حسین مجتهدی: جامعهشناس ایرانی دکتر داور خیشاوندی بر این باور است که عبارت «ملی» چون ترجمه «National» است، احتمالاً «ملتی» بوده، در اثر تحول واژهشناختانه به «ملی» تبدیل شده است. باری آنچه به «ملت» و متعلقات آن بپردازد، «ملیگرایی» یا «ملتگرایی» نامیده میشود. برای ملتگرایی، چهار معنای خاص قائل شدهاند:
۱- گونهای از احساس وفاداری به ملتی خاص
۲- حفظ منافع ملت بهویژه هنگامی که پای رقابت یا منافع ملتهای دیگر در میان است.
۳- قائل شدن به اهمیت تعیینکننده برای صفات ویژه هر ملت
۴- کوشش برای حفظ فرهنگ ملی
این چهار معنا، ما را به سه حوزه خاص، رهنمون میسازد:
الف- منشاء مشترک،
ب- هویت مشترک،
پ- زمان و اهداف مشترک*
که مورد آخر، مبنای طبیعی دولت میشود و پدیده دولت - ملت را بنا مینهد. اینجاست که تعریف مدرن ملت خود را مینمایاند. ملت به عنوان گروهی از انسانها در محدودهای جغرافیایی یا تاریخی و فرهنگی مشترک که میخواهند مستقل از یک قدرت غیر، چه بشری چه غیربشری، قواعد و قوانینی بگذارند و امور خود را اداره کنند. پس در حقیقت، حاکمیت از لوازم ذات ملت است که با وضع قواعد و قوانینی به اصطلاح به خود حکومت میکند و خودمختار میشود. نخستین صفت ذاتی آن، تمایل به استقلال از قدرت غیرقانون است. از دیگر سو، خودآگاهی ملیاش که ریشه در میراث فرهنگی مشترک دارد، گرایش به ارزشهای عمومی و جهانی نظیر دموکراسی، آزادی و حقوق بشر مییابد. با نگاهی به تاریخ معاصر، در مییابیم که دکتر محمد مصدق در راستای متبلور ساختن ملتگرایی به معنای مدرن آن، از برجستهترین شخصیتهایی است که بیدریغترین و افزونترین تلاشها را مبذول داشته است که به چند م ورد آن در این نوشتار مختص اشاره میکنیم:
۱- تلاش برای پاسداشت قانون مستقل از قدرت غیر: هر چند یک سال پیش، پاکنازی نهضت مشروطه با استبدادخواهان به پیکار پرداختند و نظام سلطان- رعیتی را مغلوب قانون اساسی مشروطه ساختند، اما کوتاه زمانی پس از آن، رضاخان میرپنج قزاق، باسوادی شاهنشاهی استبدادی، مجلس موسسان را وادار کرد تغییر سلطنت را به تصویب برسانند که در آن جلسه نماینده زنجان آیتالله میرزا محمود زنجانی حاضر به دادن رای مثبت نشد. مجموعه اسناد مجلس موسسان برای تغییر سلطنت همراهی متن تبریکها توسط دانشگاه تهران به انتشار رسیده، موجود است. در چنین شرایطی مجلس شورای ملی نیز در وضعیتی بحرانی بود. روزی که بنا بود پیرامون این مساله گفتوگو شود، بسیاری از نمایندگان از بیم جان در مجلس حضور نیافتند، برخی سکوت پیشه ساختند و برخی همراهی را چارهساز یافتند. اما در این شرایط خفقان، دکتر محمد مصذق با باور قلبی به ملتگرایی، به تنهایی در برابر این اقدام قانونستیزانه ایستاد. پشت میز خطابه رفت. با خواندن شهادتین نشان داد که آماده پرداخت هزینه جانی است چرا که میدانست قزاقان با لباس شخصی در صندلی تماشاگران نشستهاند و آماده سرکوب هستند. آن جمله معروفش را که چون ارسالالمثل بر سر زبانهاست در این نطق بیان داشت که به توپچی یک عمر حقوق میدهند تا در یک زمان ضروری کارش را انجام دهد. از خونهای ریخته شده در نهضت مشروطه یاد کرد و آنگاه به صراحت، تندترین حملات کلامی را به رضاخان که خواهان رئیسالوزرایی و فرماندهی کل قوا به گونهای توامان بود، معطوف داشت. این رویه را در برابر فرزند او نیز حفظ کرد. هنگامی که دید محمدرضا و درباره به پشتوانه نیروهای نظامی انتظامی، قدرت نهادهای منتخب مردمی را به تحلیل و تضعیف میبرند، خواستار در اختیار گرفتن مدیریت این نیرو توسط دولت ملی خود شد، ایستادگی و پافشاری ورزید، با اعتراض مدنی (استعفا) و پشتبانی ملت در نهایت موفق شد که برای زمانی دست نهاد نامنتخب سلطنت را از قوای نظامی کوتاه سازد. و همه این تلاشها را در راستای قانون مستقل از قدرت غیر بود.
۲- گرایش به ارزشهای جهانی نظیر دموکراسی، آزادی و حقوق بشر: کارنامه او روشنتر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد. آزادی مطبوعات، احزاب، فعالیتهای سیاسی- اجتماعی، اجازه نقد او حتی تا جایی که به توهین و تهمت منجر میشود، آزادی بیان و پس از بیان، کوشش برای تعریف جرم سیاسی و همه و همه یکی از درخشانترین ادوار تاریخی ایرانزمین را از حیث توسعه سیاسی در زمان او رقم زد.
۳- اهتمام به منافع ملی: او برنامهای مدیرانه، سیاستی واقعگرایانه و دغدغهای ملتمدارانه توانست افکار عمومی جهانی را به گونهای با خود همراه سازد و در دادگاه بینالمللی لاهه نیز از جهت حقوقی پیروز شود. با وجود تمام تحریمها، به گونهای سیاست اقتصادی را سامان بخشید که با وجود اقتصاد منهای نفت، صاردات بر واردات افزون شود و توازن اقتصادی مثبتی پدید آید که در مقایسه با قبل و بعد دولت او به گونای شاخص برتر است. در زمان او با وجود کشمکشهای گسترده در عرصه سیاستهای خارجی، شاهد هیچگونه سرکوب سیاسی در داخل نیستیم.
۴- امنیت ملی: وقتی به مفهوم ملت به معنای مدرن آن نگریسته شود، آحاد آن هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارد و حاکمیت ملی برآمده از خواست عمومی آنها است، لذا احساس تبعیض و طرد و نادیده گرفته شدن منافع در میان آنها رشد نمیکند و این از مهمترین دستاوردهای ملتگرایی مردمسالارانه است. در زمان دکتر مصدق نیز با وجود تمام توطئههای بیگانگان، شاهد بلوا که از آن نغمه شوم جدایی خواهی استشمام شود، نیستیم. وزیر کشور او یکی از فرهیختهترین شخصیتهای علمی و دانشگاهی، بنیانگذار جامعهشناسی در ایران شادروان دکتر غلامحسین صدیقی بود. تبلور فرهنگ و خرد.
پشتوانه ملی او کافی بود که امور کشور از جهت داخلی با ناامنی و بلوا روبهرو نشود هر چند که ایران در آن زمان بهخاطر مساله نفت، در سطح جهان گرفتار چالشی بزرگ بود.