در همه جوامع، اعتماد متقابل آحاد مردم به یکدیگر و از آن بالاتر اعتماد دو طرفه ملت - دولت از عواملی است که تقویت آن موجب پیشرفت و هر خللی در آن عامل افزایش مشکلات میباشد.
این موضوع در کشوری مانند ایران - که به دلایل گوناگون با مخالفان و رقبای متعدد در عرصه بینالمللی مواجه است - نمود بیشتری دارد و هرگونه بیتوجهی به آن، پیامدهای جبرانناپذیر به وجود خواهد آورد.
هر یک از گروههای مختلف سیاسی و به ویژه جناحهای اصلی کشور ما تاکنون به صورت متوالی شیرینی این اعتماد را چشیدهاند یا به خاطر از دست دادن اعتماد مردم، نقره داغ شدهاند. اما متأسفانه به نظر میرسد احتمال «رخنه» در دیوار اعتماد مردم و گسترش رخنه تا حد فروریزی این دیوار، دغدغه ویژه اکثر سیاستمداران نیست.
اظهارنظرهای غیرکارشناسی، دادن وعدههای انجام نشدنی، تکیه بر آمارهایی که به محض اعلام اذهان مردم را آکنده از تردید میکند و دهها کلام و اقدام دیگر چیزهایی است که در قاموس برخی از سیاستمداران ایرانی، اگر رقیب آن را مرتکب شود، قبیح است اما ابتلای دوستان به آن، بلامانع است و حتی میتوان آن را ستود!
این وضعیت در سه سال اخیر با وضوح بیشتری در شئون مختلف کشور مشاهده میشود. مثلاً چهارشنبهسوری که تا چندی قبل جزو خرافات قطعی تلقی میشد، دقیقاً پس از برگزاری انتخابات مجلس هفتم، از لیست سیاه پلیدیها خارج شد و روزنامههای اصولگرا با ریختن آب توبه بر سر این پلیدی، نام آن را به چهارشنبه آخر سال تغییر دادند. بر همین اساس، در اولین چهارشنبهسوری بعد از انتخابات مجلس هفتم، بعضی روزنامههای اصلی جناح محافظهکار در صفحه نخست خود به تبلیغ این جشنها پرداختند. حجاب و بدحجابی سوژه دیگری بود که پس از حاکمیت اصولگرایان بر مجلس هفتم، مردم تغییر رفتار و گفتار بعضی رسانههای نزدیک به جناح حاکم بر مجلس نسبت به آن را به وضوح مشاهده کردند(چند روز قبل در سرمقاله آفتاب یزد به این موضع پرداخته شد) قاعدتاً در خصوص تغییر لحن و رفتار اصولگرایان در موضوع مذاکره یا رابطه با آمریکا نیازی به ارائه مثال نمونه نمیباشد. در امور اقتصادی نیز مردم شاهد بودند. که چگونه با تغییر ترکیب دولت و مجلس، ناگهان «خوب و بد» جای خود را عوض کردند. کسانی که برداشت بسیار کم از حساب ارزی برای تکمیل طرحهای نیمه تمام توسط دولت خاتمی را خیانت بزرگ و چوب حراج به ثروت ملی میدانستند، به راحتی نظارهگر برداشت چند برابری دولت نهم از این حساب – با مجوز مجلس هفتم- شدند و سکوت پیشه کردند و حتی گاه هزینههای انجام شده از این محل را به سر جمع افتخارات دولت و مجلس اصولگرا افزودند.
نمونههای مذکور در بالا و دهها سوژه دیگر، هر روز از اعتماد مردم به بسیاری از سیاستمداران را میکاست و میکاهد، اما آنچه میتواند بیش از هر چند اعتماد مردم را از سیاستمداران و کارگزاران حکومتی سلب کند ایجاد این باور در مردم است که به جای تلاش برای حاکمیت «اصول» عدهای به دنبال آن هستند که به هر نحو ممکن، حاکمیت گروه موسوم به «اصولگرا» را تداوم بخشند.
توصیه رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس به کوتاه آمدن در موضوع خسارات ناشی از تعطیلات بیبرنامه کشور به خاطر رئیسجمهور اصولگرا، بیتفاوتی در برابر اهانت مسلم نسبت به پیامبر عظیمالشان اسلام(ص) توسط عدهای از اصولگرایان که همیشه برای سوژهگیری از دولت و مجلس اصلاحلات پا به رکاب بودند، توصیه یک روزنامه اصولگرا به جلوگیری از افشای اختلافات و ضعفهای درونی اصولگرایان برای جلوگیری از سوءاستفاده جناح رقیب- که تنها نتیجه آن مخفی ماندن اشکالات و ضایع شدن حقوق مردم خواهدبود- تغییر موضع عدهای از اصولگرایان در موضع رابطه با آمریکا و حتی توصیف آن به عنوان پیروزی دولت نهم و نهایتاً درخواست توقف استیضاح وزیر اصولگرای آموزش و پرورش – علیرغم ابهامات و اعتراضاتی که نسبت به عملکرد او وجود دارد – تنها با این بهانه که این کار باعث «ترک در دیوار اصولگرایی» و ریزش این دیوار در انتخابات مجلس هشتم خواهد شد، نمونههایی است که دلیلی برای تداوم اعتماد مردم به گروهی از سیاستمداران باقی نمیگذارد. کسانی که برای جلوگیری از «ترک» در دیوار اعتماد مردم به اصولگرایان بسیاری از ضعفها را نادیده میگیرند و یا دیگران را به سکوت دعوت میکنند، باید بدانند کشور ایران در حال حاضر با چالشهای فراوانی روبهرو است که تنها راه عبور از آنها، پر شدن شکافهای ایجاد شده در دیوار اعتماد میان مردم و کارگزارن حکومتی است اما اگر کسانی تنها نگران فرو ریختن دیوار اصولگرایی در مجلس هشتم یا به عبارت بهتر نگران کاهش سهم و نفوذ همفکران خود در مجلس و دولت آینده باشند، به یقین نه تنها فرو ریختن این دیوار را بسیار زودتر از آنچه تصور میرود مشاهده خواهند کرد، بلکه گناه تعمیق رخنه در دیوار اعتماد مردم به کارگزاران نظام و عدم همراهی آنها در بسیاری از امور نیز بعهده آنها خواهد بود.