تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۸:۵۹  ، 
کد خبر : ۲۵۳۱۹

داستان یک تغییر استراتژی از تهدید به تعامل


دریاسالار ویلیام‌ فالون، زمانی که توسط بوش برای ریاست بر فرماندهی مرکزی آمریکا (سنت‌کام) انتخاب شده بود، در صحبتهایی شدیدا به مخالفت با افزایش ناوگان جنگی در خلیج‌فارس از 2 به 3 پرداخته بود و بنا به گفته منابع موثق، به‌ طور خصوصی هم اعلام کرده بود که تا زمانی که فرماندهی "سنت‌کام" را بر عهده داشته باشد، جنگی با ایران رخ نخواهد دارد [داد]. مقاومت فالون نسبت به افزایش ناوهای هواپیمابر از 2 به 3 تغییراتی را در سیاست بوش در برابر ایران در ماه‌های فوریه و مارس به وجود آورد و تیم بوش با فاصه گرفتن از تهدیدهای نظامی به تعامل سیاسی با ایران تمایل بیشتری نشان داد. این تغییر که بدون هیچ‌ گونه توضیحی از جانب مقامات سیاسی صورت گرفت، این فکر را به ذهن می‌رساند که مقاومت فالون در برابر افزایش نیروها، تاثیر عمده‌ای بر تفاوت دیدگاه‌ها در دولت آمریکا در زمینه سیاست این کشور در برابر ایران داشته است.

بنا به تحلیل "گرث‌ پورتر" تاریخ‌شناس و کارشناس امور امنیت ملی آمریکایی در خبرگزاری اینترپرس، حضور سومین ناو هواپیمابر در خلیج‌فارس یک عنصر کلیدی در استراتژی عمومی‌تری است که در سطوح بالاتر از آمریکا درباره آن بحث می‌‌‌شود. راهبردی که با یک ‌سری حرکت‌های نظامی،‌ چنین تلقین ‌شود که آمریکا خود را برای یک حمله نظامی آماده می‌کند.

مقاومت فالون در برابر افزایش حضور نظامی دریایی در خلیج‌فارس، تعجب دولت بوش را برانگیخت. فالون که پس از آن به فرماندهی مرکز قرماندهی اقیانوس‌ آرام آمریکا منصوب شد، پیوند زیادی با نیروی ‌دریایی- هوایی داشته است و ژانویه گذشته، رابرت‌گیتس- وزیر دفاع- با صحبت‌هایش این باور را تقویت کرد که انتصاب این فرد در راستای اقدام نظامی آمریکا علیه ایران است.

گیتس در توضیح دلیل برگزیدن فالون گفت: "اگر به این مساله توجه کنید که انتخاب‌هایی که آمریکا دارد، استفاده از نیروی‌ دریایی و هوایی است، مشخص می‌شود که بهترین فرد برای عهد‌‌ه‌داری این مسئولیت فالون است."

در همان زمان بود که در ماه دسامبر، شبکه تلویزیونی سی‌بی‌اس و روزنامه نیویورک‌تایمز اعلام کرده بودند که ناو هواپیمابر استینز و ناوهای جنگی همراهش، شش‌ هفته زودتر از زمان برنامه‌ریزی شده به خلیج‌فارس خواهند رفت تا با همزمانی حضورش با ناو هواپیمابر "آیز نهاور"، پیام روشنی به ایران بدهند.

اما این پایانی بر برنامه‌ریزی دولت آمریکا در افزایش حضور دریایی جهت‌ ترساندن ایران نبود. برنامه این بود که "یواس‌اس‌نیمیتز" و دیگر کشتی‌های همراهش طوری در ابتدای ماه آوریل در خلیج‌فارس حضور داشته باشند که 3 ناو هواپیمابر به‌ طور همزمان آنجا باشند.

دو منبع مطلع که این خبر را از مقامات بلند مرتبه دریافت کرده بودند، و مایکل‌هرش و مازیاربهاری از هفته‌نامه نیوزیوک در تاریخ 19فوریه اعلام کردند که احتمالاً سومین ناو هواپیمابر به خلیج‌فارس فرستاده می‌شود.

اگر این رویداد رخ می‌داد، به این معنا بود که حضور دریایی آمریکا به همان سطحی می‌رسید که با فرستادن لینکلن، کانستلیشن و کیتی- هاوک، در زمان رژیم صدام حملات اتفاق افتاده بود.

حضور هم‌زمان 3گروه ناو هواپیمابر، قسمتی از حمله به ایران نبود، بلکه تنها هدف این اقدام این بود که تهران به این باور برسد که اگر به غنی‌سازی اوارنیم ادامه دهد، دولت بوش آمادگی حمله نظامی را دارد.

طبق مطالب فاش شده توسط یکی از مسئولین پنتاگون، در جلسه‌ای که اواسط فوریه در حضور مقامات عالی غیرنظامی و به ریاست گیتس برگزار شد، بحث مفصلی درباره استراتژی ارعاب ایران انجام شد. طرح فوق شامل اقداماتی بود که این ذهنیت را در تهران ایجاد می‌کرد که تحرکات آمریکا در جهت آماده‌سازی برای جنگ- مشابه اقداماتی که به اشغال عراق در سال 2003 ختم شد- است.

اما فالون که قرار بود از تاریخ 16مارس عهده‌دار "سنت‌کام" شود، در پاسخ به این طرح پیشنهادی، جواب تندی داد و افزایش حضور دریایی آمریکا در خلیج‌فارس را توجیه‌ناپذیر دانست.

یکی از افرادی که متن جواب فالون را مشاهده کرده بود گفته است: "او پرسیده بود که به چه دلیلی باید یک ناو هواپیمابر دیگر به خلیج‌فارس فرستاد و تاکید کرده بود که نیاز نظامی به آن نیست."

عدم‌پذیرش این قصیه توسط فالون، بازتابی از مخالفت راسخش با حمله به ایران بود. مخالفتی که او حاضر شده آنرا حتی اگر به قیمت به خطر افتادن آینده شغلی‌اش تمام شود، ابراز کند. یکی از افرادی که در همان زمان با فالون ملاقات کرده بود و به شرط عدم فاش شدن نامش صحبت کرده است، از فالون نقل کرده است که حمله به ایران "تا زمانی که من مسئول باشم، رخ نخواهد داد".

هنگامی که از او سوال شده بود، چگونه با این اطمینان حرف می‌زند، گفته بود: "می‌دانی که من چطور عمل می‌کنم، من یک حرفه‌ای هستم." فالون در ادامه تاکید کرده بود که تنها نظر خودش نیست و "خیلی از ماها تلاش می‌کنیم احمق‌ها را سرجایشان بنشانیم."

مخالفت فالون در زمینه افزایش ناوهای هواپیمابر به سه‌، یکی از موانع مهم بر سر راه برنامه بود. طبق مقاله پیتربیکر در واشنگتن‌تایمز 20دسامبر، ژنرال جان‌ابی‌زید، کسی که فالون جانشین او در سنت‌کام شد، درخواستی رسمی برای این کار ارائه داده بود. اما بنا به گزارش بیکر، این اقدام ابی‌زید تنها به دلیل خواست کاخ‌سفید مبنی بر القای آماده‌سازی برای حمله به ایران بوده است.

معنای امتناع فالون در برابر درخواست‌ها برای این افزایش، بالا رفتن خطر سیاسی بود. دولت نیز به این نتیجه رسید که برنامه را اجرا نکند. اول آوریل، دو روز قبل از حرکت "نیمیتز" از سن‌دیئگو، سخنگویی از نیروی ‌دریای تایید کرد که نیمیتز جایگزین آیزنهاور خواهد شد و افزود: "هیچ برنامه‌ای برای همزمانی حضور آنها وجود ندارد."

به نظر می‌رسد که شکست در اجرای این برنامه دریایی، موقعیت چنی و دیگر "باز"های دولت که توانسته بودند بوش را قانع کنند که استراتژی تهدید قهری در برابر ایران اتخاذ کند را تضعیف کرد.

تنها پس از دو هفته از این رویداد، نشانه‌های تغییرات آشکار شد. 12ژانویه، کاندولیزارایس، وزیر خارجه آمریکا،‌ هر گونه مذاکره مستقیم با ایران قبل از تعلیق غنی‌سازی اورانیم را غیرممکن دانسته بود. اما در پایان فوریه، رایس مجوز تما‌س‌های دیپلماتیک سطح ‌بالا در راستای مذاکرات منطقه‌ای در بغداد درباره عراق را کسب کرده بود.

مقامات دولت آمریکا در پاسخ به نیویورک‌تایمز درباره دلیل این تغییر، ادعا کردند که "قدرت نفوذ" روی ایران پیدا کرده‌اند. اما اکنون واضح شده است که این حرف تنها پوششی برای عقب‌نشینی آمریکا از سیاستی تهاجمی است که قبلاً قصد انجام آن را داشتند.

طی ماه‌های مارس و آوریل، دولت بوش از استفاده از لحن تهاجمی خودداری کرد و وزارت‌ خارجه رسماً اعلام آمادگی کرد که با ایران تماس‌‌های دیپلماتیک داشته باشد. نتیجه آن، مذاکرات دو جانبه‌ای است که قرار است درباره عراق صورت گیرد. با وجود آنکه دیک‌چنی در هفته گذشته بر روی عرشه استینز در خلیج‌فارس دست به تهدید نظامی ایران زد، اما لااقل فعلاً، استراتژی تهدید به حمله نظامی برای تاثیرگذاری بر روی ایران، کنار گذاشته شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات