* آقای دکتر! ضمن تشکر از شما، لطفا بفرمایید چه تشابهی در انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی در موضوعات مختلف وجود دارد؟
** غربیها نام «بهار عربی» را بر خیزشهای منطقه نهادند تا موجسواری کنند و آن اهدافی را که دوست دارند و طراحی کردند پیاده کنند. آنچه در موضوع انقلاب اسلامی بسیار مهم بود این بود که حضرت امام(ره) از شروع مبارزات خود با ایجاد وحدت فکری، قومی و اجتماعی هرگز اجازه نداد هیچکس از قیام مردمی در جهت اهداف خود بهرهبرداری کند. البته اکنون دیگر غربیها فهمیدهاند این خیزشها همه به تاسی از انقلاب اسلامی است. یکی از فلسفههای این خیزشها احیای دین و تجدید اندیشه دینی در جوانان است که از سوی امام خمینی(ره) صورت گرفت. نکته مهم دیگر تراکم تجربیات دهههای اخیر است که به این خیزشها رسیده است؛ قرائت جدیدی که بنیانگذار اندیشه دینی معاصر، یعنی امام خمینی(ره) مطرح کرد این بود که اسلام دین تساوی و دین زندگی است. منظور امام تمام منظومههای زندگی بود.
امام اسلامی را که در آن صرف نماز خواندن، دعا کردن و به مسجد رفتن مطرح است اسلام واقعی نمیداند، بلکه میفرماید این کارها به تنهایی به جایی نمیرسد و باید به عنوان یک منظومه به آن عمل کرد. یعنی به جای انتظار سلبی مهدویت قدیم مهدویت ایجابی حاکم شد. به جای اینکه بگوییم ظلم بد است. دزدی بد است، بیاییم با ظلم مبارزه کنیم. با بدیها و پلیدیها بهصورت عینی مبارز کنیم. بنابراین قرائت به این معناست که بین اسلام و منظومه زندگی یک رابطه معقول ایجاد باید کرد و مردم را در این امر به وحدت رساند. پس اول اسلام در بعد زندگانی صحبت از تساوی میکند؛ این قرائتی است که حضرت امام مطرح کرد که عین دستورات دین است. «واعتصموا بحبلالله جمیعا و لا تفرقوا»؛ منظور این است که اصلا «وحدت» در ایدئولوژی و عقیده به وجود آید. وقتی مبنای فکری افراد با هم متحد بود و آنها دارای اتحاد فکری بودند، نگاهش به جامعه نگاهی «وحدتآمیز» خواهد بود.
امروزه همه به سمت فیسبوک و تویتر و... میروند؛ انبوهی از اطلاعات میآید و مشخص هم نیست واقعا اتفاق افتاده یا خیر! به آن میگویند «معلوم»؛ در صورتی که آنچه مردم به آن ایمان پیدا میکنند این نیست که در فیسبوک و تویتر میخوانند. البته نمیخواهم بگویم هرچه در کامپیوتر میآید اشتباه است و هر آنچه هم در خیابان است درست است؛ خیر! ولی سمت اصلی حرکت کامپیوتر و اینترنت و معلومات و اطلاعات در مسیر اینگونه حرکتها نیست و عموما این رسانهها دارای یک حباب دروغین به دور حقیقت هستند که نمیتوان از آن برهان و دلیل آورد که واقعا چیزی در جامعه اتفاق افتاده است. در صورتی که آنچه با دیدن و لمس کردن شخص به آن میرسد، به اصطلاح «معروف» است. بنابراین مقام معظم رهبری درباره بیداری اسلامی میفرمایند: «اساسا فرق این بیداری اسلامی با تمام قیامهای قبلی این است که مردم برای اولین بار به جای آنکه شاهد یک انقلاب (موفق اسلامی یا غیراسلامی) باشند، با گوشت و خون خود آن را لمس کردند و خودشان به خیابانها آمدند.»
این «معلوم» به «معروف» تبدیل میشود؛ بنابراین وقتی در مصر همه چیز را قطع میکنند، شبکه الجزیره از یک انقلابی سوال میکند که شما چه کار میکنید؟ همه چیز قطع شده! آن انقلابی میگوید: «شما در اشتباه هستید! هنوز درد ما را نفهمیدهاید! وقت نماز برای ما «معروف» است. در میدان التحریر همه چیز قطع بوده! نه فیسبوک بوده؛ نه تویتر! برخی خیال کردند میتوانند جلوی انقلاب مردم مصر را بگیرند. بنابراین ناس(انسان)بوک بر فیسبوک پیروز شد. غربیها تازه متوجه شدند قضیه دارد از دست آنها خارج میشود. مردم همدیگر را میبینند، به همدیگر آب و غذا تعارف میکنند، آیا همین شرایط در ایران دوران انقلاب بهوجود نیامد؟ اینجاست که کلام امام درباره وحدت خودش را بیش از پیش نشان میدهد. پس حضرت امام وحدت را اینگونه در میان مردم ایجاد کردند و آنها با تاسی از «وحدت» قیام کردند. به تعبیری که گفتم ناسبوک در مقابل فیسبوک قرار گرفت.
در نفس و روحشان کیمیای جدیدی ایجاد کرد، این دیگر قابل کنترل نیست. معاملهای نیست که بتوان آن را از راه دور کنترل کرد یا جلوی آن را گرفت و آن را کم یا زیاد کرد. مردم معادله جدیدی ایجاد کردند، «معروف» در برابر «معلوم»؛ موضوع دیگری که در این خیزشها مطرح شد این بود که مردم میگفتند برنامه برای انقلاب چیست؟ مانند آنچه در انقلاب امام مطرح بود بین انقلابیون نیز همینطور؛ یعنی حضرت امام «وحدت فکری» ایجاد کرد. افراد اصلا همدیگر را نمیشناختند؛ از کشوری دیگر شخصی پیدا میشد و هزینه یک شب خورد و خوراک میدان التحریر را برعهده میگرفت. فردی دیگر از یک جای دیگر هزینه رفت و آمدشان را برعهده میگرفت.
* چگونه وحدت فکری در بین مسلمانان توسط امام ایجاد شد؟
** در میان زورمداران همواره سلطه و رسیدن به قدرت محور محسوب میشود. در صورتی که اینجا موضوع دفاع از مردم برای سرنگونی طاغوت و دیکتاتور، محور قرار میگیرد. در واقع اتحاد و انسجام ارگانیکی بین مردم ایجاد میشود. مشابه «وحدت ارگانیکی» که حضرت امام در دوران انقلاب که اکنون 33 سال آن را پشت سر گذاشتیم بهوجود آوردند. حضرت امام میگفتند که همیشه به خودتان تلقین کنید که میتوانید. پیام و کلام امام را همه دنیا هم شنیدند. امام میفرمایند: «شما میتوانید» و «حتما خواهید توانست». مردم هم گفتند: «پس ما میتوانیم و خواهیم توانست». این بحثها در میان گروهها و احزاب اصلا وجود نداشت. یک بحث مردمی بود و ارتباط مستقیم با ارزشهای دینی دارد؛ با ارزشهای انقلابی جدید و با نوع و طرز تفکر جدید. حضرت امام فرمود: «مردم به خیابانها بریزند و نتیجه حاصل شد.»
حتی حضرت امام در برابر فشارهای برخی علمای قم و لبنان و نجف که گفته بودند خون افرادی که در خیابانها ریخته میشود، برعهده شماست و شما روز قیامت به خداوند چه پاسخی میدهید. پاسخ دادند که همه چیز بر عهده من است. تا آخرین لحظه که از پاریس وارد تهران میشوند خیلیها فکر میکردند حالا چه میشود. از ایشان سوال میکنند که احساس شما چیست؟ فرمودند که هیچ! هیچ یعنی هیچ ترسی؛ هیچ مانعی. هیچ اتفاق خاصی به نظرشان نخواهد افتاد، جز اینکه مردم پیروز خواهند شد. اطمینان کامل دارند که با آن خبرنگار صحبت نمیکنند. نه اینکه بیاحساس باشند! آن خبرنگار بعد از سالها فهمید و عنوان کرد و گفت الان فهمیدم که امام در هواپیما چه میگفتند!
* میفرمایید الگوبرداری درستی از وحدت مورد نظر امام صورت گرفت؟
** بله؛ همینگونه است، امام راحل میگفت شما «میتوانید» و «خواهید توانست» را تمرین کنید. مردم ایران تمرین کردند و دیکتاتوری شاه را با وحدت خود از بین بردند. در تونس و لیبی و مصر هم همینگونه شد؛ در بحرین هم این اتفاق خواهد افتاد؛ حتی میشود گفت که اکنون هم اتفاق افتاده، چراکه مردم بحرین به پیام انقلاب اسلامی و پیام امام دست پیدا کردهاند. این اتفاق خوب نه تنها در بحرین بلکه در عربستان هم خواهد افتاد. شاید گفته شود این حرف غیرمنطقی است، ولی این اتفاق خواهد افتاد! مردم تصمیم گرفتند و از این تصمیمشان برنمیگردند و به نتیجه قطعی خواهند رسید. چون الگوبرداری درستی کردند، وحدت را شناختند، چون هر روز صبح که بیدار میشوند به خودشان میگویند که «ما میتوانیم». دیکتاتورها هم یکی یکی با این شعار مردم در حال عقبنشینی هستند.
وقتی محور کار «خدا» باشد نه «انسان»، نتیجه حاصل میشود؛ این کلام حضرت امام است. در تمام فیسبوکها و شبکههای اجتماعی محور «انسان» است. برای اولین بار انسانها به خیابانها میآیند و از نتیجه اطلاعی ندارند. انقلابیون نمیدانستند برای خودشان چه اتفاقی میافتد! چه کسی سالم برمیگردد، یا از بین میرود! توکلشان محکم بود؛ چون محور «خدا» بود. نتایج عجیبی هم کسب کردند. ایدههای جدیدی متولد شد. در ابتدای انقلاب مردم مصر «البرادعی» مطرح بود و وقتی مردم فهمیدند لیبرال است و گرایش به سمت غرب دارد، او را کنار زدند. انقلابیون مصر میگفتند وقتی به میدان التحریر رفتند تازه فهمیدند چه خبر است. محور توکل بر خدا بود، به جای آنکه محور انسان باشد. این نسخهای بود که خدا برای تونس و مصر پیچید؛ چرا برای سوریه این اتفاق نمیافتد؟ چون نسخهاش را خدا نپیچیده، انسان پیچیده، برای تخریب سوریه! و نسخه بشری موفق نمیشود. مردم آمدند تا شهید شده و در تاریخ ثبت شوند. این دیدگاه منطبق با دیدگاههای انقلابی ملت ایران و امام خمینی نیست؟!
* در سایه درک درست از مساله وحدت معادلات جدیدی ایجاد شد.
** بله، درک درست به حل موضوع کمک بسیاری کرد. سالهاست شبکههایی مثل الجزیره، طرز تفکر غربی را نشر میدهند که در جهان اسلام عدهای عقب افتاده با دیدی عقب مانده هستند. متاسفانه مشکل را در خمیره اصلی فرهنگ ما میدانند! حتی تدین ما را هم نشانه رفتند تا آن را از ریشه بزنند. حضرت امام تاکید میکرد که هرچه جزو حافظه دینی و ملی ماست، مهم است. چه کسی گفت هر چه قدیمی است بد است و هرچه جدید است خوب است؟! حضرت امام هیچگاه نگفت قدیمیها بد هستند و جدیدها خوب. هیچکس ثابت نکرده است جز این مدرنیته غربی جدید و لیبرالهایی که تازه وارد عرصه شدند. آنها میگویند هر چه میراث گذشته است بد است! خیر این خلاف نظر حضرت امام است. در اینجا به وحدت تاریخی میرسیم که پشتوانه انقلاب ما بوده و هست. در خیزشهای منطقه مشخص شد هرچه قدیم و میراث و هرچه حافظه ملی است، نتیجه میدهد و حاصلخیز است. وحدت تاریخی یکی از نمادهای وحدت است.
حضرت امام میگفت که «به خودتان برگردید، به اصل خودتان». اگر میراثمان نقاط منفی دارد بحث جدایی است. یکی از راههای تقدسزدایی این است که میراث گذشتهمان را حذف کنند. در این قیامها و جنبشهای اسلامی مردم فهمیدند دنیا علیه آنهاست. پس باید علیه غربی متعصب وابسته به تکنولوژی در مقابل تکنولوژی پیشرفته ایستاد تا تکنولوژی آنها را به یک آهن قراضه تبدیل کرد. در مصر و تونس و لیبی و... در برابر تانکها و هواپیماها ایستادند و از لحاظ «Information» همهچیز فراهم است ولی یکباره این معادله عوض شد و غربیها نمیتوانند کاری بکنند. با رفتار دستهجمعی و عملکرد دستهجمعی «وحدت ارگانیکی» مردم شرایط را عوض میکنند. با تمسک به موضوع وحدت که حضرت امام به شکل گوناگون آن را مطرح کرد، معادله جدید ایجاد کردند.
* فرضیهای وجود دارد که بیداری اسلامی از انقلاب اسلامی تاثیر پذیرفته. این موضوع را قبول دارید؟
** استقامت مردمی بسیار بالا بود. خیلی از مردم در این خیزشها ثابت کردند خسته نشدهاند. حضور دائم و پیگیر مساله از سوی انقلابیون بسیار مهم بود. میگویند مهم نیست تمام دنیا علیه من باشد ولی من کار خودم را انجام میدهم. این معادلات جدیدی که در «بیداری اسلامی» مطرح میشود و کسانی که میخواهند اینگونه القا کنند که جمهوریاسلامی ایران درصدد ایجاد انقلاب اسلامی دیگر در مصر است، مساله درستی نیست. نه ما این را میخواهیم و نه آنها و نه عقل میگوید که ما باید این کار را انجام بدهیم و نه چیزی در این زمینه دارد اتفاق میافتد. ما میگوییم با اتفاقاتی که در حال وقوع است مردم بیدار شدند و میخواهند دین خود را احیا کنند. انقلاب امام صادر شد و این کافی است. مردم به وحدت مورد نظر امام رسیدند و خود را از بند دیکتاتورها رها کردند، همین کافی است. وقتی حضرت امام گفتند انقلاب ما صادر شد، نتیجه آن همین بیداری اسلامی است که اتفاق میافتد. هر چند کمی دیرتر، طبیعی است که هر کشوری براساس جغرافیای سیاسی خود حکومت خود را انتخاب میکند ولی آنچه ثابت شد، این است که روح انقلاب اسلامی و انقلاب امام بر جوامع دمیده شد. به بیانی انقلاب ما صادر شد. جوهر همه این حرکتها یکی است؛ «خدامحوری» در مقابل «انسان محوری» و استقامت در برابر بازی سلطه برای تسلط بر منابع این کشورها.
* شما این بیداری اسلامی را ناسبوک در برابر فیسبوک مطرح کردید. ممکن است بیشتر توضیح دهید.
** از وقتی بیداری اسلامی شروع شد عدهای سعی داشتند آن را انقلابی فیسبوکی معرفی کنند که واقعا اینگونه نبود. بلکه خیزش کاملا مردمی بود. مردم ایران، بیداری اسلامی را با تمام وجودشان با انقلاب اسلامی حس کردند و این انسجام ارگانیک که در بین مردم ایجاد شده در کشور ما هم مردم تجربه کردند. نمونهاش در هشت سال مقاومت و جنگ دیده شد. اینجا لازم است به فراست حضرت امام(ره) اذعان کنیم که هیچوقت حرکت حزبی را در ایران قبل از انقلاب تایید نکرد. حضرت امام تمام تاکیدشان بر مردم و توده مردم بود و میفرمودند وقتی مردم به حرکت درآیند اتفاقی خواهد افتاد که هیچکس انتظار آن را ندارد.
همانگونه که اکنون جهان استکبار در برابر خیزشهای اسلامی غافلگیر شد، در زمان انقلاب اسلامی هم این غافلگیری اتفاق افتاد. آمریکاییها آنقدر خیالشان راحت بود که بعد از 17 شهریور 1357 گفتند هیچ اتفاقی در ایران نخواهد افتاد. کارتر واقعا با توجه به همین اطلاعات از ایران بهعنوان جزیره ثابت یاد کرد. چرا موج مردمی در ایران اتفاق افتاد؟ چون امام مردم را از نظر فکری، قومیتی، تاریخی، دینی و... به وحدت رساند.
* عدهای این خیزشها را خیزش مدرن نامیدند، نظر شما چیست؟
** نکته مهم دیگر این است که انقلابهایی مانند انقلاب اسلامی، هیچگاه «خیزش مدرن» محسوب نمیشوند چراکه در چارچوب گفتمان مدرنیته شکل نگرفتند. انقلاب اسلامی انقلابی فرامدرن است. حتی در مقابل تفکر مدرنیته شکل گرفته؛ تمام این فشارهایی هم که به کشور ما وارد میشود برای این است که انقلاب اسلامی یک راه جدید را باز کرده؛ خیزشهای اسلامی نیز دقیقا همین رویکرد انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) را پیش گرفتند و واجد همین خاصیت هستند که بازگشت به اسلام ناب محمدی است و تفکرات مدرن در آن دیده نمیشود.
* نگاه «وحدتآمیز» امام چقدر در شکلگیری موضوع موثر بود؟
** آنچه از اول حضرت امام روی آن متمرکز شده، تغییر نگاه عموم مردم نسبت به دین اسلام و تغییر باورهای مردمی بود. باورهای غلطی که در طول سالیان سال شکل گرفت. حضرت امام حتی به تودههای مردم منطقه هم تاکید میکرد که به خودتان تلقین کنید شما هم مثل ملت ایران میتوانید و خواهید توانست. این گفتار امام اثر بسیار زیادی داشت و در واقع مترصد زمان مناسب بود تا این ملتها جمله «ما میتوانیم» را به درستی بهکار ببندند. در کشورهایی که در آنها خیزشهای مردمی اتفاق افتاده، این جملات حضرت امام را تمرین کردند و به خود القا کردند «ما میتوانیم»؛ تا سرانجام برای آنها نتیجه حاصل شد. امام در جایی فرمود «امروز ایران، فردا فلسطین»؛ این گفتار دارای یک نتیجه عملی هم بود و تجربه عینی و ملموس بهوجود آورد. این ایستادگیها و مقاومتهایی که در جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه و مجموع مقاومتهایی که اتفاق افتاد هم تجربه ملموسی بود.
مساله دیگر که حضرت امام هنگام دیدار با تئوریسینهای مختلف انقلابهای دیگر و اندیمشندان و صاحبنظران علمی و سیاسی دیگر کشورها که به دیدارشان میآمدند خیلی تاکید میکرد این بود که شما با هم هیچ فرقی نمیکنید. چه اهل سنت باشید و چه شیعه؛ فرقههای مختلف اسلامی نباید هیچ فرقی با هم داشته باشند؛ شیعه و سنی دارای یک قبله، یک خدای واحد و یک قرآن واحد هستند؛ پس بر وحدت تکیه کنید. این نمونهای از سفارش امام بر وحدت مذهبی است که شامل همه ادیان اسلامی میشود. امام جمله مشهوری دارد که سفارش میکند شما متفرق نشوید. با عقل جمعی و بهصورت «امت واحده» حرکت کنید؛ «یدالله معالجماعه» خواهد بود که به معنی «اُمت واحده» است.
مردم منطقه در این خیزشها این کلام و سیره امام را تمرین کردند، ذهن آنها پخته و آماده شد و نداهای امام تراکم پیدا کرده و دست به دست هم دادند و قدرت و انرژی و ایستادگیشان چند برابر شد. بهرغم اینکه سلاح قویای نداشتند ولی توانستند امکانات تسلیحاتی دشمنان را بیاثر کنند. بههرحال آنچه از کلام امام در موضوع وحدت میتوان استخراج کرد این است که ناسبوک در برابر فیسبوک قرار گرفت و پیروز شد؛ هم زودتر و هم بهتر به نتیجه رسید. این متصل به همان نسخههایی است که خداوند برای آنها پیچیده و این خیزشها نتیجه دعوت به وحدت حضرت امام به ملل مختلف است.