت و افراط است و از خاتمی صدای دیگری میشنود. یکی از شخصیتهای مهم جهان میگفت خاتمی نیاز امروز جهان است. بگذارید نکتهای را بگویم، شخصیتهایی که زمانی در رأس قدرت قرار دارند هنگامی که به صورت دموکراتیک کنار میروند چند حالت برای آیندهشان متصور است. بعضیها توریست یا خانهنشین میشوند و برخی به رئیسجمهور سابق یا فراموش شده تبدیل میگردند که در دنیا هم کم نیستند. عدهای هم شخصیتهای سیاسی هستند که قصد دارند به قدرت برگردند. اما گروهی هم هستند که در سطح جامعه جهانی مطرح هستند اما نه صرفاً به جهت آنکه به قدرت باز گردند. ماندلا و کلینتون نمونههایی از این افراد هستند،. آقای خاتمی هم در این طبقهبندی قرار دارند. امروز ایشان به عنوان یکی از صاحبان فکر و اندیشه اسلامی در جهان مطرح است. سخنانش با استقبال رو به رو میشود. جهان صدای آقای خاتمی را به عنوان صدای اسلام واقعی میشوند که خردمند و آرام سخن میگوید و به قول نویسنده روزنامه فیگارو او فرزند پیامبر اسلام در عصر ما است.
* من با این حرفهای شما موافق هستم اما در عین حال این نکته هم برایم اهمیت دارد که میزان تأثیر متغیر قدرت را بدانم. ما با رویکرد طرف ایرانی تقریباً آشنایی داریم؛ اما نئوکانهای آمریکایی که امروز منافعشان با تنش در جهان همراه است به طور طبیعی نمیتوانند موافق اندیشههای خاتمی باشند.
** تندروها همیشه در اقلیت هستند اگر چه صاحب قدرت باشند. بخش مهمی از مخاطبان آمریکایی آقای خاتمی افکار عمومی و غیر تندروها و افرادی هستند که منطقیتر مسائل جهان را مینگرند. و اتفاقاً همینها به نئوکانها فشار وارد میآورند. بعد از سخنرانیهای آقای خاتمی در U.N شیکاگو، ویرجینیا و دانشگاههایی مانند هاروارد و ام. آی. تی، از سوی مخالفان تندرو در آمریکا صدها کد به آقای خاتمی ارائه شد. حتی خود نئومحافظهکاران اذعان داشتند که سخنان آقای خاتمی به نوعی زنگ خطری برای آنها بود در مورد اینکه ایران را هنوز به درستی نشناختهاند. یکی از دلایلی که آمریکاییها هیچگاه نتوانستهاند موفق شوند صحبتهایی از همین جنس است و اتفاقاً هم به دلیل همین حرفها هم هست که امروز بین آنها در مواجهه با ایران شکاف وجود دارد و درخواست مذاکره دارند. آقای خاتمی با علم به موقعیت مهم ژئوپولیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکانومیک ایران و همچنین نقش کشورمان در منطقه، صحبتهای خودش را در بستهبندی حرفهای سیاسی و فرهنگی جذاب ارائه میکند و همین هم هست که تأثیرگذار خواهد بود..
* آقای خاتمی در آمریکا دیداری هم داشتند که رسانهای نشده باشد.
** خیر، همه چیز شفاف بود.
* چون دیپلمات هستید چنین ادعایی دارد یا حرفتان واقعی است؟
** خیر اینگونه نبود، ما میتوانستیم برخی خبرها را پنهان کنیم ولی اینکار را نکردیم؛ به عنوان مثال در داوس میتوانستیم خبر "جان کری" را پنهان کنیم اما شفاف عمل کردیم.
* در مورد حواشی درخواست دیداری که جیمی کارتر از خاتمی در آمریکا داشت کمی توضیح دهید.
** دعوت کارتر دیر به دست خاتمی رسید و عملاً امکان انجام آن دیدار وجود نداشت، چون برنامههای آقای خاتمی بسته شده بود. ضمن آنکه نوع دعوت هم شکلی بود و محتوایی نبود، چون از آقای خاتمی خواسته بود که به دفتر او در بنیادش برود. من فکر میکنم که آقای کارتر بیشتر قصد داشت تا یک برنامه تبلیغاتی اجرا کند و با حضور آقای خاتمی در جلوی روی خبرنگاران و فلاش دوربینها بگوید کسی که با انقلاب ایران در آمریکا حذف شده حالا پذیرای یکی از چهرههای انقلاب اسلامی در دفتر کارش است. ملاقاتی بیتأثیر و فقط به منظور آشنایی باشد معلوم نیست که چه نتایجی داشته باشد. در هر صورت اما مهمترین دلیل آقای خاتمی بسته شدن برنامهاش بود و به همین دلیل هم عذرخواهی کردیم.
* حالا اگر دعوت بهتری صورت میگرفت و برای آقای خاتمی هم امکان تنظیم برنامه وجود داشت آیا ایشان با دعوت فردی مثل جیمی کارتر موافقت میکرد؟ یعنی تابویی برای ملاقات وجود نداشت.
** نه، نباید اینگونه مسائل را داوری کرد. بحث بیشتر از آنکه سیاسی باشد تکنیکی بود. البته داشتن هدف عنصر تعیین کننده در تصمیمگیری است.
* یکی از بحثهای محوری آقای خاتمی در سطح بینالمللی تز گفتوگوی تمدنهاست اما جنبه عملی این ایده امروز کمتر به چشم میآید؛ شما فکر نمیکنید که امروز طرح مسئله گفتوگوی تمدنها بیشتر شعاری و دستمالی شده است.
** گفتوگوی تمدنها یک ایده همیشه مطرح و زنده است. همانند پدیده صلح است که ضرورت دارد و معطوف به گذشته نیست واقع گفتوگوی تمدنها ضرورت امروز و فردای جهان است. اساساً گفتوگو و دیالوگ اصلیترین عنصر تکوینی انسان در جهان است. برخی اروپاییها و آسیاییها آمدند بحث ائتلاف تمدنها از مایور کاتا آنکارا را مطرح کردند، اما پیش از این باید به این سئوال پاسخ میدانند که ضرورت ائتلاف وجود گفتوگو بود که جهان هم البته در ارتباط با آن مشکل داشت. از همین رو من فکر میکنم که بحث گفتوگوی تمدنها و فرهنگ یک امر سیال است که همیشه جریان دارد. نحوه مواجه میزبانان آقای خاتمی، محافل علمی و آکادمیک و حتی بازتاب آن در رسانهها و نزد سیاستمداران نشان میدهد که گفتوگوی تمدنها نه در سطح "شعار" بلکه یک "نیاز" است که مؤثران جهان در حال یافتن راههای نیل به آن هستند. گفتوگو و همگرایی در میان تمدنهایی که تاکنون چندان با هم مهربان نبودهاند به زمان احتیاج دارد. پس نباید سرخورده شد. باید به گفتوگو و به ثمر نشستن نتایج آن فرصت داد.
* بحث من از به کار بردن واژه شعاری یا دستمالی این بود که گفتوگوی تمدنها به عنوان یک ایده بینالمللی که از طرف آقای خاتمی مطرح شد هنوز وجه علمی به خودش نگرفته است و تنها در سخنرانیها از زبان ایشان شنیده میشود.
** امکانات آقای خاتمی محدود است. چون این کار به منابع مالی گسترده احتیاج دارد که از عهده آقای خاتمی خارج است. اما ایشان این بحث را مدام تکرار میکند به صورتیکه این بحث به صورت یک پارادایم در آمده است. الان دانشگاههای زیادی در دنیا مرکز گفتوگوی تمدنها دارند و صدها کنفرانس و کارگاه در این ارتباط برگزار شده است میشود. کتابهای متعددی هم در مورد گفتوگوی تمدنها نوشته شده است. همه اینها بیانگر زنده بودن این امر است. همین دعوتهای بیشماری که از آقای خاتمی میشود بیانگر وجه عملی گفتوگوی فرهنگها و تمدنهاست، چون میخواهند اندیشه مطرح شده از سوی آقای خاتمی را بشنوند. نظرات خودشان را مطرح کنند و به بحث بگذارند.
* الان دفتر ژنو گفتوگوی تمدنها چه برنامههایی دارد؟
** فعلاً در حالی تهیه رویههای اجرایی هستیم و در آینده هم قصد داریم تا نشستهای فرهنگی و علمی به همراه کارگاههای آموزشی برای کمک به یونسکو، سازمان ملل و ... برگزار کنیم.
* یکی از نگرانیهای موجود برای سفرهای آقای خاتمی، موضوع امنیت ایشان است.؛ با این دغدغه چگونه برخورد میشود؟
** آقای خاتمی در پروتکل امنیتی کشورها مورد مراقبت ویژه قرار میگیرند؛ در مورد پروازهای ایشان هم باید بگویم که مانند یک شهروند عادی سفر میکنند و تمام سعی ایشان این است که از امکانات دولتی استفاده نکنند..
* آیا برخورد مسئولین ایرانی که سفارتخانههای ایران در خارج حضور دارند مناسب است؟
** با ایشان مشکلی نداریم. محترمانه و متین رفتار میکنند.
* موضوعی که ما امروز در سطح سیاسی با آن بیشترین درگیری را داریم بحث فعالیتها هستهای ایران است. آقای خاتمی در سفرهایشان چگونه با این چالش برخورد میکنند؟
** ایشان همانند زمانی که رئیسجمهور بودند از حقوق مردم ایران دفاع میکنند.
اما ایشان به هر حال در بیان دیدگاههایشان محدودیتهایی هم دارند.
* آقای خاتمی اعتقاد دارد که پروسه هستهای شدن ایران باید به قوت با اطمینان سازی و تنش زدایی طی شود.
با توجه به اینکه تاکتیک ایشان با تاکتیکی که امروز در پرونده هستهای دنبال میشود تناقض دارد، ایشان چگونه بیانگر این اختلاف دیدگاهها هست؟
** تاکتیکی که ایشان به آن اعتقاد دارد با تاکتیکی که امروز بیان میشود متناقض نیست.
* اما امروز تاکتیک ماشینهای بیفرمان و بیترمز توسط آقای احمدینژاد مطرح میشود؛ آقای خاتمی که مسلماً اینگونه نمیاندیشد.
** من نمیخواهم راجع به صحبتهای آقای رئیسجمهور حرفی بزنم؛ اما مسئله هستهای فراتر از تصمیم فردی است. این تصمیم و اراده عالی نظام است.
* یعنی آقای خاتمی از نوع روشهایی که امروز به کار گرفته میشود دفاع میکند؟
** آقای خاتمی از حقوق هستهای مردم ایران دفاع میکند.
* چرا دو پهلو جواب میدهید؟
** من صمیمانه و شفاف بحث میکنم.
* من فکر نمیکنم فارغ از استراتژی کلی نظام در مورد پرونده هستهای که مورد قبول همه است، مسائلی که امروز رئیس دولت فعلی در مورد عقب ننشستن و ترمز نداشتن مطرح میکند مورد موافقت آقای خاتمی باشد.
** ایشان با صبر، تجربه و سلیقه خود برنامه هستهای ایران را تعریف کرد و به نقطه قابل قبولی رساند. ادبیات آقای خاتمی متفاوت است اما در عین حال در راستای سیاستهای اساسی نظام آن را مطرح میکنند و حتی نسبت به رفتار اروپا و آمریکا خیلی صریح انتقاد میکنند.
* بگذارید صریح بپرسم؛ وقتی آقای خاتمی در پاسخ به سئوالاتی در مورد پرونده هستهای ایران، مطابق سلیقه خودش مواردی را مطرح میکند؛ در عین حال جبراً با تناقضی مواجه میشود که مدعی است صدای فعلی ایران متفاوت از دیدگاه ایشان است.
** صدای آقای خاتمی متفاوت نیست. ایشان مصلحت اندیش و عافیت طلب هم نیستند. دغدغههای منافع ملی را دارند.
* اما شما خودتان گفتید که ادبیات آقای خاتمی با ادبیات امروز متفاوت است.
** آقای خاتمی میگوید باید هستهای شویم، دولت فعلی هم این را میگوید. تنها تفاوت در این است که آقای خاتمی آرام و متین سخن میگویند. یعنی به جای نشان دادن مشت لبخند میزنند.
* خوب همین تناقض است دیگر.
** نه خیر، چه تناقضی؟ روشهای متفاوتی برای رسیدن به هدف وجود دارد. روش آقای خاتمی این است. همه که یک جور و به یک شیوه عمل نمیکنند.
* آقای خرازی حتی نگاه آقای لاریجانی و احمدینژاد به پرونده هستهای یکسان نیست، چه برسد به خاتمی.
** شاید در روشها اینگونه باشد.
* یعنی اگر آقای خاتمی رئیسجمهور بود امکان نداشت ما حتی یک روز هم مجدداً غنیسازی را تعلیق کنیم؟
** من معتقدم آقای خاتمی در چارچوب سیاستهای نظام حرکت میکرد در همان موقع ایشان و بسیاری دیگر نسبت به رفتار دوگانه اروپا و آژانس انتقاد داشتند. غنیسازی و دستیابی به موفقیتهای هستهای از افتخارات دولت خاتمی است.
* بگذارید واضحتر و دوباره بپرسم؛ اگر آقای خاتمی امروز رئیسجمهور بود امکان تعلیق غنیسازی به هیچوجه وجود نداشت؟
** آقای خاتمی با مجموعه نظام سیاسی برای اعتمادسازی هماهنگی خوبی داشت. مانورهای آقای خاتمی متفاوت بود. او این توانایی را داشت که جهان را آرام کند. تصورم این است که نظام هم گزینه به جزء غنیسازی نداشت؛ اما این اروپا و آژانش بودند که به تعهدات خود عمل نکردند. در هر صورت این تصمیم، اراده مجموعه نظام سیاسی است.
* و آینده پرونده هستهای به نظر شما به کجا ختم میشود؟