تروریسم پس از جنگ سرد در منطقه خاورمیانه
استفاده از تاکتیکهای تروریستی به وسیله گروههایی که درصدد نیل به اهداف سیاسی هستند سابقه تاریخی فراوانی دارد، اما در سالهای اخیر خصوصا پس از جنگ سرد بحث جهانی شدن اقتصاد و برداشتن مرزهای سیاسی و اتکای روزافزون به تسهیلات حمل و نقل و دستیابی آسان به سلاحها و وسایل انفجاری، سبب شده که استفاده از این تاکتیکها را بیشتر تشویق و تسیج کند.
عامل مهمتر، تشکل گروهها و تشکلهای غیر دولتی است که غالبا نقدکننده دولتهایشان میباشند اما در بعد افراطی آن این نقد گفتمانی به خشونت و تروریسم منجر میشود.(5)
پس از پایان جنگ سرد تروریسم بینالملل به دلایلی که ذکر شد توسعه بیشتری پیدا کرد و علیرغم فعال بودن شورای امنیت سازمان ملل به عنوان یک نهاد بازدارنده علیه تروریسم بینالملل، به دلیل سیاستهای هژمونی و سیطرهجویانه آمریکا در جهان انگیزههای تروریسم را در نقاط مورد مداخله آمریکا را بیشتر ساخته است.
یکی از مهمترین مناطقی که فعالیتهای تروریستی مورد توجه قرار گرفته منطقه خاورمیانه است.
عوامل متعددی در تشکیل و فعالیت گروههای تروریستی دخیل بوده که به شرح ذیل میباشد:
1ـ سیاست مداخلهجویانه آمریکا در ابعاد سیاسی نظامی اقتصادی و فرهنگی که مخالفانی هم در بین توده مردم و هم در دولتها ایجاد کرده است.
2ـ سیاستهای غلط بعضی از دول خاورمیانه که بین آنان و دولت آمریکا و کشورهای غربی وابستگی ایجاد کرده و گروههای تروریستی هم دولت متبوعشان را مورد حمله قرار داده و هم آمریکا و غرب را به عنوان یک نیروی مداخلهگر مورد حمله خود قرار میدهند.
3ـ عملیاتهای تروریستی در بطن خود یک پیام سیاسی دارد متاسفانه به دلیل وجود سیستمهای بسته در نظامهای سیاسی برخی از کشورهای خاورمیانه گروههای مخالف چون قادر به رسیدن به اهداف سیاسی خود نیستند دست به اقدامات تروریستی میزنند تا پیام خود را به افکار عمومی برسانند.
4ـ نوع فرهنگ و نظام اجتماعی کشورهای خاورمیانه بافت مذهبی و قومی دارد. و اگر این بافت بخواهد تغییر کند با عکسالعمل توده مردم مواجه خواهد شد و یکی از اهداف تروریسم در خاورمیانه عکسالعملی است در برابر ناسیونالیسم قومی و حفظ ارزشها و اصول مذهبی، که آمریکا و کشورهای غربی خواهان تغییر آن هستند.
تروریسم پس از 11 سپتامبر
پس از حملات 11 سپتامبر 2001 که از سوی سازمان القاعده به مرکز تجارت جهانی و سازمان پنتاگون آمریکا صورت گرفت. مبارزه با تروریسم جزو اهداف اصلی ایالات متحده در نظام بینالملل صورت پذیرفت.
القاعده به عنوان یک گروهک تروریستی حرکتی را انجام داد که سرآغاز تحولات عمیقی در سطح نظام بینالملل و روابط سیاسی کشورها با یکدیگر شده است. القاعده شبکهای از افراد همفکر و به ظاهر مسلمان بوده که ملیتهای مختلفی دارند. این شبکه که گروههایی را در حدود 60 کشور جهان به هم مرتبط کرده، نماد واقعی از تروریسم بینالملل است، با تلاش اسامه بنلادن از ثروتمندان سعودی که در مبارزه علیه شوروی سابق در اشغال افغانستان (1979 تا 1989) حضور داشت ـ توسعه داده شده است وی و همفکرانش تفسیر بنیادگرایانه از اسلام دارند و با فرصتطلبی، دین را به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی و با استفاده از ابزار خشونت در راستای مبارزات با ایدئولوژی سیاسی غرب تبدیل کردهاند.
در حال حاضر خواسته اصلی آنها، خروج آمریکا و به طور کلی غرب از منطقه خلیجفارس و خاورمیانه میباشد که با اهداف و استراتژی امنیتی آمریکا این مساله مغایرت دارد.(6)
جنگ علیه القاعده و دیگر گروههای تروریستی در راس اهداف آمریکا پس از 11 سپتامبر قرار گرفت و به عنوان یک استراتژی ابتدا در افغانستان و سپس در عراق در منطقه خاورمیانه به اجرا درآمد.
آمریکا علیرغم موفقیت ظاهری در افغانستان و عراق، در برابر تروریسم بینالملل درمانده است. دستکم 1735 تن از نظامیان آمریکایی از آغاز جنگ در ماه مارس 2003 تاکنون در عراق کشته شدهاند و نیروهای امنیتی و نظامی آمریکا قادر نیستند جلوی انفجارات، گروگانگیریها و ناامنی در عراق را بگیرند در افغانستان نیز وضع مشابهی وجود دارد.
گروه تروریستی القاعده و سازمانهای وابسته به آن آمریکا را تنها از طریق عراق و افغانستان تحت فشار قرار نمیدهند بلکه اقدامات آنان به تازگی جنبه بینالمللی نیز پیدا کرده است و از حالت منطقهای به صورت بینالمللی درآمده و این امر دیر یا زود آمریکا و غرب را وادار به عکسالعمل جدیدتری خواهند کرد.
انفجارات لندن و سناریوی جدید
حادثه 15 تیر 84 لندن که درست در روز برگزاری اجلاس گروه واقع شد فصل جدیدی را در مبارزه با تروریسم برای غرب ایجاد کرده است و بیشتر آنان زیر فشار افکار عمومی قرار گرفتهاند.
حوادث 11 سپتامبر 2001 ـ انفجارات مادرید در 18 مارس 2004 ـ و سومین آن انفجارات لندن نشاندهنده این است که تروریسم به طور جدی از خاورمیانه به سطح بینالملل کشیده شده است.
با عملکردی که از سازمان القاعده در گذشته (پس از 11 سپتامبر 2001) دیده شده و همینطور مسئولیت انفجارات را هم پذیرفته است. مبارزه با اسلامگرایی افراطی در خاورمیانه و همینطور در سرتاسر اروپا و آمریکا شکل جدیدی به خود خواهد گرفت.
در این راستا دلایلی نیز وجود دارد که آمریکا و غرب به طور جدی مبارزه با تروریسم بینالملل را دنبال کنند.
1ـ فشار افکار عمومی کشورهای اروپایی خصوصاً انگلستان، اروپا را ترغیب خواهد کرد تا مبارزه با تروریسم را در سطح بینالملل به طور جدی دنبال کنند.
2ـ انگلستان به دنبال اعتبار از دست رفته خود خواهد بود به این دلیل که انگلیس از یک سیستم امنیتی قوی در داخل و خارج برخوردار است حال این سوال مطرح است که دولتی که خود قادر به حفظ و ثبات امنیت داخلی خود نیست چطور در سطح بینالملل دوشادوش آمریکا به جنگ با تروریسم رفته است و میخواهد امنیت عراق را تضمین کند و بالطبع انگلیس به دنبال اعتبار از دست رفته خود خواهد بود.
شکلگیری اولیه شبکه القاعده ابتدا به صورت منطقهای تشکیل شد، اما جنگ علیه تروریسم توسط آمریکا و انگلیس نه تنها موفق نبود بلکه اندیشههای تروریسم را در خاورمیانه تقویت کرد به طوری که در حال حاضر از حالت منطقهای به بینالمللی تبدیل شده است انفجارات مادرید و لندن در واقع نماد این حرکت است.
حتی خود آمریکا و انگلیس در مهار تروریسم عاجز مانده و علت این امر نیز وجود هستهها و اندیشههای تروریسم است، آمریکا و انگلیس جهت از دست نرفتن اعتبار بینالمللی خود در سرکوب اندیشههای تروریسم مصر خواهند بود.
4ـ انگلستان در دوره جدید رییس اتحادیه اروپاست و همزمان شدن میزبانی گروه 8 و انفجارات لندن تعهداتی را برای انگلیس جهت سرکوب تروریسم در برابر اروپا ایجاد خواهد کرد.
5ـ اروپاییها بیم آن را دارند که بحران عراق و افغانستان و متعاقبا حوادث 15 تیر در لندن جوانان تندرو را به خروج از کشورهایشان و ارتباط با شبکههای تروریستی جهانی وادارد و اگر همه نیز خارج نشوند حتیالامکان به عنوان یک رابط در کشورهای اروپایی وارد عمل شوند با توجه به اینکه انفجارات لندن نیز یک جوان جامائیکایی بوده و هویت شرقی آن تاکید بر این مساله داشته که این جوان با القاعده ارتباط دارد بنابراین اروپا دیگر با یک تشکیلات متمرکز طرف نیست بلکه این تشکیلات غیر متمرکز و امنیت این کشورها را ممکن است مختل نماید.(7)
نتیجهگیری:
اکنون کشورهای جهان اسلام با هجوم نظامی آمریکا و ارزشهای غربی روبرو هستند و گروههای تندروی اسلامی جهت مقابله با این هجوم فرهنگی نظامی امنیتی رو به تروریسم آوردند تروریسمی که از دید آنان مشروع است آنان عواملی نظیر اقتدارگرایی یکجانبه آمریکا و غرب بیعدالتی در نظام بینالملل را در انجام عمل خود موثر میدانند آنان خود را قاضی خیر و شر میدانند و همین عوامل سبب گردیده تا تروریسم که در گذشته حالت منطقهای داشت در حال حاضر به حوادث لندن یک حالت بینالمللی به خود بگیرد.
آمریکا و غرب برای مهار تروریسم دو راه بیشتر ندارند یا به صورت سختافزاری با تروریسم برخورد کنند که خود این امر جنگ فرسایشی را به صورت طولانی در خاورمیانه و جهان اسلام ایجاد خواهد کرد و دوم اینکه در سیاستهای خود رو به عدالت انصاف و واقعگرایی که همانا عدم مداخله در امور سیاسی اقتصادی و فرهنگی این کشورهاست متمایل شود که با توجه به رویکرد دولت جورج دبلیو بوش در سیاست خارجی و همطراز بودن اروپا در اهداف آمریکا حالت دوم در حال حاضر غیرممکن است. پس باید در آینده شاهد رویارویی بیشتر جهان اسلام و جهان غرب باشیم.