بابک مهدیزاده
* زمزمههایی مبنی بر تمایل برخی از گروهها در داخل دانشگاه نسبت به آغاز انقلاب فرهنگی شنیده میشود. نظر شما در خصوص انقلاب فرهنگی چیست؟
** اهداف اصلی تشکیل هر مرکز علمی ـ فنی ـ آموزشی در هر جای جهان مطابق شرایط فرهنگی ـ اجتماعی کشورها از سوی حاکمیت سیاسی طراحی و پیگیری میشود. در سال 1313 در اوج اختناق و استبداد رضاخان پهلوی و سلطه مطلق انگلستان بر مصادر امور فرهنگی ـ اقتصادی ـ نظامی ـ امنیتی ـ سیاسی ایران، دانشگاه تهران برای اغراض خاصی تاسیس شد که حذف دین و روحانیت از عرصههای اجتماعی، پرورش نیروی انسانی برای تثبیت سلطه انگلیس بر کشور و مهار جنبش استقلالطلبی و آزادیخواهی ملت از سوی پرورشیافتگان مکاتب فکری غرب، جزو برنامههای قطعی اقدام مشترک انگلیس و رضاخان به شمار میرفت. البته این سیاستگذاریهای انگلیسی از همان ابتدا توسط اساتید میهندوست و دانشجویان مسلمان به طور جدی به چالش کشیده میشد، آنچنان که انگلستان و شاهان دستنشانده آنها در ایران هرگز به طور کامل در اهداف استعماری و استبدادی خویش از طریق تاسیس دانشگاه موفق نشدند. پیروزی ملت آزادیخواه و استقلالطلب ایران در نهضت اسلامی خود در 22 بهمن 1357 تعریف نوینی از جایگاه دانشگاه در کشورمان را مطرح کرد و توجه مردم انقلابی ایران به دانشگاهیان خود همراه شد با انتظاراتی منطقی و عقلایی در راستای پیشرفت کشور و تامین استقلال علمی ـ فنی و فکری مملکت و رهایی از بیگانگان و سلطهطلبان غربی.
* پس با این وجود آیا علاوه بر انقلاب در ایران، انقلاب فرهنگی دومی نیز لازم بود؟
** وقتی جریانات باقیمانده از نسل فکری «انگلیسی ـ پهلوی» با عناوین و شعارهای رنگارنگ و فریبنده به حمایت از شوروی و آمریکا و دیگران در برابر آرمانهای ملی ـ اسلامی انقلاب ایستادند و حتی دانشگاه را به ستاد جنگ روانی و انبار تسلیحاتی علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی درآوردند، ضرورت قطعی یک تحول بنیادین به نام «انقلاب فرهنگی» در مجموعه دانشگاهها و نظام آموزش عالی کشور شکل گرفت. البته در آن زمان ـ خرداد 1359 ـ بنا به شرایط بحرانی چند صباحی دانشگاهها تعطیل شدند، زیرا عملا از چندی قبل هیچگونه فعالیت علمی ـ آموزشی نداشتند؛ لیکن پس از بازگشایی مجدد آنها تشکیل ستادی که بعدها به نام «شورای عالی انقلاب فرهنگی»، برای اصلاح امور فکری ـ فرهنگی ـ علمی دانشگاهها از میان مجموعه نخبگان دانشگاهی کشور ایجاد شد، مسوولیت پیشرفت تکاملی و ارتقای سطح فکری ـ فرهنگی دانشگاهیان و توسعه جایگاه و رشد تاثیرگذاری مثبت و روزافزون اساتید و دانشجویان را در عرصههای سرنوشتساز ملی برعهده گرفت که این ماموریت یک امر دائمی و همیشگی در نظام اسلامی باید تلقی شود؛ زیرا مقام عالم و دانشمند و نیز متعلم و دانشجو در فرهنگ اسلامی و ایرانی یک مقام والا و بینظیر است که ما هنوز فاصله زیادی با آن در پیشرو داریم.
* اما آیا دانشگاههای فعلی نیز نیاز به یک انقلاب فرهنگی دوباره دارند؟
** حرکت تکاملی و رو به رشد فرهنگی در مجموعه ارزشمند دانشگاههای کشور تا رسیدن به آرمانهای مقدس اسلام و جمهوری اسلامی لازمه پویایی و شکوفایی روزافزون این نهاد نخبهپرور ملت ماست. هیچ انسان متعالی و دانشمند و فرهنگدوستی برای پشرفت امور فرهنگی دانشگاهیان نقطه پایانی قائل نیست، زیرا رشد و تعالی همچون فطرت آدمی لایتناهی است.
* در شرایط فعلی صحبت از انقلاب فرهنگی چه تاثیراتی میتواند داشته باشد؟
** قطعا به شکوفایی استعدادها و پالایش عناصر ضدتکاملی در محیط علمی ـ فرهنگی دانشگاهها زمانی میتوان امیدوار شد که به ماندگاری ارزشهای فرهنگی ملت مسلمان ایران معتقد باشیم و با آیندهنگری و خیرخواهی برای ایرانیان و مسلمانان، از نوسازی معنوی جامعه خویش حمایت کنیم و در راستای ایجاد یک تمدن نوین بشری براساس دانایی و توانایی و معنویتگرایی کوشا باشیم.
* آیا شرایط فعلی همانند شرایط انقلابی سال 59 است که بتوان در دانشگاهها به انقلاب فرهنگی دست زد؟
** با توجه به توضیحات بنده به پرسش اول شما، نه. شرایط فعلی ما با وضعیت سالهای 9 ـ 1358 سنخیت دارد و نه مفهوم استمرار انقلاب فرهنگی در شرایط کنونی، تصویر سال 59 ـ 58 را در ذهن جامعه دانشگاهی و حتی در ذهن عامه مردم ما تداعی میکند.
* گفتهاند که دانشجویان باید بر سر اساتید سکولار فریاد بزنند. آیا چنین رفتاری صرف اینکه فلان استاد فلان عقیده را دارد درست است؟
** اگر دانشجویان مومن و آگاه ما در برابر یک عنصر شارلاتان و هرزه که لباس مقدس «استاد دانشگاه» را غصب کرده و به ناموس مسلمانان تجاوز میکند، اعتقادات دینی جامعه را مسخره میکند، حجاب از سر دختر مومن و پاکدامن برمیدارد و سلطه مجدد مثلث شیطانی آمریکا ـ انگلیس ـ اسرائیل بر ایران عزیز را القا و بلکه مطالبه میکند، سکوت کنند، آیا به حرمت دهها هزار استاد گرانقدر و نجیبزاده و با اصالت که مایه مباهات ملت ما هستند، ظلم نکردهاند؟ آیا از نظر شما تخریب عقاید الهی و تجاوز به حریم حرمتها، قانونشکنی و هرزهگرایی نیست؟ کدام انسان آزاده و شرافتمندی مایل است که با اندیشههای آمریکایی ـ انگلیسی، بحرانهای موجود در غرب (مثلا کشتار دانشجویان به دست دانشجویان) را در محیطهای دانشگاهی کشورمان به دست چند نفر از عناصر بیگانهگرا و حرمتشکن زمینهسازی کند؟
* بعضیها صحبت از اسلامی کردن دانشگاهها میکنند. آیا دانشگاههای ما معیارهای اسلامی را رعایت نمیکند که برخیها درصدد اسلامی کردن آنها هستند؟ و اصلا منظور از اسلامی کردن چیست و دانشگاههای ما تا چه حد به این معیار نزدیک هستند؟
** به نظر بنده اکثریت قاطع دانشگاهیان ایران از جمله بهترین و برترین قشر جامعه اسلامی ما هستند که اگر از وجود عناصر مزاحم و مفسد در امنیت قرار گیرند، هم شخصیت انسانی و ارزش علمی و مقام والای فرهنگی آنها در جامعه تجلی بیشتری خواهد یافت و هم تاثیرگذاری مستقیم و جدیتر در شکلگیری تمدن نوین اسلامی را برعهده خواهند گرفت. رسانههای ما هم در راستای تقویت جایگاه ممتاز دانشگاهیان، قطعا نمیتوانند از چند عنصر هتاک و حرمتشکن حمایت کنند یا مشوق آنها باشند.