* جایگاه نظامی ایران در منطقه خلیجفارس را چگونه ارزیابی میکنید؟
** جمهوری اسلامی ایران امروز یک قدرت بزرگ، مهم و تاثیرگذار در منطقه است که از نظر رتبهبندیهای نظامی جایگاه نخست را در منطقه دارا است. نیروی نظامی ایران همچنین همه تواناییهای لازم یک قدرت نظامی را در ابعاد مختلف در اختیار دارد و با همین تواناییهاست که میتواند مانع سختی برای هرگونه تجاوز نظامی به وسعت سرزمینی خود شود.
با این توانایی است که ایران میتواند عناصر بازدارندگی خود را برای هرگونه تجاوزطلبی بیگانگان به کار ببرد. در نتیجه قدرت دفاعی جمهوری اسلامی هرگز نخواهد گذاشت ایران روزی توسط قدرتهای بیگانه اشغال شود. بر این اساس هرگونه جنگ با ایران هزینههای زیادی را برای دشمن دربر خواهد داشت. در این شرایط دشمن تردیدهای زیادی برای رویارویی احتمالی نظامی با ایران خواهد داشت. بهعنوان نمونه و براساس طرحهای روی میز دفاعی ایران، ذکر این نکته مهم ضروری است که ایران دارای یک بازوی آتشین برای دفع حملات دشمن است.
نیروی هوایی ایران و موشکهای ایران بهعنوان عامل بازدارنده مهمی در حال فعالیت بوده و تردیدهای زیادی را برای نتایج حمله احتمالی به ایران ایجاد میکنند.
* شما فکر میکنید که ایران با این سلاحها میتواند مانع هرگونه تجاوزطلبی منطقهای به کشورش شود؟
** این سلاحها خودش تردیدهای اساسی را در دل دشمن ایجاد میکند. از سوی دیگر معتقدم ایران قادر خواهد بود که در صورت حمله نظامی در دفاع از خود، کل منطقه خاورمیانه را به میانه منازعه احتمالی بکشاند.
به دلیل عمق استراتژیک ایران در صورت تجاوز بیگانه جنگ از غرب خاورمیانه یعنی مصر و اسرائیل تا ترکیه در شمال و افغانستان و پاکستان به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه، از آن تاثیرات زیادی میگیرند و این نشان از قدرت دفاعی و نظامی جمهوری اسلامی ایران دارد.
* شما از ویژگیهای نظامی ایران گفتید، در سالهای اخیر در این زمینه پیشرفتهای خوبی صورت گرفته است؟
** در تکمیل سوال شما باید بگویم ایران سلاحهای دقیقی در اختیار دارد که استفاده از آنها تنها از ویژگیهای نظامی ایران نیست بلکه جمهوری اسلامی ایران در زمینه ساخت و طراحی سلاحهای استراتژیک پیشرفتهای خوبی داشته است، به صورتی که دیگر کشورها از جمله غربیها از چگونگی دستیابی به این توان نظامی مدهوش شدهاند.
امروز قوای نظامی ایران در زمینه جنگ الکترونیک موفقیتهای زیادی کسب کرده و جدا از توان موشکی و هوایی در زمینههای جنگ الکترونیک که امروز در استراتژیهای نظامی جایگاه نخست را در اختیار دارد پیشقدم است. همین در اختیار گرفتن هواپیمای جاسوسی RQ170 توسط واحدهای جنگ الکترونیک ایران یک ضربه سخت برای آمریکا بود، به صورتی که آنها را وادار به اعمالی خارج از خوی استکباریشان کرد. این هواپیما به صورتی است که باید کنترل سه بعدی آن را در اختیار گرفت و ایران به خوبی آن را صحیح و سالم به زمین نشاند.
* با این تعاریف از نظر شما غرب در اندیشه حمله به ایران است؟
** در اینجا باید میان جنگ دفاعی و هجومی یک تفاوتی قائل شویم. قوای نظامی ایران از نظر دفاعی با یک ثبات و پایداری مواجه هستند به صورتی که با هرگونه حمله نظامی منطقهای با همراهی همپیمانان منطقهای ایستادگی میکند. اما اگر مانند حملهای که به افغانستان شد و یک نیروی ائتلاف بینالمللی به این کشور حمله کرد، به ایران حمله کنند صورت مساله فرق میکند. چرا که ایران میتواند ماموریت آنها را ناکام بگذارد چه آنکه در حمله نخست آنها دچار مشکل خواهند شد و نمیتوانند به صورت سریع بر ایران فائق آیند. در صورت ادامه حمله نیز به دلیل آنکه استراتژی نظامی ایران به دو صورت جنگ منظم و نامنظم طراحی شده است آنها با مختصات جنگ نامنظمی که ایرانیها به صورت یکپارچه انجام خواهند داد، هیچگاه نمیتوانند ایران را به اشغال دربیاورند. شاید به همین دلیل است که غربیها نه تنها به حمله نظامی به ایران فکر نمیکنند بلکه نقشه درست و منظمی نیز در این رابطه به دلیل عدم آشنایی با عمق استراتژیک ایرانیها ندارند. به زبان دیگر آنها جرات حمله به ایران را نخواهند داشت.
* این حالت دفاعی ایران بود، توان نظامی ایران برای هجوم را چگونه ارزیابی میکنید؟
** من وقتی با خودم در این زمینه فکر میکنم و مخصوصا وقایع اخیر را بررسی مینمایم، به این نتیجه میرسم که ایران استراتژی هجوم به کشور یا هدفی خاص را ندارد. یعنی ایران هیچگاه در حمله پیشقدم نخواهد بود. این به آن معنا نیست که ایران توانایی حمله را ندارد؛ همه میدانند که توان آتش دور برد ایران تا چه اندازه است و موشکهای ایران میتوانند تا به کجا بروند. یا در زمینه دریایی و هوایی ایران چه میتواند بکند. از نظر زمینی هم قدرت نظامی ایران مهم و تاثیرگذار است. با این حال من فکر میکنم جمهوری اسلامی آغازگر هیچ جنگی نخواهد بود.
* در روزهای اخیر، نیروی دریایی ایران مانور وسیعی در منطقه خلیجفارس انجام داده است. تحلیل شما از این مانور چیست؟
** من اینجا یک مقدمه بگویم. ایران از نظر توان نظامی در دریا شرایط بسیار مطلوبی دارد. ایران کشوری است که از نظر دریایی دارای ناوگان دریایی است و همراهی آن با نیروی هوایی یک قوه بازدارندگی بزرگ و تاثیرگذار را در عملیاتهای نظامی ایجاد میکند و ایران میتواند از سواحل خود به خوبی دفاع کند. به نظر من ایران با این مشخصاتی که گفتم یکی از سه کشور مهم نظامی خاورمیانه است و با پیمان استراتژیکی که با سوریه منعقد کرده است از دو کشور دیگر یعنی ترکیه و اسرائیل برتر است.
* با این مقدمه میخواهید بگویید که این مانور دریایی برای حفظ توازن موجود در منطقه است؛ هر چند که این توازن شکننده باشد؟
** نمیشود گفت که این مانور نظامی تنها پاسخی به تهدیدهای غرب و اسرائیل بر ضد ایران است. این مانور نظامی چند هدف اصلی را برای خود طراحی کرده است. اول اینکه مانور کنونی ایران در واقع آزمایش قدرت و توانایی ایران و هماهنگی مجموعه نیروی انسانی موجود با سلاحها و تجهیزات نظامی در مواقع بحرانی است، به صورتی که در ماموریتهای پیشرو مثل بستن تنگه هرمز و استمرار بستن تنگه هرمز هماهنگ باشند. در واقع یک جور پاسخ به تهدیدات.
*یعنی مهمترین هدف این مانور بستن تنگه هرمز بود؟
** هدف دوم که در واقع پاسخی به سوال شماست، رساندن این پیام به غرب و رژیم صهیونیستی است که با بستن تنگه هرمز تنها دچار درد و رنج اقتصادی خواهید شد. این یک پاسخ به تحریم اقتصادی غرب علیه ایران است. در واقع ایران میگوید با بستن تنگه هرمز شما را از نظر اقتصادی به درد و رنج مبتلا میکنیم. اما هدف سوم این مانور در واقع اخطار به کشورهای عرب منطقه خلیجفارس است که پای خود را از هرگونه شرکت در تجاوز کشورهای فرامنطقهای به ایران بیرون بکشند. در نهایت هدف اصلی این مانور متوجه کردن غرب به توان نظامی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با تهدیدات پیشروست. ایران میخواهد بگوید که آمریکا و کسانی که در خلیجفارس نیروی نظامی دارند باید از هرگونه عمل احمقانه علیه جغرافیای سرزمینی ایران پرهیز کنند. البته عربهای خلیجفارس باید از برگزاری این مانورها خوشحال باشند چرا که در واقع برای امنیت منطقه لازم است و میتواند باعث از بین رفتن نفوذ غرب در خلیجفارس شود.
*شما دلیل بستن تنگه هرمز را مواجهه ایران با تهدیدات احتمالی دانستید.
** این یکی از طرحهای ممکن است.
* طرح بستن تنگه هرمز چه پیامدی برای غرب خواهد داشت؟
** غربیها مگر اینکه دیوانه باشند کاری کنند ایران تنگه هرمز را مسدود کند.
* چرا؟ پس بستن تنگه هرمز چه خواهد شد؟
** بستن تنگه هرمز بزرگترین بحرانی که تاکنون جهان با آن مواجهه بوده را ایجاد خواهد کرد. یک بحران انرژی بهخصوص نفت، جهان را دربرخواهد گرفت. صورت مساله ساده است. 40 درصد صادرات نفتی جهان از تنگه هرمز عبور میکند. اگر تنگه مسدود شود، نفت به بشکهای 600 دلار خواهد رسید و اقتصاد جهان به سوی نابودی حرکت میکند مخصوصا در شرایطی که غربیها با بحران اقتصادی روبهرو هستند. بر این اساس آنها بههیچ وجه علاقمند به این کار نیستند و اگر این روزها از تحریم نفتی ایران سخن میگویند با پیامدهای احتمالی آن نیز جدا از مشکلات انرژی به دلیل تعلیق نفت ایران، مواجه خواهند شد. پس در وهله اول کاری نمیکنند که نفت ایران تحریم شود. از سوی دیگر مسدود شدن تنگه هرمز باعث یک جنگ فراگیر در منطقه خواهد شد و کل چاههای نفتی منطقه از آن آسیب میبینند.
این تنها یک مسیر است. در مسیری دیگر همانطور که گفتم، حمله به ایران کل منطقه خاورمیانه را متاثر از خود میسازد و محور مقاومت را درگیر جنگ و دفاع میکند. این جنگ جغرافیای منطقه را تغییر میدهد، چراکه در یک سوی جبهه، مبارزه و ممانعت است و در سوی دیگر جبهه استکبار. در این شرایط جهان به آتش کشیده میشود. این آتش بزرگ به قدری فراگیر است که غرب نابود خواهد شد. پس با ذکر دلایلی که گفتم پیامدهای تلاش برای ممانعت از بستن تنگه هرمز به قدری زیاد است که غربیها را به فکر حمله نظامی نمیاندازد. مگر اینکه دیوانه باشند. از این رو استراتژی آنها فشار علیه ایران است نه حمله نظامی.
* شما از محور مقاومت در مواجهه با تهدید نظامی ایران سخن گفتید. در این صورت جبهه مبارزه چه میکند؟
** استراتژی محور مقاومت براساس جنگ همهجانبه در صورت حمله نظامی به یکی از اجزای آن است. جنگ وسیعی که باعث شد ناتو به سوریه در 2011 حمله نکند. اگر نبود پیام کشورهای عضو محور مقاومت شاید این موضوع صورت میگرفت. در صورت هرگونه حمله، محور مقاومت وارد جنگ میشود و این منازعه به آن معناست که اسرائیل به هر صورت وارد جنگ خواهد شد. در صورت حمله به ایران استراتژی محور مقاومت همین مساله است یعنی همراهی با ایران. پس در چنین شرایطی مصلحت غرب و اسرائیل به تهدید نظامی نیست. از دیگر سو انقلابهای عربی باعث شده است که اسرائیل به انزوا رود و البته رژیمهای دست نشانده غربی هم از صحنه برکنار شوند. تمام اینها و البته این نکته که از نظر داخلی هم اسرائیل آماده هیچ جنگی نیست را به دلایل عدم باورپذیری تهدید واقعی ایران اضافه کنید.
* شما به انقلابهای عربی منطقه هم اشاره کردید و آن را عاملی برای بازدارندگی آمریکا میدانید. از سوی دیگر معتقد هستید که غرب به دلایل زیاد دست به اقدام نظامی در منطقه نمیزند. استراتژی غرب در این شرایط چیست؟
** آمریکا در شرایط کنونی زهر شکست را مینوشد چه آنکه پروژه امپراتوری آمریکا سقوط کرده است و بیش از 40 سال تلاش این کشور برای ایجاد جهانی تک قطبی و حاکمیت مطلق در دنیا به تباهی و شکست منتهی شده است. نشانههای زوال این امپراتوری را نیز در بحرانهای اقتصادی و نظامی که گریبانگیر آمریکا شده است میتوان مشاهده کرد. در زمینه نظامی آمریکاییها با چالش نظامیگری خود در دنیا مواجه شدهاند. خارج شدن آنها از عراق و افغانستان نشان از این مساله است که هیبت نظامیشان نیز از بین رفته. امروز آمریکا به جای اینکه همانند گذشته دست به لشکرکشی وسیع نظامی بزند، فشار را در دستور کار خود قرار میدهد. بر این اساس، امروز آمریکا به دلایلی که عرض کردم به جای قدرت نظامی به تحریم، تهدید و فشار روی آورده است.