تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۰  ، 
کد خبر : ۲۵۲۶۴۳

به دغدغه‌های ما توجه نکردند

اشاره: روانبخش می‌گوید: «جبهه پایداری تمام تلاش خود را برای رسیدن به وحدت انجام داد. اما برخی از مسائل در جبهه متحد اصولگرایی وجود داشت که با مشی و منش افراد جبهه پایداری به هیچ‌وجه سازگار نبود و ساختار 8+7 طوری ریخته شده که متصلان به کانون‌های قدرت و ثروت حضور دارند.» وی مدعی است: «آقای تقوی اعلام کردند خود آیت‌الله مهدوی‌کنی با حضور آقای باهنر در لیست جبهه متحد مخالف بودند. اما فشار برخی از افراد باعث شد به عنوان نماینده در این لیست حضور پیدا کنند، روانبخش تاکید دارد: «کار اصلاح‌طلبان به پایان رسیده و این گروه دیگر فاقد هرگونه پایگاه مردمی در جامعه هستند.» روانبخش همچنین معتقد است: «اصلاح‌طلبان تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد فتنه 88 گذارده‌اند و امروز در جامعه تنها صاحب نگاه منفی ملت هستند.»

* در انتخابات پیش‌روی مجلس شورای اسلامی شاهد حضور لیست‌های متفاوتی از جریان اصولگرایی هستیم. دلیل این تعدد چیست؟
** کشور ما یک کشور آزاد است و از جهت حضور در صحنه انتخابات برای افراد منعی وجود ندارد. بر این مبنا و بر مبنای تفکر آزادی که در جمهوری‌اسلامی وجود دارد، تشکل‌های مختلف می‌توانند در عرصه انتخابات حاضر شوند. گروه‌ها و افراد مختلف در صحنه انتخابات یک تشکل یا ائتلافی را تشکیل می‌دهند. یک ائتلاف جبهه متحد اصولگرایی است یا جبهه پایداری و یا حامیان انقلاب اسلامی و برخی از مستقل‌های دیگر نیز در جریان این انتخابات حضور دارند. این تعدد نباید صددرصد به عنوان یک نقطه منفی برداشت شود. نمی‌توان فقط با دید انشقاق به این موضوع نگاه کرد.
حضور در عرصه انتخابات مجلس به صورت مستقل بسیار مشکل است، در نتیجه کاندیداها جبهه یا ائتلاف تشکیل می‌دهند. این اصل ماجراست. استفاده از لفظ جبهه ممکن است مردم را دچار تردید کند، اما از نگاه من مردم امروز جامعه ما به برکت حضور سی ساله جمهوری اسلامی از بصیرت کافی برخوردار هستند تا وزن لیست‌ها را شناسایی کنند. مقام معظم رهبری نیز در همین راستا فرمودند مردم یا به تشخیص خود عمل کنند یا با بصیرت‌ها مشورت کنند. در مقایسه لیست‌هایی که ارائه می‌شود، مقایسه بین افراد سرلیست و کسانی که در لیست‌های مختلف قرار گرفته‌اند، انتخاب خود را انجام می‌دهند.
* شما به‌عنوان یکی از اعضای جبهه پایداری ریشه انشقاق جبهه پایداری از جبهه متحد اصولگرایی را در چه چیز می‌بینید؟
** برخی از مسائل در جبهه متحد اصولگرایی وجود داشت که با مشی‌ومنش افراد جبهه پایداری به‌هیچ‌وجه سازگار نبود. جبهه پایداری برعکس تبلیغاتی که گاهی از سمت مخالفان می‌شود، هرگز در پی این نبود یک حزب درست کند و افرادی را به مجلس بفرستد. هرگز در تفکرات خود هم به دنبال تصاحب صندلی‌های مجلس نبود. اینها هیچ وقت جزو دغدغه‌های حزب پایداری محسوب نمی‌شد. بیش از هر چیز نگران این بودیم که شعار اصول داده می‌شود، اما بعضا شاهدیم که بر سر اصول معامله می‌شود. ناراحت بودیم از اینکه شعار عدالت، ارزش‌های انقلاب و اسلام را می‌دهیم اما شاهد هستیم که تمامی این شعارها را با اعمال و منش خود زیر سوال می‌برند.
این مسائل همیشه جزو دغدغه‌های جبهه پایداری بوده است. از این جهت در پی این هستیم که جبهه مستقلی را تاسیس کنیم و در آن افرادی حاضر شوند که معتقدند اصول اسلام و انقلاب تغییرناپذیر است و باید روی این اصول ایستاد و ذره‌ای از اصول کوتاه نیامد و در میدان عمل ذره‌ای کوتاه نیامد. هر کس این منطق را قبول دارد در این جبهه حضور پیدا می‌کند. بنابراین بحث انتخابات دلیل تاسیس جبهه پایداری نبود. این جبهه در راستای یکسری تفکرات شکل گرفته است. این جبهه فراگیر است و هرکس که انگیزه حفظ و صیانت از اسلام و انقلاب را دارد در آن حضور پیدا کرده است. اولین شرط جبهه پایداری ولایت‌مداری است.
مقام معظم رهبری می‌فرمایند در انتخابات نباید افراد به کانون‌های قدرت و ثروت وصل باشند، اما می‌بینیم که ساختار 8+7 طوری ریخته شده است که متصلان به کانون‌های قدرت و ثروت حضور دارند. شخص رئیس مجلس، دکتر علی لاریجانی نمونه بارزی از این موضوع است. ایشان رئیس مجلس است و در راس کانون قدرت قرار دارد. یا نمونه دیگر شخص شهردار تهران در این تشکل نماینده دارد. بحث جبهه پایداری این است که این قبیل مسائل نباید وجود داشته باشد. این افراد حق ندارند برای مجلس آینده برنامه‌ریزی کنند تا تعیین‌کننده این موضوع باشند که چه کسانی به مجلس آینده بروند. شهردار تهران برای حوزه انتخابیه در خراسان جنوبی یا برای فردوس و طبس حق تعریف کاندیدا ندارد.
این مسائل معنایی ندارد. اینها افراد کانون‌های قدرت هستند، اگر کانون‌های ثروت نباشند. پشتوانه این حرکت اگر بخواهد در حوزه اصولگرایی باشد از نگاه جبهه پایداری نیازمند توجه است. بارها تاکید کردیم که این آقایان از نظر شخصیت حقیقی دارای بصیرت کافی نیستند تا در مرکز جریان تصمیم‌گیری اصولگرایی حضور داشته باشند؛ چراکه عملکرد آنها در جریان فتنه 88 نشان از بی‌بصیرتی این افراد دارد. موضع‌گیری‌های دوپهلو و دیرهنگام نشانی از این موضوع است که هرگز این افراد حق ندارند در مرکزی جمع شوند که برای تمامی اصولگرایان تصمیم‌گیری و خط‌مشی تعیین کنند. از نظر شخصیت حقوقی نیز این مساله جای سوال دارد. چرا رئیس‌مجلس کشور برای مجلس آینده نماینده تعیین کند؟ این حرکت از نگاه ما بسیار ناپسند است.
نظر دوستان جبهه پایداری این بود که این گونه افراد از شورای اصولگرایی 7+8 برداشته شوند و افراد دیگری که از جانب برخی از تشکل‌ها معرفی شده‌اند حضور نداشته باشند. نمونه واضح این موضوع حضور آقای باهنر بود. آنطور که آقای تقوی اعلام کردند خود آیت‌الله مهدوی‌کنی با حضور آقای باهنر در لیست جبهه متحد مخالف بودند. اما فشار برخی افراد باعث شد به عنوان نماینده در این لیست حضور پیدا کنند. آقای باهنر در بحث فتنه 88 چه زمانی متوجه شدند؟ آیا بصیرت کافی را که مورد نظر رهبری نیز بود ایشان نداشتند که مطلب را درست ادا نکردند؟ امکان بیان این بصیرت را نداشتند؟ چرا به ندای رهبری پاسخ مثبت نداند و آنطور که آقای حدادعادل و آقای محمدجواد لاریجانی به صحنه آمدند این افراد در آن شرایط، حضور پیدا نکردند؟ فضای ابهام‌آلودی که برای فتنه‌گران وجود داشت نیاز داشت برخی افراد بصیرت‌دهی کنند.
جرم ساکتین فتنه کم‌تر از فتنه‌گران نیست. حرف جبهه پایداری این بود که سازوکار جبهه متحد درست شده تا مردم در رای دادن در انتخابات مجلس نهم همراهی شوند. کسانی که در برهه‌ای از زمان خود در بصیرت دچار مشکل بودند، از یک طرف و کانون‌های قدرت از طرف دیگر نمی‌توانند برای مردم خط‌مشی تعیین کنند. بنابراین جبهه پایداری نمی‌توانست با این قبیل مسائل کنار بیاید، چرا که حتی در عرصه انتخابات نیز به‌طور انحصاری، ما برای حفظ و پایداری گفتمان انقلاب آمده بودیم. اگر می‌خواستیم با این افراد معامله کنیم در ابتدای کار در بحث پایداری رفوزه می‌شدیم. بنابراین حرف ما این بود که این افراد باید کنار بروند و مجموعه خالص شود. متاسفانه این کار صورت نگرفت و جبهه پایداری در پی این موضوع به جبهه متحد ملحق نشد.
* یعنی جبهه متحد در این خصوص دغدغه‌های خود را واضح مطرح کرد؟
** بله، بارها این مسائل را مطرح کردیم، اما شاهد بودیم برخی افراد در جبهه متحد ابراز امیدواری کردند تا با جبهه متحد به تفاهم برسند، یعنی اعلام آمادگی برای به توافق رسیدن بر سر مسائل مختلف از جانب جبهه پایداری وجود داشت اما از طرف جبهه پایداری شاهد گفتمان‌های دیگری بودیم. مثلا آقای حسینیان پیغام فرستادند ما به توافق نمی‌رسیم.
جبهه متحد می‌گفت روی همین مسائل که ما می‌گوییم به وحدت برسیم و توجهی نکرد که جبهه پایداری چه دغدغه‌هایی دارد که برای انتخابات به وحدت با جبهه متحد نمی‌رسد. ما برای وحدت نهایت تلاش را کردیم. همین حالا نیز در بسیاری از حوزه‌ها نمایندگان جبهه متحد و پایداری یکی هستند. در تهران نیز لیست جبهه متحد زودتر از جبهه پایداری بیرون آمد.
مشترک ممکن است باشد اما جبهه متحد از چهره‌های جبهه پایداری کسی را در لیست قرار ندادند. افرادی هم چون آقای آقاتهرانی، رسایی و کوچک‌زاده که از افراد شاخص مجلس هشتم نیز هستند، در لیست جبهه متحد نیستند. آیا واقعا این افراد نباید در لیست جبهه متحد اصولگرایی ذکر می‌شدند؟ آیا واقعا این افراد و افراد دیگری همچون آقای نبویان صلاحیت حضور در لیست جبهه متحد را نداشتند؟ رویه آنها به این شکل بود که جبهه پایداری عضو آن مجموعه نباشد. مثل اینکه با این کار گفته باشند چون شما در لیست جبهه متحد نیامدید، ما هم نام شما را در این لیست نمی‌آوریم.
* آیا مجزا بودن لیست‌ها برای رقابت جذاب بهتر نیست.
** جبهه پایداری مشکلی با این موضوع ندارد. مقصود این است که برادران عزیزی که شعار اصولگرایی مطرح می‌کنند آیا شاخص‌های اصولگرایی در هیچ یک از این افراد نبود؟ تقسیم‌بندی که شده رهپویان، موتلفه، جامعه روحانیت و ایثارگران و آقایان قالیباف و لاریجانی هر یک افرادی را نیز در آن لیست دارند. اما در این میان از افراد ما در لیست خود قرار نداده‌اند. این نگاه حزبی است. این روش نادرست است.
باید ملاک‌های اصولگرایی را قرار می‌دادند، بین هم و بین‌الله مقایسه می‌کردند و بعد افراد را در این قیاس در لیست جبهه متحد قرار می‌دادند. اگر این کار را می‌کردند خیلی به اصولگرایی نزدیک‌تر بود. اما در جبهه پایداری چون زیرمجموعه احزاب نیستند بلکه طبقات نخبه جامعه، روحانیون، مجموعه‌ای از انقلابیون و مردم هستند و کسی به حزب و گروه خاصی وابسته نیست، بر این مبنا راحت‌تر تصمیم می‌گیرند. ما مواردی را که در لیست جبهه متحد بودند را نیز آوردیم. جبهه پایداری اعتقادی به سهم ندارد. براساس سهم اعضا را تقسیم‌بندی نمی‌کند.
* یعنی جبهه متحد بر اساس سهم تقسیم کرد؟
** به هر حال در تقسیم‌بندی لیست جبهه متحد رهپویان، موتلفه، جامعه روحانیت و ایثارگران و تعدادی را افراد آقایان قالیباف و لاریجانی حضور دارند. راجع ‌به تعداد افراد نمی‌توان دقیق صحبت کرد. جامعه روحانیت شش نفر داشتند و آقایان قالیباف و لاریجانی هر کدام دو تا سه نفر اسم دارند. جبهه متحد اینگونه بحث‌ها را نمی‌پسندد. این تقسیم‌بندی براساس افراد برای ما جالب نیست.
* این تعدد لیست‌های اصولگرایی باعث نمی‌شود اصلاح‌طلبان قدرت بیشتری بگیرند؟
** از نگاه من اصلاح‌طلبان چندان حیثیتی در جامعه ندارند. حتی در میان طرفداران خودشان نیز دیگر چندان محبوبیتی ندارند. حتی در روندی که اصلاح‌طلبان از سال 76 تاکنون طی کرده‌اند، همیشه شاید در ابتدای کار اوج گرفته باشند، اما عملکرد آنها در مسائل اقتصادی و سیاسی و حتی در مسائل امنیتی به‌خصوص تامین امنیت استان‌های مرزی مثل خوزستان ضعیف بوده و مردم امروز این شناخت را دارند که اصلاح‌طلبان بیش از آنکه در پی اصلاح امور باشند در پی براندازی هستند. افرادی که از نهضت آزادی، ملی‌گرایان، حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب دستگیر و محاکمه شده‌اند، همگی در برهه‌ای از زمان در جهت مقابله با انقلاب و نظام فعالیت کرده‌اند. آخرین نمونه از رفتارها و منش این گروه فتنه 88 بود که همه تخم‌مرغ‌هایشان را در این سبد گذاشتند.
در فتنه 88 کار این گروه تمام شد. اصلاح‌طلبان دیگر چیزی برای خود باقی نگذاشتند. پایگاه مردمی نیز ندارند. به همین دلیل کم‌تر در انتخابات حضور جدی پیدا کردند. شاید خود فهمیده بودند که بهتر است در انتخابات حاضر نشوند تا اینکه بیایند اما سهمی از آرا مردم نداشته باشند. بعد از فتنه 88 این گروه مهر مردودی و نابودی خورد. این گروه هم که امروز در قالب احزابی همچون مردم‌سالاری و اصلاح‌طلبان مردمی حاضر شده‌اند، چهره‌های شاخصی نیستند.
به نظر من اینکه خود بگویند ما اصلاح‌طلب هستیم در میان مردم یک جنبه منفی دارد. اصلاح‌طلبان یک تعداد مخاطب مشخص دارد که الان به این احزاب رای می‌دهند و اگر این تعداد اصلاح‌طلب نیز وارد عرصه انتخابات نمی‌شدند همان جمعیت مخاطب نیز رای نمی‌دادند. اما اینکه ما دو لیست داشته باشیم پس به نفع آرای آنها خواهد بود، از نگاه من صحیح نیست. لیست‌های دیگری نیز که این روزها به وجود آمدند از نگاه من لیست‌های پر وزنه‌ای نیستند.
* مثلا صدای ملت؟
** به‌طورکلی مطرح کردم. مردم به افراد شاخصی که پشت لیست‌ها هستند توجه می‌کنند. مردم متوجه می‌شوند که اصلاح کدام است. از این گذشته افراد نقش مهمی دارند.
مثلا اینکه آقای آقاتهرانی در لیست جبهه متحد نیست نمی‌تواند مانعی باشد تا مردم به ایشان رای ندهند. مردم شخصیت‌ها را می‌شناسند. صلاحیت و توانمندی‌های افراد از چشم ملت دور نیست. کسانی که توانمندتر هستند از نگاه مردم بابصیرت ما دور نمی‌مانند. مردم ما با این اندازه فهم و درکی که دارند، خود برترین لیست را در اذهانشان درست می‌کنند و به آن رای می‌دهند.
* و ترکیب مجلس آینده را چطور می‌بینید؟
** قطعا یک مجلس اصولگرا خواهد بود، بدون تردید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات