ماجرای انعقاد قرارداد رژی
شاه برای دیدار از اروپا و مشاهدات ترقیات آنان به همراه دو تن از درباریان (امینالسلطان و اعتمادالسلطنه) راهی بلاد غرب میشود. انگلیسیها از طریق نفوذیهای خود در دربار از جمله علیاصغر خان امینالسلطان نسبت به انجام این قبیل مسافرتها اصرار فراوان داشتند. طی این سفرها به گرمی از هیئت ایرانی پذیرایی میشد و هدایای نفیسی به پاشاه و اطرافیانش اعطا میشد. در گرماگرم دیدارها و پذیراییها بود که استعمار نسبت به اخذ امتیازات استعماری اقدام میکرد. در طی سفر شاه به انگلیس پیشنهاد واگذاری امتیاز توتون و تنباکوی ایران به شاه از طریق امینالسلطان مطرح میشود. امینالسلطان مهره کلیدی انگلیسی در انعقاد این قرارداد بود و بابت دلالی خود مبلغ گزافی به عنوان رشوه از انگلیسیها دریافت کرد. تالبوت شخصی بود که از طریق مقامات انگلیسی با شاه و اطرافیانش آشنا میشود و طی صحبتها و گفتگوهایی که با آنها انجام میدهد، اطلاعات خوبی از وضعیت تنباکو در ایران کسب میکند و به اهمیت ویژه این کالا در جامعه ایرانی پی میبرد. ویژه بودن موقعیت توتون و تنباکو در ایران به این دلیل بود که این محصول در ارتباط مستقیم و غیر مستقیم با معیشت هزاران خانواده ایرانی قرار داشت. تالبوت پس از بازگشت شاه به ایران با رجال انگلیسی به گفتگو و رایزنی پرداخت و سرانجام تصمیم گرفت شرکتی را به منظور انحصار امتیاز توتون و تنباکو در ایران تأسیس نماید. در 28 رجب 1308 هـ.ق مطابق با 20 مارس 1890 میلادی امتیاز توتون و تنباکوی ایران به مدت 50 سال در اختیار تالبوت و شرکای او قرار گرفت. مفاد امتیاز و اثرات آن مطابق مواد این قرارداد صاحبان امتیاز متعهد شدند که هر ساله مبلغ 15 هزار لیره انگلیسی به دولت ایران بپردازند. اعم از اینکه شرکت ضرر کند یا نفع داشته باشد. نویسنده کتاب تاریخ بیداری ایرانیان در اینباره مینویسد: "اذن و اجازهنامچه از برای فروش و معامله و غیره توتون و تنباکو و سیگار و سیگارت و انفیه و غیره حق خالص صاحبان این امتیاز است و احدی جز صاحبان این امتیازنامه حق صدور اجازهنامهجات مزبور ندارند و نخواهند داشت. اصناف توتون و تنباکو فروش که مشغول این حرفهاند در کسب و کار معاملات داخله خود برقرار خواهند بود." (صص 52 ـ 51). این امتیاز استعماری زندگی و معیشت هزاران خانواده ایرانی را که از ابتدای کاشت محصول تا مصرف محصول به نوعی با آن مرتبط شده بودند را به دست بیگانگان سپرد. این اقدام ناجوانمردانه و خائنانه شاه و اطرافیانش از جمله امینالسلطان نه تنها زندگی روزمره مردم ایران را وابسته به بیگانگان میکرد بلکه در پس آن فرهنگ دینی و هویت ایرانی را به تاراج میگذاشت. کمپانی رژی برای آنکه بتواند مردم را در غارت منابعشان با خود همراه کند اقدام به انتشار اعلامیهای میکند و آنان را از موهبت این امتیاز استعماری آگاه میسازد. این اعلامیه 3 طیف زارعان و فروشندگان و خریداران تنباکو و توتون را خطاب قرار میدهد و فواید این امتیاز را جداگانه برای هر یک شرح میدهد و به نوعی این قرارداد ننگین را برای مردم توجیه میکند و به نوعی مردم را به همکاری با کمپانی در اجرای مفاد قرارداد ترغیب میکند.
آغاز اعتراضات و رهبری روحانیت
مردم با شنیدن انعقاد این قرارداد و اطلاع از مفاد آن که گفته شده بود حق خرید و فروش تنباکو و توتون منحصراً به شرکت رژی تعلق دارد به شدت نگران و معترض شدند و مراتب اعتراض خود را به علمای شهر اعلام نمودند. از آنجا که حکومت شریک و بانی این قرارداد بود چندان وقعی به اعتراضات مردم نمینهاد و از آنان میخواست که در مفاد قرارداد پایبند بوده و با شرکت همکاریهای لازم را داشته باشند و در غیر این صورت آنان را مجازات میکرد. در اینگونه مواقع تنها نهادی که مردم شکایت و اعتراضات خود را به آن ارجاع میدادند روحانیت بود. روحانیت در طول تاریخ شیعه همواره مورد وثوق، اعتماد، اطمینان و گوش شنوای دردهای مردم بوده و هست. به همین دلیل علما جدیترین مخالفان و گستردهترین جبهه را علیه امتیاز استعماری رژی تشکیل دادند و به مبارزات با آنان برخاستند و خواستار لغو کامل آن شدند. گستردگی اعتراضات علیه امتیاز رژی فرصت مناسبی را به وجود آورده بود تا علما بتوانند مراتب اعتراض خود را به حکومت و بانیان ترویج فرهنگ غربی و زمینهسازان حضور بیگانگان در کشور اعلام کنند. رهبری این اعتراض گسترده همچون اعتراضات دیگر مردم علیه امتیازاتی چون لاتاری و رویتر بر عهده علما و روحانیون در گوشه و کنار بود. عدهای سعی بر آن داشتند و دارند که نقش روحانیت در رهبری شورش علیه امتیاز رژی را کمرنگ نشان داده و نقش اصلی را به بازرگانان و اصلاحطلبان آن زمان بدهند اما شواهد و مدارک تاریخی نشان از بیاساس بودن این ادعا دارد و چه بسا عکس این ادعا را اثبات میکند که مجال پرداختن به آن در مقال وجود ندارد. به فرموده حضرت امام(ره) در طی یکصد سال اخیر هرگونه حرکتی که علیه ظلم و جور صورت گرفته از ناحیه روحانیون بوده است چرا که اساساً یکی از خصلتهای ذاتی شیعه از آغاز تاکنون مقاومت و قیام علیه ظلم و ستم بوده است که در تمام طول تاریخ شیعه بارز و برجسته است. حضرت امام(ره) در خصوص نقش روحانیت در جنبش تنباکو میفرمایند: در این صد سال اخیر آتی که معارضه کرده با سلاطین وقت، ابتدایش از روحانی شروع شده. قضیه تنباکو ابتدایش از روحانیون ایران و عراق از مرحوم میرزا فتوا بود و از علمای تهران نیز قیام و عمل.(صحیفه نور جلد 8 ص179).
نقش بازرگانان در این جنبش نیز قابل تأمل است. گروهی از آنان برای کسب منافع خود به همکاری با کمپانی رژی پرداختند. عدهای که منافع خود را در خطر میدیدند به مخالفت ضمنی با آن پرداختند و عدهای جوانمردانه و در عمل مخالفت خود را نشان دادند. بودند تجاری که سرمایه خود را به آتش کشیدند ولی تن به معامله با بیگانگان ندادند. این قبیل از بازرگانان و تجار نقش مؤثری در جنبش ضد رژی داشتند اما همانطور که گفته شد رهبری جنبش با علما بود و تجار و بازرگانان تحت رهبری آنان قدمهای مؤثری برداشتند.
شیراز، اولین جرقه شورش
اولین جرقههای شورش مردم به رهبری روحانیت علیه امتیاز ننگین رژی از شهر شیراز که مرغوبترین توتون و تنباکوی ایران را داشت آغاز شد و از شیراز به تبریز و اصفهان و تهران و سایر شهرهای ایران کشیده شد. در هر چهار شهر عمده آن روز رهبری شورشها به عهده روحانیت بود. در شهر شیراز مرحوم سیدعلیاکبر فالاسیری، در تبریز مرحوم میرزا جواد آقاتبریزی در اصفهان مرحوم میرزاآقا نجفی و در تهران میرزاحسن آشتیانی رهبری شورش مردم علیه امتیاز رژی را بر عهده داشتند. این علما نیز جملگی تحت رهبری مرجع عالیقدر شیعه مرحوم میرزای شیرازی که در سامره سکونت داشتند، اعتراضات را هدایت و رهبری میکردند. پس از گذشت مدت کوتاهی اعتراضات همه جای ایران را فرا گرفت و تهدیدات و ارعاب حکومت هیچ خللی در اراده ملت و اداره روحانیت مبنی بر لغو کامل امتیاز رژی و حتی تمامی امتیازات بخشیده شده به بیگانه وارد نکرد. علما بارها از باب نصیحت طی نامهها و پیامهایی شاه را به لغو امتیاز رژی ترغیب کردند اما شاه با بیان دلایلی از جمله سنگین بودن هزینه خسارت کمپانی رژی از لغو آن طفره میرفت تا اینکه علما طی تلگرافی به میرزای شیرازی از ایشان کسب تکلیف میکنند.
صدور فتوای میرزا
میرزای شیرازی که قبلاً توسط علی اکبر فال اسیری و نامههای متعدد و فراوانی که از ایران به ایشان رسیده بود از مفاسد و ضررهای این امتیاز علیه استقلال کشور آگاه شده بود و لذا با یک فتوا حاوی چند کلمه مؤثرترین قدم را در جهت ایفای نفوذ بیگانگان برداشتند و طی این فتوا مصرف تنباکو و توتون را مساوی با مبارزه علیه امام زمان(عج) دانستند. این حکم جنبش مردم ایران را وارد مرحله جدیدی کرد. عکسالعمل مردم ایران در قبال فتوای میرزایشیرازی از نکاتی است که تاریخ معاصر ما به آن افتخار میکند و عمق ارادت ملت را به اعتقادات مذهبی بازگو میکند. فرمان مذهبی میرزایشیرازی علیه شرایط بیمارگون سیاست خارجی ایران عام و خاص، زن و مرد، پیر و جوان و شهری و روستایی را فرا گرفت، به گونهای که حتی داش مشدیها و اوباشها و نیز خانمهای منسوب به حرم شاهی چپقهای خود را شکستند. شرابخورها و حشیشکشها از شرب خمر و حشیش اجتناب نکردند، اما به فتوای مرحوم میرزایشیرازی و به احترام نام مقدس امام زمان(علیهالسلام) از استعمال توتون و تنباکو خودداری کردند. نوشته شیخحسن کربلایی در رساله دخانیه در خصوص حکایت آن مرد که قلیان شکسته خود را برای بند زدن به فردی دیگر سپرده بود و روز مراجعه او را مشغول تعمیر وافور دیده و قلیان خویش را تعمیر نشده یافته بود، از عمق حمیت ملی و اعتقاد دینی مردم پرده برمیدارد. بند زن در قبال ابراز تعجب مشتری خود که پرسیده بود قلیان حرام است، تریاککشی حلال، جواب داد: اگر حلال است توبه بردار است، حال آنکه قلیانکشی اصلاً توبهبردار نیست. (کربلایی ص 70)
فتوای تاریخی میرزایشیرازی تیر خلاص جنبش تنباکو بر قلب استعمار انگلیسی بود. حکومت در اولین اقدام امتیاز داخلی رژی را لغو میکند تا شاید اعتراضات فروکش کند. پس از این اقدام همه چشم به راه سامرا بودند تا شاید فتوایی از مرحوم میرزا مبنی بر حلیت تنباکو برسد اما نرسید و به جای آن حرام بودن استعمال تنباکو و توتون تا لغو کامل امتیازات به بیگانگان پابرجا باقی ماند و شرط اصلی میرزا برای صدور حکم حلیت تنباکو و توتون شد. این تصمیم میرزایشیرازی خود گواه دقت، آگاهی و عمق بینش سیاسی مرجعیت شیعه از شرایط زمان را میرساند. نهضت تنباکو برای اولین بار بود که زمینه را برای حضور جدی روحانیت شیعه در عرصه سیاست به شکلی مستقل فراهم کرد.
حکم مرحوم میرزایشیرازی از یک طرف حکومت را تحت فشار قرار داده و آن را درگیر یک بحران کرده بود و از سوی دیگر بر اثر عدم خرید و فروش توتون و تنباکو در کشور کمپانی رژی را فلج کرده بود. به همین دلیل هر دو به فکر چارهجویی برآمدند و در نهایت تصمیم به لغو کامل امتیاز گرفتند و دولت مجبور به پرداخت غرامت به کمپانی رژی شد.
یک نکته
در رابطه با جنبش ضد رژی در ایران کتب متعددی تألیف شده است که بعضی از آنها تحلیل ناقص و نادرست از این رویداد تاریخی ارائه کردهاند. عدهای سعی کردهاند رهبری روحانیت در این رویداد را زیر سوال ببرند و نقش اصلی را به بازرگانان بدهند. شخصی مثل فریدون آدمیت در کتاب شورش بر امتیازنامه رژی یک چنین اعتقادی دارد. این افراد سعی داشتند حرکت اعتراضی مردم را اقتصادی جلوه دهند و دغدغههای دینی مردم را نادیده گرفتند. عدهای نیز سعی کردند حلقه روشنفکران و اصلاحطلبان را عامل وقوع جنبش عنوان کنند. نویسندگانی چون نیکی کدی در کتاب جنبش تنباکو در ایران چنین عقیدهای دارد. عدهای نیز به دنبال آن بودند که نقش اصلی ماجرا را به روس بدهند و رقابتهای استعماری روس و انگلیس را عامل اصلی جنبش میدانستند. آنچه که از تحلیلهای این قبیل نویسندگان برمیآید عدم درک و فهم و شناخت صحیح آنان از فرهنگ ایرانی ـ اسلامی است. این نقیصه آنان را در مطالعه تاریخ ایران به بیراهه کشانده است. ما این معضل را در آثار مطالعاتی آنان در خصوص نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی نیز مشاهده میکنیم. نکته اینکه برای دریافت و شناخت دقیق و صحیح فلسفه تحولات اجتماعی در تاریخ ایران باید با روح اسلامی ـ ایرانی مردم آشنایی و قرابت پیدا کرد و محقق مبنای فکری خود را بر تحولات تاریخی بار کند.
عبرت از تاریخ
میگویند تاریخ معلم انسانهاست. تحولات تاریخ معاصر کشورمان پر از عبرتهایی است که درک آنها چراغ راه آینده ما خواهد بود. فتوای میرزای شیرازی در جریان نهضت تنباکو سیلی محکمی بر صورت استعمار بود که عقدهای سنگین در دل آنان از روحانیت و به طور کلی دیانت به جای گذاشت. استعمار سعی کرد پس از این شکست در ادامه راه روحانیت را در کانون توجهات خود قرار دهد. در کوران جنبش تنباکو نمایندگان کشورهای بیگانه در جلسهای که به منظور پیدا کردن راهی برای برون رفت از بحران به وجود آمده شکل گرفته بود به شدت از نقش روحانیت و فتاوی آنان اظهار نگرانی کردند. آنان به بررسی این موضوع پرداختند که اگر روزی مرجعیت شیعه حکم بر قتل فرنگیان حاضر در ایران بدهد چه باید کرد؟ طرح جدایی دین از سیاست نتیجه چارهاندیشی آنان در این خصوص بود که سالهاست سعی در پیادهسازی آن دارند. ایستادگی و پایداری مردم و روحانیت بخصوص مرحوم میرزای شیرازی در احقاق حق خود این درس را به ما میدهد که حق گرفتنی است و اگر از موضع ضعف با دولتی قدرتمند ارتباط برقرار شود، تزلزل در دستگاه سیاسی حقی و نتیجهای جز استیلای آنان بر کشور در بر نخواهد داشت.
به راستی چه عاملی منجر به وحدت، انسجام و یکپارچگی ملت علیه امتیاز رژی شد؟ فهم و درک این موضوع در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی امری ضروری است. انگیزههای قومی دینی مردم تحت رهبری مرجع دینی بود که ملت را در یک صف واحد علیه استعمار منسجم و ساماندهی کرد. عنصر وحدت بخش مرجعیت به قدری حساس و قوی است که میتواند از فرسنگها دورتر جامعهای را بسیج کند. تضعیف اعتقادات دینی مردم نقشهای است که استعمار برای خنثی سازی این عنصر در نظر گرفته است. جنبش ضد رژی با لغو کامل امتیاز رژی به پایان رسید اما مقدمهای شد برای نهضت بزرگتری به نام مشروطیت که در حدود 15 سال بعد از آن روی داد.