تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۰  ، 
کد خبر : ۲۵۲۶۴۸
شبح بی‌ثباتی سیاسی بر ریاض سایه افکنده است

سرنوشتی مثل شوروی


مرجان محمدی
طی ماه‌های گذشته اخبار زیادی پیرامون مرگ شاهزاده «سلطان‌بن‌عبدالعزیز»، مرد دوم عربستان که طی دو سال اخیر وضع جسمی‌اش به ‌شدت وخیم شده بود، منتشر شد. در حالی خبر مرگ سلطان به‌ طور رسمی توسط دولت منتشر شد که عربستان نگران وضع جسمی شخص «ملک عبدالله» پادشاه این کشور است و در انتظار انجام مقدمات لازم برای ولیعهدی وی است؛ ولیعهدی که به احتمال زیاد شاهزاده «نایف» خواهد بود. در حالی که عربستان سرگرم پیامدهای بیماری ملک عبدالله بود و همگان منتظر اعلام مرگش در هر لحظه بودند، دیوان پادشاهی عربستان ناگهان خبر مرگ شاهزاده سلطان بن‌عبدالعزیز را اعلام کرد و کشور در وضعیتی قرار گرفت که از زمان تاسیس‌اش تاکنون در آن قرار نگرفته بود.
اکنون عربستان در مقابل دو گزینه قرار گرفته است؛ نخست، آغاز شمارش معکوس برای کنار رفتن پسران «عبدالعزیز آل‌سعود». در حال حاضر سن بیشتر افراد این نسل که قدرت را در دست دارد از 80 سال فراتر رفته و بیشترشان نیز از مشکلات و بیماری‌های دوران پیری رنج می‌برند. دوم، بالا گرفتن جدال‌ها برای نخستین‌بار بر سر جانشینی پادشاه پس از مرگش. سلطان که در نیویورک و در سن 86 سالگی از دنیا رفت یکی از پسران عبدالعزیز است که به درجه ولیعهدی رسید ولی پادشاه نشد و در حالی که خود را آماده تکیه زدن بر کرسی پادشاهی عربستان می‌کرد، اجلش فرا رسید.
او و برادر بزرگترش عبدالله طی سال‌های اخیر برای مرگ با هم مسابقه داشتند و یک سال پیش و زمانی که پادشاه عربستان برای درمان به ایالات متحده منتقل شد، سلطان به کرسی پادشاهی نزدیک شده بود. همان وقت اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه عبدالله روزهای آخرش را سپری می‌کند بنابراین سلطان بلافاصله دوره درمان و نقاهت خود در «مراکش» که دو سال به درازا کشیده بود، متوقف کرد و به عربستان بازگشت. در این دو سال وی مدام بین نیویورک و شهر «اغادیر» مراکش در رفت و آمد بود. هنگامی که سلطان به ریاض بازگشت، عربستان نفس راحتی کشید زیرا همه اطلاعات حاکی از آن بود که مرگ عبدالله باعث ایجاد شکاف بزرگی می‌شود اما شاهزاده سلطان، ولیعهد این کشور ناتوان از انجام وظایفش بود.
همین امر باعث شد شاهزاده نایف بلافاصله به صحنه بیاید و وظایف ولیعهد را طی سفر پادشاه به خارج و ناتوانی کامل سلطان بر نشستن بر کرسی پادشاهی در صورت مرگ عبدالله، بر عهده گیرد. رهبران کشور دیدند که سلطان جدای از مشکل سرطان، حافظه‌اش را نیز از دست داده است و به سختی نزدیکانش را می‌شناسد. حضورش در عربستان نیز چند ماه بیشتر دوام نیاورد و به محض بازگشت عبدالله از خارج، وی به نیویورک رفت. مرگ سطان بنابر چندین دلیل نقطه عطفی در تاریخ عربستان سعودی از زمان تاسیس قلمداد می‌شود. نخست، آغاز شمارش معکوس برای پایان مرحله حاکمیت پسران عبدالعزیز از صف نخست که سلطان در میان آنها نفر پانزدهم است.
این پایان به منزله بسته شدن صفحه‌ای طولانی در شیوه رهبری مملکت است که دارای ویژگی بدویت و پدرسالاری در اداره امور حکومت است. از مهم‌ترین ویژگی‌های این مرحله اطاعت کورکورانه از پادشاه و احترام به مقامش بدون چون و چراست. در این مرحله جابه‌جایی کرسی پادشاهی براساس سبکی است که عبدالعزیز بر پایه سن و شایستگی برای حکومت برقرار کرد. این سبک با توافق و از زمانی که خاندان سعود پادشاه این کشور در سال 1964 کنار زده شد تا جای وی را فیصل برادرش بگیرد، اجرا شده است. علت کنار زدن ملک سعود شایسته نبودن وی برای پادشاهی بود. بنابراین او مجبور شد تا زمان مرگش در یونان زندگی کند.
دوم اینکه سلطان در میان هفت برادر سدیری (فهد، سلطان، عبدالرحمن، ترکی دوم، نایف، سلمان و احد) پسران «حصه السدیری» همسر اول ملک عبدالعزیز از شخصیت قوی و جایگاه خاصی برخوردار بود. وی تاسیس عربستان را دید و پست‌های مختلفی را از سال 1942 به‌بعد برعهده داشت. کارش را در سال 1942 با ریاست گارد ملی آغاز کرد، سپس در سال 1947 و در زمان پدرش امارت پایتخت به او داده شد. در سال 1953 به کار وزارتخانه‌ای روی آورد و چندین پست را در وزارتخانه‌های مختلف از آن خود کرد تا آنکه در سال 1962 وزارت دفاع به انحصار وی درآمد و پس از آن وزارت دفاع را به شاهزاده خالد، پسرش داد.
سلطان با مرگ ملک خالد در سال 1982 ارتقای مقام یافت و به سمت معاون نخست‌وزیری رسید و در سال 2005 ولیعهد شد. در آن هنگام ملک عبدالله بر اساس سلسله مراتب قدیم و پیش از تشکیل «هیات بیعت» در سال 2006 و به‌دنبال مرگ «ملک فهد» پادشاه شد. سلطان به واسطه جایگاهش در وزارت دفاع و نقشش در ریاست تعدادی از کمیته‌های داخلی، توانست به قطب اصلی در سیاست داخلی و خارجی عربستان تبدیل شود. در زمینه خارجی مسلح کردن عربستان، کلید سیاست خارجی سلطان شد، امری که به‌طور اساسی با همکاری آمریکا و انگلیس صورت گرفت. او و برادرش فهد از پایه‌ریزان همکاری سیاسی و نظامی با ایالات متحده هستند.
این امر خود را در نقش برجسته آنها در رخدادهای مهم منطقه‌ای چه در زمینه مساله فلسطین، چه در مساله جنگ ایران و عراق و چه در زمینه اشغال کویت توسط «صدام حسین» رئیس‌جمهور معدوم سابق عراق نشان داد. فهد و سلطان پلی برای پروژه‌ها و دخالت‌های آمریکا در منطقه شدند. یکی از منابع قدرت داخلی سلطان به دست گرفتن پرونده روابط این کشور با کشورهای خلیج‌فارس و یمن است. این نقش به واسطه مدیریت اختلاف مرزی عربستان با کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس از جمله امارات، کویت، عمان و قطر و نیز یمن بیشتر خودش را نشان داد. شاهزاده سلطان این پرونده را به‌عنوان ابزاری برای هیمنه عربستان استفاده کرد.
عربستان از یک‌سو برگ‌های برنده قوی برای فشار بر همسایه‌های خود به‌عنوان یکی از طرف‌های اختلاف با این کشور در اختیار داشت و از جهت دیگر وارد اختلافات میان این کشورها با همدیگر شد. حضور سلطان در این زمینه در یمن خودش را بیشتر نشان داد. وی این پرونده را به تنهایی در اختیار گرفت و دفتری برای پیگیری آن تحت عنوان «کمیته ویژه» تشکیل داد که امور یمن را اداره می‌کند. طی 40 سال این دفتر دخالت‌های شاهزاده سلطان و طرف‌های سیاسی یمنی را از طریق به دست گرفتن برگ قبایل، علمای دینی و ناظمیان در شمال معین کرد.
سرطان در دستگاه گوارش شاهزاده سلطان پس از توقفش در نتیجه سلسله جراحی‌ها که در سال 2004 آغاز شد و در پی آن استراحت‌های طولانی در مراکش، سال گذشته یک‌بار دیگر به سراغش آمد. طی دوره درمانش نگرانی و بیم زیادی در عربستان پیرامون تغییرات بزرگ در سلسه مراتب قدرت داخل خاندان پادشاهی حاکم به علت مرگ ولیعهد باعث شد که پست وی توسط یکی از شاهزاده‌ها منشا جنجال داخل شورای خانوادگی شود، به‌طوری‌که برخی به این باور رسیدند که شاهزاده «عبدالرحمن بن عبدالعزیز» معاون وزیر دفاع خواستار ولیعهدی است زیرا او از شاهزاده «نایف بن عبدالعزیز» مسن‌تر است. آنچه این گمانه‌زنی‌ها را بیشتر کرد، اقدامات اخیر شاهزاده عبدالرحمن و نزدیکی وی به ملک عبدالله و ظهور پی در پی وی در رسانه‌هاست.
برخی سیاستمداران بر این باورند که بازگشت شاهزاده عبدالرحمن در چارچوب آمادگی وی برای ورود به کشمکش بر سر کرسی ولیعهدی با حمایت ملک عبدالله است. واگذاری وظایف شاهزاده سلطان، وزیر دفاع به برادرش عبدالرحمن توسط ملک عبدالله که در عمل معاون برادرش سلطان است، باعث قوی شدن جایگاه سیاسی وی شد. سلطان پیش از این به علت عصبانیتش از تعیین نایف به عنوان معاون دوم نخست‌وزیر در سال 2009 میان لندن و ژنو در رفت و آمد بود. با وجود این برخی از منابع داخلی خاندان حاکم بر عربستان می‌گویند پست ولیعهدی به‌طور ضمنی به شاهزاده نایف داده شده است و ملک عبدالله این کار را در زمان دادن پست معاون دوم نخست‌وزیر به نایف تمام کرد که معنای چنین چیزی از لحاظ عملی این است که وی به‌طور اتوماتیک در صورت خالی شدن پست ولیعهدی آن را از آن خود کند.
طی سال گذشته بسیاری از عربستانی‌ها نگران سلسله مراتب در حاکمیت شدند زیرا این امر نیاز به موضع‌گیری آشکار و فوری توسط «هیات بیعت» ‌و «شورای خاندان» حاکم دارد. همین نگرانی‌ها باعث شد که ملک عبدالله نشستی برای شورای خاندان حاکم در پایان ماه مبارک رمضان گذشته مشخص کند و انتظار می‌رفت شاهزاده سلمان، امیر منطقه ریاض بر هماهنگی برای این نشست اشراف داشته باشد ولی سلمان به همراه برادرش سلطان در نیویورک به سر می‌برد، بنابراین نشست برگزار نشد و به زمان بازگشت شاهزاده سلطان موکول شد.
این در حالی است که سلطان اوضاع جسمی‌اش طی ماه گذشته رو به وخامت نهاد و مدام در بیهوشی به‌سر می‌برد. سعودی‌ها پیش‌بینی می‌کنند که نشست شورای خاندان حاکم شاهد اعتراضاتی به ولیعهد شدن نایف توسط امیران مسن‌تر از جمله شاهزاده مشعل، عبدالرحمن و طلال باشد. منابع نزدیک به خاندان حاکم می‌گویند اعتراضات چندان شدید نیست و فقط به اعتراض رسانه‌ای شاهزاده طلال مختصر می‌شود زیرا بیشتر بخش‌های خاندان حاکم مانعی برای ولیعهد شدن نایف پس از موفقیتش در زمینه مسائل امنیتی و تروریستی و نیز حمایت بسیاری از قبایل از او و روابط قوی‌اش با علمای دینی نمی‌بینند.
برخی اطلاعات ضدونقیض نیز منتشر شده است که نشان می‌دهد نقش شورای خاندان حاکم به‌دنبال تاسیس هیات بیعت به ریاست شاهزاده مشعل بن عبدالعزیز به پایان رسیده است ولی برخی اطلاعات نیز نشان می‌دهد که شورای خانوادگی هنوز زنده است و یک نشست خانوادگی به شکل یک مناسبت اجتماعی باز است و همانطور که تصور می‌شود یک نشست سنتی نیست.
ارتقای نایف
با ولیعهد شدن شاهزاده نایف 78 ساله، عربستان وارد مرحله جدیدی خواهد شد که شامل تندروی در مسائل داخلی و خارجی است. همگان می‌دانند که نایف در زمینه مسائل داخلی کسی بود که با جریان اصلاحات ملک عبدالله مخالفت کرد؛ اصلاحاتی که عبدالله تلاش کرد از زمان پادشاه شدنش در سال 2005 انجام دهد. در عربستان همه یقین دارند که نایف از مخالفان اصلی ایجاد فضای باز سیاسی و از بین بردن محدودیت‌ها علیه زنان است. وی در مقایسه با دیگر برادرانش از کسانی به‌شمار می‌رود که به نهاد دینی وهابیت که به وزارت کشور مرتبط هستند، نزدیک‌تر است.
در زمینه سیاست خارجی نیز نفوذ زیادی دارد و گرایش‌اش به مسائل امنیتی است، به طوری‌که برخی عربستانی‌ها می‌گویند که او تصمیم به ارسال نیروهای «سپر جزیره» به بحرین برای سرکوب انقلاب مردمی گرفته است. برخی کارشناسان عربستانی بر این باورند که ولیعهد شدن نایف پیامدهای منفی بر اوضاع عربستان خواهد داشت. بسیاری از عربستانی بر این مساله اجماع دارند که با ولیعهد شدن نایف عربستان وارد مرحله ضعف شده و نقش این کشور در منطقه کمرنگ می‌شود. نایف از چند بیماری رنج می‌برد و از اجماع و حمایتی که برادرانش به هنگام پادشاهی از آن برخوردار بودند، برخوردار نیست. علاوه بر آن کشورهای دیگر به او به‌عنوان یک مرد امنیتی می‌نگرند تا سیاستمدار.
ارتقای نایف با ارتقای شاهزاده سلمان 76 ساله، امیر ریاض به ردیف اول همراه خواهد شد، این در حالی است که او مدت‌ها در ردیف دوم بود. هر دوی این شاهزاده‌ها روابط قوی با نهاد دینی حاکم بر عربستان دارند. سلمان بنابر سه دلیل نقشش مهم است: نخست، او میان دو نسل قرار دارد و در زمینه اجتماعی به نسل دوم نزدیک‌تر است. دوم، سلمان از سال 2006 جایگاه ستون خانواده را دارد. سوم، جایگاهش به‌عنوان امیر ریاض است که به‌لحاظ سیاسی و اقتصادی بسیار مهم به‌شمار می‌رود. با وجود این همه این مسائل به اوضاع جسمی‌اش مربوط است زیرا وی نیز از عوارض کهولت سن و بیماری قلب رنج می‌برد.
شورای خانوادگی
شورای خاندان حاکم عربستان شورای مسئول امورات خانواده آل‌سعود است. نخستین رئیس این شورا شاهزاده محمدبن عبدالعزیز آل‌سعود است. این شورا از فرزندان ملک عبدالعزیز تشکیل شده است. شاهزاده سلمان‌بن ‌عبدالعزیز آل‌سعود، ریاست شورا را به عهده دارد. ماموریت این شورا فقط پیگیری امور داخلی خاندان حاکم است. این شورا به‌رغم آنکه رابطه‌ای با سیاست ندارد ولی پیش‌بینی می‌شود که نشستش شامل رای‌گیری گسترده برای تغییرات سلسله مراتب شود که زمینه را برای نشست هیات رسمی بیعت و مسئول تعیین ولیعهد از طریق گزینش و بدون اینکه اختلافاتی داخل خانواده به‌وقوع بپیوندد، مهیا کند. پیش‌بینی می‌شود که نشست شورای خاندان حاکم شاهد اعتراضاتی از طرف برخی امیران از جمله مشعل، عبدالرحمن و طلال خواهد بود.
هیات بیعت در برابر آزمونی دشوار
مرگ سلطان‌بن‌عبدالعزیز و انتخاب ولیعهد جدید نخستین چالش برای پایگاه حاکمیت در عربستان به‌شمار می‌رود که گمان می‌رود از اصولی که عبدالعزیز موسس عربستان پایه نهاد عدول کند و بر اساس قانون «بیعت» که ملک عبدالله در سال 2006 تدوین کرد ولیعهد را انتخاب کند. ملک عبدالله ضوابط و قوانین جدیدی برای پادشاهی و ولیعهدی تدوین کرد. طبق قوانین و قاعده‌هایی که از زمان مرگ ملک عبدالعزیز آل‌سعود در سال 1953 موسس عربستان سعودی وضع شد، شاهزاده سلطان دارای حق قانونی رای جانشینی ملک عبدالله است و شاهزاده نایف بن‌عبدالعزیز وزیر کشور و معاون دوم نخست‌وزیر پس از سلطان ولیعهد می‌شود.
از زمان مرگ ملک فهد در سال 2005 فرآیند انتقال کرسی پادشاهی به‌گونه‌ای پیچیده و کمتر قابل پیش‌بینی است. زیرا در سال 2006 ملک عبدالله ابزار جدیدی برای تعیین جانشین به‌وجود آورد و آن «هیات بیعت» بود. ملک عبدالله ریاست این هیات را به شاهزاده مشعل‌بن عبدالعزیز داد. وظیفه هیات تعیین پادشاه و ولیعهد است و از پسران ملک عبدالعزیز یا نوه‌هایش در برخی موارد به علاوه دو نفر که پادشاه تعیین می‌کند تشکیل شده است. دو نفری که پادشاه تعیین می‌کند شامل یکی از پسران وی و یکی از پسران ولیعهد است.
هیات بیعت وظیفه دارد که در صورت مردن پادشاه با ولیعهد به‌عنوان پادشاه بیعت کند. براساس قوانین نظام «هیات» پادشاه پس از بیعت با وی انتخاب می‌شود و پس از مشاوره با اعضای هیات، کسی را که خود پادشاه مناسب می‌بیند به‌عنوان ولیعهد به هیات بیعت ارائه می‌کند تا او را نامزد این پست کند. در صورتی که هیات بیعت هیچ کدام را نامزد این پست نکند خود هیات باید یک نفر را که مناسب ولیعهدی می‌داند نامزد کند و اگر پادشاه با نامزد هیات موافقت نکند فرآیند رای‌گیری میان نامزد هیات و کسی که پادشاه انتخابش کرده، انجام می‌شود. کسی که بیشترین رای‌ها را بیاورد ولیعهد می‌شود. براساس قوانین نظام هیات ولیعهد حداکثر تا سی روز پس از تاریخ بیعت با پادشاه انتخاب می‌شود.
به لحاظ داخلی و خارجی به تصمیم ملک عبدالله برای تاسیس هیات بیعت چنین نگریسته شد که وی در پی تضمین انتقال مسالمت‌آمیز و بدون نزاع کرسی پادشاهی است. به عبارتی ملک عبدالله در پایین کشیدن فتیله نزاع بر سر جانشینی داخل خاندان آل‌سعود است. نکته قابل توجه این است که در دستور تشکیل هیات آمده است که قانون‌های آن بر حالت‌های آینده نیز تسری پیدا می‌کند و فقط بر پادشاه و ولیعهد کنونی منطبق نمی‌شود. در هر صورت سلطان به‌طور اتوماتیک حق داشت بعد از عبدالله بر کرسی پادشاهی تکیه زند ولی ملزم نبود که نایف را به‌عنوان ولیعهد طبق سلسله مراتب سن و سال انتخاب کند.
بیماری سال‌های اخیر سلطان باعث شد مشکل انتقال قدرت از عبدالله در صورت مرگش مطرح شود. اگر ولیعهد (سلطان) بیمار نبود مساله جانشینی عبدالله هیچ کس را نگران نمی‌کرد، ولی بیماری‌اش چندین احتمال را به‌جود آورد: نخست، قادر به انجام وظایفش به‌عنوان پادشاه نباشد و در نهایت از حقش با اراده خودش یا با تصمیم هیات بیعت چشم‌پوشی کند؛ چیزی که قبل از مرگ سلطان رخ نداد. دوم، به‌رغم بیماری‌اش بر پادشاه شدنش اصرار ورزد، از اختیاراتش برای انتخاب ولیعهد جدید خارج از نظام سلسله مراتبی استفاده و از شاهزاده نایف عبور کند که این نیز رخ نداد. سوم، پیش از عبدالله بمیرد و اینجا باید ولیعهد جدید انتخاب شود؛ این همان وضعی است که عربستان خود را در آن می‌بیند.
اکنون باید براساس قانون هیات بیعت برای مشکل ولیعهدی راه‌حلی پیدا شود و ملک عبدالله نیز باید ولیعهد جدید را معرفی کند تا هیات آن را بررسی کند. به لحاظ ظاهری اکنون به‌نظر می‌رسد شاهزاده نایف خوش‌شانس‌ترین فرد برای احراز مقام ولیعهدی و پس از آن پادشاهی پس از مرگ عبدالله باشد. ولی با وجود آنکه قاعده جانشینی پس از تاسیس هیات بیعت پیچیده شده به نظر نمی‌رسد که فرصت شاهزاده نایف قطعی است زیرا وی برای رسیدن به ولیعهدی و پادشاهی رقبایی دارد که مخالفت خود را در زمان تعیین‌اش به‌عنوان معاون دوم نخست‌وزیر در سال 2009 نشان دادند. در همان زمان شاهزاده‌های کوچک‌تر از او نظیر «الولیدبن طلال» و «بندربن سلطان» امیدواری خود را برای رسیدن به ولیعهدی و پادشاهی اعلام کردند.
این برای نخستین‌بار است که مساله ولیعهدی علنی و رقابت میان خاندان حاکم نمایان می‌شود. از زمان مرگ بن‌سعود در سال 1953 نظام جانشینی پادشاهی براساس تعیین فوری یک پادشاه پس از مرگ یا ناتوانی، برکناری و ترور یک پادشاه دیگر بوده که برخی اوقات منجر به دشمنی‌های داخلی میان رهبران شده است. ولی امروز جانشینی کوتاه‌مدت پادشاه‌های مریض احوال عربستانی ممکن است شبح بی‌ثباتی سیاسی را در این کشور به‌وجود بیاورد. وضعیت امروز عربستان را برخی به وضعیت اتحاد جماهیر شوروی در سال‌های آخر عمرش تشبیه می‌کنند که حکومت میان رهبران خیلی سریع دست به دست می‌شد و باعث شد دوران حاکمیت کوتاه و ناکارآمد شود. نامزدهای جانشینی ملک عبدالله اکنون نزدیک به هشتاد سال دارند یا از هشتاد سال عبور کرده‌اند؛ شاهزاده نایف نیز چنین است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات