مرادعلی صدوقی
مقدمه:
در سراسر تاریخ، فنآوری و دفاع (ملی) به طور نزدیکی بهم مرتبط بودهاند. فنآوران (توسعهدهندگان و تولیدکنندگان فنآوری جدید برای مقاصد نظامی و دفاعی) و نیروهای نظامی (مجریان دفاع ملی و مشتریان یا مصرفکنندگان فنآوری دفاعی) برای مدتهای مدید به عنوان شرکای استراتژیک در جهت توسعه راهحلهای تکنولوژیک برای ارتقاء قابلیت دفاع ملی تلاش نمودهاند. نیروهای نظامی برای توسعه فنآوریهای جدید که از طریق بهبود عملکرد عملیاتی، افزایش قابلیت اتکاءپذیری سیستمها و ایجاد انعطافپذیری در مأموریتها و در عین حال کاهش هزینهها به افزایش قابلیتهای دفاعی کمک میکنند، به دنبال فناوران هستند.
در مقابل، فناوران و صاحبان صنایع به دفاع به عنوان بازاری مینگرند که در آن جا ایدههای آنها میتواند حمایت مالی و دیگر منابع لازم برای تست کردن خود جذب کند و تلاشهای آنها در آن جا مشتری پیدا میکند.(1)
در عرصه نظامی و دفاع ملی، فنآوری اغلب به عنوان یک اکسیر موردنظر قرار میگیرد که قادر است موجد مزیت رقابتی در حفظ و کسب امنیت ملی، پرستیژ و نفوذ ملی شود.
ملتهایی که به نحو کارآمدی علوم و فنآوری پیشرفته را با سیاست دفاعی و دکترین عملیاتی خود ترکیب کنند، همواره در موقعیت برتری نظامی و دفاعی هستند و خواهند توانست در صورت ورود به جنگ و منازعه با هر کدام از حریفان و دشمنان خود پیروز از میدان به درآیند و نتایج سیاسی جنگ را از آن خود نمایند.
به همین خاطر، تمام قدرتهای بزرگ نیروهای نظامی خود را به پیشرفتهترین و بهترین فنآوری موجود مجهز میکنند تا آنها را در موقعیت برتری قاطع بر دشمنان و حریفان خود قرار دهند. قدرتهای بزرگ همچنین برای آن که موقعیت خود در رهبری تکنولوژیک جهانی را در عرصههای نظامی حفظ کنند و گرفتار برتری تکنولوژیک حریفان و رقبا نشوند، به طور دایمی به تقویت حوزههای تحقیق و توسعه در بخش نظامی (Military R & D) میپردازند.
به علاوه، آنها به منظور این که حریفان بالقوه را از بسط ابزارهای خنثیکننده و یا تولید فنآوریهای مشابه باز دارند، به طور مستقیم پروژههای ملی توسعه فنآوری نظامی و دفاعی را کنترل میکنند. این کشورها معمولاً سعی میکنند سرعت نوآوری تکنولوژیکی خود را شتاب بخشند زیرا میدانند که اگر عقب بیافتند رسیدن به موقعیت رهبری فنآوری پیشرفته دشوار خواهد بود.
این بدان خاطر است که میزان زمان مورد نیاز برای ابداع فنآوری جدید، مهندسی و تبدیل آن به یک سلاح و تولید سیستم عملیاتی، بیشتر از زمان مورد نیاز برای کسب تکنولوژی جدید است.(2) زمانی که یک سیستم انتقال مییابد، دیگر نمیتواند دربرگیرنده آخرین فنآوری موجود باشد.
در یک نگاه کلی، میتوان بعضی مزایا و فرصتهای بیبدیل فنآوری در عرصه دفاعی را به شرح زیر نام برد:
ـ ارتقاء پیروزی تاکتیکی: فنآوری برتر میتواند حتی فراتر از افزایش واقعیای که در قدرت نظامی به بار میآورد در مقابل دشمنان و حریفان بالقوه ایجاد بازدارندگی کند.
میتوان از فنآوری برای مقابله با حملات موشکی، بازداشتن قدرتهای هستهای، شکست متجاوزان با کمترین آسیبها به طرفین و رفع چالشهای فراروی امنیت ملی استفاده کرد.
فنآوری سرنوشت جنگهای آینده را تعیین خواهد کرد.
ـ افزایش عملکرد عملیاتی، واقعگرایی و کارآمدی آموزش، کاهش هزینههای خرید و نگهداری سیستمها. تحقیق در حوزه دفاع منجر به تولید فنآوریهایی خواهد شد که استفادههای غیردفاعی نیز دارند مانند هواپیمای حمل و نقل جت و کامپیوترهای دیجیتال.
ـ فنآوری مهارتهای سربازان را بهبود میبخشد. رویکرد استفاده از فنآوری در ساختارهای نظامی این امکان را فراهم میکند که از افراد غیرنظامی که دارای دانش کار با فنآوری پیشرفته هستند و با آن رشد کردهاند و به ویژه مستعد استفاده از ماشینهای پیچیده، ابزارهای الکترونیک و کامپیوتر هستند هم در کارکردهای روزمره نیروهای مسلح و هم در جنگ بهره گرفت.
ـ امکان کمک به متحدان: تسلیحات مجهز به فنآوری پیشرفته که مزیت مهمی در صحنه نبرد به دست میدهند گزینهای مناسبی را برای ارایه کمک نظامی به متحدان فراهم میکنند. این کمک بسیار مهمتر از اعزام نیرو به آن کشورها خواهد بود.
فنآوری همچنان مؤلفهای حیاتی برای دفاع ملی خواهد بود.
برتری تکنولوژیک سنگ پایه استراتژی نظامی ملی بوده و خواهد بود. فنآوری شیوه عمل نیروهای مسلح را در زمان صلح و در صحنه نبرد متحول میکند و استراتژیهای عملیاتی آنها را شاکله مجدد میبخشد. یک ویژگی کلیدی یک نیروی مسلح قابل اتکا، توانایی آن برای استفاده و بهرهگیری از فنآوری و ایجاد تأثیر هم نیروزایی در میان سیستمهای عملیاتی و سازمانهای آن خواهد بود.
فنآوری را میتوان مطابق شرایط و مقتضیات خاص یک محیط دفاعی جهتدهی کرد و بدین وسیله سیستمهای تسلیحاتی را تولید کرد که پیروزی بر متجاوزان در آن محیطها بدون تکیه روی طرحها و اولویتهای تکنولوژیکی و مفاهیم تسلیحاتی دیگر کشورها را تضمین میکنند.
برای ایجاد و حفظ سطح قابل اعتمادی از برتری نظامی در برابر حریفان بالقوه، باید تلاشهای مستمری برای بررسی و فهم چگونگی استفاده و بهرهبرداری و فراهم ساختن تسلیحات پیشرفته و سیستمهای حمایتکننده از نیروهای مسلح، به عمل آید.
ضرورت تدوین استراتژی فنآوری دفاعی
دفاع ملی نیازمند یک استراتژی فنآوری دفاعی (National Defence Technology Strategy) است تا از لحاظ تکنولوژیکی در محیط دفاعی آینده آماده و متناسب باقی بماند.
به ویژه برای کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران که اکنون دارای یک صنعت دفاعی نسبتآً پیشرفته و قابل اتکاء اما با منابع مالی محدود است، استراتژی فنآوری دفاع ملی یکی از مهمترین ابزارهای لازم برای عقلانی کردن دفاع و صنایع نظامی و دفاعی و جهتدهی آنها در مسیری است که به طور کارآمدی فنآوریهای پیشرفته و حساس مورد نیاز در عرصه دفاعی را تهیه نمایند. در یک نگاه اجمالی میتوان ضرورتهای تدوین استراتژی فنآوری دفاع ملی را به صورت زیر بیان کرد:
1ـ امکان جهتدهی سودمند و کارآمد صنعت دفاعی ملی.
استراتژی فنآوری دفاع ملی امکان شناسایی بهتر این که چه فنآوریهایی باید در کانون سرمایهگذاری در صنعت دفاعی کشور قرار بگیرند را در اختیار ما قرار میدهد. این استراتژی از طریق تعیین اولویتها و اولویتسنجی نیازهای دفاعی، صنایع دفاعی را قادر میسازد تا روی حوزههایی که بیش از هر چیز قابلیت دفاعی را ارتقاء میبخشند متمرکز شوند.
مهمتر این که این استراتژی ابزار بسیار مهمی برای مجموعه نیروهای مسلح جهت مدیریت هر چه بهتر منابع موجود و همچنین یک ابزار ملی مهم برای ایجاد اجماع نظر میان مجلس شورای اسلامی، نیروهای مسلح و دولت (سازمان مدیریت و برنامهریزی) در تخصیص متناسب و کارآمد منابع بخش دفاع است.
2ـ تقویت رقابتپذیری درازمدت تولیدکنندگان بخش نظامی و دفاعی.
استراتژی فنآوری این امکان را برای صنایع دفاعی فراهم میسازد تا با شناخت اولویتهای تولید علم و فنآوری دست به تولید سیستمها و تجهیزاتی بزنند که در آن دارای مزیت رقابتی باشند.
با این کار آنها نه تنها میتوانند تولیدات نظامی خود را در راستای استراتژی نظامی و دفاعی کشور قرار دهند، بلکه با صدور آن به بازارهای بینالمللی سهم متناسبی از صادرات تسلیحات را به خود اختصاص دهند و علاوه بر کمک به رشد اقتصادی کشور، بخش مهمی از هزینههای بالای تحقیق و توسعه صنایع نظامی را از محل صادرات تسلیحات بدست آورند. این قاعدهای است که تمام کشورهای توسعهیافته براساس آن بازی میکنند.
3ـ استراتژی تکنولوژی دفاع ملی نقطه آغاز تعریف و توسعه ترتیبات کارآمد شراکت نظام دفاعی و بخش خصوصی صنعت در کشور است.
علاوه بر فراهم آوردن امکان انتخابهای تکنیکی بهتر برای صنایع دفاعی، این استراتژی به دولت یا وزارت دفاع این اجازه را میدهد تا تولیدکنندگان صنعتی بخش خصوصی کشور را در فرایندهای دفاعی برای بسط قابلیتهای دفاعی همگرا سازند و ترتیبات همکاری مناسب را با آنها منعقد کنند و بدین وسیله کمکی که بخش خصوصی صنعت میتواند به قابلیت تکنولوژیکی دفاع ملی بکند را ارتقاء بخشند.
4ـ به حداکثر رساندن دسترسی نیروهای مسلح به علم و فنآوری موجود در جهان؛
در حقیقت یکی از مهمترین ضرورتهایی که استراتژی فنآوری میتواند بدان پاسخ دهد جلوگیری از ایجاد شکاف تکنولوژیک میان نیروهای مسلح کشور با متحدان و حریفان بالقوه است. بدیهی است که ما نمیتوانیم در ظرف منبع موجود تمام نیازهای دفاعی خود را بسط دهیم یا تمام شاخههای تولیدات نظامی را در داخل ایجاد کنیم. به ویژه این که ما امروزه با ظهور و گسترش فنآوریهای دارای کاربرد دوگانه مواجه هستیم.
استراتژی فنآوری دفاع ملی این امکان را به ما میدهد تا با شراکت بینالمللی در موقع مناسب از بیشتر فرصتهایی که علوم و فنأوریهای نوظهور برای بخش دفاع فراهم میکنند بهره گیریم.
5ـ استراتژی فنآوری یا صنعت دفاع ملی بنیانی را برای تدوین یک سیاست دفاعی واقعبینانه و قابل اتکا و منعطف را فراهم میسازد.
فنآوری و استراتژی به طور عام و استراتژی دفاع ملی به طور خاص ارتباطی دوجانبه با هم دارند. از یک طرف تولید و کسب فنآوری نظامی خود مولود نوعی استراتژی محاسبه شده است. از طرف دیگر، فنآوری وقتی که در دسترس قرار میگیرد امکان تدوین و اجرای استراتژی کارآمدتر را فراهم میسازد.
فنآوری یک متغیر کلیدی در صورتبندی استراتژی دفاعی و نظامی قابل اتکا است، زیرا گستره یا دامنه انتخابهای راهبردی هم در سطح استراتژیک و هم تاکتیکی را تعیین میکند. به ویژه باید توجه داشت که هر قدر پیشرفتهای تکنولوژیک با سرعت بالا ادامه مییابد، انتخابهای نظامی در دسترس دشمنان و حریفان بالقوه و طراحی و اجرای اشکال متعدد حمله و تهدید افزایش مییابد که ممکن است بسیاری از این اشکال هنوز توسط نیروهای مسلح کشور تجربه نشده باشند و در برنامهریزی نظامی ما ناشناخته باشند. فنآوری این امکان را به ما میدهد که با هزینه کم، استراتژی مقابله خود را متناسب با شرایط و موقعیتهایی که پدیدار میشوند متحول کنیم.
به عنوان مثال، جمهوری اسلامی ایران امروزه با ضرورت جدی متحولسازی سیاست و قانون خدمت وظیفه و حرفهایسازی نیروهای مسلح خود مواجه است. وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و ستاد کل نیروهای مسلح نیز به خوبی به این امر واقف هستند و در طی چند سال اخیر با کار مداوم و سخت روی تدوین قانون جدید نظام وظیفه، تلاشهای قابل توجهی برای تحقق این هدف به عمل آوردهاند، اما این تلاشها به نتیجه رضایتبخشی هنوز منتج نشده است.
در طی ماههای اخیر که مجلس شورای اسلامی طرح خدمت نظام وظیفه جدید و موضوع حرفهای کردن سربازی را در دستور کار قرار داد، وزارت دفاع به عنوان نماینده دولت و نیروهای مسلح علیرغم اذعان به ضرورت آن، با این طرح مخالفت نمود. وزارت دفاع و ستاد کل نیروهای مسلح به درستی استدلال کردند که طرح حرفهای کردن نیروهای مسلح هرچند ضروری است اما زمانی میتواند اجرا شود که نیروهای مسلح به یک بنیان تکنولوژیکی مناسب دسترسی داشته باشند تا بتوانند قابلیتهای تکنولوژیک را جایگزین خدمات انسانی کنند.
در این جا، ضعف فنآوری این امکان را به ما نمیدهد که به سهولت و با اطمینان استراتژی نظام وظیفه خود را متناسب با شرایط جدید متحول کنیم. واضح است که جمهوری اسلامی ایران در آینده نزدیک چارهای جز حرفهای کردن نیروهای مسلح خود ندارد و بنابراین نیاز جدی به تدوین استراتژی فنآوری دفاع ملی دارد.
تعریف و جایگاه استراتژی فنآوری دفاع ملی
استراتژی فنآوری دفاع ملی تلاشی فکری برای شناخت پیشاپیش علوم استراتژیک و فنآوریهای کلیدی محیط دفاعی آینده و تعیین بهترین نحوه کسب آنها است. در واقع، این استراتژی یک برنامه عمل را در اختیار دولت و نیروهای مسلح قرار میدهد تا در زمینه علوم و تجهیزات و فنآوریهای کلیدی که باید وارد نیروهای مسلح شوند بهترین انتخابهای تکنیکی را به عمل آورند.
میتوان گفت که استراتژی فنآوری دفاع ملی چند جنبه یا کاربرد دارد. اول، استراتژی فنآوری دفاع ملی در حقیقت برنامه عملیاتی یک کشور در زمینه بدستآوری (Procurement) علوم و فنآوریهای نظامی و دفاعی است. دوم، استراتژی فنآوری بنیانی محکم برای برنامهریزی درازمدت برنامه تحقیقاتی نیروهای مسلح فراهم میسازد و دولت و بخش صنعت را قادر میسازد تا براساس آن برنامه، نقش خود را در این حوزهها بهتر ایفا نمایند. سوم، استراتژی فنآوری به نیروهای مسلح و دولت کمک میکند تا شکاف بین قابلیتهای فراهم شده به وسیله بنیان تکنولوژیکی کنونی و آنهایی که در آینده مورد نیاز هستند را پل بزند.
از لحاظ جایگاه، استراتژی فنآوری دفاع ملی هم میتواند بخشی از سیاست صنعت دفاع ملی باشد و هم به عنوان یک مجموعه جداگانه تدوین شود، اما به لحاظ منطقی نباید در تضاد با سیاست صنعت دفاع ملی (در صورت وجود) باشد.
در کشورهایی که دارای یک نظام تعریف شده، همگرا، منسجم و نهادینه تدوین و اجرای استراتژی ملی هستند، جایگاه استراتژی فنآوری دفاع ملی از لحاظ سلسله مراتب را میتوان به صورت زیر ترسیم کرد و نشان داد:
در جمهوری اسلامی ایران، برنامههای توسعه پنج ساله نقش سیاست توسعه ملی را ایفا میکنند. اما در رابطه با سیاست توسعه صنعتی میتوان گفت که جمهوری اسلامی ایران تا اخیراً فاقد یک سند رسمی سیاست توسعه صنعتی بوده است. این سند در سال گذشته توسط وزارت صنایع تهیه شد و در دولت تصویب گردید.
اما تا آن جایی که نگارنده اطلاع دارد ما هنوز دارای یک سیاست مدون و رسمی در زمینه صنعت دفاعی نمیباشیم و صنایع دفاعی کشور براساس برنامهها و تصمیمات مقطعی و اغلب کوتاهمدت فعالیت مینمایند. نظر به این که لازم است ارتباطی معنادار و منطقی بین استراتژی فنآوری دفاع ملی با سیاست توسعه ملی، سیاست توسعه صنعتی و سیاست صنعت دفاعی وجود داشته باشد، لازم است حلقههای خالی پر شوند.
در وضعیت ایدهآل جایگاه استراتژی فنآوری دفاع ملی در جمهوری اسلامی ایران باید به صورت زیر باشد:
سند چشمانداز 20 ساله
برنامه توسعه پنج ساله
سیاست توسعه صنعتی
سیاست صنعت دفاعی
استراتژی فنآوری دفاع ملی
روششناسی تدوین استراتژی فنآوری دفاع ملی
تدوین استراتژی فنآوری دفاع ملی نیازمند و مستلزم بهرهگیری از چند حوزه دانش استراتژیک است که ممکن است همه این دانشها در یک سازمان یا نهاد موجود نباشند. به همین خاطر، تدوین این استراتژی نیازمند همکاری نزدیک دستگاههای مختلف در نیروهای مسلح، دولت، بخش صنعت و دانشگاه است. متدولوژی تدوین استراتژی دفاع ملی را میتوان به شرح زیر بیان کرد:
1ـ ارزیابی قابلیتها و ضعفهای کنونی صنایع دفاعی کشور با توجه به تهدیدات و فرصتهای مطرح.
تدوین استراتژی فنآوری دفاع ملی با یک تحلیل از ضعفها و قوتهای بنیان تکنولوژیک موجود نیروهای مسلح و بنیان صنعت دفاعی کشور از یکسو و تهدیدات و فرصتهای فراروی امنیت ملی کشور شروع میشود. برای انجام این تحقیق معمولاً از تکنیک تحلیلی موسوم به SWOT استفاده میشود.
2ـ شناخت علوم و فنآوریهای کلیدی در محیط نظامی و دفاعی آینده:
مرحله دوم یا قدم دوم در تدوین استراتژی فنآوری دفاع ملی، تلاش برای شناخت محیط تکنولوژیک آینده در عرصه دفاع است. نظر به این که امروزه سرعت تحول تکنولوژیک در جهان بالا است، این عمل دشواری است و بهرهگیری از فرصتهای مطرح به وسیله علوم و فنآوریهای نوظهور خود چالشی عظیم است.
برای انجام این تحقیق و کسب این نوع شناخت، باید از متدولوژیهای علمی متعددی بهره گرفت و نتایج آنها را ترکیب کرد تا بتوان به تصویر معناداری از آینده محیط علمی و تکنولوژیک نظامی و دفاعی رسید. در این میان دو حوزه علمی بیش از همه در این جا مورد نیاز است.
الف ـ آیندهنگری فنآوری (Technology Foresight):
برای آیندهنگری فنآوری از تکنیکهای تحلیلی متعددی استفاده میشود که مهمترین و کارآمدترین آنها را میتوان تکنیک دلفیس، تکنیک ماتریسهای تأثیر متقاطع، تکنیک AHP یا فرایند تحلیلی سلسلهمراتبی، تکنیک Bayesian و تکنیک تحلیل ریختشناسی نام برد. بدون تردید، در این مقاله مجال معرفی مفصل و تشریح این تکنیکها وجود ندارد(3) و در این جا فقط به شرح مختصری از ماهیت و کاربرد هر کدام از آنها اشاره میشود:
تکنیک دلفیس: این تکنیک برای ساخت سناریوهای تشریحی یا تفسیری در خصوص خط سیر یک یا چند حوزه تکنولوژیک در آینده مورد استفاده قرار میگیرد. در این جا ابتدا، اهداف مطالعه تدوین و سپس با طراحی یک پرسشنامه که به شیوه کاملاً تکنیکی و نسبتاً بسته طراحی میشود نظرات و دیدگاههای متخصصان برگزیده در رابطه با فنآوریهای آینده جمعآوری میشود و سپس نتایج ترکیب میشوند و براساس نتایج بدست آمده سناریوهای تشریحی ساخته میشوند و تفسیر میگردند.
تکنیک ماتریسهای متقابل: این تکنیک دارای کانونی متفاوت با تکنیک قبلی است. کاربرد این تکنیک شناسایی آینده یا آیندههای محتمل یک صنعت خاص مثل صنایع موشکی است. در این تکنیک ابتدا دیدگاههای گروهی از متخصصان درباره حوادثی که وقوع آنها میتواند سیمای آینده صنعت مورد نظر را در یک افق زمانی معین توصیف و مشخص کنند جمعآوری میشوند. وقتی که رویدادهایی که بتوانند سناریوهای آینده یک بخش مورد نظر را توصیف و تشریح کنند شناسایی شدند، احتمال وقوع هر کدام از این حوادث به صورت جداگانه مورد ارزیابی و تخمین قرار میگیرد.
تکنیک AHP یا فرایند تحلیلی سلسله مراتبی: این تکنیک براساس یک کانون مبتنی است که در آن جا حوادث نه به شیوهای خودبخودی بلکه در نتیجه موقعیتها، رفتار و تصمیمات بازیگران مختلف که در مسیر آینده با هم تلاقی میکنند رخ میدهند.
از این جهت این تکنیک دیدگاهی علت و معلولی از فرایندهایی که در ساخت سناریوهای آینده نقش ایفا میکنند را ارایه میدهد. در این تکنیک ابتدا سناریوهای آینده در نظر گرفته میشوند و بعد براساس شیوه بالا احتمال وقوع هر سناریو را تعیین میکند. این مدل به عنوان یک ابزار مکمل مورد استفاده قرار میگیرد.
تکنیک (Bayesian): کاربرد تکنیک مذکور نه ساخت سناریوهای آینده بلکه درک این است که کدام یک از سناریوهای محتمل براساس شواهد ملاحظه شده به وقوع خواهند پیوست. در این تکنیک ابتدا سناریوهای محتمل آینده شناسایی میشوند. این سناریوها باید به گونهای توصیف شوند که مانعه الجمع باشند یعنی وقوع یکی از آنها ضرورتاً دلالت بر عدم وقوع موارد دیگر باشد.
همچنین این سناریوها باید به گونهای باشند که بتوانند طیف تمام حوادث را دربربگیرند. در مرحله دوم، با استناد به اطلاعات و شواهد موجود احتمال اولیه هر کدام از این سناریوها تعیین میشود. سپس در طی یک دوره معین دیگر به بررسی و ثبت و تجزیه و تحلیل اطلاعات و حوادثی که در هر حوزه رخ میدهند پرداخته میشود.
در مرحله بعد بر مبنای اطلاعاتی که جدیداً به دست آمدهاند احتمال وقوع هر سناریو مجدداً سنجیده میشود و آن را احتمالات بازنگری شده مینامند. سپس نتایج به دست آمده به هدف تجسم گرایشات با توجه به احتمال وقوع هر کدام از سناریوها به صورت نمودار درمیآیند.
تکنیک تحلیل ریختشناسی: از این تکنیک در جهت شناخت اشکال جدیدی که سیستمهای (تسلیحاتی) از نقطه نظر فنآوری میتوانند در آینده به خود بگیرند استفاده میشود. به عبارت دیگر از این تکنیک به عنوان یک تکنیک آیندهنگری برای تحلیل مسایل مرتبط با اشکال و طرق مختلفی که یک سیستم خاص میتواند در آینده بخود بگیرد میتوان استفاده کرد.
چون این تکنیک مبتنی بر سیستم است باید پارامترهای توصیفکننده یک سیستم مانند سیستم موشکی (مثل نوع سوخت، نوع کلاهک، و...) شناسایی شوند و سپس بررسی میشود که هر کدام از این پارامترها به لحاظ منطقی چه اشکالی میتوانند در آینده بخود بگیرند و چه تغییراتی در آنها به وجود آید.
از تعداد اشکال مختلفی که یک پارامتر میتواند به خود بگیرد فضای ریختشناسی محتمل تعیین میشود. از این فضای ریختشناسی محتمل، فضای ریختشناسی عملی تعیین میشود.
ب ـ تحلیل جنگهای آینده
یک نوع دانش استراتژیک دیگر که در این مرحله مورد نیاز است عبارت از مطالعات مرتبط با جنگهای آینده است. به کمک این نوع مطالعه، شکل غالب جنگها و منازعات آینده و نوع فنآوریهای غالب در این جنگها شناسایی میشوند.
از ترکیب این نوع مطالعات یک نتیجهگیری به دست میآید و آن این که مهمترین فنآوریهای نوظهور در آینده کدامند؟
کاربردهای بالقوه آنها در عرصه نظامی کدام است؟ تحولات بالقوه بخش توسعه و تحقیق روی سیاست دفاعی کشور کدامند؟ و شکل غالب جنگها و منازعات آینده دسترسی به چه نوع علوم و فنآوریهایی را ضروری میسازد؟
3ـ سومین مرحله در فرایند تدوین استراتژی دفاعی برآورد نیازهای دفاعی کشور در یک مرحله زمانی معین به علوم و تکنولوژی است.
برای شناسایی نیازهای عملیاتی، باید یک برنامه تحقیقات کاربردی به عمل آید و به وسیله آن انتخابهای تکنیکی متضمن هزینه و ریسک کم برای تدوین نیازهای عملیاتی که به بهترین وجهی نیازهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را برآورده نماید معین گردند. این تحقیق باید دربرگیرنده تجهیزات برنامهریزی شده برای ورود به نیروهای مسلح در مثلاً 10 سال آینده باشد.
نظر به سرعت تحول و پیشرفت فنآوری در رابطه با انتخاب نوع فنآوریهایی که باید کسب شوند تلاش سختی باید به عمل آید. در این جا باید نتایج تحقیقات مرحله دوم یعنی پیشبینی فنآوری با تحقیقات دیگری که در زیر بدانها اشاره میشود ترکیب کرد تا نیازهای اصلی و ضرورتهای تکتولوژیک نیروهای مسلح شناسایی شوند.
ـ استراتژی و دکترین دفاعی و نظامی کشور: برای انتخاب مهمترین نیازهای نیروهای مسلح به علم و فنآوری در طی سالهای آینده باید استراتژی و دکترین دفاعی را مدنظر قرار داد تا ببینیم که برای تحقق اهداف آنها نیاز به چه نوع علوم و فنآوریهایی داریم.
ـ دومین حوزه دانش که باید در این جا مورد استفاده قرار بگیرد عبارت از ارزیابیها یا برآوردهای اطلاعاتی نظامی و امنیتی از تواناییها و قابلیتهای حریفان و تهدیدات بالقوه و بالفعل برای کشور است. این نوع اطلاعات را میتوان یا از استراتژی روابط خارجی نظامی با کشورهای دیگر (در صورت وجود) بدست آورد و در صورت عدم وجود باید تحقیقات مستقل و عامی به عمل آید.
4ـ تعیین چگونگی کسب هر کدام از مقولههای علم و فنآوری است.
آخرین مرحله از فرایند تدوین استراتژی فنآوری دفاع ملی عبارت از تدوین یک برنامه عمل برای تعیین بهترین نحوه کسب و فراهمسازی فنآوری و علوم انتخاب شده برای ورود به نیروهای مسلح است. هر کشوری بنا به شرایط سیاسی و اقتصادی خود دارای یک سیستم مشخص تهیه و بدستآوری فنآوریهای نظامی هستند.
کشورهای توسعهیافته صنعتی معمولاً دارای یک صنعت دفاعی هستند که قادر به تهیه و تولید کل گستره سیستمهای تسلیحاتی است که علاوه بر تأمین نیازهای دفاعی کشور بخشی از درآمد ملی آن را نیز تأمین میکند. به علاوه بخش خصوصی آن نیز دارای قدرت و توانایی کافی برای تولید علوم و فنآوریهای نظامی هستند.
بعضی دیگر از کشورها دارای یک سیستم تهیه مبتنی بر خرید خارجی هستند و بعضی دیگر نیز مبتنی بر مهندسی معکوس و کپیسازی.
در جمهوری اسلامی ایران، که در طی سالهای اخیر دارای یک صنعت و بنیان صنعتی مناسب در رابطه با دفاع شده است میتوان یک برنامه عمل و استراتژی پایدار ریخت. در این استراتژی میتوان هر مقوله از علوم و فنآوریهای نظامی را در یکی از این سه مقوله جای داد:
ـ فنآوریهای خاص دفاعی یعنی تکنولوژیهایی که نیروهای مسلح برای دفاع از کشور به آنها نیاز دارند. این نوع تکنولوژیها را باید از طریق سرمایهگذاری داخلی و از طریق صنایع داخلی بسط داد و تولید کرد و واگذاری آنها به دیگران نامناسب است. برای این نوع تکنولوژیها وزارت دفاع و نیروهای مسلح باید در عرصه تحقیق و توسعه به سطح بالایی از قابلیت دست یابد.
ـ فنآوریهای دارای کاربرد دوگانه: یعنی فنآوریهایی که در آنها یک فعالیت عمده غیر دفاعی نیز وجود دارد. در این جا وزارت دفاع و نیروهای مسلح در عین کسب قابلیتهایی لازم میتواند به تشویق بخش خصوصی صنعت برای تولید این فنآوریها در داخل کشور بپردازد و یا وارد طرحهای ساخت و تولید مشترک با کشورهای خارجی شود.
ـ فنآوریهایی که سرعت تحول در آنها بستگی به تحولات تکنولوژیک در بخش بازرگانی دارد مانند صنایع رایانه و نرمافزارها و... در این جا وزارت دفاع و نیروهای مسلح میتوانند برای کسب فنآوریهای پیشرفته از نتایج تحقیقات و قابلیتهای بخش خصوصی داخلی و خارجی استفاده کنند.
اما با توجه به ضعف بخش خصوصی در داخل کشور و ریسک بالای سرمایهگذاری در این نوع صنایع، لازم است وزارت دفاع و نیروهای مسلح با ایجاد صندوقهای سرمایهگذاری و بیمه، ریسک سرمایهگذاری در این حوزهها را کاهش دهند.
مکانیزم اجرای استراتژی تکنولوژی دفاع ملی
تدوین و اجرای استراتژی دفاعی یک عمل یکباره نیست بلکه باید فرایندی دایمی باشد که طی آن تدوین و بازاندیشی مراحل این فرایند تداوم یابد. در هر صورت ما نیاز به تعریف یا ایجاد نهادهایی خاص برای انجام این عمل هستیم.
پیشنهاد میشود وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و ستاد کل نیروهای مسلح تدوین این برنامه را در دستور کار بخش تحقیقات دفاعی قرار دهند و از طریق بخشهای مربوطه نسبت به تدوین آن اقدام نمایند و از هماکنون بخشی از بودجه تحقیقات دفاعی سال آینده را به این امر اختصاص دهند. لازم است در این دو دستگاه، مراکز یا بخشهای آیندهنگری فنآوری ایجاد شود تا با جذب نیروهای متخصص به تولید دانش استراتژیک آیندهنگری فنآوری اقدام نمایند.
ویژگیهای استراتژی فنآوری دفاع ملی تحت رژیمهای بینالمللی منع تولید و اشاعه
در ادبیات جهانی شدن اغلب این موضوع مطرح میشود که این پدیده فرصت بهتری را در اختیار کشورهای در حال توسعه قرار میدهد تا با سهولت بیشتری به فنآوریهای مورد نیاز خود در بازارهای جهانی دست پیدا کنند، اما واقعیت این است که چنین چیزی در مورد فنآوریهای حساسی که مزیت بیبدیلی را در امنیت ملی بدست میدهند رخ نداده است.
به ویژه در حوزههای نظامی، دفاعی و امنیتی دست پیدا کردهاند کشورهای پیشرو در نوآوری و تولید فنآوریهای پیشرفته نظامی و دفاعی چه متعارف و نامتعارف با ایجاد رژیمهای بینالمللی منع اشاعه و تولید، سعی دارند تا کشورهای دیگر (به ویژه کشورهای خارج از مدار اتحاد با آنها) را از دستیابی به آن فنآوریها بازدارند.
به نحوی که رژیمهای بینالمللی منع اشاعه، تولید و تکثیر امروز به یکی از مهمترین ابعاد و جنبههای روابط بینالملل و دیپلماسی کشورها تبدیل شده است. علاوه بر این، آنها از طریق فشار بینالمللی، وضع کنترلهای شدید و... تلاش دارند تا به هدف فوق نایل آیند.
تحت این شرایط، آمریکا و متحدان آن سعی دارند کشور در حال توسعهای مانند جمهوری اسلامی ایران که سیاست دفاعی مستقلی را دنبال میکند و برای دفاع از خود نمیتواند روی حمایت جامعه بینالمللی حساب باز کند تحت فشار قرار میگیرد تا نتواند نوع نظام دفاعی مورد نظر خود را انتخاب کند.
به عبارت دیگر، تلاش میشود تا جمهوری اسلامی ایران در شرایطی قرار گیرد تا امکان انتخاب توسعه و بسط نوع سیستمهای تسلیحاتی مورد نیاز متناسب با نوع تهدیدات فراروی برای دفاع ملی و تعقیب اهداف امنیت ملی را نداشته باشد. با آن که تهران همواره تأکید دارد که سیاست و نظام دفاعی ایران مبتنی بر توسعه و استفاده از تسلیحات هستهای نیست، اما همواره حتی برای استفاده صلحآمیز از این فنآوری تحت فشار فزاینده بینالمللی است.
بدیهی است که هدف اصلی این رژیمها رفع نگرانیهای کشورهای توسعه یافته است تا کشورهای در حال توسعه. متأسفانه از زمان ظهور این رژیمهای بینالمللی، جمهوری اسلامی ایران بدون داشتن یک استراتژی مشخص در قبال رژیمهای بینالمللی امنیتی و بدون در نظر گرفتن پیامدهای درازمدت این رژیمها برای امنیت کشور، به اکثر آنها ملحق شده است در حالی که نگرانیهای امنیتی بسیار جدیتری از کشورهایی که با رجوع به بعضی نگرانیهای امنیتی فراروی خود از پذیرش این رژیمها سر باز میزنند دارد.
با پذیرش پروتکل الحاقی معاهده NPT، جمهوری اسلامی ایران باید به سمت همکاری فزاینده با جامعه بینالمللی برای فشار به کشورهای دیگر برای کسب فنآوریهای مورد نیاز برای توسعه قابلیتهای هستهای صلحآمیز و تحت فشار قرار دادن کشورهای دیگر برای پذیرش آن قدم بردارد.
اما در شرایط جدید کانون استراتژی فنآوری دفاع ملی باید قویاً روی توسعه و کسب فنآوری پیشرفته موشکی به ویژه موشکهای ضد موشک متمرکز شود. این تنها گزینهای است که میتواند در یک محیط اتمی، نوعی بازدارندگی نسبی را برای امنیت کشور ایجاد کند. در این راستا، جمهوری اسلامی ایران نباید تا به سطح قابل توجهی از توان موشکی برسد به نحوی که امکان پرتاب قدرت را حداقل در گستره منطقهای داشته باشد، به هرگونه رژیم بینالمللی منع تولید و تکثیر تسلیحات موشکی از جمله MTCR تن دردهد.