سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران یکی از پویاترین و سرنوشتسازترین مقاطع خود را میگذراند. به جرأت میتوان گفت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، سیاست خارجی کشور ما تا به این اندازه درگیر موضوعات مختلف نبوده و از سوی دیگر تا بدین حد، از پویایی و نشاط برخوردار نبوده است.
حضور تأثیرگذار ایران در مذاکرات شرمالشیخ، بازگشت مجدد اتحادیه اروپا و گروه 1+5 به میز مذاکره با ایران و دیدار لاریجانی و سولانا، سفر موفق منوچهر متکی به کشورهای شمال اروپا، درخواست آمریکا از ایران برای مذاکره درباره عراق، سفر رئیسجمهوری اسلامی ایران به امارات متحده عربی بعد از سه دهه و... بیانگر تحولی مهم در نوع نگاه جامعه جهانی به جمهوری اسلامی ایران است.
نگاهی به موضوعات مختلفی که در دستور کار سیاست خارجی ایران قرار دارد از بحث هستهای گرفته تا بحث لبنان و عراق و فلسطین و نگاهی به مجموعه مسائل مطرح در تعاملات دیپلماتیک ایران با سایر کشورها بیانگر آن است که از منظر جهانی، ایران از یک قدرت کوچک، به یک «قدرت مؤثر منطقهای» تبدیل شده است که در چارچوب مسائل مختلف میبایست از در تعامل با او وارد شد.
در جهان امروز، قدرتمندان با کشورهای ضعیف مذاکره نمیکنند. یک کشور ضعیف یا در محدوده سرزمین خود، منزوی و درگیر مسائل خویش است یا در برابر کشورهای قدرتمند، آرایش «حامی ـ پیرو» دارد. اگر هم وارد چالشی با قدرتهای بزرگ شود، با او مذاکره نمیشود بلکه وادار به تسلیم خواهد گردید. اگر ادبیات امروز دولتمردان آمریکا به عنوان یک قدرت زورگوی جهانی را در قبال دولت و ملت ایران با ادبیات سالهای گذشته آنها مقایسه کنیم، این معنا روشنتر میشود.
اگرچه امروز نیز برخی چهرههای تندروی آمریکا به مقتضای سیاستهای تبلیغاتی خود، همچنان برخی کلمات و جملات نخنما را علیه ایران به کار میگیرند و قطعاً فشارهای گذشته را نیز پی خواهند گرفت، اما مجموعه تحولاتی که این روزها شاهد آن هستیم به خوبی بیانگر آن است که آمریکاییها بیآنکه تمایلی داشته باشند مجبور به پذیرش قدرت منطقهای ایران شده و از این به بعد استراتژیهای خاورمیانه خود را میبایست با این واقعیت گزنده تنظیم کنند و تطبیق دهند. اکنون به وضوح برای حاکمان کاخ سفید این معنا تفهیم شده است که طرح «انزوای سیاسی ایران» رؤیایی تعبیر نشدنی است. تمام رشتههای آمریکاییها برای اجرایی شدن این طرح اکنون پنبه شده و به رغم همه فشارها نه تنها ایران منزوی نشده بلکه در همین روزهای اخیر رئیسجمهوری اسلامی ایران به امارات متحده عربی یعنی کشوری سفر کرد و مورد استقبال گرم سران آن قرار گرفت که از سه دهه پیش تاکنون تعامل دیپلماتیکی در این سطح بین ایران و این کشور برقرار نشده است. مضافاً اینکه آمریکاییها طی سالهای اخیر به شدت دنبال آن بودند تا به بهانه برخی مسائل اختلافی، بین این دو کشور مسلمان دو سوی خلیجفارس، اختلاف و خصومت جدی ایجاد کنند.
آنچه مسلم است، کشورها در روابط دوجانبه خود با سایرین، منتظر نسخه پیچی آمریکا نمیشوند. آنها به واقعیات هم نگاه جدی دارند. ورود ایران به باشگاه هستهای و آغاز غنیسازی صنعتی ـ بیآنکه هزینهای جدی متوجه ایران شود ـ برای بسیاری کشورها این پیام روشن را در برداشت که ایران را باید به عنوان یک کشور تأثیرگذار منطقهای و جهانی قبول کنند.
از سوی دیگر برای همه بازیگران بینالمللی ثابت شده که مسائل خاورمیانه، لبنان، فلسطین و خصوصاً عراق (که اکنون کابوس بوش و نومحافظهکاران است) بدون حضور و مشارکت ایران قابل حل نیست. این امر نه به دلیل نفوذ نظامی یا اقتصادی ایران ـ که قابل برخورد و حذف است ـ بلکه به دلیل نفوذ معنوی ایران در جهان اسلام است. محبوبیتی که امروزه رهبران ایران در میان مسلمانان دارند بینظیر است.
اجلاس شرمالشیخ و اصرار دولت عراق و خود آمریکاییها برای حضور ایران در این اجلاس گوشهای از پذیرش این نفوذ معنوی و اقتدار سیاسی ایران را روشن ساخت. همانگونه که بلافاصله بعد از اعلام ورود ایران به فاز صنعتی غنیسازی و تأیید فعالیت 1300 سانیریفیوژ ایران از سوی نمایندگان آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اتحادیه اروپا و گروه 1+5 نماینده خود خاویر سولانا را پس از وقفهای چند ماهه به پای میز مذاکره با لاریجانی بازگرداندند.
اکنون نیز بالاخره بعد از مدتها زمینهچینی، آمریکاییها مجبور شدند تا ایران را به عنوان یک بازیگر مؤثر به رسمیت بشناسند و درباره مسائل عراق با ایران وارد مذاکره شوند. این امر زمانی اهمیت مییابد که تا چندی پیش آمریکاییها در خصوص موضوع عراق، جز تهدید و شانتاژ تبلیغاتی چیزی متوجه ایران نمیکردند. البته ایران همانگونه که مسئولان دستگاه سیاست خارجی کشور اعلام نمودهاند صرفاً برای تثبیت دولت قانونی عراق و ایجاد تحولی مثبت در وضعیت کنونی مردم این کشور وارد روند مذاکره میشود و قطعاً همانگونه که ریاست محترم جمهور تأکید نموده است، در این مذاکرات، عزت و اقتدار ایران اسلامی رعایت خواهد شد.
در نهایت نیز باید بر این نکته تأکید نمود که یکی از اصلیترین زمینههای ارتقای سطح تأثیرگذاری سیاسی ایران در منطقه، ایستادگی ملت و دولت و رئیسجمهور مردمی در برابر زیادهخواهیهای قدرتهای زورگو، تحت هدایت رهبر فرزانه انقلاب بود. مقاومتی که خصوصاً در موضوع انرژی هستهای برای همیشه تاریخ مثالزدنی است.