آقای محمود احمدینژاد رئیسجمهور ایران سفر خود را به امارات متحده عربی در حالی به پایان رسانده که با توجه به چالش دیرینه میان این دو کشور هنوز دستاورد آن نامعلوم است. این که ایران با کشورهای همسایه به ویژه جنوب خلیجفارس رابطه خوبی داشته باشد، سیاست بسیار منطقی و درستی است که در گذشته نیز اعمال میشده است. منتها بحث رابطه با امارات در مقایسه با سایر کشورهای حوزه خلیجفارس یک تفاوت و ویژگی خاص دارد. زیرا این کشور بر روی تمامیت ارضی ایران ادعایی دارد که موجب شده روسای کشور ما چه در قبل و چه در بعد از انقلاب اسلامی تاکنون به آن کشور سفری نداشته باشند. ایران و امارات اگر چه به لحاظ اقتصادی و فرهنگی تا حدودی روابط نزدیکی با یکدیگر دارند اما بر سر جزیره ابوموسی دچار سوءتفاهمی چند ده ساله هستند. چالش میان این دو کشور در این زمنیه از سال 1971 بعد از تشکیل امارات متحده عربی که مرکب از امیرنشینهای هفتگانه بود، اوج گرفت. امارات مدعی جزایر سه گانهای است که قرنها جزء سرزمین مادری ما «ایران» محسوب میشود.
درست است که ایران به لحاظ اقتصادی روابط خوبی با امارات دارد اما به نظر میرسد بحث تمامیت ارضی ما موضوعی است که نمیتوان آن را به راحتی نادیده گرفت، زیرا این موضوع بر تمامی روابط اقتصادی و سیاسی ارجحیت دارد. حال با این توضیحات سفر آقای احمدینژاد به امارات یا باید زمانی انجام میگرفت که در واقع سوءتفاهم میان دو کشور یا از طریق امضای یک توافقنامه حل میشد و یا امارات آن را به طور کل از دستور کار خود خارج میکرد. بدین ترتیب که میتوانست سفر رئیسجمهوری به طور خاص به منظور امضای توافقنامهای در جهت حلوفصل سوءتفاهم موجود صورت بگیرد و یا قبل از سفر رئیسجمهور این مساله از دستور کار خارج شود. چنان که بعد از این سفر امارات متعهد میشد که دیگر ادعای خود درباره جزایر سه گانه را در اجلاس سالانه شورای همکاری خلیجفارس و یا اتحادیه عرب و یا در سازمان ملل و سایر مراجع بینالمللی دنبال نکند. خصوصاً آنکه هنوز زمان زیادی از اجلاس مشترک شورای همکاری خلیجفارس و اتحادیه اروپا نمیگذرد که در آن ادعای امارات متحده عربی مطرح شده و متاسفانه مورد تایید اتحادیه اروپا قرار گرفت.
آنچه مسلم است ما روابط گسترده سیاسی و اقتصادی با امارات را خواهانیم اما در صورتی که حق قانونی حاکمیت ایران بر تمامی سرزمین خودش حفظ شود و لذا اگر سفر آقای رئیسجمهور چنین دستاوردی در پی داشته باشد که دیگر اماراتیها در صحنههای تبلیغاتی، سیاسی و بینالمللی ادعای بیپایه و اساس خود را دنبال نکنند، به طور حتم برای ایران موفقیت بزرگی محسوب خواهد شد اما در مقابل اگر به رغم انجام این سفر آن هم در این سطح قضیه همچنان حل نشده باقی بماند، هزینهای سنگین بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل کرده است که به راحتی نتوان آن را جبران نمود و گرنه شاید اگر سفر مذکور در سطح وزرا برای برقراری روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی انجام میگرفت، با توجه به آنچه گفته شد چندان اشکالی نداشت. واقعیت این است که ما 8 سال با عراق جنگیدیم چون بخشی از خاک ما را اشغال کرده بود اما اکنون نمیشود رئیسجمهور کشور ما به سرزمینی برود که ادعایی مشابه عراق را در آن زمان دارد و از این طریق حق قانونی سرزمین خودش را زیر سوال ببرد. بنابراین فقط در صورتی این سفر میتواند موثر و مفید باشد که مساله جزایر سه گانه حل شده باشد!